امروز: چهارشنبه ۲۶-مهر-۱۳۹۶ / الأربعاء 28-محرم-1439 / Wednesday 2017-October-18

مناسبت روز
پیام سایت :

مقاله کاربرد فن آوری آموزشی در برنامه های آموزش رسمی کشور

مقاله کاربرد فن آوری آموزشی در برنامه های آموزش رسمی کشور

۱- مقدمه :

موضوع این مقاله ضرورت گنجاندن آموزش سواد رسانه ای در نظام آموزش و پرورش کشور است . چگونه می توان سواد رسانه ای را همه گیر کرد ؟ اعتقاد بر این است که که برای کسب مهارت سواد رسانه ای باید همانند سواد خواندن و نوشتن و یا ریشه کن کردن بی سوادی ، اقدامی ملی صورت پذیرد . یعنی به همان نسبت که مسئولان آموزشی نسبت به آموزش خواندن و نوشتن مردم احساس مسئولیت می کنند . باید مهارت آموزی در نحوه استفاده از انبوه اطلاعات را نیز سرلوحه کار خود قرار دهند . در حال حاضر هر روز شکاف بین افراد باسواد سنتی و آنان که توانایی کار با رایانه و استفاده از اطلاعات روزآمد را دارند ، بیشتر می شود . برای از بین بردن این فاصله و در واقع کمک به افراد جامعه ، باید کلاس های آموزشی ویژه و مداوم برای تمام افراد جامعه که درگیر تحقیق و آموزش هستند برگزار شود .

 
باتوجه به پیشرفت های به دست آمده در زمینه فناوری اطلاعاتی ، نحوه آموزش و ساختار آموزش باید به صورت اساسی و ریشه ای متحول شود .
استفاده از فناوری های متفاوت آموزشی برای آموزش بهتر و سریعتر باید سر لوحه کار مسئولان آموزشی قرار گیرد ، تا بتوان در حداقل زمان ممکن افراد بیشتری را از آموزشهای فراهم آمده بهره مند ساخت . امکانات رایانه ای و اینترنت روشهای متعدد آموزشی را فراهم آورده است که باید از آن برای آموزش همگانی و به ویژه سواد رسانه ای استفاده کرد . بنابراین خط و مشی ها و سیاست های آموزشی باید بر آموزش دانش آموزان و دانشجویان و همچنین عموم مردم در استفاده بهینه از امکانات اینترنتی قرار گیرد . در نهایت فرایند یادگیری جامعه باید اصلاح شود تا در دنیای متحول داخلی همگان بتوانند از امکانات و اطلاعات و یافته های بشری برای پیشرفت های بیشتر و دائمی استفاده کنند در این مقاله ضمن طرح مبانی نظری این استراتژی آموزشی بین آموزش سواد رسانه ای مواردی برای رسیدن به سواد اطلاعاتی عمومی که آموزش و پرورش مجری آن است پیشنهاد می گردد .

۲-طرح مسئله :

مدعای این مقاله این است که با توجه به مسئولیت خطیر آموزش و پرورش در ارتقاء و توسعه سواد اطلاعاتی به عنوان یک ضرورت انکار ناپذیر سیاست گذاران نتوانسته اند پروژه آموزشی سواد رسانه ای را در نظام آموزشی کشور به نحو شایسته ای بگنجانند هر چند کاربرد فناوری آموزشی در برنامه های آموزشی رسمی کشور از مدتهای پیش با هدف تسهیل در فرایند یاددهی و یادگیری رواج یافته است اما با تحولات و روندهایی که در رابطه بین جامعه و رسانه ها پدید آمده آیا توجه بیشتر و نگاه جدیدی که جامعه ما می تواند در برخورد با رسانه داشته باشد نمی طلبد ؟

۳- تعریف مفاهیم :

سواد رسانه ای : امروزه که زمان زیادی از سال ۲۰۰۰ نمی گذرد تعریف دیگری از «باسواد» فرا روی جوامع بشری قرار گرفته و آن «سواد رسانه ای» است . حتی مهارت استفاده از رایانه دیگر هدف نیست ، بلکه با سواد کسی است که بتواند از میان حجم زیاد اطلاعات موجود ، نیاز اطلاعاتی خود را شناسایی تجزیه وتحلیل و ترکیب کند ، موارد ناخواسته را کنار بگذارد و نهایتا به آنچه نیازمند است دست یابد . بارباراجی. فورد ( ایفلا ، ۱۹۹۴ ) معتقد است : در نیمه ی عصر انفجار اطلاعات ، توانایی دستیابی، بازیابی و ارزیابی اطلاعات باید به عنوان عامل برجسته ی تعریف سواد به شمار آید ، لذا سوا درسانه ای باید جزئی از تجربه آموزشی هر دانش آموز باشد .

۴- مبانی نظری

هر چند کاربرد فناوری آموزشی در برنامه های آموزشی رسمی کشور ، از مدتها پیش با هدف تسهیل در فرایند یاددهی و یادگیری رواج یافته است ، اما با افزایش اهمیت آموزش های غیر رسمی که گاه شکل و محتوای آموزش های رسمی را به چالش می طلبند ، توجه به منابع غیر رسمی جامعه پذیری دانش آموزان نیز ضرورت یافته است .
واقعیت این است که فناوری های اطلاعاتی و ارتباطاتی آنچنان با زندگی جدید عجین شده اند که نظام های آموزش و پرورش را به ایجاد و تقویت مهارتهای اساسی در دانش آموزان ، برای استفاده ی موثر و مفید از این مهارت ها واداشته اند . مهارتهایی که غالبا تحت عنوان سواد رسانه ای یا آموزش رسانه ای از آنها یاد می شود ، از مدتها پیش در برنامه ی آموزشی بسیاری از کشورها گنجانده شده اند . از آنچه که ضرورت آموزش رسانه ای را در دنیای امروز و فردا دو چندان می سازد ، تحولات و روندهایی است که در رابطه ی بین جامعه و رسانه ها پدید آمده اند .
لن مسترمن ، در کتاب خود تحت عنوان « آموزش رسانه » به هفت روند مهم اشاره می کند که هر یک از آنها به تنهایی می تواند ، ضمن توجیه آموزش رسانه ای ، این آموزش را از اولویت خاصی در نظام آموزش و پرورش هر کشور از جمله ایران برخوردار سازد . این روندها عبارتند از :

 نرخ بالای مصرف رسانه ای و اشباع رسانه ای جوامع معاصر :

آمارهای موجود حاکی از آن است که ساعات مصرف رسانه ای کودکان و نوجوانان ، به ویژه تلویزیون ، بازی های رایانه ای و اینترنت ، پیش از ساعات حضور آنها در مدرسه است . به علاوه ، خصلت همه جایی بودن رسانه ها باعث شده است که افراد در منزل ، محیط کار ، خیابان ، اتومبیل شخصی و سایر قرارگاههای اجتماعی ، در معرض پیام های ارتباطی قرار گیرند . حتی در پس زمینه ی فعالیت های روزمره آنها ، یعنی هنگام خوردن صبحانه ، ناهار یا شام و انجام وظایف منزل باز این رسانه ها هستند که محیط زندگی را با حضور فراگیر خود اشباع می کنند .

 افزایش اهمیت ایدئولوژیک رسانه ها :

رسانه ها ، اندیشه ها و ادراک انسانها را شکل می دهند نه تنها اطلاعاتی راجع به جهان در اختیار افراد قرار می دهند ، بلکه نحوه ی نگریستن به جهان را نیز از طریق ایفای کارکرد تعیین اولویت یا برجسته سازی اطلاعات تعیین می کنند . امروزه نقش اطلاعات در حفظ و تثبیت یا فروپاشی یک نظام اجتماعی بر هیچ کس پوشیده نیست . به همین دلیل است که کنترل وسایل اطلاع رسانی ، پایه ی اصلی قدرت سیاسی است . آموزش رسانه ای برای مقاومت در برابر اثرات ایدئولوژیک رسانه ها ، به ویژه رسانه های فرامرزی امری ضروری است .

 روند فزاینده ی مدیریت و تولید اطلاعات و اشاعه آن توسط رسانه ها :

تولید اطلاعات یکی از صنایع رو به رشد در اکثر جوامع امروزی است . شرکت های چندملیتی ، ادارات دولتی ، احزاب سیاسی ، نیروهای مسلح و حتی نهادهای کوچکی همچون شرکتها و دانشگاهها ، دارای اداره ای تحت عنوان روابط عمومی هستند .
صنعت روابط عمومی در ابتدای قرن بیستم و در پاسخ به حملات مطبوعات به شرکتهای تجاری بزرگ در آمریکا به وجود آمد .
امروزه روابط عمومی ها نقش مهمی در شکل گیری افکار عمومی و مهندسی رضایت در جوامع گوناگون ایفا می کنند . آموزش رسانه ای باید بتواند به تلاشهای تبلیغاتی صنعت روابط عمومی پاسخ های انتقادی بدهد . آموزش رسانه ای یکی از معدود ابزارهایی است که معلمان و دانش آموزان در اختیار دارند تا از آن برای به چالش طلبیدن نابرابری در زمینه ی آگاهی و قدرت که بین تولیدکنندگان و مصرف کنندگان اطلاعات وجود دارد استفاده کنند .

 افزایش حضور رسانه ها در فرایند اصلی مردم سالارانه :

امروزه رسانه ها به قلب فرایندهای مردم سالارانه در اکثر جوامع نفوذ کرده اند اگر در گذشته انتخابات عمومی در یک کشور رویدادی محسوب می شد که رسانه ها بر حسب اتفاق آن را پوشش خبری می دادند ، اینک چنین رویدادهایی به رویداد رسانه ای تبدیل شده اند . کمیت و کیفیت پخش مناظره ها ، سخنرانی ها و آگهی های تبلیغاتی کاندیداها ، از طریق رسانه ها به ویژه تلویزیون ، گواه این مدعاست. تلویزیون امروزه نقش مهمی در تصمیم گیری رای دهندگان شناور ایفا می کند . در بسیاری از جوامع غربی به جای تاکید بر مواضع احزاب نسبت به مسائل روز غالبا شخصیت و تصویر ایماژ آنها مورد توجه واقع می شود و برای رهبران حزبی ، همانند محصولاتی همچون صابون یا شامپو ، از طریق آگهی های تبلیغاتی بازاریابی صورت می گیرد . برنامه ی آموزش رسانه ای باید بتواند نقش تلویزیون ( و کلا رسانه ها ) رادر فرایندهای سیاسی تبیین کند . آموزش های سیاسی باید نگرش انتقادی به رویدادهای رسانه ای را در دانش آموزان تقویت کنند و از این طریق از مردم سالاری مشارکت جویانه محافظت کنند و قدرت تصمیم گیری و انتخاب عاقلانه را در آنها به وجود آورند .

 افزایش اهمیت ارتباطات و اطلاعات تصویری در همه ی حوزه ها :

هر چند امروزه حتی منابع مکتوب نیز خالی از تصویر و نمودار نیستند ، اما در مدرسه ، شیوه های ارتباطی عمدتا مکتوب است . این در حالی است که در خارج از مدرسه ، شیوه ی اصلی ارتباطات ، تصویری است . تلویزیون در هر جامعه ای مهم ترین منبع کسب اطلاعات برای دانش آموزان است ، هر چند ممکن است ، در همه ی جامعه ها معتبرترین منبع محسوب نشود . مدرسه ها دیر یا زود باید اهمیت ایجاد توانایی درک تصویرها را در دانش آموزان به رسمیت بشناسند . افزایش استفاده از دستگاه هایی مانند ویدیو در تدریس درسهایی مثل تاریخ و جغرافی ، اقتضا می کند که مهارتهای لازم در این زمینه به دانش آموزان تعلیم داده شود .

 اهمیت آموزش دانش آموزان برای تامین انتظارات و تقاضاهای آینده

کودکان امروز ، در چند دهه ی آینده ناچارند با مقتضایت جامعه ی اطلاعاتی زندگی کنند . از هم اکنون ضرورت دارد که توانایی ها و قابلیت های لازم برای زندگی و کار در چنین جامعه ای در دانش آموزان ایجاد شود . آنها باید بدانند ، رسانه ها نه منبع همه ی پلیدیها هستند و نه سرچشمه ی همه ی خوبی ها ، روزنامه نگاران مسئول و مردان و زنان رسانه ای آینده ، برای حفظ مردم سالاری ، به شهروندان مطلع ، آگاه و منتقد نیاز دارند ، همان گونه که این شهروندان نیز به چنین رسانه هایی در آینده نیاز خواهند داشت .

 افزایش فشارهای ملی و بین المللی برای خصوصی کردن اطلاعات :

حرکت به سمت جامعه ی اطلاعاتی ، یا جامعه ی دانایی ، یا جامعه ی شبکه ای که در آن ، اطلاعات مولفه ی اصلی اقتصادهای پیشرفته محسوب می شود ، به ویژه تحول در فناوری ارتباطات (ارتباطات اینترنتی ، انتشار الکترونیک ، پخش برنامه های ماهواره ای چندکانالی ، سیستم های کابلی متعامل ، سیستم های داده های تلویزیونی و استفاده از ویدیو کاست و لوح های فشرده ) پیامدهای آموزشی خاص را به همراه خواهد داشت . یکی از پیامدهای خصوصی شدن اطلاعات وتبدیل آن به کالا و در نتیجه به خطر افتادن آینده ی نظام های اطلاع رسانی عمومی ( دولتی ) و از جمله نظام آموزش و پرورش است . اگر فلسفه ی نهادهای آموزشی عمومی ( دولتی ) دسترسی آزاد و رایگان اطلاعات و پاسخگویی به مردم یک اصل است ، در نظام اطلاعاتی جدید ، دسترسی به اطلاعات به قدرت خرید و میزان کنترل اطلاعات بستگی دارد و پاسخگویی نسبت به بازار ، یک اصل محسوب می شود . در چنین بازاری ، تولید اطلاعات سودآور جای تولید اطلاعات مفید اجتماعی را خواهد گرفت . عده ای حتی هشدار می دهند که در آینده ممکن است ، مفهوم معلم منسوخ شود و شرکت های خصوصی همچون IBM جای نظام آموزش و پرورش عمومی را بگیرند ، مگر اینکه معلمان بتوانند دیگران را متقاعد سازند که آنها کاری فراتر از انتقال اطلاعات انجام می دهند و آن بسط آگاهی انتقادی است ، یعنی کاری که از عهده ی شرکتهای رایانه ای بین المللی بر نمی آید و فقط یک نظام آموزشی عمومی کاملا مستقل می تواند چنین وظیفه ای را به انجام برساند .

روندهای فوق الذکر که نشانه های آن ها کم و بیش در کشور ما نیز به خوبی دیده می شوند ، ایجاب می کند که طرح جامعه آموزش سواد رسانه ای هر چه سریع تر در مراجع عالی نظام آموزش و پرورش کشور تدوین و پس از بررسی های لازم در برنامه های درسی دوره های تحصیلی ابتدایی ، راهنمایی و متوسطه گنجانده شود .

۵- مسئولان آموزشی و سواد اطلاعاتی

چگونه می توان سواد اطلاعاتی را همه گیر کرد ؟ اعتقاد بر این است که برای کسب مهارت سواد اطلاعاتی باید همانند سواد خواندن و نوشتن و یا ریشه کن کردن بی سوادی ، اقدامی ملی صورت پذیرد . یعنی به همان نسبت که مسئولان آموزشی نسبت به آموزش خواندن و نوشتن مردم احساس مسئولیت می کنند ، باید مهارت آموزی در نحوه ی استفاده از انبوه اطلاعات را نیز سرلوحه ی کار خود قرار دهند .
در حال حاضر هر روز شکاف بین افراد باسواد سنتی و آنان که توانایی کار با رایانه و استفاده از اطلاعات روزآمد را دارند ، بیشتر می شود برای از بین بردن این فاصله و در واقع کمک به افراد جامعه ، باید کلاس های آموزشی ویژه و مداوم برای تمام افراد جامعه که درگیر تحقیق و آموزش هستند ، برگزار شود . آموزش مادام العمر باید از ضروریات ارتقای سطح علمی تمام افراد جامعه تلقی شود . نباید آموزش ، در دنیای بسیار متحول فعلی ، تنها به آموزش ابتدایی ، متوسطه و دانشگاهی محدود شود ، بلکه تمامی افراد جامعه باید درگیر نوعی آموزشی مادام العمر باشند و در مراحل گوناگون زندگی شغلی ، بنا به نیاز آموزش های لازم را ببینند .
با توجه به پیشرفت های به دست آمده در زمینه ی فناوری های اطلاعاتی ، نحوه ی آموزش و ساختار آموزش باید به صورت اساسی و ریشه ای متحول شود . استفاده از فناوری های متفاوت آموزشی برای آموزش بهتر و سریعتر باید سرلوحه ی کار مسئولان آموزشی قرار گیرد تا بتوان در حداقل زمان ممکن ، افراد بیشتری را از آموزش های فراهم آمده بهره مند ساخت . امکانات رایانه ای و اینترنت ، روشهای متعدد آموزشی را فراهم آورده است .که باید از آن برای آموزش همگانی و به ویژه آموزش سواد اطلاعاتی استفاده کرد .
بنابراین خط مشی ها و سیاست های آموزشی باید بر آموزش عموم مردم در استفاده بهینه از امکانات اینترنتی قرار گیرد . در نهایت ، فرایند یادگیری جامعه باید اصلاح شود تا در دنیای متحول فعلی ، همگان بتوانند از امکانات و اطلاعات و یافته های بشری ، برای پیشرفت های بیشتر و دائمی استفاده کنند .
اکنون باید دید که چه کسی و یا چه نهادی مسئول مستقیم این آموزش است ؟ البته پاسخ تا حدودی روشن است . مراکز آموزشی شامل آموزش و پرورش ، دانشگاهها و مراکز مختلف آموزشهای خصوصی ، باید این مسئولیت را بر عهده داشته باشند . ولی جدیت این نوع آموزش تا چه میزان در کشور ما احساس شده است ؟ واقعیت حاکی از آن این است که نهادهای آموزشی در این زمینه یا هیچ اقدامی انجام نداده اند و یا عملکرد آنها بسیار جزئی و کم رنگ بوده است . البته عدم جدیت مدیران آموزشی در این زمینه بیشتر ناشی از آن است که خود مدیران اهمیت نیاز به این نوع آموزش را به طور جدی احساس نکرده اند .
بنابراین ، ضمن اینکه نباید همه ی مسئولیت های را متوجه آموزش و پرورش دانست ، بلکه دیگر موسسات آموزشی نیز باید آموزش سواد اطلاعاتی را سرلوحه ی کار خود قرار دهند ، آموزش و پرورش باید گام های موثر و جدی تری را در گسترش و ارتقای سواد اطلاعاتی دانش آموزان در مقاطع گوناگون تحصیلی بردارند . البته خوشبختانه با راهیابی رایانه های شخصی به مدارس و سهولت دسترسی به اینترنت ، تعداد بیشتری از دانش آموزان استفاده از این امکانات را به صورت خودخوان و شخصی آموخته اند ، ولی نمی توان و نباید به این نوع آموزش زیاد متکی شد . آموزش و پرورش که سابقه ی طولانی در آموزش و ارتقای سحط علمی دانش آموزان این مرز و بوم داشته است ، باید با برنامه ریزی های مدون و مرحله ای ، از پایین ترین سطوح آموزشی این امر مهم را سرلوحه ی کار خود قرار دهد تا بتواند نقش فعال تری را دنیای متحول رو به رشد فعلی داشته باشد . در غیر این صورت با توجه به اینکه مراکز آموزشی و نوع و شکل بسیار با آموزش های سنتی و رو در رو و معلم محور متفاوت شده است ، سکان کشتی آموزشی از دست آموزش و پرورش کشور به درخواهد رفت . در این مسیر ، تجربه ی کشورهای پیشرفته و بعضی کشورهای در حال توسعه در مهار اطلاعات و استفاده ی بهینه از فناوری به دست آمده ، مغتنم خواهد بود . ضمنا موارد زیر برای رسیدن به سواد اطلاعاتی عمومی که آموزش و پرورش مجری آن است ، به این شرح پیشنهاد می شود .

۶-چند پیشنهاد به مجریان و سیاست گذاران

۱- تمام مدرسه ها و دبیرستان های کشور به سایت رایانه ای مناسب مجهز شوند .
۲- تمام مدرسه ها و دبیرستانهای کشور به شبکه ی اینترنت متصل شوند .
۳- با ایجاد پایگاه اطلاعاتی آموزش و پرورش کشور ، دسترسی به اطلاعات مربوط به دیگر پایگاههای اطلاعاتی آموزشی برای دانش آموزان فراهم آید .
۴- دانش رایانه ای نحوه ی استفاده از بانک های گوناگون اطلاعاتی جزو مواد امتحاناتی مقاطع و مدرسه های متعدد از جمله استعدادهای درخشان قرار گیرد .
۵- با هماهنگی لازم با سازمان سنجش و آموزش کشور ورود به دانشگاه را منوط به تسلط کامل به رایانه در جهت کسب سواد اطلاعاتی قرار دهند .
۶- از راههای متفاوت دانش آموزانی را که از سطح سواد اطلاعاتی بالاتری برخوردارند ، تشویق و بورسیه های تحصیلی خاصی را به آنان پیشنهاد کنند .
۷- نشریه ی اختصاصی حاوی مطالب روزآمد در سطح متفاوت آموزشی ، مساله ی ارتقا و گسترش سواد اطلاعاتی را بین دانش آموزان متقبل شود .
۸- با تشکیل کلاسهای فوق برنامه توانایی و مهارت آن دسته از دانش آموزان که رایانه ای شخصی در اختیار ندارند تقویت شود .
۹- امتیازات آموزشی ویژه ای را برای مدرسان فناوری اطلاعات قرار داد تا بقیه نیز نسبت به ارتقای سطح علمی و روزآمد کردن دانش خود اقدام کنند .
۱۰- با مشاوره ، نظرخواهی و استمداد از مراجع و مسئولان مذهبی کشور ، نسبت به تعیین راهکارهای استفاده از اینترنت اقدام شود تا خدای ناخواسته این حرکت باعث به خطرافتادن سلامت فکری دانش آموزان نشود .

چگونه می توان سواد رسانه ای را همه گیر کرد ؟ اعتقاد بر این است که که برای کسب مهارت سواد رسانه ای باید همانند سواد خواندن و نوشتن و یا ریشه کن کردن بی سوادی ، اقدامی ملی صورت پذیرد . یعنی به همان نسبت که مسئولان آموزشی نسبت به آموزش خواندن و نوشتن مردم احساس مسئولیت می کنند . باید مهارت آموزی در نحوه استفاده از انبوه اطلاعات را نیز سرلوحه کار خود قرار دهند . در حال حاضر هر روز شکاف بین افراد باسواد سنتی و آنان که توانایی کار با رایانه و استفاده از اطلاعات روزآمد را دارند ، بیشتر می شود . برای از بین بردن این فاصله و در واقع کمک به افراد جامعه ، باید کلاس های آموزشی ویژه و مداوم برای تمام افراد جامعه که درگیر تحقیق و آموزش هستند برگزار شود .
باتوجه به پیشرفت های به دست آمده در زمینه فناوری اطلاعاتی ، نحوه آموزش و ساختار آموزش باید به صورت اساسی و ریشه ای متحول شود .
استفاده از فناوری های متفاوت آموزشی برای آموزش بهتر و سریعتر باید سر لوحه کار مسئولان آموزشی قرار گیرد ، تا بتوان در حداقل زمان ممکن افراد بیشتری را از آموزشهای فراهم آمده بهره مند ساخت . امکانات رایانه ای و اینترنت روشهای متعدد آموزشی را فراهم آورده است که باید از آن برای آموزش همگانی و به ویژه سواد رسانه ای استفاده کرد . بنابراین خط و مشی ها و سیاست های آموزشی باید بر آموزش دانش آموزان و دانشجویان و همچنین عموم مردم در استفاده بهینه از امکانات اینترنتی قرار گیرد . در نهایت فرایند یادگیری جامعه باید اصلاح شود تا در دنیای متحول داخلی همگان بتوانند از امکانات و اطلاعات و یافته های بشری برای پیشرفت های بیشتر و دائمی استفاده کنند در این مقاله ضمن طرح مبانی نظری این استراتژی آموزشی بین آموزش سواد رسانه ای مواردی برای رسیدن به سواد اطلاعاتی عمومی که آموزش و پرورش مجری آن است پیشنهاد می گردد .

۲-طرح مسئله :
مدعای این مقاله این است که با توجه به مسئولیت خطیر آموزش و پرورش در ارتقاء و توسعه سواد اطلاعاتی به عنوان یک ضرورت انکار ناپذیر سیاست گذاران نتوانسته اند پروژه آموزشی سواد رسانه ای را در نظام آموزشی کشور به نحو شایسته ای بگنجانند هر چند کاربرد فناوری آموزشی در برنامه های آموزشی رسمی کشور از مدتهای پیش با هدف تسهیل در فرایند یاددهی و یادگیری رواج یافته است اما با تحولات و روندهایی که در رابطه بین جامعه و رسانه ها پدید آمده آیا توجه بیشتر و نگاه جدیدی که جامعه ما می تواند در برخورد با رسانه داشته باشد نمی طلبد ؟

۳- تعریف مفاهیم :
سواد رسانه ای : امروزه که زمان زیادی از سال ۲۰۰۰ نمی گذرد تعریف دیگری از «باسواد» فرا روی جوامع بشری قرار گرفته و آن «سواد رسانه ای» است . حتی مهارت استفاده از رایانه دیگر هدف نیست ، بلکه با سواد کسی است که بتواند از میان حجم زیاد اطلاعات موجود ، نیاز اطلاعاتی خود را شناسایی تجزیه وتحلیل و ترکیب کند ، موارد ناخواسته را کنار بگذارد و نهایتا به آنچه نیازمند است دست یابد . بارباراجی. فورد ( ایفلا ، ۱۹۹۴ ) معتقد است : در نیمه ی عصر انفجار اطلاعات ، توانایی دستیابی، بازیابی و ارزیابی اطلاعات باید به عنوان عامل برجسته ی تعریف سواد به شمار آید ، لذا سوا درسانه ای باید جزئی از تجربه آموزشی هر دانش آموز باشد .

۴- مبانی نظری
هر چند کاربرد فناوری آموزشی در برنامه های آموزشی رسمی کشور ، از مدتها پیش با هدف تسهیل در فرایند یاددهی و یادگیری رواج یافته است ، اما با افزایش اهمیت آموزش های غیر رسمی که گاه شکل و محتوای آموزش های رسمی را به چالش می طلبند ، توجه به منابع غیر رسمی جامعه پذیری دانش آموزان نیز ضرورت یافته است .
واقعیت این است که فناوری های اطلاعاتی و ارتباطاتی آنچنان با زندگی جدید عجین شده اند که نظام های آموزش و پرورش را به ایجاد و تقویت مهارتهای اساسی در دانش آموزان ، برای استفاده ی موثر و مفید از این مهارت ها واداشته اند . مهارتهایی که غالبا تحت عنوان سواد رسانه ای یا آموزش رسانه ای از آنها یاد می شود ، از مدتها پیش در برنامه ی آموزشی بسیاری از کشورها گنجانده شده اند . از آنچه که ضرورت آموزش رسانه ای را در دنیای امروز و فردا دو چندان می سازد ، تحولات و روندهایی است که در رابطه ی بین جامعه و رسانه ها پدید آمده اند .
لن مسترمن ، در کتاب خود تحت عنوان « آموزش رسانه » به هفت روند مهم اشاره می کند که هر یک از آنها به تنهایی می تواند ، ضمن توجیه آموزش رسانه ای ، این آموزش را از اولویت خاصی در نظام آموزش و پرورش هر کشور از جمله ایران برخوردار سازد . این روندها عبارتند از :

 نرخ بالای مصرف رسانه ای و اشباع رسانه ای جوامع معاصر :
آمارهای موجود حاکی از آن است که ساعات مصرف رسانه ای کودکان و نوجوانان ، به ویژه تلویزیون ، بازی های رایانه ای و اینترنت ، پیش از ساعات حضور آنها در مدرسه است . به علاوه ، خصلت همه جایی بودن رسانه ها باعث شده است که افراد در منزل ، محیط کار ، خیابان ، اتومبیل شخصی و سایر قرارگاههای اجتماعی ، در معرض پیام های ارتباطی قرار گیرند . حتی در پس زمینه ی فعالیت های روزمره آنها ، یعنی هنگام خوردن صبحانه ، ناهار یا شام و انجام وظایف منزل باز این رسانه ها هستند که محیط زندگی را با حضور فراگیر خود اشباع می کنند .

 افزایش اهمیت ایدئولوژیک رسانه ها :
رسانه ها ، اندیشه ها و ادراک انسانها را شکل می دهند نه تنها اطلاعاتی راجع به جهان در اختیار افراد قرار می دهند ، بلکه نحوه ی نگریستن به جهان را نیز از طریق ایفای کارکرد تعیین اولویت یا برجسته سازی اطلاعات تعیین می کنند . امروزه نقش اطلاعات در حفظ و تثبیت یا فروپاشی یک نظام اجتماعی بر هیچ کس پوشیده نیست . به همین دلیل است که کنترل وسایل اطلاع رسانی ، پایه ی اصلی قدرت سیاسی است . آموزش رسانه ای برای مقاومت در برابر اثرات ایدئولوژیک رسانه ها ، به ویژه رسانه های فرامرزی امری ضروری است .

 روند فزاینده ی مدیریت و تولید اطلاعات و اشاعه آن توسط رسانه ها :
تولید اطلاعات یکی از صنایع رو به رشد در اکثر جوامع امروزی است . شرکت های چندملیتی ، ادارات دولتی ، احزاب سیاسی ، نیروهای مسلح و حتی نهادهای کوچکی همچون شرکتها و دانشگاهها ، دارای اداره ای تحت عنوان روابط عمومی هستند .
صنعت روابط عمومی در ابتدای قرن بیستم و در پاسخ به حملات مطبوعات به شرکتهای تجاری بزرگ در آمریکا به وجود آمد .
امروزه روابط عمومی ها نقش مهمی در شکل گیری افکار عمومی و مهندسی رضایت در جوامع گوناگون ایفا می کنند . آموزش رسانه ای باید بتواند به تلاشهای تبلیغاتی صنعت روابط عمومی پاسخ های انتقادی بدهد . آموزش رسانه ای یکی از معدود ابزارهایی است که معلمان و دانش آموزان در اختیار دارند تا از آن برای به چالش طلبیدن نابرابری در زمینه ی آگاهی و قدرت که بین تولیدکنندگان و مصرف کنندگان اطلاعات وجود دارد استفاده کنند .

 افزایش حضور رسانه ها در فرایند اصلی مردم سالارانه :
امروزه رسانه ها به قلب فرایندهای مردم سالارانه در اکثر جوامع نفوذ کرده اند اگر در گذشته انتخابات عمومی در یک کشور رویدادی محسوب می شد که رسانه ها بر حسب اتفاق آن را پوشش خبری می دادند ، اینک چنین رویدادهایی به رویداد رسانه ای تبدیل شده اند . کمیت و کیفیت پخش مناظره ها ، سخنرانی ها و آگهی های تبلیغاتی کاندیداها ، از طریق رسانه ها به ویژه تلویزیون ، گواه این مدعاست. تلویزیون امروزه نقش مهمی در تصمیم گیری رای دهندگان شناور ایفا می کند . در بسیاری از جوامع غربی به جای تاکید بر مواضع احزاب نسبت به مسائل روز غالبا شخصیت و تصویر ایماژ آنها مورد توجه واقع می شود و برای رهبران حزبی ، همانند محصولاتی همچون صابون یا شامپو ، از طریق آگهی های تبلیغاتی بازاریابی صورت می گیرد . برنامه ی آموزش رسانه ای باید بتواند نقش تلویزیون ( و کلا رسانه ها ) رادر فرایندهای سیاسی تبیین کند . آموزش های سیاسی باید نگرش انتقادی به رویدادهای رسانه ای را در دانش آموزان تقویت کنند و از این طریق از مردم سالاری مشارکت جویانه محافظت کنند و قدرت تصمیم گیری و انتخاب عاقلانه را در آنها به وجود آورند .

 افزایش اهمیت ارتباطات و اطلاعات تصویری در همه ی حوزه ها :
هر چند امروزه حتی منابع مکتوب نیز خالی از تصویر و نمودار نیستند ، اما در مدرسه ، شیوه های ارتباطی عمدتا مکتوب است . این در حالی است که در خارج از مدرسه ، شیوه ی اصلی ارتباطات ، تصویری است . تلویزیون در هر جامعه ای مهم ترین منبع کسب اطلاعات برای دانش آموزان است ، هر چند ممکن است ، در همه ی جامعه ها معتبرترین منبع محسوب نشود . مدرسه ها دیر یا زود باید اهمیت ایجاد توانایی درک تصویرها را در دانش آموزان به رسمیت بشناسند . افزایش استفاده از دستگاه هایی مانند ویدیو در تدریس درسهایی مثل تاریخ و جغرافی ، اقتضا می کند که مهارتهای لازم در این زمینه به دانش آموزان تعلیم داده شود .

 اهمیت آموزش دانش آموزان برای تامین انتظارات و تقاضاهای آینده
کودکان امروز ، در چند دهه ی آینده ناچارند با مقتضایت جامعه ی اطلاعاتی زندگی کنند . از هم اکنون ضرورت دارد که توانایی ها و قابلیت های لازم برای زندگی و کار در چنین جامعه ای در دانش آموزان ایجاد شود . آنها باید بدانند ، رسانه ها نه منبع همه ی پلیدیها هستند و نه سرچشمه ی همه ی خوبی ها ، روزنامه نگاران مسئول و مردان و زنان رسانه ای آینده ، برای حفظ مردم سالاری ، به شهروندان مطلع ، آگاه و منتقد نیاز دارند ، همان گونه که این شهروندان نیز به چنین رسانه هایی در آینده نیاز خواهند داشت .

 افزایش فشارهای ملی و بین المللی برای خصوصی کردن اطلاعات :
حرکت به سمت جامعه ی اطلاعاتی ، یا جامعه ی دانایی ، یا جامعه ی شبکه ای که در آن ، اطلاعات مولفه ی اصلی اقتصادهای پیشرفته محسوب می شود ، به ویژه تحول در فناوری ارتباطات (ارتباطات اینترنتی ، انتشار الکترونیک ، پخش برنامه های ماهواره ای چندکانالی ، سیستم های کابلی متعامل ، سیستم های داده های تلویزیونی و استفاده از ویدیو کاست و لوح های فشرده ) پیامدهای آموزشی خاص را به همراه خواهد داشت . یکی از پیامدهای خصوصی شدن اطلاعات وتبدیل آن به کالا و در نتیجه به خطر افتادن آینده ی نظام های اطلاع رسانی عمومی ( دولتی ) و از جمله نظام آموزش و پرورش است . اگر فلسفه ی نهادهای آموزشی عمومی ( دولتی ) دسترسی آزاد و رایگان اطلاعات و پاسخگویی به مردم یک اصل است ، در نظام اطلاعاتی جدید ، دسترسی به اطلاعات به قدرت خرید و میزان کنترل اطلاعات بستگی دارد و پاسخگویی نسبت به بازار ، یک اصل محسوب می شود . در چنین بازاری ، تولید اطلاعات سودآور جای تولید اطلاعات مفید اجتماعی را خواهد گرفت . عده ای حتی هشدار می دهند که در آینده ممکن است ، مفهوم معلم منسوخ شود و شرکت های خصوصی همچون IBM جای نظام آموزش و پرورش عمومی را بگیرند ، مگر اینکه معلمان بتوانند دیگران را متقاعد سازند که آنها کاری فراتر از انتقال اطلاعات انجام می دهند و آن بسط آگاهی انتقادی است ، یعنی کاری که از عهده ی شرکتهای رایانه ای بین المللی بر نمی آید و فقط یک نظام آموزشی عمومی کاملا مستقل می تواند چنین وظیفه ای را به انجام برساند .
روندهای فوق الذکر که نشانه های آن ها کم و بیش در کشور ما نیز به خوبی دیده می شوند ، ایجاب می کند که طرح جامعه آموزش سواد رسانه ای هر چه سریع تر در مراجع عالی نظام آموزش و پرورش کشور تدوین و پس از بررسی های لازم در برنامه های درسی دوره های تحصیلی ابتدایی ، راهنمایی و متوسطه گنجانده شود .

۵-ضرورت اصلاح و بهبود نظام آموزشی

امروزه ، در آموزش و پرورش ما ، نظر غالب این است که آموزش در مدارس حافظه مدار است، یعنی دانش آموزان برای نمره درس می خوانند و چون نمره گرفتند ، مطالعه را به کلی کنار می گذارند و آنچه را هم که حفظ کرده اند به سبب عدم کارایی در زندگی روزمره به تدریج و خود به خود فراموش می کنند . این نظر را به گونه ای دیگر هم می توان بیان کرد :
آموخته های دانش آموزان سطحی است ، تعمق و تفکر در شیوه های یاددهی و یادگیری بسیار اندک است دانش آموزان اغلب آنچه را که در مدرسه حفظ می کنند در زندگی واقعی و خارج از مدرسه دوباره باید یاد بگیرند. بدون شک این امر هم پرهزینه است و هم زمان بر . البته واقعیت این است که همه ی کشورها با این مشکل روبرو بوده اند و یا روبرو هستند ، زیرا ریشه ی این مشکل در شیوه ها و رویکردهای آموزش سنتی نفهته است . در نظام های آموزشی مبتنی بر مکتب روان شناسی رفتاری ، معلم اصل و محور آموزش است . از این رو مسئولیت یادگیری دانش آموزان بر عهده اوست . در حقیقت ، این معلم است که دانش و معلومات را مستقیما به دانش آموزان منتقل می کند و دانش آموز بی چون و چرا موظف است آنچه را که معلم می گوید و شرح می دهد به همان ترتیب حفظ کند . و چون ملاک یادگیری ارائه ی مطالب به صورت کتبی ، شفاهی و یا تقلیدی است ارزشیابی از پیشرفت تحصیلی دانش آموزان هم نتیجه محور است . در این روش ایجاد شناخت و تحقق یادگیری از طریق کشف واقعیت ها ، تجزیه و تحلیل اطلاعات ، تصور ، تفحص ، استنباط ، فرضیه سازی ، خلاقیت و نظایر آن انجام نمی گیرد ، زیرا این گونه فعالیت ها به کارکرد ذهن آدمی مربوط می شود و مکتب رفتارگرا هم ذهن را جعبه ای سیاه تلقی می کند که دسترسی به آن را غیر ضروری می داند و به جای آن رفتارهای قابل مشاهده یادگیرنده را ملاک یادگیری می داند .
پیروان این مکتب معتقدند که معلم هم تجربه دارد و هم گنیجنه ی علم و دانش است بنابراین او صلاح دانش آموز را بهتر تشخیص می دهد و آنچه که آموزش می دهد ، به نفع اوست که آنها را عینا حفظ کند . و در مواقع لازم به همان شکل ارائه دهد . این دیدگاه به یادگیری تا اواخر سال ۱۹۵۰ بر تعلیم و تربیت حاکم بود . اما در این مدت مسائلی در تحقیقات روان شناسی یادگیری پیش آمد که مکتب رفتارگرایی نتوانست به آنها پاسخ بدهد . از سوی دیگر ، یافته های روان شناسی یادگیری درباره کارکرد مغز سبب شد که چگونگی یادگیری و عملکرد مغز هر چه بیشتر مورد توجه روان شناسان قرار گیرد و به این ترتیب در حوزه تعلیم و تربیت ، مکتب جدیدی به نام روانشناسی شناختی ظاهر شد .
در این مکتب ، شناسایی انواع فعالیت های ذهنی توانمندی و قابلیت ذهن آدمی در ایجاد دانش و کشف راه حل های جدید بسیار مورد تاکید است . به دیگر سخن صاحب نظران مکتب شناختی معتقدند که آدمی از طریق حواس پنجگانه اطلاعات را از محیط دریافت می کند و آن را در حافظه اش شناسایی و درک می کند بر اثر تکرار درک و فهم ، تجربه حاصل می شود و تجربه شناخت را که پایه و اساس یادگیری است ، به وجود می آورد . بنابراین یادگیری از دیدگاه مکتب شناختی ، حفظ مطالب نیست ، بلکه شناختی است که دانش آموز شخصا از طریق دریافت اطلاعات و پردازش آن در مغز خود به دست می آورد . با توجه به کارایی موثر این نگرش در آموزش بود که کشورهای پیشرفته « یادگیری » را هدف و محور فعالیتهای آموزشی و پرورشی خود قرار دادند و به اصطلاح برنامه های درسی و آموزشی در این کشورها به شیوه ی دانش آموز مداری طراحی شد و معلمان هم تلاش کردند شیوه های آموزشی خود را بر اساس شیوه های یادگیری و کارکرد مغز تنظیم کنند و از رسانه ها و نرم افزارهای فناوری اطلاعات که اغلب بر مبنای تفاوت های فردی و شیوه های گوناگون یادگیری تولید شده اند ، بیشتر استفاده کنند .
فناوری اطلاعات در آموزش ابزاری است که برپایه ی نظریات مکتب روان شناختی تنظیم شده است . از این رو معلمان می توانند با استفاده از فناوری اطلاعات فعالیت های آموزشی خود را بر اساس شیوه های یادگیری و مطابق با عملکردهای مغز ، طراحی کنند و به سوی فناوری یادگیری و بهره گیری از شیوه های جدید آموزشی ( مانند آموزش مجازی – آموزش الکترونیکی ، مدراس هوشمند ، آموزش دیجیتالی ) که همه مبتنی بر اصول و نظریات یادگیری شناختی ، فراشناختی و ساخت گرایی است ، به سرعت گام بردارند .
شیوه های جدید آموزشی ، به ویژه دنیای آموزش مجازی ، وظایف معلم ، دانش آموز ، ساختار محتوا و شیوه های ارزشیابی را به کلی تغییر داده و متحول کرده است ، به طوری که امروزه ، مشکل دسترسی به اطلاعات در هر زمان و مکانی برای هر سن و سال و هر فردی با ویژگی خاصی خود ، به گونه ای موثر حل شده است . چنین نگرش و کارایی در آموزش سبب شد که قلمرو فناوری آموزش از محدوده ی هدفهای رفتاری که در آن محدود و محصور بود ، خارج شود و بسیار گسترده و جامع توسعه یابد ، به طوری که امروزه آموزش و یادگیری علوم و فنون از طریق دنیای مجازی و آموزش الکترونیکی در اقصی نقاط گیتی برای همه با هر نوع علایق و توانایی امکان پذیر شده است .
می گویند چند دهه پیش ، وقتی ژاپنی ها به اهمیت و کارایی فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش پی بردند ، برای رهایی از نظام آموزش سنتی و شیوه ی معلم مداری ، دست به ابتکار جالبی زدند . وزارت آموزش و پرورش پس از بررسی جوانب کار ، به این نتیجه رسید که آموزش رایانه ( ابزار اصلی فناوری اطلاعات ) به معلمان از طریق دوره های آموزش ضمن خدمت نه تنها سالها طول می کشد و بسیار پرهزینه است ، بلکه در کوتاه مدت هم تحولی در آموزش و پرورش ایجاد نخواهد کرد . از این رو وزارت آموزش و پرورش اعلام کرد هر دانش آموزی که کار با رایانه را به معلم خود آموزش بدهد ، یک دستگاه کامپیوتر جایزه خواهد گرفت . به این ترتیب فعالیت چشمگیری در آموزش و پرورش برای یادگیری رایانه به راه افتاد و اکنون ژاپن یکی از کشورهای پیشرفته در تعلیم و تربیت در جهان به حساب می آید که توانسته است از فناوری اطلاعات و ارتباطات به شیوه ای منطقی ، مناسب و موثر در آموزش استفاده کند .

۶-آموزش مبتنی بر فناوری اطلاعات در مدارس ایران
باوجود پذیرش بی قید و شرط نرم افزارها و تکنولوژی ها تازه و روزآمد جهانی، متاسفانه جامعه ایرانی در جنبش نرم افزاری و تولید علم و فناوری نه تنها حساس نشده بلکه به فناوری اطلاعاتی تحریک نیز نشده است، چه بسا در بسیاری از موارد، به سکون ذهنی مبتلا شده ایم. بدین منظور همانگونه که در اظهار نظر کارشناسان و خبرگان تکنولوژیست آموزشی کشورمان خواهد آمد، این تحریک جمعی برای تفکر ، خلاقیت ، کارآفرینی و نوآوری نیازمند اقدامی بزرگ و ملی است تا عقب ماندگی های حاصل از نگاه سنتی در مقوله مهم آموزش کشور را جبران نماید

۷-یادگیری الکترونیکی یک پدیده نو
یادگیری الکترونیکی با اینکه یک پدیده جدید در حیطه آموزش و پرورش و مطالعات فرایند یاددهی یادگیری فناوری اطلاعات می شود، گسترش غیرمنتظره ای در جهان پیدا کرده است. زیرا این نوع یادگیری فرصت مناسبی از طریق ایجاد جامعه نوینی از یادگیرندگان برای نظام های آموزشی رسمی و غیر رسمی فراهم کرده است تا اعضای آن به صورت برخط (online) یا نا برخط (offline) به یاددهی – یادگیری تعاملی مشارکتی بپردازند. یکی از اصلی ترین شاخه ها در آموزش الکترونیکی ، آموزش مبتنی بر فناوری اطلاعات است.
این نوع یادگیری که بر پایه استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات و شبکه های رایانه ای جهانی شکل گرفته است، فرصت جدیدی برای رشد و توسعه مدارس، آموزشگاههای فنی و حرفه ای و دانشگاهها به ویژه درسطح تحصیلات تکمیلی فراهم ساخته تا دست اندرکاران آموزش وپژوهش بتوانند دست آوردها ، تجارب، اسناد ومدارک علمی ویافته های پژوهشی خود را در سطح ملی فناوری اطلاعاتین المللی مبادله کنند ویا حتی به طراحی مواد آموزشی واجرای طرح های پژوهشی مشترک دست بزنند .اما شرط موفقیت این حرکت رو به گسترش چیست؟
بسیاری عقیده دارند شرط اجرای موفقیت آمیز آن این است که بر پایه نتایج تحقیقات تربیتی و روان شناسی و تجارب بین المللی در زمینه علوم تربیتی و ملاحظات پداگوژیکی انجام پذیرد.
یاد دهی- یاد گیری فرایندی است که تاریخ تحول گسترده وپیچیده ای را پشت سر گذاشته است.عوامل بنیادی این فرایند همان یاد دهنده(معلم) و یادگیرنده (شاگرد) است. رابطه این دو به صورت پویا با به کارگیری واسطه های آموزشی، مانند گفتار شفاهی و سخنرانی، متون نوشتاری و چاپی و امروزه آموزش افزارهای الکترونیکی برقرار می شود تا محتوای اصلی آموختنی ها، یعنی دانش، مهارت و ارزش از یکی به دیگری انتقال یاید دریک فرایند تعاملی مبادله گردد. البته در اینکه یادگیری چگونه و تحت چه شرایطی صورت می گیرد بین روانشناسان اختلاف نظر وجود دارد و بر همین اساس نظریه های گوناگونی در مورد یادگیری و چگونگی آن وجود دارد

۸-اهمیت و ضرورت پژوهش

توانائی آموزش الکترونیکی برای کمک به همگانی کردن امر تعلیم و تربیت، به وجود آوردن فرصتهای آموزشی، رفع نابرابری های آموزشی و تکمیل برنامه های مدرسه و دانشگاه بسیار ضروری می باشد.
دکتر محمدحسن امیرتیموری در این خصوص معتقد است که در کشورمان عمده استفاده از این تکنولوژی در قالب CD و نرم افزار آموزشی ارائه می شود که اغلب شرکتهایی مبادرت به این کار می کنند که کمتر از کارشناسان امر (تکنولوژیست آموزشی یا روانشناس تربیتی) بهره می برند، آنها با استفاده از توانایی خود نسبت به ابزار رایانه ای خود، دست به تولید آن می زنند.
وی می افزاید: در چنین فضایی دانشجویان و محققان متخصص در این زمینه متاسفانه از ابزار مربوط به ساخت چنین نرم افزارهایی بی بهره هستند و متحمل هزینه هایی گزاف می شوند. باید پذیرفت که جای طراحی آموزش مبتنی بر فناوری اطلاعات و ITC در نظام رو به رشد آموزشی کشور خالی است.
این استاد تکنولوژیست آموزشی کشورمان به سازندگان و طراحان نرم افزارهای آموزشی پیشنهاد می کند از نیروهای متخصص و آموزش دیده بیشتر استفاده کنند.
اکنون طیف وسیعی از جویندگان علم را می توان با استفاده از این امکانات تحت پوشش شبکه آموزشی درآورد بر خلاف روشهای سنتی و معمول در آموزش ، بدون نیاز به شرکت در کلاسهای حضوری ، در هر نقطه از دنیا می توان آموزشهای علمی را به مرحله اجرا در آورداند.

استفاده از اینترنت و نرم افزارهای آموزشی مناسب، امکان برگزاری دوره های مختلف آموزشی را در سطوح مختلف به صورت مجازی و مطابق با استانداردهای آموزشی فراهم می سازد. با استفاده از اینترنت و تجهیزات چند رسانه ای می توان بسیاری از بازماندگان از تحصیل را یاری نمود. در آموزش مبتنی بر فناوری اطلاعات می توان با قرار دادن متون روی شبکه اینترنت و استفاده از اسلاید ، فایلهای صوتی و تصویری، اتاق های گفتگو و نظایر آن ، آموزش مفاهیم درسی را ساده تر کرد.
همچنین از مزایای دیگر این نوع آموزش امکان دسترسی به کتابخانه های دیجیتالی و امکان جستجو سریع در سایتهای مختلف در حین مطالعه است، که این امر باعث صرفه جویی در وقت و هزینه ها می گردد.
دکتر داریوش نوروزی استاد دانشگاه علامه طباطبایی نیز اعتقاد دارد با توجه به روند رو به رشد تکنولوژی آموزشی نباید از شتاب آن غافل شد و فرصتی برای بیشتر عقب ماندن نداریم، اگرچه مباحث اخلاقی و متناسب با ظرفیتهای فرهنگی دانش آموزان ایرانی در شماری از این نرم افزارها کمتر دیده می شود اما باید در تطابق بیشتر آن با استفاده از نظر کارشناسان امر، تلاش کنیم.
استاد تکنولوژی آموزشی کشورمان با تصریح بر این که همه متخصصان و صاحب نظران برای خدمت به کشور همدل و یکصدا با مسئولان هستند، از آمادگی جوانان متخصص و تکنولوژیست آموزشی در این زمینه خبر داد.
وی می گوید: در زمینه تحقیق دانشجویان عرصه چندان مساعد نیست و همکاری دانشگاه با مدارس باید بیش از پیش باشد، در همین پایان نامه (پایان نامه آقای اصلانی) حتما متوجه شده اید که ایشان مجبور است بخاطر نبود امکانات رایانه ای در مدارس، چندین فرصت را از دست بدهد تا نتواند جامعه وسیعتری از دانش آموزان مورد پژوهش و بررسی قرار دهد.
دکتر نوروزی می افزاید: رسانه های کشور در این عرصه مهم و حیاتی باید در کنار مجموعه سیستم آموزشی کشور باشند تا نتیجه مطلفناوری اطلاعات سریعتر فراهم گردد.
وی با خطاب قرار دادن اولیاء دانش آموزان متذکر می شود که با کاستن هزینه های غیرضرور، برای خانه های خود کتابخانه و دستگاههای رایانه تهیه کنند تا فرزندانشان با استفاده صحیح تر و به روز این امکانات، آموزشهای موثری را کسب کنند.
با تقسیم مطالب درسی به طور منطقی به بخشهای مجزا و کم حجم، سرعت یادگیری افزایش می یابد. اساتید و فراگیران نیز در کلاسهای مجازی به صورت online با یکدیگر در ارتباطند و امکان گفتگو از طریق متن و شنیدن صدای استاد نیز وجود دارد.فراگیران نیز می توانند از طریق پست الکترونیکی یا ارتباط online پرسشهای خود را مطرح می کنند.
در هر کشوری مؤسسات آموزش الکترونیکی، بنا به مقتضیات آموزشی خاص آن کشور تأسیس شده اند. در کشور ما کثرت داوطلبان تحصیل در دانشگاه، نیاز به تربیت کادر آموزش مدارس و ایجاد فرصت ادامه تحصیلی برای کارمندان، در تأسیس و راه اندازی مؤسسات آموزش الکترونیکی نقش اساسی داشته است. هم اکنون در کشور سه میلیون و صد و سی پنج هزار نفر در سنین ۱۱ تا ۱۷ ساله بازمانده از تحصیل داریم (نقل از: روزنامه هموطن سلام) و جمعیت کثیری نیز در انتظار ورود به دانشگاهها هستند.
راه حل مناسب جهت رفع این مشکل آموزش فناوری اطلاعات محور در کنار آموزش سنتی است. اما قبل از هر عملی باید به رفع مسائل و مشکلات در خصوص توسعه این نوع از آموزش پرداخت. عدم تدوین محتوای آموزشی که بر اساس نظریات روانشناسان آموزشی و استفاده از یافته های تکنولوژی آموزشی شکل گرفته باشد، از بزرگترین نقایص آموزش مبتنی بر فناوری اطلاعات در ایران است. از این رو وظیفه متخصصان علوم تربیتی و بخصوص تکنولوژیستهای آموزشی است که با انجام تحقیقات و پژوهشهای مکفی در این زمینه، در جهت غنی سازی محتوای آموزش مبتنی بر فناوری اطلاعات گام بردارند.
خانم دکتر رحمانی استاد دانشگاه و پژوهشگر در زمینه تکنولوژی آموزشی نیز تصریح می کند که با سرمایه گذاری در بخش تجهیزات فنی، قادر خواهیم بود ضریب موفقیت پژوهشهای علمی را افزایش دهیم، باید شرایطی فراهم شود تا نگاه مسئولان نیز به این عرصه دقیق تر و موثرتر باشد.
وی در پاسخ به این پرسش که شرایط فعلی کشور و نگاه مسئولان به کار پژوهشی دانشجویان و محققان چگونه است، تاکید می کند که اگر این اعتماد و اعتقاد به کار نباشد، قدر مسلم کارهای بزرگ انجام نخواهد شد و خوشبختانه در مواردی حتی مدیران، ضرورت این تجهیز را مورد تاکید نیز قرار داده اند

۹-فرایند های یادگیری و نقش تکنولوژی اطلاعات در مدارس ایران

نقش توجه وقصد یادگیری در فراگیری شناخت اهمیت ویژه ای دارد.نقش کنش دانش آموز در فراگیری شناختی کاملآ به نوع دانشی که قرار است فرا گرفته شود بستگی دارد. هر اکتسابی متضمن پردازش فعال اطلاعات در ذهن دانش آموز است. از این رو هیچ نوعی از یادگیری غیر فعال نیست.ممکن است دانش بیانی از طریق تجارب معمول با کار در دنیای ریزپردازنده ها و مشاهده وپردازش اطلاعات ارائه شده فراگرفته شود.
پاره ای از روشهای جدید آموزشی به منظور بهره گیری از یادگیری ارادی وانگیزشی سعی در تحریک کیفیت دقت خود انگیخته دانش آموز دارد.روشهای جدید به طرق گوناگون در محیط یادگیری دانش آموز دخل و تصرف می کند. تکنولوژی جدید پدیدآمدن موقعیتهایی را که به طور اخص برای برانگیختن توجه و انگیزه طراحی شده باشد ممکن می سازد.
افراد انسانی برای کسب قابلیت های لازم برای زندگی در قرن بیست و یکم ـ که مملو از فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی است ـ باید علاوه بر یادگیری موضوعات نظری و تخصصی یعنی کسب سواد عمومی و علمی به سواد اطلاعاتی و سواد فناوری نیز مجهز شوند.
یک فرد با سواد از نظر فناوری اطلاعاتی دارای توانائی های زیر است:
به خوبی می داند که پایه و اساس هر گونه تصمیم گیری هوشمندانه که منجر به تحقق هدف شود دسترسی و برخورداری از اطلاعات دقیق است. بنابر این به ضرورت وجود اطلاعات برای انجام درست امور آگاهی دارد.
برا اساس نیاز و با توجه به اطلاعات موجود می تواند به طرح سوالات مناسب اقدام کند.
تحلیل ارزیابی و ساماندهی اطلاعات موجود بریا او ممکن و آسان است.
برای انکه فناوری اطلاعات بتواند به بهترین وجه ایفای نقش کند نباید بطور مستقل و در خلاء مورد توجه قرار گیرد بلکه باید در تمام گستره محیط آموزشی وجود داشته باشد.
امروزه ,دانش ‌آموزان برای کسب مهارتهای سطح بالا و مجهز شدن به قابلیت های فنی و تخصصی در موضوعات مورد نیاز از چند رسانه ای ها استفاده می کنند. کاربرد فناوری اطلاعات نه تنها به تثبیت و تقویت مهارت های پایه محدود نمی شود, بلکه در گستره ای وسیع از فنون گوناگون یاد دهی و یادگیری ـ چون کار و کار گاه و انجام پروژ ه های پژوهشی ـ مورد استفاده قرار می گیرد. یاد گیرند ه ها برای یادگیری موضوعات خاص و کسب مهارت های لازم از اینترنت بصورت انجام کارهای پژوهشی و برقراری ارتباط با دیگر عوامل و نیروهای انسانی متخصص بهره می جویند.
در حقیقت دانش پژوهان خود به دنبال اطلاعات و دانش نو هستند و به عنوان همکاری با معلمان خویش در گرد آوری اطلاعات لازم برای آموختن شر کت می کنند. فناوری اطلاعات بر الگوهای زندگی, شیوه های کار, روش های پژوهش, آموزش و یادگیری, مدیریت و بسیاری از زمینه های دیگر زندگی انسانی تاثیر می گذارند و دارای سودمندی های بسیار است. قابلیت و توانائی دسترسی به اطلاعات, از طریق استفاده از منابع و فناوری اطلاعاتی ارزیابی و کاربرد بهینه آن اطلاعات بوسیله افراد, همان سواد اطلاعاتی یا سواد فناوری است که دانش آموزان اگر در فرایند یادگیری به این مطلوب مجهز شوند نو شدن افکار ذهنی و تقویت آموخته ها را مو جب می شود.
با بهره گیری از فناوری اطلاعات , آموزش گیرندگان خواهند توانست اطلاعات بیشتری را در مدت زمان کوتاه تری جذب کنند . پروژه های مطالعاتی در زمینه اثر فناوری اطلاعات در یادگیری, بیان کننده این اقعیت است که از زمان ورود این فناوری به حوزه آموزش, انگیزه افراد در فراگیری افزایش یافته است . در برخی زمینه ها و برای افرادی که قبلاْ به طور مستمر تجربه شکست در یادگیری داشته اند , این معنا می تواند باب جدیدی بگشاید . تحقیقات نشان می دهد که با ورود فناوری اطلاعات در مجموع , آموزش گیرندگان می توانند بار آورتر, چالش پذیرتر و مطمئن تر از قبل باشند .هر چه فناوری موجب دسترسی آسان تر آموزش گیرندگان به مواد درسی ارائه شده قبلی مربیان شود , نقش مربیان از یک ” منبع مطالب علمی ” به یک “مدیر ناظر بر فرایند یادگیری “تغییر می یابد. با پشت سر گذاشتن مشکلات آموزش های فردی در مدارس , وقت مربیان آزاد خواهد شد تا به فعالیت هایی بپردازند که مربی باید در آنها نقش سرعت دهنده (کاتالیزور) را داشته باشد . پیشرفت در فناوری ارتباطات و اطلاعات کمک خواهد کرد تا آموزش در مدارس با آموزش در دیگر موسسات یکپارچه شود
سازگاری فناوری در داخل نظامهای اجتماعی ـ اقتصادی و موسسات کشورهای در حال توسعه عامل بزرگ موفقیت درانتقال فناوری است. فرایند انتقال فناوری را به عنوان یک پدیده سه مرحله ای تعریف میکنند.این سه مرحله عبارتند از :فراگیری , سازگاری و توسعه. بدیهی است که سازگاری یک پیش فراگیری است که نقش تعیین کننده ای در هر پیشرفتی در مراحل جذب , آشفتگی و توسعه فناوری دارد. فناوری پیشرفته ای که به کشورهای در حال توسعه منتقل شده است , نیازمند تسهیلات اثر بخشی بروی عوامل انسانی و تولید است.
بنابراین فناوری اطلاعات, فناوری مشکل و پیچیده ای است که از دهه ۱۹۸۰ در بخشهای عمومی و خصوصی نظامهای اقتصادی جهان سوم ظاهر شده است و باید به گونه ای مناسب مورد توجه قرار گیرد. این نظا مها که ممکن است در کشورهای در حال توسعه مورد استقبال قرار گیرند, همیشه ممکن نیست در موقعیت های گوناگون سازگار باشد. با کاربرد مهندسی عوامل انسانی, مشکلات بسیا ری از قبیل هزینه زیاد اجرا , تولید کم, میزان سطح بالای تصادفات, سودمندی اندک فناوری اطلاعات, مشکلات طراحی و تعمیر و نگهداری, فشار های جسمی و محیطی بیش از اندازه و مشکلات سطحی فناوری اطلاعات ممکن است حل شود.

۱۰-شش اصل یادگیری در جوامع فناورانه(تکنولوژیک) :
استفاده موثر از فناوری در جهان امروز مستلزم آن است که دانش آموزان نقش های جدیدی را در فرایند یادگیری بپذیرند . لازم است دانش آموزان جستجو گران اطلاعات باشند , تا بتوانند در مورد ارزش اطلاعات وسیعی که در شبکه جهانی اینترنت برای استفاده آنان موجود است به داوری و ارزشیابی بپردازند . در چنین شرایطی نقش معلم ها نیز از انتقال دانش و معلومات , به تسهیل گر فرایند یادگیری تغییر می یابد . هر معلمی باید بتواند به دانش آموزان کمک کند تا در گروه های همیار فعالیت اثر بخش داشته باشند.با بیان این شش اصل توجه معلمان کشورمان را به چالش هایی که در تربیت نسل جوان وجود دارد , جلب می کنیم .
۱- دانش آموز به مثابه جستجوگر اطلاعات , هدایتگر و ارزشیاب ۲- دانش آموز به مثابه متفکر , نقاد , تحلیل گر و گزینش گر اطلاعات و فناوری مناسب ۳- دانش آموز به عنوان تولید کننده دانش با استفاده از منابع و فناوریهای نو ۴- دانش آموز به مثابه پیام رسان اثر بخش با استفاده از فناوریها و رسانه های مناسب متعدد ۵- دانش آموز به عنوان فناور آموزشی ۶- دانش آموز به عنوان شهروندی مسئولیت پذیر در عصر فناوری
معلمان باید سعی کنند که دانش آموزان اعتماد به نفس, راهبردهای مدیریت اطلاعات و مهارتهای فنی لازم را کسب کنند تا بتوانند در زندگی روزمره و در محیط کار خود ابزارهای فناورانه و ارتباط جمعی را با موفقیت راه اندازی کنند و مورد استفاده قرار دهند.

۱۱-ضرورت آموزش فناوری بعنوان بخشی از برنامه های آموزش رسمی
آموزش فناوری غیر از آموزش فنی یا حرفه ای است.بخشی از برنامه آموزش عمومی را فناوری تشکیل میدهد. هدف از این آموزش ارائه دانش و اطلاعات فناوری بعنوان بخشی از آموزش های زسمی و پایه ای برای همه مردم است.از این رو مدرسه مناسب ترین مکان برای پرورش درک درست دانش آموزان از مفهوم فناوری و نقش ان در تکوین و شکل دهی فرهنگهاست . دانش آموزان از همان سالهای اولیه تحصیل باید بدانندکه فناوری یعنی تلاش ادمی , خواه این تلاشها(فناوریها)توسعه کیفی انسانها را فراهم کند و خواه جامعه را به نابودی بکشاند , چیزیست که به تصمیم خود انسانها بستگی دارد.ضمن اینکه درمدرسه ازدانش و اطلاعات لازم درباره نظام و منابع مورد مصرف آنها بحث میکنند
باید در همان حال نیز شیوه های شناخت , توسعه , بهره گیری مفید و چگونگی کنترل فناوری ها را به دانش آموزان یاد داد تا از همان دوران کودکی در برابر فناوری های جدید با مسئولیت ها ارزش های اخلاقی و انسانی خود به خوبی آشنا شوند.آموزش های مدرسه ای سبب میشود که دانش آموزان درآینده بهنگام طراحی و تولید هر گونه فناوری ابتکاری نخست درباره هدف و نتایج آن بدرستی بیندیشند و به توسعه کیفی جامعه علاقه مند شوند. در این راستا نقش مدیر و معلم اهمیت خاصی دارد

۱۲-چشم اندازهای گوناگون کاربرد فناوری اطلاعات وارتباطات درتعلیم و تربیت
فناوری اطلاعات به مثابه بخشی از فرایند یادگیری به سه شکل به کار می رود: یکی به مثابه هدف , دیگری به مثابه رسانه و مورد سوم به مثابه ابزاری که اغلب برای سازمان و مدیریت در مدارس مورد استفاده قرار می گیرد . در مورد دوم فناوری اطلاعات و ارتباطات فرایند یادگیری را تشکیل نمی دهد , اما استفاده از آن در کلاس درس , یادگیری را حمایت می کند . نمونه ای از کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات معطوف به سازمان و مدیریت در یک نظام نظارتی دانش آموزـ محور است. کاربرد فناوری اطلاعات به صورت یک هدف در دروس خاصی از قبیل آموزش رایانه با انفورماتیک سازمان می یابد. در این قسمت دانش آموزان با مهمترین دروندادها و بروندادهای فناوری اطلاعات که پدیده ای مهم ولی پنهان در جامعه است آشنا می شوند و هدف از آموزش آن جلوگیری از بی سوادی در رایانه است.
شکل سوم به مثابه رسانه ای برای یادگیری و تدریس است .دراین حالت به آن به منزله ابزاری برای تدریس و یادگیری اشاره می شود, رسانه ای که از طریق آن معلمان می توانند تدریس کنند و فراگیران یاد بگیرند . فناوری اطلاعات به صورت یک رسانه به اشکال گوناگون ظاهر می شود . اشکالی مثل تمرین های علمی , شبیه سازی , تدریس خصوصی , نظام های یادگیری انفرادی , نظام های تهیه و تدوین آزمون و …
کاربرد واقعی و رایج فناوری اطلاعات و ارتباطات به صورت یک رسانه بسیار نادر است , گر چه علاقه فزاینده ای برای استفاده ازآن وجود دارد.
امروزه یکی از اساسی ترین و بدیهی ترین حقوق شهروندی دسترسی آزاد به اطلاعات و اخبار است.مهمترین شاخص توسعه هر کشور بر اساس میزان تولید و امکان توزیع و مصرف اطلاعات است
واقعا چه چیز می تواند خلاء موجود اطلاع رسانی کشور را پر کند؟
بهترین راه حل برای پذیرش آمادگی ورود به جامعه اطلاعاتی این است که از نظر فرهنگی و آموزشی فهم صحیحی از این نظام حاصل شود.
این پذیرش به این معنا ست که نست نگرش به مفهوم سرمایه اجتماعی تغییر پیدا کند.
امروزه سرما یه اجتماعی شامل ابزار ,ساختمان,تکنولوژی و …نیست بلکه اطلاعات ,تخصص ,کارامدی و نیروی انسانی ماهر به عنوان عوامل زمینه ساز توسعه و پیشرفت در عرصه های مختلف توسعه ا جتماعی ,اقتصادی و فرهنگی مطرح میشود.
این مهم ,از طریق یک نظام آموزش و پرورش کاراو دانش آموز محوربدست می آید.
تا زمانی که نظام آموزشی ما بصورت سنتی و معلم مدار اداره شود این انتظار بیهوده است.

۱۳- مسئولان آموزشی و سواد اطلاعاتی
چگونه می توان سواد اطلاعاتی را همه گیر کرد ؟ اعتقاد بر این است که برای کسب مهارت سواد اطلاعاتی باید همانند سواد خواندن و نوشتن و یا ریشه کن کردن بی سوادی ، اقدامی ملی صورت پذیرد . یعنی به همان نسبت که مسئولان آموزشی نسبت به آموزش خواندن و نوشتن مردم احساس مسئولیت می کنند ، باید مهارت آموزی در نحوه ی استفاده از انبوه اطلاعات را نیز سرلوحه ی کار خود قرار دهند .
در حال حاضر هر روز شکاف بین افراد باسواد سنتی و آنان که توانایی کار با رایانه و استفاده از اطلاعات روزآمد را دارند ، بیشتر می شود برای از بین بردن این فاصله و در واقع کمک به افراد جامعه ، باید کلاس های آموزشی ویژه و مداوم برای تمام افراد جامعه که درگیر تحقیق و آموزش هستند ، برگزار شود . آموزش مادام العمر باید از ضروریات ارتقای سطح علمی تمام افراد جامعه تلقی شود . نباید آموزش ، در دنیای بسیار متحول فعلی ، تنها به آموزش ابتدایی ، متوسطه و دانشگاهی محدود شود ، بلکه تمامی افراد جامعه باید درگیر نوعی آموزشی مادام العمر باشند و در مراحل گوناگون زندگی شغلی ، بنا به نیاز آموزش های لازم را ببینند .
با توجه به پیشرفت های به دست آمده در زمینه ی فناوری های اطلاعاتی ، نحوه ی آموزش و ساختار آموزش باید به صورت اساسی و ریشه ای متحول شود . استفاده از فناوری های متفاوت آموزشی برای آموزش بهتر و سریعتر باید سرلوحه ی کار مسئولان آموزشی قرار گیرد تا بتوان در حداقل زمان ممکن ، افراد بیشتری را از آموزش های فراهم آمده بهره مند ساخت . امکانات رایانه ای و اینترنت ، روشهای متعدد آموزشی را فراهم آورده است .که باید از آن برای آموزش همگانی و به ویژه آموزش سواد اطلاعاتی استفاده کرد .
بنابراین خط مشی ها و سیاست های آموزشی باید بر آموزش عموم مردم در استفاده بهینه از امکانات اینترنتی قرار گیرد . در نهایت ، فرایند یادگیری جامعه باید اصلاح شود تا در دنیای متحول فعلی ، همگان بتوانند از امکانات و اطلاعات و یافته های بشری ، برای پیشرفت های بیشتر و دائمی استفاده کنند .
اکنون باید دید که چه کسی و یا چه نهادی مسئول مستقیم این آموزش است ؟ البته پاسخ تا حدودی روشن است . مراکز آموزشی شامل آموزش و پرورش ، دانشگاهها و مراکز مختلف آموزشهای خصوصی ، باید این مسئولیت را بر عهده داشته باشند . ولی جدیت این نوع آموزش تا چه میزان در کشور ما احساس شده است ؟ واقعیت حاکی از آن این است که نهادهای آموزشی در این زمینه یا هیچ اقدامی انجام نداده اند و یا عملکرد آنها بسیار جزئی و کم رنگ بوده است . البته عدم جدیت مدیران آموزشی در این زمینه بیشتر ناشی از آن است که خود مدیران اهمیت نیاز به این نوع آموزش را به طور جدی احساس نکرده اند .
بنابراین ، ضمن اینکه نباید همه ی مسئولیت های را متوجه آموزش و پرورش دانست ، بلکه دیگر موسسات آموزشی نیز باید آموزش سواد اطلاعاتی را سرلوحه ی کار خود قرار دهند ، آموزش و پرورش باید گام های موثر و جدی تری را در گسترش و ارتقای سواد اطلاعاتی دانش آموزان در مقاطع گوناگون تحصیلی بردارند . البته خوشبختانه با راهیابی رایانه های شخصی به مدارس و سهولت دسترسی به اینترنت ، تعداد بیشتری از دانش آموزان استفاده از این امکانات را به صورت خودخوان و شخصی آموخته اند ، ولی نمی توان و نباید به این نوع آموزش زیاد متکی شد . آموزش و پرورش که سابقه ی طولانی در آموزش و ارتقای سحط علمی دانش آموزان این مرز و بوم داشته است ، باید با برنامه ریزی های مدون و مرحله ای ، از پایین ترین سطوح آموزشی این امر مهم را سرلوحه ی کار خود قرار دهد تا بتواند نقش فعال تری را دنیای متحول رو به رشد فعلی داشته باشد .
در غیر این صورت با توجه به اینکه مراکز آموزشی و نوع و شکل بسیار با آموزش های سنتی و رو در رو و معلم محور متفاوت شده است ، سکان کشتی آموزشی از دست آموزش و پرورش کشور به درخواهد رفت . در این مسیر ، تجربه ی کشورهای پیشرفته و بعضی کشورهای در حال توسعه در مهار اطلاعات و استفاده ی بهینه از فناوری به دست آمده ، مغتنم خواهد بود . ضمنا موارد زیر برای رسیدن به سواد اطلاعاتی عمومی که آموزش و پرورش مجری آن است ، به این شرح پیشنهاد می شود

۱۴-چند پیشنهاد به مجریان و سیاست گذاران
۱- تمام مدرسه ها و دبیرستان های کشور به سایت رایانه ای مناسب مجهز شوند .
۲- تمام مدرسه ها و دبیرستانهای کشور به شبکه ی اینترنت متصل شوند .
۳- با ایجاد پایگاه اطلاعاتی آموزش و پرورش کشور ، دسترسی به اطلاعات مربوط به دیگر پایگاههای اطلاعاتی آموزشی برای دانش آموزان فراهم آید .
۴- دانش رایانه ای نحوه ی استفاده از بانک های گوناگون اطلاعاتی جزو مواد امتحاناتی مقاطع و مدرسه های متعدد از جمله استعدادهای درخشان قرار گیرد .
۵- با هماهنگی لازم با سازمان سنجش و آموزش کشور ورود به دانشگاه را منوط به تسلط کامل به رایانه در جهت کسب سواد اطلاعاتی قرار دهند .
۶- از راههای متفاوت دانش آموزانی را که از سطح سواد اطلاعاتی بالاتری برخوردارند ، تشویق و بورسیه های تحصیلی خاصی را به آنان پیشنهاد کنند .
۷- نشریه ی اختصاصی حاوی مطالب روزآمد در سطح متفاوت آموزشی ، مساله ی ارتقا و گسترش سواد اطلاعاتی را بین دانش آموزان متقبل شود .
۸- با تشکیل کلاسهای فوق برنامه توانایی و مهارت آن دسته از دانش آموزان که رایانه ای شخصی در اختیار ندارند تقویت شود .
۹- امتیازات آموزشی ویژه ای را برای مدرسان فناوری اطلاعات قرار داد تا بقیه نیز نسبت به ارتقای سطح علمی و روزآمد کردن دانش خود اقدام کنند .
۱۰- با مشاوره ، نظرخواهی و استمداد از مراجع و مسئولان مذهبی کشور ، نسبت به تعیین راهکارهای استفاده از اینترنت اقدام شود تا خدای ناخواسته این حرکت باعث به خطرافتادن سلامت فکری دانش آموزان نشود

مقاله کاربرد فن آوری آموزشی در برنامه های آموزش رسمی کشور

نظر خود را بگذارید .

تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به کانون مهندسین نور میباشد .

نقشه سایت
قالب وردپرس