امروز: یکشنبه ۲۸-آبان-۱۳۹۶ / الأحد 01-ربيع أول-1439 / Sunday 2017-November-19

مناسبت روز
پیام سایت :

مقاله چند صدایی در شعر زن‌ ایرانی

مقاله چند صدایی در شعر زن‌ ایرانی

به‌ نام‌ خدا
«چند صدایی‌ در شعر زن‌ ایرانی‌»
نوشته‌ی‌: مهرنوش‌ قربانعلی‌

«صدا، صدا، تنها صدا / صدای‌ خواهش‌ شفاف‌ آب‌ به‌ جاری‌ شدن‌ / صدای‌ ریزش‌نور ستاره‌ بر جدار مادگی‌ / خاک‌ / صدای‌ انعقاد نطفه‌ی‌ معنی‌ / و بسط‌ ذهن‌ مشترک‌عشق‌/ صدا، صدا، صدا، تنها صداست‌ که‌ می‌ماند.
فروغ‌ فرخزاد ـ ایمان‌ بیاوریم‌ به‌ آغاز فصل‌ سرد…»

زایش‌ شعر چند صدایی‌ در چگونه‌ نگاه‌ و تفکری‌ اتفاق‌ می‌افتد؟ این‌ پرسشی‌ ست‌ که‌پاسخ‌ به‌ آن‌ چگونگی‌ فرایند خلق‌ و اجرای‌ شعر چند صدایی‌ را نیز به‌ همراه‌ می‌آورد. برای‌بازنمایی‌ صداهای‌ متفاوت‌، پیش‌ از هر چیز نیاز به‌ ممارست‌ و تعاملی‌ متکثر و متنوع‌ باهستی‌ و انسان‌ است‌، به‌ ضمیری‌ که‌ از ناخودآگاه‌ فردی‌اش‌ فراتر برود؛ من‌ عادی‌ وروزمره‌اش‌ را پشت‌ سربگذارد و به‌ لذت‌ درک‌ حضور دیگری‌ دست‌ پیدا کند. ذهنی‌ که‌دارای‌ سویه‌های‌ گوناگون‌ نگرشی‌ نباشد و از ساحتی‌ تک‌ بعدی‌ هستی‌ را ببیند؛ آیامی‌تواند منشوری‌ باشد تا طیف‌ صداهای‌ مختلف‌ را بازتاب‌ دهد؟، صداهایی‌ که‌ هر یک‌ ازنظر اجتماعی‌ ـ تاریخی‌، آیینی‌ می‌تواند سویه‌ای‌ متفاوت‌ با صدای‌ خودش‌ داشته‌ باشد؟

، به‌گفته‌ی‌ «میخائیل‌ باختین‌»: «اندیشه‌ی‌ چند صدایی‌ را می‌توان‌ در مورد آن‌ جنبه‌ هایی‌ ازانسان‌ به‌ کار بست‌ که‌ فعالیت‌ ادبی‌ بر اساس‌ اصول‌ تک‌گویی‌ ممکن‌ نیست‌ به‌ آن‌ دستیابی‌داشته‌ باشد، در میان‌ این‌ جنبه‌ها آگاهی‌ انسان‌ و عرصه‌ی‌ مکالمه‌ در دل‌ این‌ آگاهی‌ درردیف‌ نخست‌ قرار دارد».
اندیشه‌ای‌ خود محور و خود مرکز بین‌ هر چند شعری‌ چند صدایی‌ نیز خلق‌ کند، ازپس‌ صداهای‌ شعر؛ فقط‌ یک‌ صدا (صدایی‌ مسلط‌) به‌ گوش‌ می‌رسد که‌ با لحن‌های‌ (و درمواردی‌ لهجه‌های‌) مختلف‌ خود را می‌گوید. چند صدایی‌ زمانی‌ شکل‌ می‌گیرد «که‌ آگاهی‌علمی‌ به‌ انسان‌ بیاموزد که‌ در دنیایی‌ محتمل‌ و ممکن‌ به‌ پیش‌ می‌رود و از هیچ‌ گونه‌ تعیُن‌ناپذیری‌ آشفته‌ نگردد و احتمالات‌ و تعیُن‌ ناپذیری‌ها را در نظر بگیرد و محاسبه‌ کند.
میخائیل‌ باختین‌».
در این‌ بررسی‌ صداهای‌ زنان‌ شاعر در نیمه‌ی‌ دوم‌ دهه‌ی‌ ۶۰ و دهه‌ی‌ هفتاد احضارمی‌شود تا وجوهی‌ از آن‌ را بشنویم‌؛ ولی‌ برای‌ آغاز هر بررسی‌ در شعر زنان‌ معاصر،ضروری‌ست‌ که‌ رجوعی‌ داشته‌ باشیم‌ به‌ بنیان‌ گذار شعر متفاوت‌ زنان‌ ایران‌ «فروغ‌فرخزاد ۱۳۴۵ـ۱۳۱۳» ؛ که‌ وجوهی‌ از چند صدایی‌ را نیز می‌شود در شعر بلند «ایمان‌بیاوریم‌ به‌ آغاز فصل‌ سرد او از مجموعه‌ای‌ به‌ همین‌ نام‌» سراغ‌ گرفت‌. / و این‌ منم‌ / زنی‌تنها / در آستانه‌ی‌ فصلی‌ سرد / در ابتدای‌ درک‌ هستی‌ آلوده‌ی‌ زمین‌ / و یأس‌ ساده‌ وغمناک‌ آسمان‌ / و ناتوانی‌ این‌ دست‌های‌ سیمانی‌ / زمان‌ گذشت‌ / زمان‌ گذشت‌ و ساعت‌چهار بار نواخت‌ / چهار بار نواخت‌…
(ابتدای‌ شعر)
در این‌ شعر که‌ به‌ ظاهر، اجرایی‌ بر اساس‌ تک‌ گویی‌ دارد، از آنجا که‌ راوی‌ در چرخشی‌ ازراوی‌ اول‌ شخص‌ به‌ راوی‌ دانای‌ کل‌ محدود و نامحدود تبدیل‌ میشود. وا گویه‌های‌ درونی‌شاعر با صداهای‌ متفاوت‌ هستی‌ اش‌ و هستی‌های‌ اطرافش‌ شعر را به‌ بازتاب‌ صداهای‌دیگر تبدیل‌ می‌کند، شاعر به‌ صدای‌ انسان‌، اشیاء، رویدادها و پدیده‌ها مراجعه‌ می‌کند و دراجرایی‌ متکثر آن‌ها را آشکار می‌کند:
/ نگاه‌ کن‌ که‌ در اینجا / چگونه‌ جان‌ آن‌ کسی‌ که‌ با کلام‌ سخن‌ گفت‌ / و با نگاه‌ نواخت‌ / و بانوازش‌ از رمیدن‌ آرمید / به‌ تیرهای‌ توهّم‌ / مصلوب‌ گشته‌ است‌ / و جای‌ پنج‌ شاخه‌ی‌انگشت‌های‌ تو / که‌ مثل‌ پنج‌ حرف‌ حقیقت‌ بودند / چگونه‌ روی‌ گونه‌ی‌ او مانده‌ است‌.
«بخشی‌ از شعر»
در نیمه‌ی‌ دوم‌ دهه‌ی‌ ۶۰ شعر زنان‌ وارد مرحله‌ی‌ دیگری‌ از زیست‌ خود می‌شود وعرصه‌ برای‌ ارائه‌ی‌ ایده‌های‌ متفاوت‌ گشوده‌ می‌شود، از میان‌ صداهای‌ دهه‌ی‌ ۶۰ به‌ دوصدای‌ شاخص‌ برمی‌خوریم‌ که‌ به‌ دلیل‌ رفتار دیگرگون‌ بازبان‌ و جایگاه‌ دوربین‌ (زاویه‌ی‌دید) در فضای‌ کلی‌ شعرهایشان‌ توانسته‌اند با فراروی‌ از فردیت‌ خود به‌ چشم‌ اندازی‌فراگیر دست‌ پیدا کنند، «خاطره‌ حجازی‌» و «فرشته‌ ساری‌» که‌ شعرشان‌ در آن‌ دوره‌ی‌اجتماعی‌ نمایان‌ گر صدای‌ جنگ‌ (در هر دو مورد) و ستایش‌ وطن‌ (خاطره‌ حجازی‌) است‌.

بازگویی‌ جنگ‌: فرشته‌ ساری‌ «قاب‌های‌ بی‌تمثال‌ زمستان‌ ۱۳۶۸، نشر چشمه‌) ص‌:۹
هنوز پلکان‌ و پرنده‌ را / از هم‌ نمی‌شناخت‌ / مرگش‌ هر سه‌ را یگانه‌ ساخت‌ / کنار پرچین‌رؤیا بود / در حصار بازیچه‌هایش‌ / هنوز گام‌ زنجیر نگشوده‌ بود / از پایک‌ هایش‌ / هزارعندلیب‌ / گرفتار در قفس‌ گلویش‌ / گاه‌، یکی‌ رها می‌شد/ از نگاهش‌ / کودک‌ بسان‌ سیماب‌قطره‌ای‌ / فرو می‌چکید از پرچین‌ رؤیایش‌.
خاطره‌ حجازی‌ ]اندوه‌ زن‌ بودن‌، بهار ۱۳۷۱ (شعرهای‌ دهه‌ی‌ ۶۰) نشر روشنگران‌[ ص‌:۵۹٫
/ با کدام‌ خون‌ غسلش‌ بدهم‌؟ /او تمام‌ رگ‌هایش‌ را در کارون‌ تکانده‌ است‌ /های‌، دشت‌عباس‌! /دشت‌ عباس‌! /بر کوچه‌ام‌ نام‌ شهسواری‌ است‌ /که‌ بزرگ‌ شد، بزرگ‌؛/چونانکه‌خانه‌ بر تنش‌ درید /و خاک‌ تو اندام‌ برهنه‌اش‌ را پوشاند.
«بخشی‌ از شعر»
خاطره‌ حجازی‌ «ستایش‌ وطن‌ ـ منبع‌: همان‌» ص‌: ۶۱
/ گربه‌ها می‌نالند / هر موشی‌ به‌ سوراخش‌ خزیده‌ / و من‌ / به‌ دنبال‌ عقربه‌ی‌ خواب‌ / برصفحه‌ی‌ بسترم‌ می‌چرخم‌ /و می‌اندیشم‌ / به‌ آنجا که‌ خلیج‌ من‌ است‌ / بر می‌خیزم‌ / وانگشتم‌ را روی‌ نقشه‌ می‌گذارم‌ / و تنگه‌ را می‌بندم‌ / و با دستان‌ کرخ‌ / بر پهنه‌ی‌ وطنم‌ / آسوده‌ می‌خوابم‌.
در این‌ نمونه‌ شعرها استقلال‌ نسبت‌ به‌ جریان‌های‌ ایدلوژی‌ گرا و رهایی‌ از خود و غیرشخصی‌ فکر کردن‌ و جسارت‌های‌ کلامی‌ ـ زبانی‌ گرایشی‌ را به‌ سوی‌ شعر چند صدایی‌نشان‌ می‌دهد.
در دهه‌ی‌ هفتاد با پشت‌ سرگذاردن‌ دوران‌ جنگ‌ و رسیدن‌ به‌ سامانی‌ نو و فضای‌ دردموکراسی‌ فکری‌ فراهم‌ آمده‌؛ دهه‌ای‌ پرتکاپو، تجربی‌ و پیشنهاد آفرین‌ در عرصه‌ی‌ شعرآغاز شد، موج‌ ترجمه‌ی‌ کتاب‌های‌ زبانشناسی‌ و فلسفه‌ی‌ روز جهان‌ و ارائه‌ی‌ مباحث‌ چندصدایی‌ توسط‌ منتقدان‌، چاپ‌ کتاب‌ هایی‌ درزمینه‌ی‌ جامعه‌شناسی‌ ادبیات‌ چشم‌ اندازهای‌گوناگونی‌ را پدید آورد، زنان‌ شاعر نیز در این‌ دهه‌ حضور تأثیرگذاری‌ بروز دادند. که‌ دردو بخش‌ به‌ آن‌ می‌پردازیم‌.
الف‌) شاعرانی‌ که‌ علاوه‌ بر دارا بودن‌ اندیشه‌ و نگرشی‌ که‌ پذیرای‌ چند صدایی‌ باشد،اجرای‌ شعری‌ آنان‌ نیز مؤکد چند صدایی‌ در آثارشان‌ است‌.
ب‌) شاعرانی‌ که‌ هر کدام‌ بازتاب‌ گرایش‌ صدایی‌ از صداهای‌ موجود در جامعه‌ی‌ زیستی‌ ـشعری‌ امروز هستند.
امروزه‌ چند صدایی‌ شکل‌های‌ متنوع‌تری‌ هم‌ به‌ خود گرفته‌ است‌ مثلاً چند ژانری‌یکی‌ از مصداق‌های‌ چند صدایی‌ ست‌ و بینا متنیت‌ را نیز بنا بر روایت‌ «گراهام‌ آلن‌» می‌توان‌نوعی‌ چند صدایی‌ میان‌ متون‌ گذشته‌ و حال‌ دانست‌.
گروه‌: الف‌
رزا جمالی‌: رزا جمالی‌ در مجموعه‌ی‌ «برای‌ ادامه‌ی‌ این‌ ماجرای‌ پلیسی‌ قهوه‌ای‌ دم‌کرده‌ام‌ چاپ‌ اول‌ ـ ۱۳۸۰، نشر آرویج‌) در شعر بلندی‌ با همین‌ عنوان‌، ترکیبی‌ لابیزنتی‌ ازنمایش‌ نامه‌، مؤلفه‌های‌ ژانرپلیسی‌ در آبستره‌ای‌ از شعر عاشقانه‌ پدید می‌آورد.
این‌ شعر ـ نمایشنامه‌ به‌ نمایشنامه‌های‌ یونان‌ باستان‌ شبیه‌ است‌ و نگاه‌ شاعر به‌جنایت‌،نگاهی‌ست‌ که‌ در یونان‌ باستان‌ وجود دارد که‌ جنایت‌ برای‌ رستگاری‌ اتفاق‌ می‌افتدو بیش‌ از همه‌ نمایش‌ «مده‌ آ» را تداعی‌ می‌کند. در صحنه‌ی‌ شعر جمالی‌ همزمان‌ با خلق‌شعر ـ نمایش‌، اجرایی‌ مرحله‌ به‌ مرحله‌ اتفاق‌ می‌افتد؛ آن‌ قدر زنده‌ که‌ حتی‌ انتراکت‌ بین‌صحنه‌ها برای‌ خواننده‌ در نظر گرفته‌ شده‌ است‌.
برداشت‌ اول‌: موهایم‌ کمی‌ از روسری‌ بیرون‌ زده‌ بود / می‌گفتند شکل‌ ظرف‌ها را از بر بودآن‌ زن‌ / دکمه‌ هایش‌ بی‌ قرار می‌افتادند / و قلب‌ اش‌ به‌ شکل‌ ۵ وارونه‌ می‌شد / تو درچرخشی‌ معکوس‌ خواب‌ مرا دزدیده‌ای‌؟ / اولین‌ عاشقانه‌ام‌ / یادم‌ رفت‌… / اسم‌ رمزت‌ /یادم‌ رفت‌…/ اولین‌ حرفی‌ که‌ به‌ زبان‌ آوردم‌ / یادم‌ رفت‌ / حتا شناسنامه‌ام‌ / یادم‌ رفت‌ /راست‌ بگو، تو اسم‌ مرا دزدیده‌ای‌
برداشت‌ دوم‌: من‌ که‌ به‌ پلک‌های‌ فراری‌ پناهنده‌ شدم‌ / تمام‌ می‌کنید؟ / در این‌ سرزمین‌جواهری‌ دفن‌ کرده‌ بودم‌ / هواپیما تکه‌ای‌ از زمین‌ مرا دزدید / پنجره‌های‌ مخفی‌ / عکس‌های‌آخر این‌ سرزمین‌ اند.
«بخشی‌ از شعر»
این‌ شعر با اجرایی‌ صحنه‌ به‌ صحنه‌ پیش‌ می‌رود، راوی‌ یکی‌ از بازیگران‌ صحنه‌ی‌ تئاتری‌شعر است‌ و سهمی‌ بیش‌ از دیگر بازیگران‌ شعر ـ نمایش‌ ندارد، زبان‌ شعر خطابه‌ای‌ بامصراع‌هایی‌ بلند، کش‌ دار و نفس‌ گیر است‌ که‌ به‌ بیان‌ تئاتری‌ نزدیک‌ است‌، هر چند دربخش‌هایی‌ طنین‌ سطرهای‌ کتب‌ مقدس‌ را به‌ ذهن‌ متبادر می‌کند. / پرده‌ها را بکش‌ و فوت‌کن‌ به‌ آسمان‌ که‌ سقفش‌ کوتاه‌ است‌ / ارابه‌های‌ مرگ‌ روی‌ قبرهای‌ ما می‌نویسند: این‌هاعاشق‌ بودند / سقف‌ آسمان‌ کوتاه‌ بود / که‌ خواب‌ هایم‌ را خوب‌ به‌ دیوار میخکوب‌ کردی‌ /که‌ آه‌ از نهاد زنی‌ در فنیقیه‌ برخاست‌ / خرابه‌های‌ بعلبک‌ توی‌ چشم‌هایم‌ آتش‌ می‌گیرد/ توداود شده‌ بودی‌، من‌ شولمیت‌. (بخش‌ دیگری‌ از همان‌ شعر ص‌: ۴۲)
گراناز موسوی‌ (پابرهنه‌ تا صبح‌ ۱۳۷۹ ـ نشر سالی‌)
شعر «موسوی‌» سویه‌ی‌ اعتراض‌ اجتماعی‌ شعر زن‌ است‌، اعتراضی‌ اجتماعی‌ که‌ به‌جغرافیای‌ خاصی‌ محدود نمی‌شود؛ اعتراضی‌ به‌ هویت‌ بحران‌ زده‌ی‌ زن‌ در جهان‌، که‌ ازچرایی‌های‌ فردی‌ جرقه‌ می‌زند و به‌ سرکشی‌ و به‌ جدال‌ طلبیدن‌ دلایل‌ نابرابری‌ ومحدودیت‌های‌ فردی‌ ـ اجتماعی‌ زنان‌ راه‌ می‌برد. زن‌ در شعر «گراناز موسوی‌» نیمه‌ی‌بحران‌ زده‌ی‌ جامعه‌ی‌ انسانی‌ است‌ که‌ شاعر خود را مؤظف‌ به‌ بازنمایی‌ محدودیت‌های‌ اومی‌بیند.
(زن‌ افغان‌ ص‌: ۵۴ بخشی‌ از شعر)، آی‌ آفتاب‌ نَرکه‌ دنیا را / از پشت‌ رو بنده‌ی‌ مشبک‌نمی‌بینی‌ / آبی‌تر از دریا / از خاک‌ خواب‌ هایم‌ موجی‌ ببر/ برهنه‌تر از جنگل‌ / بگو باد برگی‌بیاورد.
نازنین‌ نظام‌ شهیدی‌ (اما من‌ معاصر بادها هستم‌ ۱۳۷۷ ـ نشر نیکا) شعر «نظام‌ شهیدی‌»در بستری‌ آرام‌ از کلمات‌ اتفاق‌ می‌افتد، در سطرهایی‌ که‌ آسوده‌اند، در واگویه‌های‌ چندسویه‌ی‌ حکمت‌آمیزی‌ که‌ در شعر جاری‌ میشود، انگار در زیر آسمان‌ هیچ‌ چیز تازه‌ نیست‌.
شاعر بی‌هیچ‌ قضاوتی‌ هستی‌ را چون‌ تکه‌های‌ پازل‌ کشف‌ شده‌ای‌، کنار هم‌ می‌چیندتا آن‌ را دوباره‌ به‌ یاد بیاوری‌ و در خونسردی‌ سطرهایش‌ نمی‌گوید چه‌ انتخاب‌ کن‌، فقط‌دعوت‌ به‌ دیدن‌ می‌کند، در شعرهای‌ «نظام‌ شهیدی‌» چالش‌ یا ستیزی‌ با رویدادهای‌ جاری‌اتفاق‌ نمی‌افتد فقط‌ مروری‌ از سر تسلیم‌ روی‌ می‌دهد.
کسوف‌ «بخشی‌ از شعر برگرفته‌ از کتاب‌/ شعر زن‌ از آغاز تا امروز ص‌: ۲۹۰ چاپ‌ اول‌۱۳۸۴ ـ نشر چشمه‌،اثر: پگاه‌ احمدی‌،» / از میان‌ آینه‌ها زنی‌ آمد…/ بار سوم‌ که‌ باز آمدغریب‌ بود / گفتم‌: روایت‌ شما را من‌ باز می‌گویم‌: لرزش‌ دستانتان‌، و نامه‌ای‌ که‌ بارها پاره‌پاره‌ خواهد شد / هر نامه‌ فرمان‌ قتلی‌ست‌ که‌ آفتاب‌ ارسال‌ می‌کند / فرصت‌ اندک‌ بود /وقتی‌ آفتاب‌ برآمد/ مثل‌ فرمان‌ مرگ‌ محکومی‌ که‌ باید پشت‌ میزش‌ / کنار فنجان‌ قهوه‌اش‌ /و پیپی‌ که‌ هنوز دود می‌کند / می‌مرد/ هنوز نمی‌دانم‌ آفتاب‌ فرمان‌ قتل‌ مرا داد/ یا بازیگری‌انگشت‌هایتان‌ وقتی‌ به‌ اشارت‌ سویی‌ را نشانه‌ رفت‌ / آیه‌ها باریدند / آیه‌های‌ شما بودند / وبرف‌ شکل‌ شماشد / سرد/ سپید/ معصوم‌/ و آن‌ همه‌ بی‌رحم‌ / آه‌ آینه‌ی‌ زمستانی‌ / به‌ من‌بگو: « »/ این‌ را زنی‌ پرسید/ و من‌ که‌ مردی‌ از آن‌ سیاره‌ی‌ مخزونم‌ / او را شناختم‌.

پگاه‌ احمدی‌ (این‌ روزهایم‌ گلوست‌ ۱۳۸۳ ـ نشر ثالث‌) در شعر بلند (تحشیه‌ بر دیوارخانگی‌ ص‌: ۷) پگاه‌ احمدی‌ با زن‌ ـ تاریخ‌ روبروییم‌، با صدای‌ زنانی‌ که‌ هر یک‌ نماینده‌ی‌ یک‌دوره‌ی‌ تاریخی‌ هستند که‌ در یک‌ همزمانی‌ حاضر می‌شوند تا شقه‌ شقه‌ صدایشان‌ رابشنوییم‌ و هویت‌ مؤنث‌ شعر کامل‌ شود. شاعر تک‌ تک‌ این‌ صداها را یادآوری‌ نمی‌کند بلکه‌مجموعه‌ی‌ آن‌ها را به‌ عنوان‌ صدای‌ هویت‌ تکه‌ تکه‌ شده‌ی‌ خود یادآوری‌ می‌کند و به‌معرض‌ شنیدن‌ می‌گذارد.
/ این‌ جا دوباره‌ همان‌ بازار مس‌ فروشان‌ است‌ / وقتی‌ که‌ ماه‌ طلاکوب‌ می‌شود / دیگرنمی‌شود از زیرگذر گذشت‌ / از این‌ درخت‌ ساج‌ / برگی‌ به‌ جلد پنجم‌ تاریخ‌ می‌رود که‌عاشق‌ سمک‌ عیار بود… / از مشبک‌ غمگینی‌ نگاه‌ می‌کردم‌ / تور چرک‌ تو را پس‌ می‌زدم‌ /
پست‌ در زیر پله‌ می‌رفتی‌ / پیر، بیرون‌ قلعه‌ می‌رفتی‌ / چه‌ شدی‌ «گرد آفرید» / غرق‌ در شرح‌حال‌ «طاهره‌» از پشت‌ بام‌ می‌رفتم‌ / در باغ‌ ایلخان‌ تکه‌ تکه‌ام‌ از غم‌ تلو تلو می‌خورد / درنسخه‌های‌ خطی‌ قاجار شاعر می‌شدم‌ / گوهر… لعبت‌… / قمر…
ص‌:۱۶ (بخشی‌ از شعر)
از دیگر شاعران‌ این‌ گروه‌ باید از (رؤیا تفتی‌ با کتاب‌: سایه‌ لای‌ پوست‌ ۱۳۷۶ ـ نشرخیام‌) و (شمسی‌ پورمحمدی‌ با کتاب‌: از می‌به‌ روایت‌ و رؤیا ۱۳۸۰ ـ نشر لاجورد)، (آفاق‌شوهانی‌ با کتاب‌: من‌ در این‌ شعر آفاق‌ شوهانی‌ تویی‌ ۱۳۸۲ـ نشر داستان‌ سرا) و (لیلی‌ گله‌داران‌ با کتاب‌: یوسفی‌ که‌ لب‌ نزدم‌ ۱۳۸۱ ـ نشر نیم‌ نگاه‌) یاد کرد.
گروه‌: دوم‌
بخشی‌ از بازتاب‌ جامعه‌ی‌ شعری‌ ـ زیستی‌ امروز را میشود در صدای‌ شاعرانی‌مانند: سپیده‌ جدیری‌، بهاره‌ رضایی‌، فرزانه‌ قوامی‌، منیره‌ پرورش‌، روجا چمنکار و…جستجو کرد و پی‌ گرفت‌.

با مراجعه‌ به‌ پیشنه‌ی‌ شعر معاصر پارسی‌، مشاهده‌ میشود پس‌ از چهره‌های‌ تثبیت‌شده‌ای‌ مانند: فروغ‌ فرخزاد، سیمین‌ بهبهانی‌ و در مرحله‌ی‌ بعدی‌ طاهره‌ صفار زاده‌؛ شعرزنان‌ در ادامه‌ی‌ بارقه‌های‌ شکل‌ گرفته‌ در دهه‌ی‌ ۶۰، بالندگی‌ کمی‌ و کیفی‌ خود را با نگاهی‌به‌ میراث‌ شعری‌ پیش‌ از خود آغاز کرد و با فاصله‌گیری‌ از انباشت‌ و تکرار تجربه‌های‌پیشین‌ و در دست‌ گرفتن‌ هدایت‌ تجربه‌های‌ فردی‌ خویش‌ (در زمینه‌های‌ فرمی‌ و زبانی‌،نگرشی‌) در دهه‌ی‌ ۷۰ به‌ افق‌های‌ دیگرگون‌ و پیشنهاد آفرینی‌ دست‌ یافت‌، مراقبه‌ وممارست‌ در حیطه‌ی‌ زبان‌، جستجوی‌ نگرش‌ فلسفی‌ ، احیای‌ هستی‌شناسی‌ متکی‌برناخودآگاه‌ جمعی‌ و اشتراکات‌ تاریخی‌، اجتماعی‌، آیینی‌ ـ بومی‌ فرازی‌ست‌ که‌ برای‌فردای‌ شعر زنان‌ ایرانی‌ می‌شود؛ آرزو کرد.

بازنویسی‌ نهایی‌: ۶/۵/۸۵
منابع‌ و مآخذ:
ـ نظم‌ گفتار، میشل‌ فوکو،ترجمه‌ی‌: باقرپرهام‌، نشرآگاه‌ ـ ۱۳۷۸٫
ـ منطق‌ گفتگویی‌ میخائیل‌ باختین‌، تروتان‌ تودررف‌، ترجمه‌ی‌: داریو کریمی‌، نقش‌ جهان‌: ۱۳۷۷٫
ـ بینامتنیت‌، گراهام‌ آلن‌، ترجمه‌ی‌: پیام‌ یزدانجو، نشرمرکز: ۱۳۸۰

مقاله چند صدایی در شعر زن‌ ایرانی

نظر خود را بگذارید .

تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به کانون مهندسین نور میباشد .

نقشه سایت
قالب وردپرس