امروز: پنج شنبه ۳۰-شهریور-۱۳۹۶ / الخميس 01-محرم-1439 / Thursday 2017-September-21

مناسبت روز
پیام سایت :

مقاله واژه «کارآفرین»

مقاله واژه «کارآفرین»
(entrepreneur) دربردارنده معناى موفقیت است. این واژه به معناى محصولات، ابداعات، کیفیت و خدمات نوین است. در درون یک شرکت، این واژه به معناى نوع خاصى از روحیه، سرزندگى و فضیلت است. «اى. ا. باتلر»، مفسر روزنامه تجاری، آن را «شوق خلقت» مى نامد. در واقع کارآفرینان کسانى اند که با ایجاد محصولات و خدمات نوین مورد نیاز مردم، درآمد خوبى کسب مى کنند. معمولاَ گمان مى رود که کارآفرینان در راه اندازى شرکت ها تبحر دارند. در هر حال، آنها از هیچ، کسب و کارى جدید خلق مى کنند. آنها به رغم مخاطرات بسیار، پیشگام کارهاى جدید مى شوند. امروزه بیشتر مشاغل جدید را شرکت هاى کارآفرینى خلق مى کنند. کالاها و خدمات برتر، فن آورى نوین و پیشرفت ها عموماَ از مراکز کارآفرینى نشأت مى گیرند. ریشه رشد و شکوفایى ما در شرکت هاى کوچک و کارآفرینان کوشایى است که مشتاقانه نظریات نوین خود را عملى مى کنند. کارآفرینى مزایاى خاص خود را دارد‎؛ از جمله دستمزد بالا ، امنیت، ایجاد دارایی، استقلال کارى و رضایتمندى. با وجود مزایاى فراوان کارآفرینى عده کمى از افراد جامعه به فکر راه انداختن کسب و کارى براى خود هستند. شاید مهمترین دلیل این امر، ترس باشد چرا که بیشتر افراد جامعه مى ترسند با پرداختن به کارآفرینى حقوق ماهیانه خود را از دست بدهند. همچنین آنها نمى توانند ریسک، عدم اطمینان و فکر بى پولى را تحمل کنند و فکر صورت حساب هاى پرداخت نشده و بى پولی، آنها را به وحشت مى اندازد. در این نوشتار سعى داریم با برشمردن هفت گام اساسی، دریچه اى نو بر روى کارآفرینان و دیگر افراد جامعه براى راه اندازى و مدیریت کسب کارى جدید براى خود و دیگر افراد جامعه بگشاییم و با پرداختن به نکات اساسى و سخنان کارآفرینان بزرگ دنیا، به باورهاى جدیدى در عرصه کارآفرینى برسیم.


گام اول: آغاز کار یک مبارزه است
آغاز یک کسب و کار جدید چالشى سخت، نومیدکننده و سرشار از نگرانى است. این کار به شجاعت و پایدارى لجوجانه نیاز دارد. کارآفرینان باید براى برخورد با مشکلات عذاب آورى آماده باشند که تنها با استقامت و پافشارى سخت و مداوم برطرف مى شوند. هر کسب و کار تازه اى را که شروع مى کنید علاوه بر مشکلات معمول‏، مشکلات خاص خود را دارد. هر کارآفرین در شروع کار مجبور است راه خود را از میان طیف بى پایان مشکلات باز کند. تمام این مسایل و مشکلات قابل حل اند. کسانى که مقاومت مى کنند و از مشکلات نمى هراسند از سیاهى بیرون مى آیند. نکته مهمى که یک کارآفرین در آغاز کار باید آن را در نظر داشته باشد این است که گاه، پول پاداشى نیست که فوراَ بدست آید. اما تجربه مى تواند از مثقال ها طلا ارزشمندتر باشد. چرا که نرخ بهره بسیار بالایى دارد که قطعاَ جایى به کار شما خواهد آمد. هر چه ثروت خود را دیرتر به دست آورید، آن ثروت بیشتر خواهد بود.
گام دوم: چگونه یک زمینه کارى مناسب بیابید
کسب و کارى که شروع مى کنید حتى االامکان باید مبتنى بر یک فکر تازه باشد. راه رسیدن به چنین ایده یا مفهومی، تمرکز بر حل یک مشکل یا برآورده ساختن نیازى در جامعه است که اخیراَ به آن توجه نشده است. براى آنکه گام دوم کارآفرینى را برداریم باید نکات زیر را رعایت کنیم.۱- نیازهاى شما، نیازهاى دیگران نیز هست. مردم خیلى بیش از آنچه متفاوت به نظر مى رسند به هم شبیه اند. یأس ها و امیدهاى شما همان یأس ها و امیدهایى است که همسایه شما دارد. موفقیت شما به تجزیه و تحلیلى که از خود دارید یا شناختتان از دیگران، بستگى دارد. اگر شما به طور جدى به دنبال موقعیت و موفقیت باشید، شانس در خانه شما را هم خواهد زد. وقتى آماده مى شوید، آنچه را به دنبالش هستید خواهید یافت. اگر احتیاجات، خواسته ها و ناامیدى هاى کوچک خود را دقیق بررسى کنید، فرصتى را کشف خواهید کرد. در خانه، در محل کار، حتى در زمان تفریح باید هر روز به واکنش هاى خود توجه کنید، چرا ناراضى هستید، چه چیز شما را عصبى مى کند، چه آرزویى دارید، دلتان چه مى خواهد؟ احتیاجات شما نیازهاى همگانى است، از دیگران هم غافل نمانید. اطرافیان در محل کار یا خانه چه مشکلاتى دارند؟ شما چگونه مى توانید حلال مشکلات آنها باشید؟ چگونه مى توانید نیازهاى و خواسته هاى آنان را برآورید؟۲ – براى پیشرفت، باید یک شکاف بازار بیابید، آنگاه کسب و کار شما هدفى خواهد داشت. تقلید از تلاش هاى رقبا کارى بیهوده است. شما مراد خود را بیابید. به دیگران خدمت کنید. زندگى را براى مشتریان خود بهتر، ساده تر، شادتر و سودمندتر کنید. به این ترتیب پول دار خواهید شد. کارآفرین باید در تولید کالا و ارایه خدمات بالاتر از حد وظیفه عمل کند. این طرز برخورد شکاف هاى بازار را بهتر از هر روش دیگرى پر مى کند. فرصت، چیزى بیش از یک روش بهتر براى ارائه خدمات و رفع نیازهاى جامعه بشرى نیست. در واقع «از هر دستى بدهید، از همان دست پس خواهید گرفت.»«هنرى کایزر» کسى که تاکنون یکصد شرکت تاسیس کرده است در این خصوص توصیه مى کند‎؛ « هرچه خدمات بهترى ارائه کنید، پیشرفت بهترى خواهید داشت. اگر هدف شما جسورانه و والا باشد، مى توانید به دنبال خدمات جدیدترى براى رفع نیازهاى دیگران باشید… اعتراف مى کنم که هر گاه نیاز برطرف نشده اى مى بینم. شوق عجیبى به رفع آن پیدا مى کنم. موقعیت هاى ارایه محصولات و خدمات جدید همانند ایده ها و اشتیاق هاى انسانى بى پایان اند.»۳- کارهاى خدماتى براى شروع ساده تر از کارهاى تولیدى اند. تنها تحولى که در یک شرکت خدماتى به آن نیاز دارید، ارائه برترین خدمات است. خدمات ضعیف را بررسى کنید، به فرصت هاى ناگفته اى دست خواهید یافت. فرمول موفقیت « در کارآفرینى به این صورت است؛«ارائه خدمات، کمى بهتر و کمى بیشتر» . «اى.دبلیو. ستاتلر»، موسس هتل هاى ستاتلر، شعارى دارد که مى توانید آن را شالوده فرمول موفقیت خود بدانید، رمز ساده اى که اگر به آن مجهز باشید، مى توانید محله و یا حتى کشور را فتح کنید: «زندگى خدمت است، کسى که پیشرفت مى کند کسى است که به همنوعان خود کمى بیشتر، کمى بهتر خدمت کند.»بهتر آن است که به سخنان «هنرى فورد» نیز در این خصوص گوش فرا دهیم: «مشکل خیلى از ما در دنیاى کسب و کار این است که بیش از هر چیز به دلارهایى فکر مى کنیم که مى خواهیم کسب کنیم و از همان آغاز، راه را اشتباه مى رویم. من به شما اطمینان مى دهم که اگر شخص به ارائه خدمات در کسب و کار خود عقیده داشته باشد، نیازى ندارد نگران سودآورى کارش باشد. او قطعاَ به پول خواهد رسید. ایده خدمات رسانى در کسب و کار، بالاترین تضمین موفقیتى است که شخص مى تواند داشته باشد.»۴- شرکتى با محصولى جدید، باید بر کیفیت تاکید کند. محصولى تولید کنید که بیش از یک مزیت سودآور داشته باشد. به دنبال فروش هاى قابل تکرار و همیشگى باشید. «چارلز وال گرین» موسس یک فروشگاه زنجیره ای، در این خصوص توصیه مى کند: «بزرگترین فرصت شغلى هر فرد معمولی، دقیقاَ توسط کارى ایجاد مى شود که به آن مشغول است. کارى که فرد انجام مى دهد، هر چقدر هم که دون پایه باشد، باز، در آن کار سریع تر از هر کار دیگر مى تواند پیشرفت کند. آدم متوسطى مثل من که هیچ هنر خاصى ندارد، بهتر است به کسب و کارى بچسبد که به آن وارد است.»۵ – کارى که شروع مى کنید احتمالاَ هدف ثابت شما نخواهد بود. پس از آغاز کار ایده ها و فرصت هاى جدید به ذهن تان خطور خواهد کرد که پاداش هاى بزرگ ترى خواهند داشت. به دنبال راه هایى براى چند برابر کردن امکان سوددهى باشید. در جستجوى کسب و کارهاى جدیدى باشید که امکانات جنبى داشته باشد. ۶ – شاید تصمیم به خرید کسب و کارى دارید. در صورت داشتن سرمایه لازم، این کار مزایاى مشخصى دارد. ولى براى موفق شدن، همچنان براى کشف موقعیت ها و متحول کردن آنها، به نبوغ کارآفرینى نیاز دارید. پیشنهادهاى زیر براى موفقیت شما ارایه مى گردد: – اگر شما وسیله اى را اختراع مى کنید، در دنیاى خالى مخترعان گرفتار نشوید، بیرون بروید و اختراعات را به اهل فن، سرمایه گذاران و دیگران متخصصان نشان دهید. حتى اگر توصیه هاى نومید کننده هم دریافت کنید، مهم نیست. لااقل به واقعیت هایى در مورد محصول خود پى مى برید. از این اطلاعات به عنوان عاملى براى پیشرفت استفاده کنید. – از در جا زدن در برنامه هاى بزرگ و اساسى که یکى از مهمترین مشکلات جامعه بشرى را حل خواهند کرد، بپرهیزید، آنها معمولاَ خوره پول اند و بیشتر اوقات قابل اجرا هم نیستند، با پروژه هاى کوچک ولى مورد نیاز، شروع کنید. – ممکن است کار یا سرگرمى موقتى وجود داشته باشد که کسى را پولدار کند، ولى اینها همه پدیده هایى گذرا هستند، شما چیزى مى خواهید که ده سال یا بیشتر به تولید آن ادامه دهید. در این صورت است که سود واقعى به دست خواهید آورد.- ایده شما براى ایجاد یک کسب و کار تازه مى تواد واجد یا فاقد مزایاى باشد، اما تا آن کسب و کار را راه نیاندازید، نمى توانید این نکته را ثابت کنید. باید کار را شروع کنید و تصمیم بگیرید که یک کارآفرین باشید.
گام سوم؛ چگونه شرکت خود را راه اندازید
شما به عنوان یک کارآفرین باید محصول یا خدمت خاص خود را، در چارچوب بازار، در کنار محصولات و خدمات رقابتى دیگر، به پادشاهان بازار عرضه کنید. این پادشاهان بازار همانا مصرف کنندگان اند. شما باید با کالاهاى خدماتى پرمزیت، این فرمانروایان را راضى نگهدارید. «چارلز کترینگ»، یکى از بزرگترین کارآفرینان نوآور دنیا، در این خصوص مى گوید: «در کسب و کار، آن کسى که هرگز درباره اش فکر نمى کنید و او را نمى شناسید، مى نشیند و کل جریان را کنترل مى کند. آن شخص، مشترى شما است. همیشه گفته ام تمام سود و زیانى که در دفاتر یک تولید کننده دیده مى شود، حاصل تشویق ها و تحذیرهاى مشتریان است.»گام هاى اساسى اولیه براى راه اندازى یک شرکت که محصول یا خدمتى جدید را ارائه مى کند‏، مى توان به شرح زیر برشمرد.۱- نخست باید، طرحى براى کسب و کار ترسیم کنید؛ هر گاه ایده اى براى ایجاد یک کسب و کار دارید، طرح آن را بنوسید. این کار، در آینده به کارتان خواهد آمد. ۲- براى نخستین سال عملیات خود بودجه اى تنظیم کنید. این کار میزان پول مورد نیاز شما را تعیین خواهد کرد. یک بودجه، باید مشخص کند که براى عملیات سالانه چقدر پول نیاز خواهید داشت. سپس باید این پول را تهیه کنید. ۳- مرحله بعدى در راه اندازى کسب و کار جدید، تهیه سرمایه است. یافتن سرمایه براى کسب و کار نو آسانتر از آن است که مى پندارید. باید کارى کنید که سرمایه گذاران شما را باور کنند و شما را به عنوان یک موقعیت بسیار سودآور ببینند. «ویلیام لیر» در این خصوص مى گوید: «بسیارى از افراد نمى دانند که در آغاز راه اندازى یک کسب و کار جدید، آیا باید زیر بار قرض بروند؟ من مى گویم این بستگى به شعور فرد دارد. اگر شخصى کاملاَ در مورد کسب و کار جدیدش مطمئن است باید خانه را گرو بگذارد. من بارها براى حفظ کسب و کارم همه چیزم را گرو گذاشته ام. در واقع، زمانى را به یاد مى آورم که به نظرم مى رسید به همه کس در این کشور بدهکارم. به هر حال، بدون توجه به چگونگى آغاز کار، دیر یا زود شما هم باید زیر بار چنین تعهداتى بروید.»۴- اگر از کارهاى کوچک شروع کنید، هیچ راهى مگر ترقى ندارید. شروع از کار کوچک بسیار کمتر از آغاز کارهاى بزرگ نیاز به پول دارد. چنین شروعى شما را قادر مى سازد بر کل بنیاد کسب و کارتان احاطه داشته باشید. ۵- گام اساسى دیگر در راه اندازى کسب و کار جدید، انتخاب یک وکیل است. در همان اوان کار به وکیلى خوب نیاز دارید.۶- نامگذارى شرکت و به ثبت رساندن آن گام اساسى دیگرى است که براى راه اندازى شرکت خود باید آن را انجام دهید. به شکل هاى مختلفى مى توانید شرکت جدید خود را پایه گذارید، ولى به شما توصیه مى کنیم، موسسه اى خصوصى بمانید. ۷- وجود شریک در اوان کار نعمت بسیار بزرگى است. با این حال، شراکت عموماَ به مرور زمان به هم خواهد خورد. در دوره اى خاص، شما مى توانید بدون شریک به کار ادامه دهید. برخى از بهترین و دراز مدت ترین شراکت ها، شراکت زوجى است شامل یک فرد مخترع یک دانشمند و یک فرد خبره در کار فروش یا مدیریت. ۸- یکى از اولین کارهایى که در آغاز کسب و کار جدید خود باید انجام دهید، جمع آورى اطلاعات است. شما باید در مورد رقبا، قیمت گذاری، بازاریابی، توزیع و غیره مطلع باشید. تلفن این کار را براى شما انجام خواهد داد.
گام چهارم؛ چگونه کارمند بگیرید و روابط خود را تنظیم کنید؟
بعد از آنکه شرکت خود را راه اندازى کردید، بخشى از مشغله فزاینده شما استخدام، تعلیم و نظارت بر کارمندان جدید خواهد بود، که این کار شکوفایى شرکت شما را به همراه خواهد داشت. براى انجام این کار باید نکات زیر را رعایت کرد:۱- وقتى شرکتى راه انداختید باید آن را اداره کنید و توسعه دهید. باید اولین کارکنان را استخدام کنید و گروه اصلى خود را تشکیل دهید. کارمندان، در توسعه شرکت به شما کمک مى کنند، ولى معمولاَ به مرور زمان کارمندان دیگرى جایگزین آنها خواهد شد. ۲- باید بیاموزید که چه سیاستى براى استخدام بهترین افراد اتخاذ کنید. بیشتر افراد در محیطى کارآفرینانه رشد مى یابند. «دیوید اوگیلوی» به مدیرانش در این خصوص مى گوید: «اگر شما افرادى را استخدام کنید که از خودتان تواناتر باشند، شرکت «اوگیلوى ماتر» به شرکتى از غول پیکرها مبدل خواهد شد، ولى اگر اشخاصى را به کار گیرید که از شما کمتر باشند، شرکتى پر از کوتوله ها خواهیم داشت.»۳- همه روابط انسانى یک دوره ماه عسل دارند. اگر کاستى هایى در این دوران مشاهده کردید، این‏ تنها قسمت بالایى کوه یخ است. ۴- از قراردادهاى استخدامى استفاده کنید، ولى سعى نکنید از طریق آن رقابت را از بین ببرید. هرگز بدون قولنامه کتبى که وکیل تان آماده کرده، معامله اى را قبول نکنید. بیاموزید چگونه از دادگاه استفاده کنید و چگونه مخارج حقوقى خود را کنترل نمایید. ۵- براى انجام امور شغلى خود همیشه نامه بنگارید. اطمینان یابید که رفتار تلفنچى هاى شرکت کاملاَ‌مودبانه و عالى باشد. از کارت هاى شکایت پیوسته استفاده کنید. بررسى شکایات مشتریان بهترین ابزار مدیریتى اند. ۶- هرگز از مشتریان خود نترسید با مشکلات رویارو شوید. قیمت گذارى مناسب داشته باشید. مطالبات خود را وصول کنید و بر حاشیه سود خود بیفزایید. ۷- از حسابدار خود بخواهید اصول اولیه را به شما بیاموزد. از او اطلاعات مالى دقیق بخواهید و همیشه از او سئوال کنید. ۸- مامور بیمه آتش سوزى و حوادث خود را وادارید اصول بنیادین بیمه را آن گونه که در مورد شما صدق مى کند به شما بیاموزد. ۹- با یک شرکت روابط عمومى هم رابطه برقرار کنید. تبلیغات را از اهل فن فراگیرید. به دنبال تبلیغات سطح بالا باشید. با تبلیغات خود به دیگران خدمت کنید. ۱۰- بانکداران کمک زیادى به کارآفرینان نمى کنند. روابط بانکى خود را به آرامى و دقت بسازید. از آبرو و اعتبار خود حفاظت کنید. «هاروى فایرستون» در این خصوص مى گوید: « مهمترین دارایى اصلى مردى که در کسب و کار موفق مى شود، اعتبار است. آغاز کار با اعتبار بالا، شانس موفقیت نهایى را بیشتر مى کند تا تنها داشتن پول آماده، چرا که اعتبارى خوب باعث مى شود یک تاجر مشکلات مالى خود را حل و فصل کند و ذخیره اى مالى براى نیازهاى آتى کنار بگذارد.»۱۱- شخصیت والاى خود را حفظ کنید‏، عدالت را تضمین کنید
. گام پنجم؛ چگونه با تکیه بر سه اصل راه خود را هموار کنید
سه مهم و اساسى وجود دارد که نه تنها دورنماى مورد نظر یک شرکت را مشخص مى کند، بلکه اصول مستحکمى را براى اداره سازمان پایه مى گذارد. آن سه اصل مهم عبارتند از: اصل نخست: صداقت و درستکارى
هیچ شرکتى بدون صداقت تام نمى تواند در دراز مدت پیشرفت کند. هرگز این افسانه را باور نکنید که اعمال خلاف از عناصر معمول موفقیت در کسب و کار است. همه شرکت هاى بزرگ به بالاترین حد درستکاراند. بدون آن نمى توان خدمتگزارى صادق بود. صداقت هرگز نباید بدون خلوص و تنها در حرف باشد. درستکارى باید ریشه اى عمیق در شرکت جدید شما داشته باشد. براى موفقیت هیچ چیز حیاتى تر از آن نیست. «توماس.بى. واکر» میلیونر چوب بر (مالک بیش از ۰۰۰/۹۰۰ هکتار جنگل در مینه سوتا و کالیفرنیا) مى گوید: «نه تنها آدمى مى تواند درستکار باشد و ثروتمند شود، بلکه تقریباَ ناممکن است ثروتمند شد، مگر آنکه درستکار باشد. این امانتداری، درستکارى و تعهد است که موجب مى شود مردم به شما اطمینان کنند و تجارت را رونق مى بخشد و روابط کارى را فعال مى کند.»«هاروى فایرستون» نیز در این خصوص توصیه مى کند: «یک کاسبکار موفق آن نیست که در یکى دو سال رونق بازار پول زیادى درآورد یا از خوش اقبالی، از نخستین پیشگامان آن زمینه تجارى باشد؛ بلکه کسى است که در زمینه اى پررقابت، بدون داشتن هیچ برترى نسبت به رقبا، صادقانه و قانونى از دیگران پیشى گیرد و حرمت خود و اجتماع را حفظ کند.»

اصل دوم: اجتناب از کمک هاى دولتى
شرکت تازه کار بیشمارى سعى مى کنند. از دولت کمک مالى دریافت کنند. اگر از این فلسفه پیروى کنید‏، قوانین طبیعت انسانى به ضرر شما خواهند بود. شما ناگزیر باید براى آنچه به دست مى آورید، بهایى بپردازید و این برایتان گران تمام مى شود. به دست آوردن چیزى در قبال هیچ، پاداش شما را به تعویق مى اندازد و حتى شاید آن را براى همیشه از شما بگیرد. «هانرى کایزر» در این خصوص مى گوید: « مردان قدرتمند، قابل و شجاع، نیاز به کمک مالى ندارند. آنها فقط مى خواهند امکان کار کردن، خلاقیت، پس انداز کردن، خرج کردن و رهایى از قیود را داشته باشند و به انرژى آزاد خود براى کسب و کار بزرگ زندگى احتیاج دارند.
اصل سوم: سهیم کردن کارمندان در سود
وقتى شرکت شما به سودآورى مى رسد، باید در تقسیم آن با کارمندان سخاوتمند باشید. کارمندانى با دستمزدهاى بالا، پرانگیزه اند. اگر به کارمندان اجازه دهید به پاداش هاى بالا برسند خودتان هم از این طریق منتفع خواهید شد، سایر سودها و پاداش هاى شرکت را هم قسمت کنید.
گام ششم؛ چگونه بر نگرانى هاى خود غلبه کنید؟
آغاز کارآفرینی، به شجاعت و همت بسیار کارآفرین نیاز دارد، اما زمانى که او در این مسیر قدم گذاشت، هیچ امنیتى و هیچ تضمینى وجود ندارد، تنها مخاطره است و انبوهى از ناشناخته ها. همه چیز روى یک مسیر خطى پیش مى رود. کارآفرین تنها، مشکوک، مسخره یا فراموش شده است. او تنها به خود اعتقاد دارد، به ایده اى ایمان پیدا کرده و به رویایى نامحسوس به مثابه یک لنگر متکى شده است. احساسات مهیج و نشاط آورى که مدتى بر تازه کاران مستولى است، جاى خود را به شک و تردیدى عذاب آور مى دهد. نداشتن یک شغل، چک حقوقى و امنیت، ترس ایجاد مى کند و اراده را سست مى نماید. نگرانى و فشار روحى کارآفرین را عذاب مى دهد. از همان روز نخست، ناراحتى و درد شروع مى شود. براى غلبه بر این نگرانى ها رعایت نکات زیر توصیه مى شود: ۱- بین مصیبتى که تجربه مى کنید و میزان موفقیت نهایى شما ارتباطى وجود دارد. در آغاز شما با مشکلات فراوانى روبرو مى شوید. در کار خود کلک نزنید، اگر حتى از ساده ترین اطلاعات هم آگاهى ندارید، سئوال کنید. ۲- تنها با جواب رد شنیدن است که مى توانید حساسیت خود نسبت به جواب رد را از بین ببرید. به عنوان یک کارآفرین خیلى زود پوست کلفت خواهید شد. ۳- مشکلات مالى با پشتکار برطرف خواهند شد. همه کارآفرینان با موانع مالى روبرو بوده اند. هر چه بیشتر رنج بکشید، بیشتر یاد مى گیرید.۴- ایده خام شما براى کسب و کارى نو به سرعت موضوع تمسخر اطرافیان واقع خواهد شد. همیشه این گونه بوده است. به یاد داشته باشید که هیچ انسان عاقلى باور نداشت احتراع هنرى فورد چیزى بیش از یک سرگرمى باشد. پدر بزرگ «جیمزاس. کمپر» یکى از قدرتمندان بیمه و بنیانگذار «کمپر کمپانیز» به او این گونه توصیه مى کند: «وقتى مى بینى بیشتر همکارانت، بیشتر هم دوره ها یا رقباى کارى ات یا بیشتر مردم کشور به یک سو مى روند، به گوشه اى خلوت برو، ترجیحاَ به جایى که بتوانى با طبیعت ارتباط برقرار کنی، و از خودت بپرس: چرا آنها به آن سو مى روند، آیا جهت آنها درست است؟»۵- تنها راه فرار از مصائب، کار کردن است. تلاش هاى مضاعف شما را از چنگ مشکلات شغلى مى رهاند. «لى دى فارست»، مخترع لوله خلاء که پخش رادیویى جدید را ممکن ساخت، مى گوید: «اوقاتى وجود داشت که حس مى کردم از حد تحمل خود گذشته ام. برخى مشکلات بزرگ مى نمودند. به نظر مى رسید اراده لازم براى شروع دوباره را از دست داده باشم. ولى هر بار، پس از بررسى اجمالى اوضاع، راه فرارى پیدا مى کردم. هر چقدر اوضاع وخیم به نظر برسد، اگر خوب جستجو کنی، همیشه امید نجاتى وجود دارد.»۶- وقتى کسى به شما نه مى گوید تازه اول کار است، هنر غلبه بر «نه» چیزى است که باید در آنها مهارت یابید. باید سعى کنید «نه» را به «بله» تبدیل کنید. ۷- اگر مى خواهید کارآفرین موفقى باشید، باید به شرکت خود در حیطه ملى بنگرید و دریافت خود را نسبت به کسب و کارتان ارتقاء بخشید و فضایل ساده یک کارآفرین موفق را یاد بگیرید. «آدولف آخر» بنیانگذار نیویورک تایمز، در خصوص فضایل ساده یک کارآفرین موفق مى گوید: «شما درخواهید یافت که موفقیت تنها با تمرین فضایل معمولى یعنى ساخت کوشی، شعور، علاقه، اعتماد به نفس و صداقت به دست مى آید. منابع این مملکت چنان نامحدود، موقعیت ها چنان بى شمار و امکانات تحصیل و تجهیز چنان فراوان و اتلاف و غفلت چنان متداول اند که براى شکست نه تنها در رسیدن به اهداف خرد مالی، بلکه در دستیابى به کامل ترین شکل موفقیت هیچ بهانه اى وجود ندارد.» ۸- تجربه کافى شما را خردمند خواهد ساخت. اگر دوام آورید، به کار ادامه دهید و روحیه جنگندگى را حفظ کنید، در نهایت مى توانید به یک ابرکارآفرین تبدیل شوید.
گام هفتم؛ چگونه کسب و کار جدید خود را اداره کنید
؟مرحله مهم و پایانى کارآفرینی، مرحله اى است که یک کارآفرین کسب و کار جدید خود را راه اندازى کرده است و باید در این مرحله آن را اداره کند تا به اهداف مورد نظر خود نایل گردد. براى اداره بهتر کسب و کار جدید در این مرحله توصیه هاى زیر را همواره مدنظر داشته باشید:۱- کارمندان به قواعد و خط مشى ها نیاز دارند. با استخدام اولین کارمندان، به چیزهایى مثل آیین نامه داخلى و شرح وظایف و پرونده پرسنلى نیاز دارند. کارمندان باید تحت آموزش قرار گیرند. حالت اسمزى (تاثیرپذیرى) روش آموزشى ضعیفى است. اجتناب از اشتباه را تمرین کنید. از روش هاى امنیتى استفاده کنید. کمى بدبین شوید.۲- نگذارید تصمیمات مهم خراب شوند. بر تصمیمات مالى نظارت کنید. یک سیستم سفارش خرید تعیین کنید. ۳- براى پیروى از خط مشى شرکت، به مدیران خود متکى باشید. مواظب تصمیمات خودخواهانه خود و کارمندان تان باشید.۴- فلسفه یک شرکت بزرگ و فعال، تحت فشار تقویت مى شود. این پیام و دیگر پیام هاى حیاتى را به طور مرتب براى زیردستان تکرار کنید. دوره هاى آموزشى و تعلیمى را پیوسته ترویج دهید.۵- دست کم هفته اى یک بار شرکت خود را بازرسى کنید. هیئتى از کارگران تشکیل دهید تا از طریق آنها بازخورد داشته باشید.۶- تا آنجا که مى توانید خودتان تصمیم بگیرد‏، ولى بیاموزید که برخى مسئولیت ها را به زیردستان واگذارید. مدیران معتقد خود را از روى عملکردها انتخاب کنید. ۷- با رشد شرکت، یک سیستم گزارشگر دقیق تهیه کنید، اطلاعات دقیقى بر پایه زمان بندى مرتب به دست آورید. موجودى ها را محافظه کارانه اداره کنید. ۸- تمام سعى خود را براى اجتناب از نابرابرى ها و بى عدالتى ها بین کارمندان به کار برید. کم کاران را اخراج کنید. کمى سخت گیر الزامى است.
الگوهای که تاکنون در رابطه با کارآفرینی مبتنی بر علم ارایه شده‌اند، بر محور چهار کلید واژه بنگاه مشتق از دانشگاه، دانشگاه کارآفرینی، تجاری سازی تحقیقات دانشگاهی و دانشگاه نوآور شکل گرفته‌اند. هر یک از این الگوها تنها جزیی از سیستم وسیع و پیچیده کارآفرینی مبتنی بر عمل را مورد توجه و تاکید قرار داده‌اند. در این قسمت ضمن اشاره به بعضی از الگوهای گذشته، سعی می‌شود یک الگوی جامع و پویا از کارآفرینی مبتنی بر علم ارایه شود. این الگو، سیستم کارآفرینی مبتنی بر علم نامیده می‌شود. طبق این الگوی کارآفرینی مبتنی بر علم زیرسیستمی از سیستم کارآفرینی به مفهوم عامل است. در ادامه مقاله مولفه‌های مهم سیستم کارآفرینی مبتنی بر علم از نظر کارکردی در قالب نهادها، فرایند و ستانده به اختصار تشریح می‌شود. با توجه به اینکه تا وقتی فرایند کارآفرینی روشن نباشد نمی‌توان نهاد و ستانده‌های سیستم کارآفرینی را تعیین کرد،ابتدا فرایند کارآفرینی مبتنی بر علم بررسی می‌شود. لذا در این قسمت از مقاله در رابطه با این موضوع بحث خواهد شد، به بحث نهاده‌ها و ستانده‌های کارآفرینی مبتنی بر علم در قسمت‌های سوم و چهارم پرداخته خواهد شد.
فرایند کارآفرینی مبتنی بر علم
کارآفرینی به مفهوم عام فرایندی است که طی آن فرصت‌های تجاری برای تولید کالا و خدمات آینده کشف، ارزیابی و بهره‌برداری شود. این فرآیند شامل تمام وظایف، فعالیت‌ها و اعمالی است که در راستای کشف و بهره‌برداری از فرصت تجاری جدید و تاسیس سازمان جدید انجام می‌شود. در کل دو نوع فرایند کارآفرینی را می‌توان از هم تمییز داد: کارآفرینی فرد و کار‌آفرینی سازمانی. اگر فرایند کارآفرینی به وسیله فردی مستقل از سازمان خاص سازماندهی شود، فرایند کارآفرینی فردی نامیده می‌شود. کارآفرینی فردی سابقه‌ای به طول عمل بنگاه اقتصادی دارد.کارآفرینی سازمانی خود بر دو نوع است: کارآفرینی در سازمان و کارآفرینی توسط سازمان. کارآفرینی در سازمان به معنی آغاز فعالیت اقتصادی جدید یا دیگر گرایشات و فعالیت‌های نوآوری توسط فردی یا گروهی از افراد به عنوان عضوی از سازمان، در دورن سازمان موجود است. این سازمان، سازمان مادر نامیده می‌شود. به فرد یا افرادی که به فعالیت کارآفرینی اقدام کرده است، کارآفرین سازمانی گفته می‌شود. کارآفرین سازمانی در سازمان‌های بزرگ مانند دانشگاه همچون یک کارآفرین مستقل عمل می‌کند و بنگاه‌های اقتصادی جدیدی را بر مبنای محصول جدید، خدمات جدید یا فرایند جدید ایجاد می‌نماید. البته دانشگاه یا سازمان مادر در ستانده کارآفرینی با کارآفرین یا کارآفرینان شریک است و آنان را در زمینه‌های مختلف اقتصادی و فنی حمایت می‌کند. بنگاه نوپایی که توسط کارآفرین سازمانی تاسیس می‌شود بنگاه مشتقه نامیده می‌شود.کارآفرینی توسط سازمان که کارآفرینی شرکتی نیز نامیده می‌شود، به این معنی است که سازمان به عنوان یک شخصیت حقوقی اقدام به ایجاد فعالیت جدید اقتصادی (بنگاه جدید، کارخانه جدید یا اداره جدید) می‌کند. در این حالت یک تیم کارآفرینی وجود دارد. این تیم متشکل از مدیر میانی سازمان، مخترع یا صاحب ایده و سرمایه‌دار مخاطره پذیر است. در این حالت سازمان مالک ستانده کارآفرینی است. البته مخترع یا صاحب ایده و سرمایه‌دار مخاطره‌پذیر نیز در آن سهم دارند.در کارآفرین مبتنی بر علم نیز هر دو نوع کارآفرینی قابل تصور است. اما کارآفرینی سازمانی از جایگاه بالاتری برخوردار است. در دانشگاه‌های کشورهای پیشرفته هر دو حالت از کارآفرینی سازمانی سابقه دارد. کارآفرینی در دانشگاه‌های تحقیقاتی ایالات متحده آمریکا عمدتا از نوع کارآفرینی توسط سازمان است. در حالی که کارآفرینی در اکثر دانشگا‌ه‌های اروپا از نوع کارآفرینی در سازمان است.در واقع کارآفرینی مبتنی بر علم یک فراینده یادگیری، تکاملی است که در دانشگاه یا توسط دانشگاه (به عنوان سازمان) شکل می‌گیرد. اعضای دانشگاه (اعضای هیات علمی یا دانشجویان یا کارکنان) و مدیریت دانشگاه و سرمایه‌گذار خطرپذیر خارج از دانشگاه سه بازیگر اصلی در فرایندکارآفرینی مبتنی بر علم هستند. اعضای دانشگاه معمولا در یکی از نقش‌های مخترع یا کارآفرین ظاهر می‌شوند. مدیریت دانشگاه نیز به نمایندگی از شخصیت حقوقی دانشگاه ممکن است در یک یا چند نقش از نقش‌هایی مانند کارآفرین، سرمایه‌گذار، شکل دهنده و حمایت کننده فرایند کارآفرینی ظاهر شود. در بعضی از دانشگاه‌ها بنگاه‌هایی که توسط اعضای هیات علمی یا دانشجویان تشکیل می‌شود، دانشگاه و عضو هیات علمی سهم برابر می‌برند. در بعضی مواقع دانشگاه‌ها نقش سرمایه‌دار خطرپذیر را بازی می‌کنند. در بعضی دیگر بنگاه مشتقه به نام دانشگاه ثبت می شود و دانشگاه‌ها به طور مستقیم در فعالیت‌های اقتصادی مشارکت می‌کنند.کارآفرینی مبتنی بر علم فرایند طولانی از زمان و فعالیت است که از مراحل و اقدامات مختلف شکل می‌گیرد. به عنوان نمونه شن و همکارانش فرایند کارآفرینی را به سه مرحله شناسایی فرصت کارآفرینی، توسعه ایده برای چگونگی پیگیری فرصت تجاری، و بهره برداری از فرصت تجاری تجزیه کرده‌اند. مرحله بهره‌برداری از فرصت، خود شامل چهار اقدام، یعنی، فراهم سازی، طراحی سازمانی، بررسی بازار و توسعه محصول است. از نظر هیندل و ینکن فرایند کارآفرینی مبتنی بر عمل از پنج مرحله شکل گرفته است: ایجاد دانش جدید به وسیله تحقیقات علمی، تبدیل دانش به ایده‌های تجاری، ایجاد فرصت‌های جدید بر مبنای ایده‌های تجاری،دستیابی به بینش تجاری به وسیله تعریف پروژه بر مبنای فرصت ایجاد شده، و توسعه تکنولوژی بر مبنای پروژه تعریف شده. به نظر ندونزوا و همکارانش فرایند ایجاد بنگاه مشتق از دانشگاه که همان فرایند کارآفرینی است، به چهار مرحله قابل تجزیه است. این مراحل عبارتند از: ایجاد ایده‌های تجاری از تحقیقات، طراحی پروژه‌های مخاطره‌آمیز جدید ناشی از ایده‌ها، شروع بنگاه‌های مشتقه از پروژه‌ها و تحکیم و تقویت ایجاد ارزش اقتصادی به وسیله بنگاه‌های مشتقه. واهورا و همکارانش (۲۰۰۴) در یک مطالعه تجربی دو عنصر مهم از سیستم کارآفرینی مبتنی بر علم را تحلیل کرده‌اند. اولا آنها نشان داده‌اند که فرایند کارآفرینی مبتنی بر علم (فرایند اشتقاق کارآفرینی) یک فرایند غیرخطی است که از پنج مرحله توسعه شکل گرفته است. این مراحل عبارتند از: تحقیقات، قالب بندی فرصت‌ها، پیش سازمان، جهت گیری مجدد و بازده پایدار. هر مرحله بازگو کننده گروه معینی از فعالیت‌ها و کانون‌های استراتژیک است که قبل از حرکت به مرحله بعدی بایستی به طور کامل اجرا شوند. در هر مرحله، فعالیت‌ها و تصمیمات انجام شده در گام‌های آخر مرحله قبل بایستی تکرار شود، البته ماهیت فعالیت متفاوت است. این امر بیانگر پیوستگی مراحل به یکدیگر است. به عنوان نمونه در مرحله اول تنها فعالیت‌های تحقیقاتی انجام می‌شود. اما در مرحله دوم که فرصت تجاری شکل می‌گیرد، برای یافتن موضوعات تجاری مناسب و شناخت منابع تجاری مناسب بایستی فعالیت‌های تحقیقاتی اضافی انجام شود. در مرحله پیش سازمان نیز فرایند تحقیق برای توسعه و کسب منابع ضروری تکرار می شود.همچنین واهورا و همکارانش نشان دادند برای اینکه جنین بنگاه‌ مشتقه رشد کند و به مرحله بعدی توسعه برسد، نیازمند کسب منابع و ظرفیت‌های خاصی است. اما همیشه منابع و ظرفیت‌های مورد نیاز فراهم نیست و مشکلاتی در فرایند کارآفرینی به وجود می‌آید. آنها خلل ناشی از فقدان منابع و ظرفیت‌های حیاتی برای گذار از یک مرحله به مرحله دیگر را اتصالات بحرانی نامیده‌اند. به نظر آنها اگر اتصالات بحرانی برای مدت طولانی حل نشده باقی بمانند، فرایند کارآفرینی مختل شده و تشکیل بنگاه مشتقه با شکست مواجه می‌شود. بنابراین برای تضمین تبدیل جنین بنگاه مشتقه به یک بنگاه مشتقه بالغ با بازدهی پایدار، بایستی این اتصالات از میان بر داشته شوند.آنها همچنین نشان داده‌اند که ماهیت اتصالات بحرانی در مراحل مختلف متفاوت است و عموما به دلیل نقص در سرمایه اجتماعی، ضعف منابع و ناکافی بودن ظرفیت‌های داخلی به وجود می‌آیند. این عوامل در تعامل با یکدیگر مانع شکل گیری فرایند ایجاد ارزش اقتصادی می‌شوند.با توجه به مباحث بالا، در مقاله حاضر فرایند کارآفرینی مبتنی بر علم به عنوان یک فرایند ماتریسی با خواص یادگیری پویا، در نظر گرفته می‌شود. ستون‌های ماتریس پیشرفت فعالیت در طول زمان و سطرهای آن تفکر و بازاندیشی در رابطه فعالیت‌ها در یک مقطع را نشان می‌دهند. بنابراین، در فرایندی با ساختار ماتریسی، مرحله کارآفرینی جایگاهی ندارد و درایه ماتریس کارآفرینی، جایگزین مرحله کارآفرینی می‌شود. هر درایه از مجموعه فعالیت‌ها و تصمیمات و اقدامات مشخص تشکیل شده است که در طول زمان انجام می شود. بنابراین هر یک از این درایه‌های کارآفرینی کارکرد خاص خود را در ماتریس کارآفرینی دارند و تابعی از یک سری عوامل فردی، سازمانی و محیطی هستند. در یک مفهوم پیشرفته این درایه را نرون و ماتریس کارآفرینی را شبکه عصبی می‌توان نامید. اما در اینجا از این تعبیر و تعمیم اجتناب می‌کنیم.ماتریس کارآفرینی مبتنی بر علم مورد نظر در این مقاله، بیست و پنج درایه دارد. از این بیست و پنج درایه اصلی و مابقی کمکی هستند. درایه‌های در قطر ماتریس کارآفرینی و درایه کمک در اطراف درایه‌های اصلی قرار دارند و آنها را از نظر دانش پیشین، اطلاعاتی وآینده نگری حمایت می‌کنند. درایه اصلی آغازین فرایند کارآفرینی مبتنی بر علم تحقیقات علمی است (درایه ۱۱)، دومی درایه اصلی توسعه ایده است که در موقعیت ۲۲ قرار گرفته است. سومین درایه اصلی طراحی پروژه کارآفرینی است که در موقعیت ۳۳ قرار دارد. چهارمین درایه اصلی تاسیس بنگاه مشتقه است که در موقعیت ۴۴ جای گرفته است. در نهایت پنجمین و آخرین درایه اصلی تقویت و تحکیم بازدهی است که در موقعیت ۵۵ قرار گرفته است. در درایه اصلی دوم از میان انبوه دانش و اطلاعات موجود (نتایج تحقیقات سابق) و جدید (نتایج تحقیقات جاری) تعدادی محدودی ایده تجاری استخراج می‌شود، در درایه سوم ابتدا ایده‌ها بررسی می‌شوند، سپس بهترین و محتمل ترین آنها به پروژه‌های کارآفرینی عینی تبدیل می‌شوند، در درایه اصلی چهارم پروژه‌های کارآفرینی بررسی و بهترین آنها اجرا و به بنگاه اقتصادی تبدیل می‌شوند (طراحی سازمانی) و در نهایت در درایه پنجم ارزش اقتصادی ایجاد شده به وسیله بنگاه‌های جدید، تقویت و تحکیم پیدا می‌کند (بازدهی پایدار).درایه‌های بیست و پنج گانه به طور شبکه‌ای به یکدیگر متصل هستند. بازدهی اقتصادی پایدار وابسته به کیفیت بنگاه ایجاد شده و اطلاعات و دانش پیشین دریافت شده از درایه‌های اصلی قبلی است، کیفیت بنگاه ایجاد شده به کیفیت پروژه‌های نهایی شده واطلاعات و دانش دریافت شده از درایه‌های قبلی بستگی دارد، این خود وابسته به کیفیت ایده اولیه و اطلاعات دانش دریافت شده از درایه‌های قبلی است، کیفیت ایده اولیه تابعی از کیفیت دانش انباشت شده در دانشگاه است و در نهایت کیفیت دانش تولید شده وابسته آینده نگری در رابطه با درایه اصلی بعدی است.این الگو بر این فرض مبتنی است که کارآفرینی یا تیم کارآفرینی، یادگیرنده و دارای انتظارات عقلایی هستند و از روش مبتنی بر دانش پیروی می‌کنند، لذا در هنگام فعالیت جدی و رسمی در یک مرحله از کارآفرینی به مراحل دیگر (قبل یا بعد) می‌اندیشند، به آینده‌نگری می‌پردازند و پیش زمینه‌های لازم را برای مراحل قبلی فراهم می‌کنند. به عنوان مثال کارآفرین در هنگام تحقیقات به قصد کارآفرینی، در رابطه با تبدیل آن به فرصت تجاری مطلوب فکر می‌کنند و به طور غیررسمی و با جدیت کمتر برای آن تلاش می‌نماید. بنابراین منظور از طراحی سازمانی به عنوان یک مرحله کارآفرینی، آن است که کارآفرینی به طور رسمی و جدی در رابطه با طراحی سازمان بنگاه مشتقه فعالیت می‌کند و به طور غیررسمی تحقیقاتی نیز انجام می‌دهد و در رابطه با مراحل قبلی باز اندیشی می‌کند.
۱-تحقیقات علمی
دانش علمی و تکنولوژیک به عنوان نطفه بنگاه مشتقه و کاتالیزور فرایند کارآفرینی، محصول تحقیقات دانشگاهی است. بنابراین تحقیقات نه تنها نقطه آغاز فرایند کارآفرینی مبتنی بر علم است. بلکه عنصر همیشه حاضر در فرایند تشکیل بنگاه مشتقه است. دانش حاصل از فرایند تحقیقات بر دو نوع است: دانش آشکار و دانش ضمنی. دانش آشکار محصول اصلی و مستقیم فرایند تحقیقات است و به عنوان کشف و اختراع نمود پیدا می‌کند و در قالب گزارش تحقیقاتی و مقاله یا کتاب بیان و منتشر می‌شود. اما دانش ضمنی محصول فرعی و غیرمستقیم فرایند تحقیقات است و در اثر یادگیری به وسیله انجام در وجود محققان نهادینه می‌شود و قابل کدگذاری و انتقال به دیگران نمی‌باشند. در بعضی مواقع در فرایند کارآفرینی دانش ضمنی اهمیت کلیدی و بیشتری از دانش آشکار پیدا می‌کند.
۲-توسعه ایده‌های تجاری
فعالیت اصلی دو در فرایند کارآفرینی مبتنی بر علم توسعه ایده تجاری است. این فعالیت خود شامل سه اقدام ایجاد ایده، ارزیابی ایده و پیشنهاد آن به کمیته علمی مربوطه است. ایده تجاری از باز اندیشی و پردازش مجدد دانش علمی و تکنولوژی موجود و جدید حاصل می‌شود. تمام ایده‌هایی که بر مبنای نتایج تحقیقات ایجاد می‌شوند پتانسیل اقتصادی مناسب برای بهره‌برداری را دارا نیستند. لذا بایستی ارزیابی و گزینش شوند. معمولا ایده‌ها از سه جنبه علایق فردی پتانسیل فنی و پتانسیل تجاری مورد ارزشیابی قرار می‌گیرند. هر ایده‌ای از نظر پتانسیل اقتصادی منحصر به فرد است. یک ایده ممکن است از نقطه نظر فنی برجسته باشد اما از نظر تجاری غیرعملی باشد و همچنین ایده‌ای ممکن است از نظر علمی جالب و جذاب نباشد اما از نظر تجاری محتمل باشد. ارزیابی تکنولوژیک کاری پیچیده است که به مهارت‌های خاص نیاز دارد و در اکثر مواقع امکان سنجی آن نیازمند تحقیق وتوسعه مستقل است. ارزیابی تکنولوژی ضروری است اما برای اعتبار بخشی به پتانسیل اقتصادی ایده کفایت نمی‌کند و بایستی از نظر پتانسیل تجاری (وجود بازاری پایدار در آینده) نیز ارزش‌یابی شود. در این مرحله بایستی به چند سوال پاسخ داده شود: تکنولوژی معین چه کاربردهای مختلفی دارد؟ کدام یک محتمل‌تر است؟ چه کسانی بازی کنان کلیدی در این بازارها هستند؟ موانع ورود به این بازارها چه قدر جدی و پایدار هستند؟ آیا پتانسیل لازم برای تاسیس شرکت پایدار وجود دارد؟اما برای اغلب دانشگاه‌های ایران که عادت دارند به طور سنتی از تحقیقات خود بهره‌برداری کنند، توسعه ایده تجاری بسیار مشکل است. لازمه این کار وجود پاردایم علمی جدید، فرهنگ کارآفرینی، عقلانیت جدید اقتصادی در دانشگاه‌ها و ظرفیت (آزادی و امنیت طرح ایده توسط اعضای هیات علمی و محققان بیرونی) و توانایی آنها به تبدیل دانش و ارزشیابی پتانسیل تجاری ایده‌ها است. در رابطه با این مساله در قسمت نهاده‌های کارآفرینی مبتنی بر علم به تفضیل بحث خواهد شد.
۳-طراحی پروژه‌های تاسیس بنگاه
ایده‌های ایجاد شده در فعالیت اصلی دوم عموما از ساختار مطلوبی برخوردار نیستند و دارای ابهام می‌باشند. چنین ایده‌هایی معمولا شامل عناصر علمی و تکنولوژیک است که پتانسیل شان برای ایجاد ارزش اقتصادی چندان شناخته شده نیست. در این فعالیت اصلی صرفا یک احساس یا فرض ناهموار در رابطه پتانسیل اقتصادی نتایج تحقیقات به نمایش گذاشته می‌شود. این فرض در پروژه تجاری نمود عینی پیدا می‌کند.بنابراین هدف فعالیت اصلی دوم انتقال ایده خوب تعریف نشده به ایده منسجم و سازمند در قالب یک پروژه ایجاد بنگاه است که به دو موضوع خاص اشاره دارد: حفاظت از ایده و عینیت بخشی به ایده. این فعالیت اولین گام بزرگ جهت انتقال از قلمرو تحقیق به قلمرو تجاری در فرایند کارآفرینی مبتنی بر علم دلالت دارد. اجرای این فعالیت نیازمند سرمایه‌گذاری زیادی است.در اغلب اوقات پتانسیل سودمندی یک ایده وابسته به حافظت از ایده است. در دانشگاه‌های ایران مکانیسمی برای حفاظت از ایده تجاری وجود ندارد و اصولا معلوم نیست که مالکیت ایده بایستی متعلق به دانشگاه باشد یا محقق. حفاظت از ایده بر دو مساله مهم تاکید می‌کند:۱-چگونگی شناخت مالکان ایده‌ها ۲-چگونگی حفاظت کارآمد این نتایج از جعل، کپی و تقلید. در رابطه با مساله اول این سوال مطرح است که چه کسی مالک ایده تجاری است. پاسخ ساده به این سوال این است که کسی مالک ایده است که مالک نتایج تحقیقات منجر به ایده تجاری باشد. اما مجددا این سوال مطرح می‌شود که چه کسی مالک ایده است که مالک نتایج تحقیقات منجر به ایده تجاری باشد. اما مجددا این سوال مطرح می‌شود که چه کسی مالک نتایج تحقیقات است. جوان این سوال چندان روشن نیست و چند عنصر مبهم در آن وجود دارد که عبارتند از: کثرت تامین کنندگان مالی، قراردادهای منعقد شده بین سازمان‌های تامین کننده مالی و تیم‌های محققان، مشارکت بین مراکز مختلف تحقیقاتی (عمومی و خصوصی) ، وضعیت افراد مختلف (استادان، محققان قراردادی، دانشجویان دکترا و غیره) که فعالیت‌های تحقیقاتی را انجام داده‌اند و نهایتا ویژگی ناملموس بیشترین نتایج . تمام عناصر فوق به پیچیده شدن وظیفه حفاظت از مالکیت فکری کمک می‌کند. بنابراین برای تعیین اینکه چه کسی مالک نتایج است به تحلیل عمیق نیاز است.به محض اینکه مالک یا مالکان نتایج به صراحت مشخص شد، مساله بعدی حفاظت از این نتایج است. در این رابطه دو حالت متفاوت مورد توجه قرار می‌گیرد: حفاظت طبیعی و حفاظت مصنوعی. حفاظت طبیعی بر دو مورد سطح تکنولوژی نتایج (درجه نوآوری) و موانع در برابر تقلید تاکید دارد که هدایت تکنولوژیک را برای دوره قابل توجهی از زمان و مالکان نتایج ارایه می‌کند.به محض اینکه پتانسیل اقتصادی ایده شناخته شد و قانونا حفاظت شد، باید در رابطه با بهره‌برداری مطلوب از آن تصمیم‌گیری شود. در این تصمیم‌ سه گزینه قابل تصور است: فروش حق امتیاز، ارایه لیسانس و تاسیس بنگاه مشتقه. اگر گزینه بنگاه مشتقه انتخاب شود قدم بعدی تبدیل ایده به پروژه اصلی کارآفرینی است. این انتقال شامل موارد زیر است: ۱-توسعه تکنولوژی که با ایجاد پیش نمونه برای محصول، خدمت یا فرایند نمود پیدا می‌کند ۲-توسعه تجاری یعنی ساخت نقشه تجاری. هدف از توسعه تکنولوژی بازبینی امکانات بهره‌برداری صنعتی است. با ایجاد پیش نمونه، می‌توان پتانسیل گسترش تولید به «مقایس بزرگ» را مورد بررسی قرار داد و به مشتریان و شریکان بالقوه اطمینان داد تکنولوژی جدید دست یافتنی و بازدهی مناسب قابل تحقق است.توسعه تکنولوژی تابع دو گروه عوامل مادی و غیرمادی است. عوامل مادی موجودی ظرفیت‌های فنی (مانند تجهیزات ، آلات دقیق، ماشین آلات و غیره) مربوط می‌شود که برای ایجاد پیش نمونه ضروری هستند. البته این ظرفیت‌ها بسیار پیشرفته، پیچیده و پرهزینه هستند. عوامل غیرمادی مربوط به مدت زمانی است که تکنولوژی توسعه پیدا می‌کند. آماده سازی نتایج تحقیقات برای بهره برداری ممکن است چند ماه (حتی چند سال) به طول انجامد. طولانی شدن زمان بهره‌برداری، این خطر را به وجود می‌آورد که محققان از توسعه پیش نمونه (از لحاظ فنی) در زمان مقرر اجتناب کنند یا اینکه تکنولوژی ایجاد شده قبل از بهره‌برداری از نظر فنی و تجاری منسوخ شود.هدف از توسعه تجاری تعیین راهی در نقشه تجاری است که این فرصت به طور واقعی به بهره‌برداری می‌رسد. یک نقشه تجاری خوب دو نقش مهم بازی می‌کند. یکی اینکه به طراحی استراتژی‌های مربوطه کمک می‌کند و عناصر کلیدی مانند سرمایه‌گذاری، هزینه عملیات، بازدهی و غیره را به دقت برآورد می‌کند. دیگری اینکه صورت واقعی به فروش سند برای بانک‌ها و سرمایه‌گذاران می‌دهد.توسعه تکنولوژی و توسعه تجاری هزینه بالایی را طلب می‌کنند. اکثر دانشگاه‌ها در تامین مالی آن با مشکل مواجه می‌شوند. هر چند که اغلب دانشگاه‌ها در چارچوب سیاست‌های حمایتی از دارایی فکری هزینه‌های گوناگونی را تامین مالی می‌کنند، اما تعداد اندکی از آنها می‌توانند از عهده تامین مالی توسعه تکنولوژی و توسعه تجاری (پیش نمونه و نقشه تجاری) برآیند. چرا که عمده بودجه دانشگاه‌ها به منظور اجرای دو ماموریت سنتی آموزش و تحقیقات تخصیص داده می‌شود. این در حالی است که به دلیل عدم توانایی پیش بینی و عدم ثبات بازارهای تکنولوژی پیشرفته و ظرفیت نسبتا پایین محققان برای کارآفرینی، تعداد کمی از عاملان بخش خصوصی (یعنی سرمایه‌گذاران مخاطره‌پذیر) در این فرایند سرمایه‌گذاری می‌کنند. بدون شک این شکاف مالی مساله کلیدی در توسعه پروژه‌های کارآفرینی است. البته با دخالت دولت این مساله قابل حل است.
۴-تاسیس بنگاه مشتقه
در فعالیت اصلی چهارم، پروژه کارآفرینی تهیه شده در فعالیت اصلی سوم، اجرا می‌شود. در این فعالیت بنگاه مشتقه رسما دایر می‌شود. برای این منظور سه اقدام اصلی، یعنی طراحی سازمانی، گردآوری منابع و بازاریابی ضروری است. طراحی سازمان یادگیرنده، پویا و کارآمد، گردآوری منابع کافی و کیفی و ترکیب مطلوب آنها و بازاریابی اصولی سه رکن کلیدی برای موفقیت کارآفرینی به طور عامل و بنگاه مشتقه به طور خاص است.دسترسی به منابع و شکل گیری تعامل پویا بین بنگاه مشتقه و سازمان مادر دو عنصر بسیار مهمی در این مرحله هستند. برای اینکه پروژه‌های کارآفرینی به عنوان واقعیت‌های اقتصادی شکل بگیرند و پایدار بمانند، نیاز به منابع دارند. منابع مورد نیاز را به دو بخش می‌توان تقسیم کرد: منابع ناملموس و منابع ملموس. منابع ناملموس شامل سرمایه انسانی، مدیریت، سرمایه‌ اجتماعی، سرمایه ساختاری و غیره است. تحقیقات زیادی نشان داده‌اند که علت اصلی شکست بنگاه‌های مشتق از دانشگاه فقر کیفیت مدیریت بوده است نه فقر کیفیت فرصت تجاری. توسعه فعالیت تجاری جدید بدون کارشناسان مدیریت (دانش چگونگی مدیریت) و شبکه‌های اجتماعی خوب (دانش چگونگی) موفق نمی‌شوند. منابع ملموس شامل سرمایه مالی و سرمایه‌ فیزیکی است. سرمایه فیزیکی شامل تجهیزات آزمایشگاهی، لوازم آزمایش، آلات دقیق اندازه‌گیری و غیره است که بسیار پرهزینه هستند. فراهم سازی این سرمایه نیاز به سرمایه مالی دارد که به دلیل عدم اطمینان بالا در فعالیت‌های نوآوری و کارآفرینی مبتنی بر علم فراهم سازی سرمایه مالی که سرمایه خطرپذیر نامیده می‌شود بسیار مشکل است.در رابطه با شکل گیری تعامل بنگاه مشتقه و دانشگاه مادر لازم به ذکر است که ممکن است علاقه متضادی بین دانشگاه و بنگاه مشتق از آن بوجود آید. لذا دانشگاه بایستی برای جلوگیری واجتناب از آن تدابیری بیندیشند. معمولا بنگاه‌های مشتقه به تدریج رابطه خود را با محیط آکادمیک را قطع می‌کنند، اما در بعضی از زمینه‌ها این رابطه در سطح نهادی (بین دانشگاه و بنگاه مشتقه) در سطح فردی (بین محقق و دانشگاه) کماکان پایدار باقی می‌ماند:- دانشگاه‌ها بخشی از نیازهای مالی بنگاه مشتقه را تامین می‌کنند (برابر یا نابرابر) – بنگاه مشتقه از حق امتیاز متعلق به دانشگاه بهره‌برداری می‌کند (منابع ناملموس)- بنگاه مشتقه از بعضی از ظرفیت‌های موجود در دانشگاه استفاده می‌کند. (منابع مادی)
۵-بازدهی اقتصادی پایدار
گرچه با ایجاد بنگاه مبتنی بر تکنولوژی فرایند کارآفرینی مبتنی بر علم به پایان می‌رسد اما از نظر توسعه ارزش اقتصادی خاتمه یافته نیست. چرا که بنگاه مشتقه بایستی در محیط اقتصادی به حیات خود ادامه دهد و بالنده شود و مزیت‌های قابل لمس (از قبیل شغل‌ها، سرمایه‌گذاری و مالیات و غیره) و مزیت‌های ناملموس (مانند تجدید اقتصادی ، دینامیسم کارآفرینی، کمک مراکز علمی و غیره) را برای اقتصاد ملی ایجاد کند. در این فعالیت اصلی کارآفرین یا تیم کارآفرینی در جریان تولید، بازار محصول و کارکرد بنگاه را مورد مطالعه و بر اساس بازخوردهای به عمل آمده اصلاحات لازم را انجام می‌دهد.
نقش‌ها در فرایند کارآفرینی مبتنی بر علم
در فرایند کارآفرینی مبتنی بر علم پنج نقش مهم وجود دارد که در تعامل با یکدیگر موجب شکل‌گیری ، رشد و موفقیت فرایند کارآفرینی می‌شوند. این نقش‌ها به ترتیب ورود به بازی کارآفرینی عبارتند از:۱-مخترع، فرد یا گروهی که نتایج تحقیقات بنیادی وکاربردی را به مصنوع (قابل لمس یا غیره قابل لمس) تبدیل می‌کنند. مخترع نقش خود را در مرحله اول فرایند کارآفرینی بازی می‌کند.۲-کارآفرین، فردی یا گروهی از افراد که بر مبنای اختراع و ایده شکل گرفته برای ایجاد پروژه تجاری جدید تلاش می‌کنند. در واقع نقش کارآفرین، تبدیل تکنولوژی عرضه شده به کالا و خدمات جدید قابل عرضه در بازار، یا کاربرد تکنولوژی فرایند در تولید کالا یا خدمات موجود است، در واقع وظیفه کارآفرین یا تیم کارآفرینی شناخت، کسب، ترکیب منابع جهت ایجاد دارایی‌های استراتژیک و ظرفیت‌های داخلی است که بنگاه نوظهور را به سوی رقابت موثر و کسب حداکثر سود ممکن هدایت می‌کند.۳-سازمان مادر، سازمانی که در آن فعالیت‌های تحقیقاتی به اختراع منجر می‌شود و خدماتی مانند ثبت اختراع و غیره را برای شرکت مشتقه فراهم می‌آورد. نقش اصلی سازمان مادر تسهیل در تبدیل حقوق مالکیت فکری به نوآوری تکنولوژیک است. لذا هم ابداع کننده تکنولوژی و هم کارآفرین در این سازمان جای دارند.۴-سرمایه‌گذار خطرپذیر، فرد یا سازمانی است که منابع مالی لازم را جهت تاسیس شرکت مشتقه فراهم می‌نماید و ممکن است تجربه مورد نیاز مدیریت تجاری را عرضه نماید.۵-سیاست‌گذار، نقش سیاست گذار ایجاد انگیزه و زمینه مناسب برای فعالیت نقش‌های قبلی است. لذا توسعه فرایند اشتقاق، سیاست‌های مناسب دولت را طلب می‌کند.در فرایند اشتقاق کارآفرینی، یک فرد یا سازمان ممکن است بیش از یک نقش را بازی کند. بعضی مواقع سازمان مادر علاوه بر واگذاری حقوق مالکیت فکری منابع لازم را برای تاسیس شرکت مشتقه فراهم می‌کند. همچنین یک کارآفرین ممکن است، مخترع نیز باشد.همچنانکه ملاحظه شد فرایند تبدیل نتایج تحقیقات به ارزش اقتصادی به سهولت و سادگی شکل نمی‌گیرد بلکه کل این فرایند و هر مرحله از این فرایند، گذار از یک مرحله به مرحله دیگر با موانع، مشکلات، محدودیت‌ها، تهدیدها و دیگر منابع مقاومت مواجه است. برای اینکه دانشگاه‌ها بتوانند از نتایج تحقیقات خود در راستای فعالیت اقتصادی استفاده کنند، بایستی تغییرات اساسی را در روش‌های سنتی استفاده از نتایج تحقیقاتشان به وجود آورند بهره‌برداری تجاری از تحقیقات به نزدیکتر شدن دو مفهوم متضاد از علم وابسته است، یعنی مفهومی که علم را به عنوان ستانده فرایند آکادمیک مورد توجه قرار می‌دهد و مفهوم اقتصادی که علم را نهاده فرایند اقتصادی در نظر می‌گیرد. بنابراین یکی از مسایل مهم در فرایند تجاری سازی چگونگی سازگار سازی این دو مفهوم با یکدیگر است.
کار گروهی، شروع کارآفرینی

یکی‌ از معیارهایی‌ که‌ کشورهای‌ توسعه‌ یافته‌ را از کشورهای‌ در حال‌ توسعه‌ مجزا می‌کند، فرهنگ‌ گروهی‌ کار کردن‌ است‌، در کشورهای‌ توسعه‌ نیافته‌، افراد علاقه‌یی‌ به‌ فعالیت‌های‌ گروهی‌ ندارند و همین‌ امر سبب‌ می‌ شود علاوه‌ بر صرف‌ انرژی‌ بیشتر، کارها با کیفیت‌ پایین‌ترین‌ انجام‌ پذیرد.اصولا جهت‌ رسیدن‌ به‌ یک‌ جامعه‌ کارآفرین‌، رشد فعالیت‌های‌ گروهی‌ نیز ضروری‌ است‌ و بدون‌ چنین‌ ویژگی‌، کارآفرینی‌ در جامعه‌ فراگیر نخواهد شد.
شرکت‌ مایکروسافت‌ جهت‌ تهیه‌ متن‌ برنامه‌ ویندوز ۲۰۰۳ از پنج‌ هزار برنامه‌ نویس‌ کمک‌ گرفت‌ به‌ گونه‌یی‌ که‌ این‌ تعداد افراد در یک‌ کار گروهی‌، موفق‌ به‌ طراحی‌ این‌ برنامه‌ شدند.
مهمتر از طراحی‌ و تولید این‌ برنامه‌، باید از هماهنگی‌ و همبستگی‌های‌ گروهی‌ لازم‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ این‌ هدف‌ نام‌ برد. حال‌ ما با این‌ سوال‌ روبرو خواهیم‌ بود که‌ چگونه‌ باید یک‌ گروه‌ کاری‌ موفق‌ را سازماندهی‌ کنیم‌ و چه‌ شرایط‌ فرهنگی‌ باید بر این‌ گروه‌ حاکم‌ شود تا بتواند به‌ اهداف‌ مورد نظر خود دست‌ یابد. برای‌ رسیدن‌ به‌ این‌ هدف‌ باید از قدم‌های‌ کوچک‌ آغاز کرد تا در نهایت‌ با کسب‌ تجربیات‌ لازم‌ بتوان‌ به‌ تشکیل‌ گروه‌های‌ بزرگتر اقدام‌ نمود. گروه‌های‌ بزرگتری‌ که‌ بتوانند زمینه‌ساز تحول‌ در جامعه‌ باشند. در این‌ مقاله‌ تلاش‌ می‌شود فرصتی‌ برای‌ اندیشیدن‌ در این‌ خصوص‌ پدید آید. رشد و بسط‌ فرهنگ‌ گروهی‌ کار کردن‌ نیازمند انجام‌ پژوهش‌های‌ لازم‌ در این‌ زمینه‌ است‌ زیرا فرهنگ‌ جامعه‌ ما با دیگر کشورها متفاوت‌ است‌ و لذا بعضی‌ از دستورالعمل‌های‌ ارایه‌ شده‌ در مقالات‌ نویسندگان‌ کشورهای‌ دیگر برای‌ ما کارساز نخواهد بود. امید است‌ مطالعه‌ این‌ مقاله‌ بتواند توجه‌ شما خواننده‌ محترم‌ را برای‌ مدتی‌ هر چند کوتاه‌ به‌ این‌ موضوع‌ هدایت‌ کند و زمینه‌یی‌ برای‌ شروع‌ یک‌ کار گروهی‌ باشد. همچنین‌ شما می‌توانید جهت‌ آشنایی‌ با موانع‌ بر سر راه‌ فعالیت‌های‌ گروهی‌، در جامعه‌ خویش‌ به‌ جست‌وجو پرداخته‌ و به‌ یافتن‌ پاسخ‌ این‌ سوال‌ بپردازید که‌ چه‌ عواملی‌ سبب‌ می‌ شود که‌ فعالیت‌ های‌ گروهی‌ در نیمه‌ راه‌ تداوم‌ نیابد؟ برای‌ تشکیل‌ یک‌ گروه‌ کاری‌ توجه‌ به‌ عوامل‌ زیر می‌تواند مفید واقع‌ شود.- ابتدا یک‌ موضوع‌ مورد علاقه‌ بیابید که‌ ممکن‌ است‌ مرتبط‌ با کار و یا امور زندگی‌ شما باشد و از اینکه‌ در این‌ زمینه‌ فعالیت‌ می‌کنید لذت‌ ببرید و حتی‌ بتوانید چندین‌ سال‌ در این‌ زمینه‌ مطالعه‌ و بررسی‌ کرده‌ و نتایج‌ آن‌ بتواند در شغل‌ و یا زندگی‌ شما اثرگذار باشد. فرض‌ کنید تصمیم‌ گرفته‌اید در زمینه‌ «حفظ‌ محیط‌ زیست‌» به‌ بررسی‌ بپردازید، لذا این‌ موضوع‌ می‌تواند شروعی‌ برای‌ تشکیل‌ یک‌ گروه‌ کاری‌ در زمینه‌ حفظ‌ محیط‌ زیست‌ باشد. به‌ خاطر داشته‌ باشید، موضوعی‌ را انتخاب‌ کنید که‌ سبب‌ ایجاد یک‌ انگیزه‌ قوی‌ در شما شود. به‌ گونه‌یی‌ که‌ مشکلات‌ نتواند به‌ راحتی‌ شما را از ادامه‌ این‌ راه‌ بازدارد.- اکنون‌ شما باید به‌ جست‌وجوی‌ افراد علاقه‌مندی‌ بپردازید که‌ دوست‌ دارند در رابطه‌ با موضوع‌ مورد نظر با شما همکاری‌ کنند حتی‌ اگر انتخاب‌ این‌ افراد مدت‌ زمان‌ زیادی‌ طول‌ بکشد و به‌ خاطر داشته‌ باشید اولین‌ پایه‌ تشکیل‌ یک‌ گروه‌ کاری‌ موفق‌، وجود افراد با انگیزه‌ها و علاقه‌مند به‌ موضوع‌ مورد بحث‌ است‌.- هنگامی‌ که‌ گروه‌ کاری‌ خود را تشکیل‌ دادید برای‌ آن‌ هدف‌ و وظایفی‌ را تعریف‌ کنید. برای‌ مثال‌ ممکن‌ است‌ یک‌ گروه‌ تشکیل‌ دهید که‌ هدف‌ از آن‌ «دستیابی‌ به‌ دانش‌ IT» است‌. ابتدا هدفهای‌ مورد نظر را تعریف‌ کنید و آن‌ موقع‌ وظایف‌ هر کسی‌ را در گروه‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ آن‌ هدف‌ تعیین‌ کنید ،به‌ گونه‌یی‌ که‌ هر کس‌ بتواند در یک‌ مدت‌ زمان‌ مشخص‌ وظایف‌ خویش‌ را به‌ انجام‌ رساند و ارایه‌ گزارش‌ کند.- تلاش‌ کنید یکی‌ از اعضای‌ گروه‌ شما اهل‌ نوشتن‌ و نویسندگی‌ باشد تا بتواند نتایجی‌ را که‌ در گروه‌ به‌ دست‌ می‌آید به‌ خوبی‌ ثبت‌ کند. این‌ مستندات‌ سبب‌ می‌شود اندیشه‌ گروه‌ آرام‌ آرام‌ به‌ دیگران‌ منتقل‌ شده‌ و مورد نقد و بررسی‌ قرار گیرد و گهگاه‌ لازم‌ است‌ اعضای‌ گروه‌ نتایج‌ فعالیت‌های‌ خویش‌ را به‌ صورت‌ یک‌ مقاله‌ در اختیار دیگران‌ قرار داده‌ و زمینه‌ برای‌ تبادل‌ اندیشه‌ و افکار میان‌ علاقه‌مندان‌ به‌ موضوع‌ فراهم‌ شود.- مسوولیت‌ گروه‌، کاری‌ مشکل‌ است‌ لذا فردی‌ که‌ مسوولیت‌ گروه‌ را می‌پذیرد باید در برقراری‌ ارتباط‌ با دیگران‌،فردی‌ موفق‌ باشد. او باید دانسته‌های‌ خویش‌ را در خصوص‌ برقراری‌ ارتباط‌ موثر با دیگران‌ افزایش‌ دهد، به‌ گونه‌یی‌ که‌ بتواند در قلب‌ دیگران‌ نفوذ کند. انسانها زمانی‌ علاقه‌مندند با دیگران‌ ارتباط‌ صادقانه‌ و خوبی‌ برقرار کنند که‌ این‌ ارتباط‌ از قلب‌ها آغاز شود و اصولا هیچ‌ کس‌ قادر نیست‌ در قلب‌ دیگران‌ نفوذ کند، مگر آنکه‌ از خصایل‌ اخلاقی‌ ارزشمندی‌ برخوردار باشد. مسوول‌ گروه‌ باید سختکوش‌تر، ثابت‌ قدم‌ تر و چه‌ بسا مطلع‌تر از دیگران‌ باشد و او باید گوی‌ سبقت‌ را از بابت‌ مطالعه‌ و جست‌وجوگری‌ از دیگر اعضای‌ گروه‌ برباید تا از این‌ طریق‌ زمینه‌ برای‌ همبستگی‌ بیشتر در گروه‌ پدید آید.- حفظ‌ احترام‌ میان‌ اعضای‌ گروه‌ از اصول‌ اساسی‌ حاکم‌ بر گروه‌ است‌. انسانها همه‌ به‌ دنبال‌ تکامل‌ و رشد شخصیت‌ هستند و هنگامی‌ که‌ افراد در گروه‌، کسب‌ شخصیت‌ کرده‌ و مورد احترام‌ واقع‌ می‌شوند، زمینه‌ برای‌ ارتقای‌ بهداشت‌ روانی‌ در بین‌ اعضا، مهیا می‌شود. به‌ همین‌ خاطر همبستگی‌ میان‌ اعضا بیشتر شده‌ که‌ این‌ خود سبب‌ پایداری‌ گروه‌ می‌شود.- آموزش‌ مستمر باید در گروه‌ تداوم‌ یابد و هر کسی‌ باید بکوشد دانسته‌ها و علم‌ و دانش‌ خویش‌ را در خصوص‌ موضوعات‌ مرتبط‌ با گروه‌ افزایش‌ دهد و نتایج‌ آن‌ را به‌ دیگران‌ منتقل‌ کند و هر کسی‌ باید تنها در فکر رشد دیگری‌ در گروه‌ باشد در غیر این‌ صورت‌ گروه‌ در آینده‌ از هم‌ خواهد پاشید. باید این‌ نکته‌ به‌ خاطر سپرده‌ شود که‌ اگر در جامعه‌ یی‌ هر کسی‌ سعی‌ کند جلوی‌ رشد دیگری‌ را مسدودکند تا از این‌ طریق‌ رشد یابد، فرصت‌های‌ لازم‌ برای‌ خلاقیت‌ و رشد چنین‌ جامعه‌یی‌ بر باد خواهد رفت‌. – یکی‌ از نکاتی‌ که‌ اعضای‌ گروه‌ باید به‌ آن‌ توجه‌ کنند، انجام‌ مطالعات‌ در زمینه‌ خلاقیت‌، نوآوری‌ و کارآفرینی‌ است‌ و همچنین‌ لازم‌ است‌ اعضا با تکنیک‌های‌ مورد نیاز برای‌ گروه‌ نظیر یورش‌ فکری‌، تکنیک‌ شش‌ کلاه‌ تفکر و دیگر تکنیک‌های‌ خلاقیت‌ آشنا شوند و در زمینه‌ تکنیک‌های‌ حل‌ مشکل‌، بیشتر بدانند و در این‌ رابطه‌ مطالعه‌ و تمرین‌ کنند.- صبر و انتقادپذیری‌ از ویژگیهای‌ مهم‌ فرهنگ‌ فعالیت‌های‌ گروهی‌ است‌، اعضای‌ گروه‌ باید همیشه‌ آماده‌ پذیرش‌ سخت‌ترین‌ انتقادات‌ بوده‌ و در برابر ناملایمات‌ صبر فراوان‌ داشته‌ باشند. انسانها از نظر خصوصیات‌ شخصیتی‌ متفاوتند. زمانی‌ که‌ انسانها در شروع‌ فعالیت‌ها کنار هم‌ قرار می‌گیرند، بعضی‌ از خصوصیات‌ رفتاری‌ غیرقابل‌ تحمل‌ به‌ نظر می‌رسند، درست‌ مانند چرخ‌دنده‌هایی‌ که‌ با یکدیگر جفت‌ نمی‌شوند و همین‌ موضوع‌ باعث‌ برخورد چرخ‌دنده‌ها و اصطکاک‌ میان‌ آنها می‌شود. اما میان‌ انسان‌ با چرخ‌دنده‌ها فرق‌ بسیار اساسی‌ وجود دارد. آدمی‌ قادر است‌ با گذر زمان‌ کم‌کم‌ خود را با شرایط‌ تطبیق‌ دهد، لذا در اینجا صبر بسیار، ضروری‌ است‌.تحمل‌ سختی‌های‌ شروع‌ کار و تحمل‌ بعضی‌ خصوصیات‌ رفتاری‌ انسانها سبب‌ می‌شود آرام‌آرام‌ انسانهای‌ صبور به‌ نتایج‌ ارزشمندی‌ دست‌ یابند. صبر باعث‌ می‌شود آدمی‌ از انجام‌ رفتارهای‌ شتابزده‌ وغیرمنطقی‌ خودداری‌ کرده‌ و شاهد نتایج‌ شیرین‌ اعمال‌ خود در آینده‌ باشد.- گهگاه‌ لازم‌ است‌ گروه‌ از متخصصین‌ مرتبط‌ با موضوعات‌ مورد بحث‌ دعوت‌ کرده‌ و از نظرات‌ آنان‌ بهره‌مند شود. شرکت‌ در سمینارها، نمایشگاه‌ها و…می‌تواند فرصتی‌ برای‌ دیدار با متخصصان‌ و افراد صاحب‌نظر باشد. – اعضای‌ گروه‌ باید سعی‌ کنند در عرصه‌ پژوهش‌ نیز وارد شوند تا بتوانند به‌ نتایج‌ ارزشمند دست‌ یافته‌ و در کنار آن‌ به‌ انتقال‌ افکار نو پرداخته‌ و راه‌حل‌های‌ کاربردی‌ و ارزشمند به‌ جامعه‌ ارایه‌ کنند.- سیمونتون‌ از محققان‌ خلاقیت‌ بیان‌ می‌کند که‌ فرد پس‌ از ده‌ سال‌ درگیر شدن‌ در یک‌ مساله‌ و کسب‌ تجربه‌ و تخصص‌ در آن‌ زمینه‌، به‌ خلاقیت‌ واقعی‌ دست‌ می‌یابد و لذا تداوم‌ فعالیت‌های‌ گروه‌ در مدت‌ زمان‌ طولانی‌ نتایج‌ شگفت‌انگیز و ارزشمندی‌ در پی‌ خواهد داشت‌.- گروه‌ می‌تواند در بعضی‌ مواقع‌ جلسات‌ خود را در مکانهای‌ تفریحی‌ و فرح‌بخشی‌ نظیر مکانهای‌ سرسبز برگزار کند که‌ این‌ خود می‌تواند انگیزه‌ بیشتری‌ برای‌ تداوم‌ بحث‌ها باشد.- گروه‌ باید علم‌ و دانش‌ خویش‌ را در رابطه‌ با رایانه‌ و اینترنت‌ و زبان‌ انگلیسی‌ ارتقا دهد و از اطلاعات‌ روز برخوردار شود به‌ گونه‌یی‌ که‌ اعضا بتوانند از منابع‌ خارجی‌ بهره‌ برده‌ و از طریق‌ و بلاگ‌ها و یا وب‌های‌ ایجاد شده‌ توسط‌ گروه‌ به‌ انتشار نتایج‌ فعالیت‌های‌ خود بپردازند. این‌ اقدام‌ سبب‌ می‌شود که‌ زمینه‌ برای‌ جذب‌ علاقه‌مندان‌ و تبادل‌ نظر در سطحی‌ بسیار وسیع‌تر و در مقیاس‌ فراملی‌ پدید آید که‌ این‌ خود زمینه‌ساز انتقال‌ علم‌ و دانش‌ به‌ داخل‌ مرزهای‌ کشور است‌ و اعتبار ملی‌ را ارتقا می‌دهد.- گروه‌ باید نتایج‌ فعالیت‌های‌ خود را برای‌ علاقه‌مندان‌ در همایش‌ها ارایه‌ کند. این‌ اقدام‌ باعث‌ خواهد شد که‌ گروه‌ بازخوردهای‌ ارزشمند از دیگران‌ دریافت‌ کرده‌ و از طرفی‌ بتواند با انگیزش‌ بیشتر به‌ نقد و بررسی‌ و اصلاح‌ فعالیت‌های‌ خویش‌ بپردازند.- لازم‌ است‌ اعضای‌ گروه‌ در زمینه‌ «روانشناسی‌ گروه‌» مطالعه‌ کنند. کسب‌ اطلاعات‌ در این‌ خصوص‌ می‌تواند زمینه‌ساز شناخت‌ اعضای‌ گروه‌ از یکدیگر شده‌ و زمینه‌ برای‌ همبستگی‌ بیشتر شود.بدون‌ شک‌ تشکیل‌ گروه‌ و ادامه‌ فعالیت‌های‌ آن‌ همچون‌ تولد موجودی‌ است‌ که‌ اگر تداوم‌ یابد، آرام‌آرام‌ رشد و تکامل‌ یافته‌ و به‌ مرحله‌یی‌ خواهد رسید که‌ نتایج‌ ارزشمندی‌ از خود به‌ جامعه‌ ارایه‌ می‌کند و چه‌ بسا زمینه‌یی‌ برای‌ وقوع‌ خلاقیت‌ و کارآفرینی‌ در جامعه‌ و شروعی‌ برای‌ سازندگی‌ در جامعه‌ باشدو ذکر این‌ نکته‌ لازم‌ است‌ که‌ بدانیم‌ اگر این‌ گروه‌ در فکر خدمت‌ به‌ جامعه‌ نباشد بدون‌ شک‌ در نیمه‌ راه‌ از حرکت‌ باز خواهد ایستاد.
فرصتها و محدودیتهای کارآفرینی در اقتصاد ایران
مقاله حاضر اشاره به مطالعه ای دارد که به یک رشته مسایل اقتصادی ایران از زاویه کارآفرینی پرداخته است . در این مقاله نشان داده می شود که کارآفرینها از چه ویژگیهایی برخوردارند و از اینرو می توانند موتور حرکت توسعه باشند. این افراد به شرایطی محیطی مطلوب نیاز دارند تا استعدادهای خود را بروز دهند. این شرایط شامل ساختار اقتصادی وبویژه وفور بنگاههای خرد و متوسط، و وجود اقتصاد آزاد می شود. در ایران ساختار در هرسه بخش مناسب به نظر می رسد درحالی که سیاستهای دولت فاصله ای ملموس با کارکرداقتصاد آزاد دارد.
مطالعه اجمالی کشورهای دیگر نشان می دهد که بنیان کار آنها متکی بر اقتصاد آزاداست . از اینرو با تقویت سازوکار بازار آزاد، یک رشته سیاستهایی را درپیش گرفته اند تاتولیدکنندگان خرد تقویت شوند، مانند اعطای وام و تسهیلات بانکی ، ارائه خدمات مشاوره ای ، پشتیبانی علمی و تکنولوژیک ، آموزشی و همه این فعالیتها ازطریق یک سازمان واحد صورت می گیرد که مستقیم یا غیرمستقیم امور مزبور را تدارک می بیند.
تصور بر این است که در ایران نیز می توان با برپایی یک سازمان واحد، بنگاههای خرد و همچنین کسانی که با پذیرش ریسک می خواهند پیشتاز باشند، کارآفرینی راتقویت کرد. آموزش می تواند تنها یکی از وظایف این سازمان باشد، درحالی که ایجادتسهیلات برای گرفتن وام ، ارائه خدمات مشاوره ای ، اجرای سخنرانیهای متعدد،راهنمائیهای اقتصادی و بازرگانی ، و غیره ابزارهای دیگری برای تحقق این هدف به شمارمی آیند.
نگاهی گذرا به تاریخ چنددهه اخیر ایران به روشنی نشان می دهد که فرایند توسعه آن در چارچوب برنامه های عمرانی و توسعه ای و نیز برپایه سیاستهای دولت طی شده است .شالوده این فرایند را درآمدهای کلان ارزی حاصل از صدور نفت تشکیل می دهد. این درآمد هنگفت در دست دولت می باشد، و بنابراین پرچمدار توسعه دولت بوده است ، که در بیشتر زمینه ها و موارد به طورمستقیم دست به کار می شود. این شرایط دو مشکل بنیانی دارد: یکی آنکه درآمدهای ارزی به این شکل ، اساسا موجب اختلال در قیمت نسبی عوامل شده و درنتیجه از کاربرد بهینه عوامل تولید جلوگیری کرده است ; و دوم آنکه ، حضور مستقیم دولت موجب گردیده تا فعالان اقتصادی تحت الشعاع قرار گیرند و یاحتی تبدیل به رانت جویان پرتوانی گردند. این جریان تاهنگامی که درآمد نفتی سرشارباشد، تداوم دارد و نارسائیهای آن نمود نمی کند. ولی در این زمان تمام پیامدهای منفی وغیرعقلایی آن کم کم خود را می نمایاند و جامعه ما را با این مساله روبرو کرده است که باید درپی چاره اندیشی باشد و فرایند متفاوتی را درپیش گیرد.

کارآفرینی و توسعه
این واقعیت عینی ، بسیاری از اندیشمندان جامعه را بر آن داشته است تا برپایه یک رشته دیدگاههای نظری و نیز تجربه شماری از کشورهای موفق در گذشته وحال ، نقش کارآفرینان را در فرایند واقعی توسعه مطرح کنند. یعنی عناصری که در شرایط مناسب می توانند با تکیه بر توان ذهنی و نیز ریسک پذیری ذاتی خود، به عنوان موتور “یا پیشرانه “حرکت جامعه مسئولیت بپذیرند و سازوکاری را به جریان اندازند که مستقل از دولت و باتکیه بر نیروی مادی و ذهنی مردم موجب اعتلای جامعه شود. ولی کارآفرینی چیست وکارآفرینان از چه ویژگیهایی برخوردارند؟ آیا امکاناتی در جامعه ما برای آنها وجود دارد؟و سرانجام تجربه دیگران چه درسهایی برای ما دارد؟ این پرسشهایی است که در زیربه آنها پرداخته خواهدشد.
شماری از اندیشمندان ، کارآفرینی را نوعی رفتار و شیوه زندگی می دانند، گروهی دیگر آن را کاری هنری می انگارند. ولی پیتر دراکر کارآفرینی را به معنای جستجوی دائمی برای تغییر، واکنش دربرابر آن و بهره برداری از آن به عنوان یک فرصت بیان می کند. ازسوی دیگر شومپیتر، به عنوان کسی که برای نخستین بار این مقوله را در نظریات خود به صورت علمی بیان کرد، کارآفرینی را فرایند تخریب خلاق می داند. طبق نظر وی ، در فرایندکارآفرینی در آغاز نوآوری صورت می گیرد، خلاقیت و انحصاری گذرا را به وجود می آوردو درپی آن سودهای انحصاری حاصل می شود، و سپس با گسترش این نوآوری ، سودهای انحصاری از میان می روند، و امکان نوآوریهای بیشتری فراهم می آید. در کارآفرینی از یک سو فرد قرار دارد و از سوی دیگر محیط وی مطرح می شود که بیان هر دو ضروری می نماید.
کارآفرین به طورکلی از مدیر متمایز می شود. کارآفرین را عمدتا عامل شتاب دهنده تغییر در عرصه فعالیتهای اقتصادی می انگارند زیرا وی شجاعت انجام واکنشی متفاوت از دیگران را دربرابر رویدادها دارد. کارآفرین درحقیقت عنصری اقتصادی است که بابه کارگیری عوامل تولید و بهره گیری از فرصتهای بوجود آمده در بازار، در بنگاه خود دست به کارهای تولیدی و تجاری می زند. وی پیشتاز است چون ریسک پذیری بالایی دارد. درمتون اقتصادی به طور معمول ویژگیهای زیر را برای کارآفرین برمی شمارند:
ابتکار عمل داشتن و فراتر از وظایف شغلی حرکت کردن ;
قدرت تصمیم گیری و پیگیریهای فردی داشتن ;
فرصتها را به خوبی تشخیص دادن و به موقع عمل کردن ;
با ریسک های حساب شده حرکت کردن ;
دقت در کارها داشتن و نگران کیفیتها بودن ;
نسبت به انجام به موقع قراردادها و توافقها نگران بودن و تعهد داشتن ;
نسبت به عوامل سودوزیان و بازدهی در کارها حساس بودن ;
اتکا به نفس داشتن و به توانائیهای درونی خود اعتماد کردن ;
انعطاف پذیربودن و انتقادات را با روی باز پذیرفتن ;
در بیان عقاید و نظرات خود شجاعت و جسارت داشتن ;
با نفوذ کلام ، قابلیت قانع ساختن دیگران را داشتن ;
از استراتژی های نفوذی و اثرگذار بر دیگران استفاده کردن ;
با برنامه ریزیهای منظم ، مشکلات بزرگ را جزبه جز کردن و موانع را از سر راه برداشتن .
کارآفرین با این ویژگیها، هشت وظیفه کلی زیر را برعهده می گیرد: از موقعیتهای محیطی آگاه می شود; برای استفاده از این موقعیتها پذیرای ریسک می شود; سرمایه گذاری می کند; نوآوری می کند; کار و تولید را نظم می بخشد; تصمیم می گیرد; برای آینده برنامه ریزی می کند و سود خود را با سود می فروشد.
ولی تمام این قدرت آفرینندگی در محیط ویژه ای عینیت پیدا می کند. این محیط از دوزاویه باید موردتامل قرار گیرد. نخست ساختار اقتصادی جامعه است ، به این مفهوم که تولیدکنندگان در چه مقیاسی فعالیت می کنند و در چه گروههایی از لحاظ اندازه طبقه بندی می شوند، در چه مناطقی و در چه حوزه هایی از فعالیتهای اقتصادی متمرکز هستند، و چه رابطه ای با یکدیگر دارند. و دوم چه فضای سیاستگذاری بر آنها سایه انداخته است : آیاسیاست آزاد اقتصادی حاکم است و سازوکار بازار حکم می راند یا اقتصاد دستوری تسلطدارد؟ مفاد نظریه نشان می دهد که کارآفرین می تواند در محیطی به بهترین وجه خلاقیت خود را عینیت بخشد و فضایی پررقابت آماده کند که متکی بر سازوکار بازار آزاد باشد.

ساختار اقتصادی ایران
با این نگرش ، می توان اقتصاد ایران را موردبررسی اجمالی قرار داد، و در سطح کلان عوامل مثبت و منفی موثر بر فعالیت کارآفرینی را تحلیل کرد. برای این منظور نخست نگاهی به ساختار اقتصادی می اندازیم و سپس اشاره ای به سیاستهای دولت و میزان حمایت آنها از نظام اقتصادی آزاد خواهیم کرد.
اقتصاد ایران را همچون اقتصاد بسیاری از کشورها می توان به سه بخش کشاورزی ،صنعت ، و خدمات تفکیک کرد. این تفکیک به این دلیل صورت می گیرد که هریک از این سه بخش از ویژگیهای خاصی برخوردار است که در چارچوب آنها می توان روشن تر به فرصتها و تهدیدات پی برد. درهرحال ، نقطه شروع می تواند بخش سنتی تر یعنی کشاورزی باشد.
الف ” بهره برداران کشاورزی : در سال ۱۳۷۵ حدود ۳۸٫۳رصد از جمعیت کشور “برابر ب۲۳٫۲ میلیون نفر” دربیش از۸۶ هزار آبادی در سراسر کشور زندگی می کردند. جمعیت شاغل این بخش را عمدتا مردان تشکیل می دادند درحالی زنان تنها ۸/۸ درصد سهم داشتند. بخش بزرگی از این جمعیت شاغل یعن۳۴٫۵ درصد بیش از ۰۵ سال داشتنددرحالی که ۶۲٫۴ درصد دیگر در گروه سنی ۱۵-۴۹ قرار می گرفتند. این نیروی کار نسبتاسالخورده درحد۸۷ درصد ماهر و حدود نیمی از آنها باسواد بودند. درصد ناچیزی از این شاغلان کارفرما و یا حقوق بگیر بودند، درحالی که۶۵ درصد آنان به طور مستقل و ۱۴٫۶درصد دیگر به صورت فامیلی کار می کردند.
اکثر شاغلان به روی زمین کار می کنند که بسیار خرد و پراکنده است . به عبارت دیگردر روستاهای ایران حدو۲٫۸ میلیون مترمربع زمین قابل بهره برداری است ک۸۵ درصدبه خرده مالکان “با مساحتی کمتر ا۱۰ هکتار”، ۱۴ درصد دیگر، به مالکان دارای ۱۰ تا۵۰ هکتار و یک درصد بقیه نیز مربوط به مالکان بزرگ تعلق دارد. علی رغم تعداد زیادکشاورزان خرده پا، مساحت زمین تحت اختیارشان درحد ۳۷٫۲ درصد اراضی زراعی است ، درحالی که گروه میانی بیش از ۴۵ درصد را دراختیار دارد.
گروههای بزرگتر از۵۰ هکتار، نیروی کار کمتری را به استخدام می گیرند و مالک بقیه اراضی هستند. چنین ساختاری نشان می دهد که بخش بزرگی از فعالیتها در مقیاس خردانجام می گیرد که اشتغال زایی بالایی هم دارند. خردبودن بهره برداران را می توان به عنوان یک امکان مناسب ارزیابی کرد بویژه آنکه بسیاری از آنها ازسوی مالکان اداره می شوندتولیداتشان هم عمدتا روانه بازار می شود و در فصولی از سال خود نیز به عنوان نیروی کاردر بازار کار حضور پیدا می کنند. ولی محدودیتهای این بخش را نیز باید درنظر آورد که اهم آنها عبارتند از: پراکندگی جغرافیایی آبادیها و پایین بودن جمعیت در هر روستا;مهاجرت به مراکز شهری که درحقیقت موجب خروج نیروهای فعال تر روستایی به شهرمی شود; ساختار سنی جمعیت روستایی که روبه پیرشدن گذارده است ; و نیز سطح نسبتابالایی از اراضی که دردست واحدهای بزرگ قرار دارد.
غیر از این ساختار، می توان نگاهی هم به وضعیت تولیدکنندگان صنعتی انداخت تافرصتها و محدودیتها در آن حوزه نیز مشخص شود.
ب ” کارگاههای صنعتی : برخلاف بخش کشاورزی ، در صنعت نقش زمین کم اهمیت تراست و اثرپذیری کمتری از رویدادهای طبیعی دارد. با این مقدمه ، می توان نگاهی به آمارهای کارگاههای صنعتی که بنابر شماری از نظریه های توسعه ، قرار بوده که موتورحرکت رشد اقتصادی باشند، می اندازیم . برپایه آمارهای رسمی در سا۱۳۷۳ حدود۳۶۵ هزار کارگاه صنعتی در ایران فعال بوده است . طبقه بندی این کارگاهها نشان می دهدکه حدود ۹۱٫۶ درصد آنها کمتر از ۶ نفر کارگر، حدود۴٫۸ درصد، ۶تا۹ نفر و ۳ درصدبین ۱۰ تا ۹۴ نفر مشغول به کار بودند. و ۰٫۶ درصد را نیز کارگاههای بزرگ تشکیل می دادند که بیش از ۵۰ نفر در آن کار می کردند. به این ترتیب انبوهی از کارگاههای خردوجود داشت که علی القاعده به دور از هرگونه بوروکراسی و در بازاری که می تواند به “بازار رقابت کامل ” نزدیک تر باشد فعالیت می کردند. نکته قابل توجه آن است که در این کارگاههای کوچک که از لحاظ اشتغال زایی حائزاهمیت است بیش از ۵۰ درصد ازشاغلان کار می کردند. ولی با وجود آنکه تعداد کارگاههای بزرگ بسیار اندک بود با این حال حدود ۳۸٫۸ درصد از شاغلان در آن مشغول به کار بودند.
پراکندگی جغرافیایی کارگاههای صنعتی شاید درهمان حد اندازه آنها ناهمگون باشد.به عبارت دیگر ۲۷ درصد از کل این کارگاهها در تهران ۱۲٫۷ درصد در استان خراسان و۱۰٫۵ درصد در اصفهان قرار دارند. به این ترتیب سه استان مزبور ۵۰ درصد کارگاهها رادر خود جای داده اند درحالی که در پایین ترین رده ها استانهایی مانند هرمزگان ، بوشهر قراردارند که سهم شان درحد نیم درصد می شود.
از سوی دیگر توزیع نیروی انسانی در رشته های نه گانه صنعتی نیز جالب توجه است :صنایع نساجی بیشترین سهم “یعنی۴۳٫۲ درصد” از شاغلان صنعتی را دارد، و دررده های بعدی ماشین آلات “۱۷٫۴ درصد” و سپس موادغذایی “۱۲٫۵ درصد” قرار دارند.به این ترتیب دیده می شود که حدود بیش از ۵۵ درصد شاغلان بخش صنعت در حوزه غذایی و نساجی فعالیت می کنند که از تکنولوژی نسبتا ساده ای برخوردارند و آنها رامی توان کاربر به شمار آورد. این دو رشته درعین حال بیشترین پیوند را با بخش کشاورزی هم دارند. و سرانجام آنکه بهره وری سرمایه ، به عنوان یک عامل کمیاب در جامعه ما، درکارگاههای کوچک “بویژه در صنایعی همچون غذایی و نساجی ” به مراتب بیشتر ازکارگاههای بزرگ است . به عبارت دیگر کارگاههای کوچک بهره برداری اقتصادی تری ازسرمایه خود می کنند، درحالی که می توان تصور کرد همین کارگاهها از لحاظ تامین سرمایه خود کمترین اتکا را به دولت دارند; وبرعکس کارگاههای بزرگ که تاحد بالایی به دولت و منابع مالی و ارزی آن تکیه دارند، کمترین بهره وری را از سرمایه می کنند و درعین حال تحصیل کرده ترین نیروی انسانی را هم به خود اختصاص داده اند.
به هرحال این نگاه اجمالی هم نشان می دهد که در صنعت هم مانند کشاورزی انبوهی از تولیدکنندگان خرد وجود دارند که با پراکندگی جغرافیایی بسیار ناموزون دربرابراندکی تولیدکنندگان بزرگ قرار گرفته اند. با این ملاحظات اکنون می توانیم نگاهی هم به بخش خدمات بیندازیم . یعنی بخشی که بیش ا۴۳٫۸ درصد از شاغلان را در خود جای داده است .
ج ” بخش خدمات : در سرشماریهای نفوس و مسکن ، فعالیتهای بخش خدمات به زیرمجموعه های زیر تقسیم شده است : بازرگانی ، رستوران و هتلداری ; حمل ونقل ،انبارداری و ارتباطات ; خدمات موسسات مالی و پولی ; خدمات مستغلات ; حرفه ای وتخصصی ; خدمات عمومی ; و خدمات اجتماعی ، شخصی و خانگی . در سال۱۳۷۵ دراین مجموعه حدود ۶٫۳۸۸ میلیون نفر مشغول به کار بودند. از این تعداد، ۴۶٫۴ درصددر بخش خدمات عمومی ۳۰٫۲ درصد در بخش بازرگانی ، رستوران و هتلداری۱۵٫۲درصد در بخش حمل ونقل ، انبارداری و ارتباطات فعالیت می کردند. سهم دیگر فعالیتهابویژه آنهایی که تخصص بالایی را هم می طلبد بسیار اندک است . به این ترتیب دیده می شود که قطبی بودن شاغلان در این بخش بیش از دو بخش دیگر است . نیروی انسانی این بخش برخلاف بخش کشاورزی جوان است و حتی در برابر بخش صنعت نیز جوان تربه نظر می رسد.
غیر از بخش عمومی که اساسا متشکل از مزدوحقوق بگیران است ، دو گروه اصلی دیگر این بخش که در بالا ذکر شد، به طور محدود دولتی هستند مزد و حقوق بگیران آن درحد ۲۰ تا ۲۵ درصد است و در مقابل بخش بزرگی از فعالان آن را کارکنان مستقل وکارفرمایان تشکیل می دهند. به این ترتیب در این بخش اگرچه در یک سوی آن بخش عمومی قرار دارد که اساسا فعالان آن مزدوحقوق بگیر هستند، ولی در سوی دیگر آن دوفعالیت یعنی “بازرگانی ، رستوران و هتلداری ” و “حمل ونقل ، انبارداری و ارتباطات ” قراردارد که انبوهی از فعالیتهای خرد با شمار زیادی از کارکنان مستقل را در خود جای داده است . جالب توجه است که همین دو گروه که ظاهرا به تخصص کمتری نیاز دارند، به ترتیب ارزش افزوده ای برابر با ۲۱٫۵ درصد و ۲۱٫۶ درصد از کل ارزش افزوده بخش خدمات داشته اند که این مقدار بیش از سهم خدمات عمومی “۱۹٫۹ درصد” است . و نیزجای شگفتی ندارد که گروه “خدمات مستغلات ، حرفه ای و تخصصی ” نزدیک به ۳۰درصد از ارزش افزوده این بخش را به خود اختصاص داده است . طبیعی است که همین گروه بیشترین بهره وری نیروی کار را هم داشته باشد و از این لحاظ در نقطه مقابل خدمات عمومی قرار می گیرد.
د” جمع بندی : تصویر ساده و بسیار اجمالی ساختار اقتصادی ایران را می توان چنین نمایش داد: در کشاورزی انبوهی از تولیدکنندگان خرد قرار دارند که بهره وری کار و زمین در آنها بالا است و با تکنولوژی پایین و سرمایه اندک کار می کنند; در صنعت بخش بزرگی از تولیدکنندگان خرد “که اکثریت مطلق کارگاهها را تشکیل می دهند” در صنایع غذایی ونساجی که بیشترین پیوند را با کشاورزی دارد، فعالیت می کنند. بهره وری سرمایه در این صنایع به طور نسبی بالاتر از دیگران است ; و سرانجام هم در بخش خدمات دو گروه که فی نفسه پیوند تنگاتنگی با فعالیتهای کشاورزی و صنایع غذایی و نساجی دارند، حدودبیش از ۵۴ درصد نیروی کار را در خود جای داده اند. این نیروی کار که عمدتا جوان هم هستند از تخصص بالایی برخوردار نیستند. به این ترتیب به نظر می رسد که سیاستگذاری در این سه حوزه می تواند آثار مفیدی درپی داشته باشد بویژه آنکه همه آنها عمدتادردست فعالان اقتصادی خرده پا قرار دارد. ولی رونق یا رکود در میان این مولدین خرد تااندازه ای هم به سیاستگذاریهای دولت بستگی دارد که در بخش ذیل به آن می پردازیم .

سیاستهای اقتصادی
همان طور که گفته شد محیط مناسب برای کارآفرینی غیر از ساختار اقتصادی ، بعددیگری هم دارد که عمدتا به سیاستگذاریهای دولت مربوط می شود. در بند پیشین ساختار اقتصادی ایران گفته شد که این ساختار به لحاظ خردبودن و همچنین کاربر بودن چند حوزه از فعالیت در هر سه بخش که انسجام تنگاتنگی هم با هم دارند، شرایطمناسبی را برای کارآفرینی می تواند فراهم آورد. حال در اینجا نگاه اجمالی هم به سیاستهای دولت می اندازیم تا ببینیم این بعد تاچه حد می تواند توسعه بخش کارآفرینی باشد.
در آغاز باید گفته شود که به طور معمول و بویژه در الگوهای اقتصادی ، وضعیت اقتصاد آزاد مناسب ترین شرایط برای فعالیت کارآفرینان محسوب می شود. کارآفرین باید باموانع غیراقتصادی روبرو نباشد، کارآفرین نباید درگیر بوروکراسی دولت شود، کارآفرین باید بداند که شرایط آینده بازار صرفا برپایه سازوکار آن تعیین می شود،… در این شرایطاست که چنین فعالیتی تمام نیرو و ابتکار خود را در راه رقابت به کار می گیرند و برای تحقق اهداف خود، خلاقیت عینیت پیدا می کند.
با این ذهنیت می توان نگاهی اجمالی به ایران دو دهه گذشته انداخت . سالهای اولیه انقلاب اسلامی و نیز دوره پرتلاطم جنگ از قوانین خاص خود پیروی می کرد: سیاست انبساطی ، کسری بودجه ، ملی کردن بسیاری از صنایع ، کنترلهای ارزی ، قیمت گذاری کالاها و… به طور معمول در هر جامعه ای که با جنگ و انقلاب روبرو باشد، دیده می شود.ولی با پایان گرفتن این دوران ، و آغاز دوره سازندگی ، تصور بر این است که دولت ازصحنه اقتصادی فاصله بگیرد و صرفا با سیاستگذاریهای خود، نیروهای خلاق جامعه رابه حرکت وادارد. ولی ، مطالعه این دوره از تاریخ ایران نشان می دهد که دخالتها از یک سوو ناتوانیها از سوی دیگر همچنان ادامه دارد.
دخالتهای دولت را می توان شامل اعمال سیاست ارزی و کنترل ، تعیین و تغییربوروکراتیک نرخ ارز، اعمال نظر در قیمت گذاری و یا حتی تعیین قیمت ، ایجاد انحصارات از دو طریق یعنی مالکیت خود و نیز جلوگیری از واردات برخی کالاها، پرداخت انواع یارانه های مستقیم و غیرمستقیم یا آشکار و پنهان به تولیدکنندگان دانست . این مجموعه بویژه ایجاد انحصار و سازوکار تسهیم ارز با نرخهای دولتی موجب شده است تاکارآفرینی در جامعه ما درقالب رانت جویی متجلی شود; فعالیتی که اثر بازدارنده براقتصاد کشور دارد و از سوی دیگر، ما ناتوانیهای دولت را هم می توانیم در سیاستهای مالیاتی آن “که نمی تواند بخش غیررسمی را زیرپوشش بگیرد” کسری بودجه ، اعوجاج درسیاستگذاریها، و نیز فقدان اراده و برنامه ای هدفمند برای اجرای سیاست خصوصی سازی مشاهده کنیم .
به این ترتیب دیده می شود که علی رغم وجود بستر مناسب برای کارآفرینی ،سیاستهای دولت فاصله زیادی با اقتصاد آزاد داشته است و این اقدامات موجب شده است که سرمایه جذب حوزه تولید نشود، نیروی کار نتواند ظرفیت بالقوه خود را بروزدهد، نیروی بیکار گسترش پیدا کند، و بر شمار عظیم بیکاران هم افزوده شود. به منظورپاسخ به این مشکل ، سیاست کارآفرینی در چند کشور موردمطالعه قرار گرفته است تاشاید از این طریق بتوان چاره ای اندیشید.

سیاست کارآفرینی در چند کشور
برای بررسی سیاست کارآفرینی ، ۹ کشور خارجی موردمطالعه قرار گرفته است . این مجموعه کشورها را می توان به دو گروه تقسیم کرد: در گروه نخست کشورهای استرالیا،امریکا، کانادا، انگلیس و ژاپن قرار دارند که در تاریخ اقتصادی به عنوان کشورهای پیشرفته معروف هستند. این کشورها از آغاز دوره کلاسیک به منظور پیشرفت ، فضای آزاد را برای رشد و توسعه صنایع فراهم آوردند و از اینرو در زمان حاضر ابعاد خردتری همچون مسایل فرهنگی در آنها اهمیت پیدا می کند. و گروه دوم ، کشورهای درحال توسعه یانوصنعتی مطرح شده اند که آنها نیز دو استراتژی متفاوت “یعنی استراتژی توسعه صادرات و استراتژی جایگزینی واردات ” را برای توسعه خود برگزیده اند. جالب آنکه درهر دو گروه از این کشورها، سیاست کارآفرینی از مشابهت های زیادی برخوردار هستند.
نکته مشترک تمام این کشورها در حوزه سیاستگذاری برای کارآفرینی آن است که تمام آن ها “بنگاههای خرد” را به عنوان هدف برگزیده اند اگرچه هریک بنابر تعبیر خود،تعریف خاصی از خردبودن بنگاهها دارند. علاوه بر این ، تمام کشورهای مزبور تعدادشاغلان را اساسا ملاک اندازه بنگاه قرار داده اند. در بسیاری از این کشورها، مانند ایران ،همین بنگاههای خرد سهم بزرگی در تولید و اشتغال دارند. و سرانجام اقتصاد آزاد در تمام این کشورها یا ریشه ای دیرینه ای دارد “مانند کشورهای پیشرفته ” و یا طی دو یا سه دهه اخیر با عزمی راسخ پی ریزی شده است “مانند کره جنوبی ، فیلیپین “. بنابراین مقایسه آنها باسیاستهای اقتصادی جاری در ایران اساسا بیهوده است . ولی روشن است که باید گامهای بعدی که آنها برداشته اند موردتاکید قرار گیرد. آنچه در زیر می آید نگاهی اجمالی به سیاستها و اقدامات کشورهایی است که در زمینه توسعه و ترویج کارآفرینی موردمطالعه قرار گرفته اند.
چنین می نماید که نقطه آغاز حرکت تمام این کشورها در روند توسعه و ترویج کارآفرینی ، پی ریزی یک سازمان یا مرکز مسئول و متولی سیاستگذاری توسعه کارآفرینی باشد زیرا در تمام آنها دست کم یک مرکز یا سازمان ، چنین مسئولیت مهمی را برعهده دارد. این مرکز اساسا وسیله ای برای تحقق اهداف موردنظر تلقی می شود. چنین مرکزی اساسا به امور بنگاههای خرد می پردازد و تمام سیاستهای دولت در این زمینه از مجرای آن می گذرد. عمده ترین اقداماتی که در کشورهای موردمطالعه ، مشاهده شده است درحوزه های زیر بوده است :
وام و اعتبارات : یکی از بارزترین اقدامات کمک به بنگاههای خرد برای دستیابی به سرمایه مالی است . این اقدام متکی بر این بینش است که بنگاههای خرد به طور نسبی ازسوی کسانی هدایت و مدیریت می شود که توان مالی محدودی دارند و به همین لحاظمیل به کاربرد تکنولوژی ها کاربر دارند. از این رو سهولت در دادن وام ، وابسته نکردن وام به دارائیهای ثابت و مانند آنها، از ویژگیهای ظرفیت سازی سرمایه مالی تلقی می شود.
تکنولوژی : در کشورهای موردمطالعه ، مراکز مسئول کارآفرینی بر کاربرد تکنولوژی وکاربر آن تاکید دارند و به شیوه های گوناگون مانند دادن وام برای ماشین آلات نو می کوشنداین هدف تحقق پذیرد.
خدمات مشاوره ای : در کشورهای موردمطالعه مراکز کارآفرینی خدمات مشاوره ای درزمینه هایی مانند مدیریت ، امورمالی ، فعالیتهای تجاری و بازاریابی ، و گاه تهیه طراحهای توجیهی ارائه می کنند و هزینه ارائه این خدمات از سوی دولت پرداخت می گردد.
حمایتهای اطلاعاتی : علاوه بر خدمات مشاوره ای ، حمایتهای اطلاع رسانی برای فعالیتهای خرد نیز متداول است این اطلاع رسانی شامل مواردی همچون وضعیت تجاری ، مدیریتی و فنی می شود.
پیوندهای درون بخشی : ایجاد و تقویت پیوند در میان تولیدکنندگان یک جامعه رامی توان از اساسی ترین پایه های توسعه به شمار آورد. از این رو، در سیاست کارآفرینی این اصل مدنظر قرار می گیرد و در برخی موارد ایجاد پیوند بین بنگاههای خرد و بنگاههای بزرگ درشمار وظایف مراکز کارآفرینی قرار گرفته است .
ظرفیت سازی علمی : در راستای تقویت تکنولوژیک و حمایتهای اطلاع رسانی ، تلاش شده است تا میان بنگاههای خرد از یک سو و مراکز علمی و فنی از سوی دیگر پیوندبرقرار شود. این ارتباط ازطریق مرکز توسعه کارآفرینی و در حوزه هایی مانند تحقیق ،آموزش و توسعه صنعتی برقرار می شود.
تسهیلات برای تاسیس شرکتها: نوسانات بازار و مشکلات حاصل از آن به طور طبیعی موجب ورشکستگی دائمی شماری از بنگاههای خرد می شود. از این رو برخی دولتها باالهام از یکی از اصول اقتصاد آزاد یعنی برداشتن موانع ورودیه بازار، کوشیده اند تا مقررات دست وپاگیر برای تاسیس یا انحلال شرکتها را به حداقل برسانند.
آموزش : آموزش کارآفرینی سیاستی است که به طور مستقیم بر کمیت و کیفیت عرضه کارآفرین در یک جامعه اثر می گذارد. به همین دلیل است که در بسیاری از کشورها بویژه کشورهای پیشرفته که حتی الامکان موانع و مشکلات برطرف شده اند، دولتها به شکوفاکردن توان بالقوه مردم پرداخته اند.
در چارچوب این مجموعه اقدامات است که در بسیاری از کشورها هدفهای گوناگون اقتصادی – اجتماعی دولت مانند افزایش صادرات ، توسعه مناطق محروم ، تحقق می پذیرد.

نتیجه گیری و پیشنهاد
مسایل نظری درباره کارآفرینی و شرایط لازم برای فعالیت سازنده پیشتازان اقتصادی یعنی کارآفرینان بیان شد. درپی آن ساختار اقتصادی ایران و سیاستهای اقتصادی دولت مطرح گردید. حاصل آن بود که ساختار اقتصادی شرایط لازم برای فعالیتهای خرد را بویژه در حوزه هایی که بیشترین پیوند درونی را برقرار کرده اند، دارد; ولی سیاستهای اقتصادی هدفمند و مشوق این گونه فعالیتها نیست . و سرانجام نگاهی هم به دیگر کشورها شد که جملگی با برپایی یک مرکز مسئول و با سیاستهای گوناگون می کوشند تا کارآفرینان را به عنوان موتور حرکت جامعه تقویت کنند. تکیه بر بنگاههای خرد “و متوسط” اصل اساسی در این کشورهاست .
حال با تکیه بر این دیدگاه که دولت به جای دخالت در اقتصاد باید فعالیت خود راصرفا به سیاستگذاری و نقش هدایتی محدود کند و در این راه درجهت تقویت سازوکاربازار آزاد گام بردارد، یک رشته پیشنهادهایی مطرح می شود تا شرایط لازم برای فعالیت پیشتازان اقتصادی فراهم آید:
۱ – برپایی سازمانی که اساسا مسئولیت تمام وجوه کارآفرینی و تقویت بنگاههای خرد ومتوسط را برعهده گیرد. این سازمان می تواند متمرکز عمل کند و یا در سطح استانی وغیرمتمرکز باشد.
۲ – اعطای وام و تسهیلات بانکی همانند کشورهای دیگر باید برای تولیدکنندگان خردایرانی فراهم آید به طوری که کارآفرینان بتوانند به دور از هرگونه ضوابط دست وپاگیر وزیرنظر یا نظارت مرکز مسئول ، از آن بهره مند شوند.
۳ – ارائه خدمات مشاوره ای یکی از مرسوم ترین سیاستها بوده است و دلیل آن هم در بنیه ضعیف بنگاههای خرد برای برخورداری از این خدمات نهفته است . این خدمات می بایست شامل مواردی مانند مدیریت ، امورمالی ، فعالیتهای تجاری و بازاریابی ، و حتی تدوین طرحهای توجیهی باشد. مشاوره مستقیم و یا کمک به بنگاههای خرد برای بهره مندشدن از خدمات مشاوره ای سازمانهای حرفه ای از شیوه های مرسوم می تواندباشد.
۴ – حمایتهای اطلاعاتی یکی از بنیانهای فعالیت این بنگاهها را تشکیل می دهد که بایدازطرق مختلف صورت گیرد و عمدتا شامل اطلاعات مربوط به مسایل تجاری ، مدیریتی و فنی و نیز کاربرد تکنولوژی اطلاعات می شود.
۵ – تکنولوژی و دانش فنی هم از مواردی است که باید زمینه های تدارک آن برای بنگاههای موردنظر فراهم آید. ناآشنابودن با تکنولوژی و دانش فنی و یا فقدان امکان استفاده از آن در ایران کاملا محسوس است که باید موردتاکید قرار گیرد. لذا اقداماتی ماننداعطای وام ، خدمات مشاوره ای و آموزش می تواند در این راستا جهت گیری شود.
۶ – آموزش به تولیدکنندگان کوچک بسیار اهمیت دارد. با اجرای این سیاست همواره می توان به اهداف گوناگونی مانند شناخت فرصتها و چگونگی بهره برداری از آنها، آشنایی با تکنولوژی و دانش فنی جدید و چگونگی بکارگیری آنها، روشهای جدید علمی مدیریتی و بازرگانی ، جامه عمل پوشید. آموزش می تواند بلندمدت “مانند آموزش از دوره دبیرستان به بعد” و یا کوتاه مدت “مانند سخنرانیهای ادواری ” باشد.
این موارد اساسا شامل موارد کلانی می شود که تنها با اتخاذ یک رشته سیاستها وقانونگذاریها می تواند از قوه به فعل درآید. ویژگیهای بارز این موارد عبارتند از: تکیه برسازوکار بازار، کم هزینه بودن آن برای دولت ، استقلال نسبی کارکرد آن از دولت ،اشتغال زایی و تقویت روند بروز استعدادها و خلاقیتها با اجرای یک رشته سیاستها،احتمالا می توان تولیدکنندگان خردی را تقویت کرد که از لحاظ ارتباطات اقتصادی بیشترین پیوند را با یکدیگر دارند.
رهبری استراتژیک برای کارآفرینان
موفقیت، به توانایی تفکر استراتژیک و دستیابی سریع به نتیجه بستگی دارد. همانگونه که جک استک ( Jack Stack ) میگوید چالشی که کارآفرینان با آن مواجهند متقاعد کردن افراد دیگر جهت همراهی با آنهاست. این افراد میتوانند یک جامعه سرمایه گذار و یا خود افراد درون سازمان او باشند. وقتی کارآفرینان قادر به فروش ایده‌هایشان میگردند تبدیل به رهبر میشوند. هدف از رهبری الهام بخشی و انگیزش سریع یک گروه صاحب ایده‌های جدید و دارای یک دیدگاه و هدف متعارف و سپس هدایت آنها در تبدیل این دیدگاه مشترک به واقعیت است. Richard Siegelman در مورد نحوه جمع شدن افراد گرد یکدیگر و عاملی که به آنها برای تشکیل یک گروه انگیزه میدهد تحقیق نمود. وی میپرسد : آیا دیدگاه‌ها و یا فرهنگ‌های مشترک وجود دارد؟ به گفته Siegelman برخی از مردم ممکن است رویاها و آرزوهایی قوی داشته باشند. اما دیگران ممکن است دقیقاً عکس آن باشند. آقای John Haman یکی از شرکای Red Point Venture معتقد است که رهبرانی که قادر به سنجش سریع کسب و کار خود هستند اهمیتِ داشتن یک استراتژی منسجم و متمرکز را به خوبی درک میکنند. آنها یاد گرفته¬اند که چطور اهدافی چند را از یک فهرست طولانی اهداف استخراج کنند و چطور تیم همراه خود را مطابق با آن تمرکز بخشند. Rebecca Smith یکی از داوران مسابقه کارآفرین سال در موسسه Ernst & Young اینگونه میگوید: شما باید چیزی بیش از یک برنامه ریز باشید. باید پویا باشید زیرا وقتی شما یک استراتژی اتخاذ میکنید باید افراد خود را جهت رسیدن به نتیجه هدایت کنید. طرح استراتژیک ، یک فرآیند تحلیلی و منطقی جهت تعیین موقعیت آینده کسب و کارشماست در مقابل محیط. متعارف ترین عیب کارآفرینان نزدیک بینی است، یعنی فقدان آینده نگری در تفکر و طرح ریزی . در جهان ورزش گفته می شود: «شانس جایی به وقوع می پیوندد که آماده سازی و تدارک با یک فرصت توام می گردد. به عنوان مثال Lance Armstrong دوچرخه سوار برنده مسابقات متعدد دوچرخه سواری دور فرانسه قبل از شروع مسابقه با فکر کردن به اتمام مسابقه خود را برای مسابقه آماده می سازد. اینکار با یک چشم انداز استراتژیک آغاز می شود. تحقیقات نشان می دهد که کارآفرینان موفق چشم‌اندازی برای آینده بوجود می آورند که دیگران را به درگیر شدن درفعالیت مورد نظرشان ترغیب می کند. Howard Schultz ، موسس و CEO در Starbocks Coffe می گوید: «وقتی دیگران نمی توانند آنچه را کارآفرینان می بینند ببینند، آنها از ارائه چشم انداز کمک می گیرند. کارآفرینان کسانی هستند با چشم اندازی مشخص و میل درونی به یافتن فرصت و رساندن آن به یک سرانجام مشخص.» چنین تمرکز استراتژیکی از اهمیت بسیاری برخوردار است زیرا لازمه اصلی تبدیل فرصتهای کشف شده به نتیجه مطلوب می باشد. همچنین تنها در اینصورت است که کارمندان از حوزه وظایف خود فراتر رفته به رسیدن شما به اهداف مطلوب کمک می نمایند. هدف و منظور استراتژیک شما بر مبنای چشم انداز و نقطه تمرکز شماشکل می‌گیرد. این در واقع بدین معناست که شما می بینید کسب و کار شما در آینده چه خواهد کرد و باید امروز چه کاری انجام شود تا در آینده به هدف مورد نظر برسد. باید به کلامی بیندیشید که Jack nicklaus یکی از موفق ترین گلف بازان تمام دورانها گفته است:«من حتی در ذهنم هم یک توپ را از دست نداده بودم! » ما دریافته‌ایم که در جاده ای که بسمت موفقیت کارافرینانه می‌رود هیچ میان بری وجود ندارد اگر شما بدنبال یک میان بر و یا راه آسان هستید به اندازه کافی بر روی اصول کار نکرده اید. بر مبنای آنچه ما مشاهده کرده ایم در یک طوفان سهمگین، برخی از کارآفرینان ممکن است برای مدتی چند از آن در امان باشند اما برای پیمودن اصول کار هیچ جایگزینی وجود ندارد و اولین اصل کار سخت به روش سنتی است. حتی با کار زیاد هم بدون داشتن یک بنیان قوی، هیچ کسب و کاری نمی تواند رشد کند. یکی از مهم ترین مهارتها و یا کیفیتهایی که در این مورد می توان نام برد، رهبری استراتژیک است. رهبری در فعالیتهای اساسی یک کسب و کار جدید، به معنای یک ریسک بلند مدت است که به یک چشم انداز استراتژیک بلند مدت نیاز دارد. رهبری در یک صنعت جدید حداقل به ده تا پانزده سال کار با تعهد احتیاج دارد. رهبران استراتژیک تکنسین های کارآزموده در زمینه ریسک هستند. آنها در تشخیص ریسک ها، نحوه مدیریت آنها و روش عمل در محیطی سرشار از ریسک مهارت دارند. آنها می دانند که ارائه یک استراتژیک مؤثر جهت برخورد با ریسک و عدم اطمینان، تعیین کننده برد یا باخت یک کسب وکار است. دریانوردان، سالهای سال، در هر کجای دنیا و در تاریک ترین شبها از روی ستاره قطبی، جهت را تشخیص می دادند. رهبران استراتژیک نیز یک چشم انداز بلند مدت دارند که به منزله ستاره قطبی آنهاست و در هر زمان با نگاه کردن به آن می توانند به مسیر صحیح موفقیت باز گردند. رهبران استراتژیک همچنین باید ظرفیت حل مسائل و مشکلات متعدد را داشته باشند. در مجموع، آنها باید بدانند که از کدام کوهستان بالا روند و از کدام دریا بگذرند. آنها نیاز دارند که بدانند چطور تیم خود را به ادامه راه ترغیب نمایند حتی اگر مسیر به درستی دیده نشود و راه مه آلود باشد و مهم تر از آن اینکه چگونه همراهان خود را با هم و در کنار هم حفظ نمایند تا به موفقیت دست یابند.
چگونه این مهارتها و کیفیتها از یک کسب وکار کوچک تا یک شرکت بزرگ متغیر است؟ کارآفرینان فعالانه و به طرزی بسیار پیچیده، مستقیماً درگیر ارتباطات درونی بین مدیریت مالی و استراتژی کسب و کار می گردند. این اختلاف مشخصی است که مدیریت کارآفرینانه را از مدیریت سایر کسب و کارها جدا می‌کند. تقریباً در تمامی موارد، شخصی که در یک شرکت تصمیم گیرنده است با یک ریسک شخصی هم مواجه است، چون خود از سهامداران شرکت است. برای عموم مردم که کارمند هستند بدترین اتفاقی که ممکن است بیفتد اخراج شدن است، اما بدترین حالت برای کارآفرینان از دست دادن خانه، اعتبار فردی، روش زندگی و همچنین تخریب ارتباطات خانوادگی است. اما تبدیل شدن به یک کارآفرین رهبر به چه چیزی نیاز دارد؟ اگر شما تا به حال رئیس نبوده‌اید خیلی سخت است که حالا باشید، و اشتباهاتی که بهمین دلیل می کنید به شما آسیب می‌رساند. در حقیقت در مرتبه اول، برای کارآفرین چالشی بزرگتر از آن نیست که یاد بگیرد چطور یک رئیس باشد. اما به جز این نیز مسائل دیگری وجود دارد. آیا فرصتی که برای شما بوجود آمده با آنچه واقعاً می خواهید انجام دهید مطابقت دارد؟ آیا واقعاً آمادگی دارید که از شغل روزانه خود جدا شوید؟ انجام یک خود ارزیابی سخت ترین کارها برای کارآفرینان است اما اگر انجام نپذیرد، با مشکل مواجه می شوند. و حالا، چه چیزی شما را تبدیل به یک CEO خوب می کند که قادر به هدایت ایده و کسب وکار جدید خود باشید؟ آیا آماده هستید که با موجی از مسئولیتها مواجه گردید؟ به طور معمول فرض می شود که مؤسس یا کارآفرین رهبر، به عنوان مدیر اجرایی ( CEO ) نیز عمل می کند. این وظیفه CEO است که تیم کسب وکار را تشکیل دهد، و رهبری، ارائه چشم‌انداز استراتژیک و انگیزش را بعهده گیرد. CEO مانند مدیر پروژه، باید بودجه‌ اولیه بهمراه جدول زمانی انجام فعالیتها را محاسبه و نهایی نماید و سپس جزئیات وظایفی را که برای اداره یک کسب و کار و ایده جدید لازم است تعیین کند. سپس آن موج از مسئولیتها که ذکر شد شامل: انگیزش گروه کسب و کار، پی ریزی کسب و کار و مسائل قانونی، تأمین منابع مورد نیاز، برخورد با موانع و چالشها، تصمیم‌گیری و تعیین اولویتها، برآورد هزینه و زمان انجام کار، کارآیی، سوددهی و نهایتاً مذاکره در مورد ریسک وخطر شکست را بعهده گیرد. مدیریت یک کسب و کار نوپا با مدیریت یک کسب و کار موجود در پنج موضوع مدیریتی کلیدی تفاوت دارد: – جهت دهی استراتژیک – کشف فرصتها – جمع آوری منابع – کنترل منابع – ساختار مدیریتی کارآفرینان با این مهارتهای مدیریتی متولد می‌شوند. آنها افراد نادری هستند دارای هوش ، شجاعت و خلاقیت بالا. آنها آینده نگر و با اعتماد به نفس هستند، خوش برخورد و سرشار از انرژی بوده و تمایل شدیدی به رسیدن به هدف دارند. آیا این مهارتها اکتسابی است؟ برای اینکه بدانیم که تبدیل شدن به یک رهبر سازمانی بزرگ به چه چیزی نیاز دارد به سخنان آقای Richard Danzing مدیر اجرایی ( CEO ) بزرگترین سازمان جهان، رئیس ناوگان دریایی US توجه می کنیم. اواخر دهه ۱۹۹۰ آقای Danzing مسئولیت ۲۰۰ شبکه سازمانی را به‌عهده داشت که شامل ۱۰۰ کشتی در سرتاسر جهان و بودجه‌ای معادل ۹۰ میلیارد دلار و تعداد ۹۰۰.۰۰۰ کارمند می‌گردید. وی معتقد است که یک CEO باید یک تئوری را ارائه دهد که از یک بیانیه ماموریت معمولی عمیق‌تر باشد. این تئوری سازمانی به یک فرهنگ و انتظارات خاص منجر می‌شود. همچنین یک CEO یک سیستم عصبی مرکزی را به‌وجود می‌آورد که تمام سازمان حول این سیستم فعالیت می‌کنند تا از این تئوری سازمانی حمایت کنند. در بین رهبران ورزشی، ما با آقای John Elway بازیکن دفاعی Denver Broncos صحبت کردیم. وی که به عنوان یک CEO در زمینه فوتبال در بین سالهای ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۹ مطرح است، تیم خود را به ۵ بازی قهرمانی و ۲ بار قهرمانی هدایت نمود. در بازی‌های سال ۱۹۹۹ وی جایزه ارزشمند‌ترین بازیکن را دریافت نمود. به گفته Elway رهبران باید چشم‌انداز و ظرفیت دیدن پشت دیوارهای بی‌انتها و موانع موجود را داشته باشد. گرچه ممکن است آنها گاهی با شرایط ابهام و عدم اطمینان مواجه شوند اما باید امکان‌پذیری موفقیت را نیز در نظر بگیرند و تیم خود را به سمت موفقیت ترغیب کنند. بر طبق گفته‌های Elway : هیچ چیز در دنیا جای پافشاری و پشتکار را نمی‌گیرد، نه استعداد، نه تحصیلات و نه هیچ چیز دیگر کارآفرینان باید چیزی بیش از یک مدیرعامل باشند. آنها باید قادر باشند که تغییرات مورد نیاز را در نظر بگیرند و همراهان خود را نیزبه این تغییر قانع سازند. آنها باید از پتانسیل اعضای تیم همراه خود از جمله مشاوران و مجریان بهره ببرند و آنها را در جهت اهداف و ایده مورد نظر خود همسو سازند. آنها باید بتوانند به راحتی با افراد مختلفی که از حوزه‌های عملیاتی و بخشهای دیگر با آنها همراه شده‌اند کار کنند.
خوشبختانه برای برخی از شما که با این ویژگیها به‌دنیا نیامده‌اید، باید گفت که اغلب این مهارتهای حیاتی در آغاز و اداره یک کسب و کار جدید آموختنی است.

دریچه‌ای به‌سوی کارآفرینی تکنولوژیک
کارآفرینی موتور توسعه‌ اقتصادی است. آنچه کارآفرینان مخاطره‌جو انجام دهند نوعی “تخریب خلاق” در نظام اقتصادی و ایجاد ساختارها و مناسبات اقتصادی جدید است. کارآفرینی فرزند ایده‌های تجاری جدید است و همواره در سیمای کسب‌وکارهای نو تجلی می‌کند. اما شکفتن ایده‌های نو، اغلب نیازمند استفاده از تکنولوژی‌های جدید است و اصطلاحاً به “کارآفرینی تکنولوژیک” منجر می‌شود. مقاله کوتاه حاضر دریچه زیبایی را به‌سوی کارآفرینی باز می‌کند.

وقتی انسان‌های اولیه “ابزارسازی” را کشف کردند، اولین کارآفرینان تکنولوژیک ظهور نمودند. آنان ابزارهایی را برای دیگران می‌ساختند و آن ابزارها را با غذا و سایر مایحتاج خود معاوضه می‌کردند [cardullo,P3].

قدمت واژه‌ی کارآفرین به سال ۱۷۰۹ میلادی برمی‌گردد. اقتصاددان قرن هجدهم، کارآفرین را فردی تعریف کرد که “منابع اقتصادی را از حوزه‌ای با بهره‌وری پایین‌تر بیرون می‌کشد و آن‌ها را به حوزه‌ای با بهره‌وری و سود بیشتر منتقل می‌کند” [Drucker 1985, P. در نیمه اول قرن بیستم، شومپیتراقتصاددان و نظریه‌پرداز اجتماعی، مطالب گسترده‌ای پیرامون کارآفرینی و تأثیر آن بر اقتصاد نوشت. تز شومپیتر این بود که کارآفرینانِ نوآور موجب نوعی “عدم تعادل پویا”در اقتصاد می‌شوند. وی، فرد کارآفرین را یک “تخریب‌گر خلاق” قلمداد می‌کرد که با تجاری‌سازی نوآوری و جاانداختن آن در محیطی که قبلاً فاقد آن بوده، تعادل اقتصادی را بر هم می‌زند. بعد از شومپیتر، محققان زیادی مباحث کارآفرینی را دنبال کردند. پیتر دراکر، پیر مدیریت، در سال ۱۹۸۵ کتابی پیرامون اصول نوآوری و کارآفرینی نوشت[Drucker 1985] . صاحب‌نظران در مباحث استراتژیک، همچون مینتزبرگ نیز مباحث کارآفرینی را در آثار خود مطرح کردند [cardullo 1999,P7] . هم‌اکنون ادبیات گسترده‌‌ای در این زمینه در سطح بین‌المللی وجود دارد که مقوله‌ی کارآفرینی را به‌طور اعم و مقوله‌ی کارآفرینی تکنولوژیک را به‌طور اخص مورد بحث قرار می‌دهد.

در طول تاریخ، کارآفرینان از تبار نخبگان بوده‌اند. نخبگانِ کارآفرینِ سنتی که به دوران اولین انقلاب صنعتی تعلق داشتند و با صنایع سنگین آن زمان در ارتباط بودند، از سیاست‌های حمایت از صنایع داخلی جانبداری می‌کردند. آنان با ایجاد نوعی روابط “کارتل‌گونه تلاش می‌کردند قیمت‌ها را در سطح ملی بالا ببرند با ورق خوردن تاریخ، نسل دیگری از کارآفرینان ظهور کرده‌اند که با “صنایع مبتنی بر دانشارتباط دارند. این نخبگانِ کارآفرین در ابتدا از حوزه‌هایی چون شیمی، برق و خودرو سر برآوردند. در آخرین دهه‌های قرن بییستم، با رونق تکنولوژی اطلاعات، سرفصل دیگری در مبحث کارآفرینی تکنولوژیک پدید آمد. کارآفرینانی چون بیل گیتس، مفهوم تخریب خلاقانه‌ی شومپیتر را با تکیه بر تکنولوژی اطلاعات به تصویر کشیدند. در سال‌های اخیر، رشد کارآفرینی تکنولوژیک بر مبنای تکنولوژی اطلاعات به حدی بوده است که برخی صاحب‌نظران، اطلاق “عصر کارآفرینی” به عصر حاضر را ناشی از همین رویداد می‌دانند.

در یک نگاه تاریخی به کارآفرینی تکنولوژیک، دو الگوی عمده را تشخیص می‌دهیم. در دویست سال گذشته، کارآفرینی از الگوی “مخترع ـ کارآفرین” به سمت الگوی “نوآور ـ کارآفرین” متمایل شده است الگوی “مخترع ـ کارآفرین” با افرادی مثل آلفرد نوبل (مخترع دینامیت)، گراهام‌بل (مخترع تلفن) و توماس ادیسون (مخترع چراغ برق و غیره) مشخص می‌شود. الگوی “نوآور ـ کارآفرین” نیز با افرادی مثل بیل گیتس (پدیدآورنده سیستم‌های عامل کامپیوتر) و گوردن مور (پدیدآورنده‌ی ریزپردازنده‌ها) مشخص می‌گردد. هرچند مخترعان هنوز هم بنگاههای کارآفرینی تکنولوژیک تأسیس می‌کنند، عمده‌ی تازه‌واردان به بازار را نوآوران کارآفرین تشکیل می‌دهند.
کارآفرینی چیست ؟

کارآفرینی چیست ؟
تحولات و دگرگونی نظام اجتماعی ـ اقتصادی عصرحاضر ریشه در در پیشرفت و تغییرات بوجود آمده در علم و تکنولوژی دارد . از این رو تضمین حیات و بقاء کشورها نیازمند نوآوری ، ابداع و خلق محصولات و خدمات جدید می باشد چنین رویدادی میسر نیست مگر توسط افرادی که بتوانند با ایجاد تحول در سازمان ها یا تأسیس شرکتهای نو این امر را محقق سازند از این افراد به عنوان کارآفرین یاد می‌کنند .
کارآفرینی چیست ؟
تحولات و دگرگونی نظام اجتماعی ـ اقتصادی عصرحاضر ریشه در در پیشرفت و تغییرات بوجود آمده در علم و تکنولوژی دارد . از این رو تضمین حیات و بقاء کشورها نیازمند نوآوری ، ابداع و خلق محصولات و خدمات جدید می باشد چنین رویدادی میسر نیست مگر توسط افرادی که بتوانند با ایجاد تحول در سازمان ها یا تأسیس شرکتهای نو این امر را محقق سازند از این افراد به عنوان کارآفرین یاد می‌کنند .
تعریف کارآفرینی
از کارآفرینی Entrepreneurship تعاریف مختلفی شده است . جفری تیمونز Jeffry-Timmons کارآفرین را ایجاد کننده یک چیز ارزشمند از هیچ می داند . مفهوم کارآفرینی اولین بار در فرانسه برای افرادی به کار می رفت که در جنگ سده شانزدهم میلادی در مأموریتهای نظامی خود را به خطر می انداختند و به استقبال مرگ می رفتند وبعد ها این واژه به کسانی اطلاق می شد که مخاطره یک فعالیت اقتصادی را می پذیرفتند و دست به یک نوآوری می زدند . برای درک بهتر مفهوم کارآفرینی پاسخ به پرسشهای زیر مؤثر خواهد بود :کار آفرین چه ویژگیهایی دارد ؟ کارآفرین در مقابل مشکلات و شرایط سخت چگونه رفتار می کند ؟ کارآفرین چگونه کارآفرینی می کند ؟ ( مکانیسم کارآفرینی چگونه است ؟ )ـ کارآفرینی فرایندی است که فرد کارآفرین با ایده های نو و خلاق و شناسایی فرصتهای جدید و بسیج منابع ، مبادرت به ایجاد کسب و کار و شرکتهای نوآور و رشدیابنده نموده که توام با پذیرش مخاطره و ریسک است و منجر به معرفی محصول یا خدمت جدیدی به جامعه می گردد.ـ کارآفرین پلی بین صنعت و دانشگاه یا بعبارتی پرکننده بین علم و بازار می باشد .بنابراین کارآفرین کسی است که با معرفی محصولات و خدمات جدید ، ایجاد شرکتهای جدید و یا بهره‌برداری از مواد اولیه جدید وضع اقتصادی موجود را به هم می ریزد .کارآفرین کسی است که براحتی از کنار مسائل و مشکلاتی اطراف خود نمیگذرد ، چون حلّال مشکلات هستند .
نقش کارآفرین :
کارآفرین دقیقاً چه کاری را انجام می دهد ؟ به طور کلی کارآفرین :ـ در کار خود خلاقیت دارد و نوآوری می کند .ـ از موقعیتهای اقتصادی استفاده می کند .ـ تصمیم می گیرد و برای آینده برنامه ریزی میکند و به کارها نظم می بخشد .ـ تولید سرمایه می کند و تولیدات خودرا با سود می فروشد .
چرا باید کارآفرینی را آموخت ؟
در حال حاضر کارآفرینی یک ضرورت می باشد زیرا سالانه حدود سیصد هزار نفر از دانشگاههای کشور فارغ‌التحصیل می شوند . و با توجه به نگرش دانشگاههای نظری نسبت به فارغ‌التحصیلان که آنها را فقط برای کارشناس در دولت تربیت می کنند ، تنها ۲۰% فارغ‌التحصیلان شانس ورود به بدنه دولت را خواهند داشت آن هم با توجه به روابط بسیار پیچیدهای که در امر استخدام به جای ضوابط حاکم است این درصد کمتر از این مقدار می باشد . البته سختی کسب و کار دولتی نه به این خاطر است که این کار بر بخش خصوصی ترجیح دارد ، بلکه به این خاطر نوع تربیتی است که جویندگان کار در دانشگاه با آن مواجه بوده اند .بنابراین لازم است دانشجویان بدانند که چگونه باید شخصاً یک فعالیت اقتصادی را راه اندازی کنند؟ چگونه آن را گسترش دهند؟ چگونه دست به کارهای خلاق زده و تکنیکهای خلاقیت را در خود به کار ببرند؟ چگونه کار خود را مدیریت کنند؟چگونه محصول خود را بفروشند؟ چگونه با دیگران ارتباط برقرار کنند؟
خلاقیت ، نوآوری و کار آفرینی
از آنجا که مزیتهای نسبی کشورهای جهان سوم در زمینه مواد خام و کارگران ارزان بدلیل اتوماسیون ارزش خود را از دست داده‌اند ، توسعه فناوری و به تبع آن تولید محصولات و خدمات ابداعی و نوآور ، به ضرورتی اجتناب ناپذیر تبدیل شده است . این امر مستلزم خلاقیت نو آوری و کار آفرینی می باشد .نقش این سه عامل را به ترتیب زیر می توان خلاصه کرد :خلاقیت یک توانایی فکری است که می تواند به به یک اختراع یا ایده ای بکر در فرد خلاق منجر شود . نوآوری فرایندی است که این اختراع یا ایده را به محصول یا خدمتی که به بازار قابل عرضه است تبدیل می‌کند . کارآفرینی ویژگی فردی است که با عزمی راسخ با وجود موانع بسیار در رساندن یک محصول به بازار فرایند نوآوری را با موفقیت هدایت می‌کند .از آنجایی که کارآفرینی مستلزم نوع ویژه ای از خلاقیت است و همچنینی در تمامی مراحل نوآوری ، از ایجاد ایده اولیه تا تأمین منابع مالی و فروش ، همه مستلزم خلاقیت است . لذا ابتدا به تعاریف و عناصر اصلی خلاقیت می پردازیم .خلاقیت را به صورتهای مختلف و متعددی تعریف کرده اند . اما در تعاریف دو مفهوم تازگی و نو بودن و دیگری ارزشمندی وتناسب مشترک می باشد (Amabile)خلاقیت متشکل از عناصر و اجزای مختلفی است . آمابیل سه عنصر مهارتهای مربوط به قلمرو یا موضوع ، مهارتهای مربوط به خلاقیت و انگیزه را اجزای اصلی خلاقیت می دانند .مهارتهای موضوعی : دانش و شناخت ما نسبت به موضوع ، حقایق ، اصول و نظریات در آن موضوع می‌باشد.مهارتهای خلاقیت : این مهارتها با شکستن قالبهای خشک ذهنی ، مهارتهای موضوعی را در راه جدیدی به کار می‌گیرد ، یعنی از مهاتهای موضوعی به شکل جدیدی استفاده می‌کند .مهارتهای خلاقیت با ارزشهای فکری زیر همراه است :۱ـ شکستن عادتها ۲ـ به تعویق انداختن قضاوتها و ارزیابی ۳ـ درک پیچیدگی با توجه به مسائل پیچیده و درگیر شدن با آن ۴ـ متفاوت دیدن مسایل و مشاهده امور به شیوه تازه ای که قبلاً به آن توجه کافی نشده است .۵ـ وسعت فکر و برقراری ارتباط میان ایده‌های متفاوت تکنیکهایی وجود دارد که این ارزشهای فکری را تقویت میکند من جمله : توفان فکری ، اسکمپر ، اسینکتیکس و … انگیزه یکی از عناصر اصلی و شایدمهم ترین جزء این مجموعه است . انسان بدون انگزه بیرونی و درونی نمیتواند کار خلاقانه انجام دهد. اگر انگیزه درونی باشد کار برای افراد لذتبخش و جالب خواهد بود . آمابیل می گوید انگیزه درونی مهمترین نقش را در خلاقیت ایفا می‌کند اگر افراد از ابتدا به کار علاقه داشته باشند و با لذت و رضایت وارد کار شوند و نه فشار خارجی، آنگاه می‌توانند خلاقیت بیشتری از خودشان نشان دهند
.فرآیند خلاقیت :
فرآیند شکل‌گیری راه حلهای خلاق و مسایل و گامهایی که در این فرآیند برداشته می شود ، فرآیند خلاقیت می باشد در این زمینه آمابیل الگوی جالبی از فرآیند خلاقیت ارائه کرده که شامل چهار مرحله اساسی عرضه‌ مسئله ، آمادگی ، ایجاد پاسخ و اثبات پاسخ است . اما اهمیت آن در روابط این مراحل باعناصر سه‌گانه خلاقیت است .در مرحله اول ( ارائه کار یا مسئله ) انگیزه تأثیر مهمی دارد چرا که برای شروع فرآیند خلاق وجود انگیزه ضروری است و در مرحله دوم که آمادگی برای پاسخ یا راه حل است ، بررسی ، جستجو ، مطالعه و جمع آوری مدارک در خصوص موضوع انجام می‌پذیرد. به رغم باور عموم ، این مدل حاکی از آن است که اطلاعات بیشتر موجب خلاقیت بیشتر نمی‌شود . بیشتر اوقات افرادی که تازه وارد یک رشته شده‌اند خیلی بیشتر از افرادی که مدت طولانی در آن زمینه تلاش کرده‌اند ، کار خلاق عرضه می‌کنند . همانگونه که تحقیقات تجربی نشان می‌دهند دانش مهم نیست بلکه راه کسب آن مهم است . در مرحله سوم جستجوی حافظه و محیط اطراف برای ایجاد راه حل ممکن است ؛ که انگیزه و مهارتهای خلاقیت در این مرحله مؤثر است .در مرحله چهارم که آزمایش پاسخ ممکن در مقابل اطلاعات و معیارهای واقعی دیگر است مهارتهای مربوط به موضوع ضرورتی است که بتوان پاسخ ممکن را با مقیاس و اطلاعات موجود مقایسه کرد و به این نتیجه رسید که آیا راه حل ممکن موفقیت‌آمیز بوده یا اینکه پاسخ مستدل نیست و امکان تولید وجود ندارد و راه حل به شکست انجامیده‌است . و یا اینکه راه حل توانسته است ما را به هدف نزدیک کند .نوآوری :نوآوری یا ابداع ، علمی و کاربردی ساختن افکار و اندیشه های نو و بدیع ناشی از خلاقیت است .نوآوری تبدیل خلاقیت ( ایده نو ) به عمل و یا نتیجه سود است
.فرآیند نوآوری :
نیاز یا فرصت : در این مرحله معمولاً در سازمان مشکل پیش می‌آید با مدیران از فرآیند ناراضی هستند لذا احساس می‌شود که بابد یک نوآوری در سیستم بوجود آید . یا زمانی که در جایی خلاء وجود دارد و نیاز به محصول و یا خدمتی در آنجا احساس می‌شود .
نظر یا ایده :
نظر یا ایده ارائی راه حل جدیدی برای انجام کارهاست که در قالب نظر ، طرح و یا برنامه می‌تواند ارائه گردد
.پذیرفتن :
در این مرحله ارزیابی صورت می‌گیرد و مدیران و یا خود فرد تصمیم می‌گیرند که آن ایده را اجرا کنند .اجرا مرحله ای است که فرد یا سازمان به ایده ، روش یا رفتار جدید جامه عمل می‌پوشانند و وسایل و امکانات را فراهم می‌کند و منابع انسانی و مالی ا برای اجرای ایده تدارک می‌بیند .
کارآفرینی :
فرآیندی است که فرد کارآفرین با ایده های نو و خلاق و شناسایی فرصتهای جدید و بسیج منابع ، مبادرت به ایجاد کسب و کار و شرکتهای نو نموده که توأم با پذیرش ریسک و مخاطره است و منجر به معرفی محصول و یا خدمت جدیدی به جامعه می‌گردد .فرآیند کارآفرینی :
ـ رویدادهای تسریع دهنده ( که کارآفرین رامصمم می‌کند از موقعیتها استفاده کند )ـ تأسیس بنگاه ( به صورت یک شرکت نو پا )ـ رشد بنگاه ( تبدیل شرکت تازه به سازمانی که دارای لرزش اقتصادی است )این فرآیند دارای سه مرحله مقدماتی ، تأسیس و توسعه است .
مرحله مقدماتی :
شخص ابتدا تصمیم می گیرد و سپس فرصتی را تشخیص می دهد و ایده‌ای برای استفاده از آن فرصت در ذهن جرقه می‌زند و بعد آن ایده را بر روی کاغذ آورده و آنرا نظم می‌دهد و به شکل یک طرح شغلی (Busines Plan ) می‌آورد
.مرحله تأسیس
در این مرحله شخص شروع به تدارک و سازماندهی منابع برای شرکت تازه‌ پامی‌کند و منابع اساسی را مطابق با طرح شغلی یا مقدماتی ترکیب می‌کند تا بتواند کسب و کار خود را شروع کند .
مرحله توسعه :
شخص در این مرحله کانالهایی را برای ارتباط با بازار کشف می‌کند و محصول خود را وارد بازار می‌کند و بعد آنچه در دستور کار بنگاه برای توسعه بنگاه قرار می‌گیرد عبارتست از تأمین سرمایه در گردش ، تأمین مواد اولیه ، ایجاد شبکه‌ای در بازار و مدیریت منابع انسانی ، عملیات و امور اداری .

مقاله واژه «کارآفرین»

نظر خود را بگذارید .

تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به کانون مهندسین نور میباشد .

نقشه سایت
قالب وردپرس