امروز: یکشنبه ۲۶-آذر-۱۳۹۶ / الأحد 29-ربيع أول-1439 / Sunday 2017-December-17

مناسبت روز
پیام سایت :

مقاله فرهنگ و موسیقی عامه

مقاله فرهنگ و موسیقی عامه

 

مقدمه ای بر فرهنگ و موسیقی عامه
فرهنگ عامه یا مردمی (POPULAR CULTURE)

فرهنگ عامه (POPULAR) که گاه به اختصار در زبان انگلیسی پاپ نامیده می شود ، نوعی فرهنگ بومی است که در هر جامعه ی مفروض رایج است . محتویات فرهنگ هر جامعه ، بوسیله تعاملات ، نیاز ها و شائق های هر روزه ی افراد آن تعیین می گردد. این تعاملات و تجربیات می توانند شامل افندگی ، آشپزی ، خرد کردن چوب برای آتش، داستان سرایی ها و حتی پرتاب یک توپ باشند.
در جوامع مدرن و پسا مدرن (post modern) فرهنگ عامه در سطح وسیعی از صنایع ارائه دهنده ی اقلام و محصولات فرهنگی مانند فیلم های سینمایی،برنامه های تلویزیونی، چاپ و نشر و رسانه های خبری تاثیر می پذیرد. باید توجه نمود که به رغم این تاثیر پذیری نمی توان فرهنگ عامه را ” تجمع و تمرکز این محصولات ” دانست نتیجه گرفت که رادیو ، تلویزیون ، قیلم های سینمایی و موسیقی خود به تنهایی فرهنگ عامه را تشکیل می دهند.در عوض می توان گفت که فرهنگ عامه حاصل تعامل ممتد این صنایع با جامعه ی مصرف کننده ی این محصولا ت است. بنت (Bennett) فرهنگ عامه را به دو بخش متمایز اولیه و ثانویه تقسیم می کند و معتقد است که اولی عبارت از تولیدات صنایع فرهنگی و دومی باز تولید محلی همان تولیدات بوسیله آحاد جامعه می باشد که الزاما منطبق بر تولیدات اولیه نمی باشد. گاه پخش یک سریال تلویزیونی و یا اکران یک فیلم سینمایی چنان تاثیری بر متن فرهنگ عامه می گذارد که هیچ گاه قبلا در مخیله تولید کنندگان آن نگنجیده بود.


فرهنگ عامه دائما بسته به مکان و زمان در حال تغییر می باشد و جریان و ضد جریان ایجاد می نماید .بدن معنا که بخش کوچکی از جامعه علاقه ای شدیدی به حوزه ای از فرهنگ عامه نشان می دهند که چندان در مسیر اصلی آن قرار ندارد . با اینحال این ضد جریان ها در اکثر موارد خود به تدریج بخشی از این فرهنگ را تشکیل خواهند داد. مثال ملموس از این دست دو موسیقی عامه پسند رپ (Rap) و هوی متال (Heavy Metal) می باشد. موسیقی رپ در واقع اعتراضی به سیاست و فرهنگ تبعیض نژادی دولت آمریکا بود که در میان سیاه پوستان ایالات جنوبی آمریکا مرسوم گردید و در بدو امر مورد تمسخر و استهزای سفید پوستان آمریکایی قرار گرفت .همچنین خاستگاه موسیقی هوی متال، ایالات شمالی و صنعتی آمریکا بود .این ژانر از مویسقی پاپ غربی به شدت مورد توجه و علاقه فرزندان کارگران این نواحی واقع گردید . با اینحال در ابتدا انتقادات و واکنش های منفی فراوانی را در جامعه وقت آمریکا به دنبال داشت . با گذشت بیش از دو دهه از رواج این دو ژانر، اکنون میلیون ها جوان در سراسر دنیا از علاقمندان آن هستند و نکته جالب این که اکثرا شاهد تولید و توزیع این دو گونه از موسیقی در خارج از مرز های اصلی خاستگاه آنها می باشیم. ( در مورد این دو ژانر از موسیقی عامه پسند غربی و دلایل محبوبیت جهانی آن ها – به خصوص موسیقی هوی متال- در سلسله بحث های آتی به تفصیل سخن خواهد رفت)
یک نظر مرسوم در مورد فرهنگ عامه سطحی و ساده بودن آن است . ( باید توجه داشت که در این بحث واژه فرهنگ عامه به طور کلی از واژه فولکلور جدا گردیده است ) . پذیرش صحت این ادعا منجر به بروز تضادی عجیب خواهد گردید. اقلامی فرهنگی که برای تولید به تجربه ی گسترده و برای درک به آموزش و تامل نیاز دارند به ندرت جزو فرهنگ عامه پذیرفته خواهد شد با این حال از سوی دیگر اولین پذیرای این فرهنگ (عامه)، ابتدا صاحب نظران، و قشر پیشروی جامعه و بعد از آن اقشار پایین تر و مصرف کننده تر خواهند بود . (البته همانگونه که در بحث های آینده خواهد آمد ،این مطلب به خصوص در زمان های دور تر همواره مصداق نداشته است. )

منابع فرهنگ عامه :

– منبعی بسیار عمده ، مجموعه ای از صنایعِ دست اندرکار ابداع محصولات فرهنگی و معرفی و اشاعه آن ها در جامعه می باشند .این صنایع شامل کمپانی های فیلم سازی، ناشران کتاب، شرکت های تولید و ضبط آثار موسیقی پاپ ، شرکت های تولید کننده ی لباس و . . . هستند. تا جایی که حتی در بیان اهمیت آن ها در ایجاد ترکیبی خاص برای فرهنگ عامه گفته شده است : ” تنها اقلامی از فرهنگ عامه مورد پسند آحاد جامعه واقع می گردد که توزیع آنها سود سرشاری نصیب ارائه دهندگان آن نماید .” بدین معنا که دست هایی پنهان ذائقه فرهنگی جامعه را به سمت در آمد زایی بیشتر برای خود سوق می دهند. با توجه به شواهد کنونی پذیرش این مطلب چندان دور از ذهن نمی باشد اما ارائه دو مثال و طرح سوالاتی چند پیشداوری سریع در این زمینه را غیر ممکن خواهد ساخت.
۱- نسل سالهای ۱۹۷۰ جیمز دین را به خاطر دارند. هنر پیشه ی جوانی که در هر سه فیلمی که در آن ایفای نقش نمود ، جوانی سرخورده، عاصی و پر تضاد را که محصول سیاست های آمریکایی بود به نمایش گذاشت . احساس نزدیکی بسیاری از جوانان آمریکایی و سایر کشور های جهان اول با این شخصیت منجر به تقلید آنها از کردار ،گفتار و حتی نحوه ی پوشش وی گردید و در میان این رود گل آلود فروش عکس ها، پوستر ها و مدل لباس های وی سود سرشاری را به جیب صاحبان این مشاغل سرازیر ساخت. سوال این است که آیا فیلم های مذکور برای سود رسانی به قشر محدودی از جامعه ی وقت آمریکا کارگردانی و تهیه شد؟

۲- موهای بلند ، پوشش عجیب و خالکوبی های فراوان گروه های اجرا کننده موسیقی هوی متال برای آشنایان با این سبک موسیقی بیگانه نیست. خاستگاه موسیقی هوی متال زجر انسان از بی هویتی، نابرابری، کشتار ، جنگ و استثمار سایر جوامع بوسیله دولتمردان جوامع صنعتی و سرمایه داری است . در این جوامع انسان ها در خدمت تولید و سود رسانی به صاحبان صنایع به انزوا، حقارت و از خود بیگانگی کشانده می شوند. در این جوامع انسان های بی پناه در برابر بمباران تبلیغاتی برا ی مصرف بیشتر ،معیار برتری را استفاده از پوشاک با مارک فلان کارخانه و اتومبیل بهمان مدل شرکت اتومبیل سازی می دانند دراین جوامع عباراتی نظیر: ” ساعت شما معرف شخصیت شما ” ، ” مارک لباس شما بیانگر جایگاه اجتماعی شما ” و … همه روزه مصرف کنندگان را به مسابقه ای سرسام آور با هدف در آمد زایی سرشار برای صاحبان صنایع فرا می خواند و در این آشفته بازار هوی متال موسیقی خود را با ظاهری ژنده ، موهایی آشفته و حرکاتی خشمگین و عاصی به نماد عصیان در برابر این سرسپردگی به خشمگین ترین و خشن ترین آواها فریاد می کند. فریادشان به گوش جان مخاطب می رسد و خیل دردمندان و عاصیان به این فریاد می پیوندند. هوی متال مردمی می شود. هنرمندان این سبک و سلوک آنان مورد تقلید جوانان قرار می گیرند و کارخانجات تولید پوشاک از این پس به جای کت و کراوات، تی شرت و شلوار جین رنگ و رو رفته تولید می کنند. آیا می توان گفت موسیقی هوی متال به دلیل در آمد زایی آن برای صاحبان صنایعی خاص به محبوبیت رسید؟
پاسخ به این پرسش هارا بر عهده خواننده آگاه خود می گذاریم.
نکته دیگر اینکه آن چه از ضرر های گاه به گاه ولی کلان برخی از صاحبان این صنایع بر می آید این است که جمعیت یک جامعه سلایق خاص خود را دارد.بنابر این همواره نمی توان پیش بینی کرد که صرف خواست تولید کنندگان ،مردم آن جامعه تولیدات آن ها را بپذیرند.

– منبعی دیگر و بسیار متفاوت از منبع اول عناصر فولکلوریک می باشند.در دوران قبل از تحولات صنعتی ، فرهنگ فولکلوریک تنها فرهنگ عامه ی موجود در میان جوامع بوده است. این لایه ی مقدم فرهنگی هنوز در قالب مسایلی مانند لطیف ها و برخی اصطلاحات زبان عامیانه وجود دارد و به صورت دهان به دهان در میان جامعه و نسل ها منتقل و منتشر می گردد. ظهور اینترنت مجرای جدیدی برای انتقال عناصر فولکلوریک ایجاد نموده است و به این عنصر از مجموعه عناصر فرهنگ عامه قوایی تازه بخشیده است امروزه عناصر فولکلوریک عمیقا با عناصر تجاری ممزوج شده اند تا جایی که می توان فرهنگ عامه را به این صورت تعریف نمود: ” نوعی از فرهنگ فولکلوریک که از میان تاثیرات شدید تجاری بر می خیزد.”

– آخرین منبع برای فرهنگ عامه ، مجموعه ای از اجتماعات حرفه ای است که حقایق و واقعیاتی در مورد دنیا برای مردم فراهم می نمایند و البته معمولا این واقعیات به همراه تفاسیر شخصی آن ها ارائه می گردد. این مجموعه شامل محافل آکادمیک و رسانه های خبری می باشند.حاصل فعالیت های دانشمندان و فرهیختگان توسط رسانه های خبری ذکر می گردد و در دسترس جامعه قرار می گیرد. در این بین گاه با تاکید بر “واقعیت نما” هایی خاص و هدف دار منجر به هدایت تفکر و احساسات جمعی جامعه به مسیری خاص می گردند. چه بسا اتفاق افتاده که انقراض نسل وال ها بیش از نسل کشی انسان در برهه ای خاص مرد توجه قرار گرفته است.

¤ نوشته شده در ساعت ۲۰:۵۹ توسط farzin yaghoubi
پیام های دیگران ( نظر بدین )

پنجشنبه، ۲۴ شهریور، ۱۳۸۴

مقدمه ای بر فرهنگ و موسیقی عامه
فرهنگ عامه یا مردمی (POPULAR CULTURE)

فرهنگ عامه (POPULAR) که گاه به اختصار در زبان انگلیسی پاپ نامیده می شود ، نوعی فرهنگ بومی است که در هر جامعه ی مفروض رایج است . محتویات فرهنگ هر جامعه ، بوسیله تعاملات ، نیاز ها و شائق های هر روزه ی افراد آن تعیین می گردد. این تعاملات و تجربیات می توانند شامل افندگی ، آشپزی ، خرد کردن چوب برای آتش، داستان سرایی ها و حتی پرتاب یک توپ باشند.
در جوامع مدرن و پسا مدرن (post modern) فرهنگ عامه در سطح وسیعی از صنایع ارائه دهنده ی اقلام و محصولات فرهنگی مانند فیلم های سینمایی،برنامه های تلویزیونی، چاپ و نشر و رسانه های خبری تاثیر می پذیرد. باید توجه نمود که به رغم این تاثیر پذیری نمی توان فرهنگ عامه را ” تجمع و تمرکز این محصولات ” دانست نتیجه گرفت که رادیو ، تلویزیون ، قیلم های سینمایی و موسیقی خود به تنهایی فرهنگ عامه را تشکیل می دهند.در عوض می توان گفت که فرهنگ عامه حاصل تعامل ممتد این صنایع با جامعه ی مصرف کننده ی این محصولا ت است. بنت (Bennett) فرهنگ عامه را به دو بخش متمایز اولیه و ثانویه تقسیم می کند و معتقد است که اولی عبارت از تولیدات صنایع فرهنگی و دومی باز تولید محلی همان تولیدات بوسیله آحاد جامعه می باشد که الزاما منطبق بر تولیدات اولیه نمی باشد. گاه پخش یک سریال تلویزیونی و یا اکران یک فیلم سینمایی چنان تاثیری بر متن فرهنگ عامه می گذارد که هیچ گاه قبلا در مخیله تولید کنندگان آن نگنجیده بود.
فرهنگ عامه دائما بسته به مکان و زمان در حال تغییر می باشد و جریان و ضد جریان ایجاد می نماید .بدن معنا که بخش کوچکی از جامعه علاقه ای شدیدی به حوزه ای از فرهنگ عامه نشان می دهند که چندان در مسیر اصلی آن قرار ندارد . با اینحال این ضد جریان ها در اکثر موارد خود به تدریج بخشی از این فرهنگ را تشکیل خواهند داد. مثال ملموس از این دست دو موسیقی عامه پسند رپ (Rap) و هوی متال (Heavy Metal) می باشد. موسیقی رپ در واقع اعتراضی به سیاست و فرهنگ تبعیض نژادی دولت آمریکا بود که در میان سیاه پوستان ایالات جنوبی آمریکا مرسوم گردید و در بدو امر مورد تمسخر و استهزای سفید پوستان آمریکایی قرار گرفت .همچنین خاستگاه موسیقی هوی متال، ایالات شمالی و صنعتی آمریکا بود .این ژانر از مویسقی پاپ غربی به شدت مورد توجه و علاقه فرزندان کارگران این نواحی واقع گردید . با اینحال در ابتدا انتقادات و واکنش های منفی فراوانی را در جامعه وقت آمریکا به دنبال داشت . با گذشت بیش از دو دهه از رواج این دو ژانر، اکنون میلیون ها جوان در سراسر دنیا از علاقمندان آن هستند و نکته جالب این که اکثرا شاهد تولید و توزیع این دو گونه از موسیقی در خارج از مرز های اصلی خاستگاه آنها می باشیم. ( در مورد این دو ژانر از موسیقی عامه پسند غربی و دلایل محبوبیت جهانی آن ها – به خصوص موسیقی هوی متال- در سلسله بحث های آتی به تفصیل سخن خواهد رفت)
یک نظر مرسوم در مورد فرهنگ عامه سطحی و ساده بودن آن است . ( باید توجه داشت که در این بحث واژه فرهنگ عامه به طور کلی از واژه فولکلور جدا گردیده است ) . پذیرش صحت این ادعا منجر به بروز تضادی عجیب خواهد گردید. اقلامی فرهنگی که برای تولید به تجربه ی گسترده و برای درک به آموزش و تامل نیاز دارند به ندرت جزو فرهنگ عامه پذیرفته خواهد شد با این حال از سوی دیگر اولین پذیرای این فرهنگ (عامه)، ابتدا صاحب نظران، و قشر پیشروی جامعه و بعد از آن اقشار پایین تر و مصرف کننده تر خواهند بود . (البته همانگونه که در بحث های آینده خواهد آمد ،این مطلب به خصوص در زمان های دور تر همواره مصداق نداشته است. )

منابع فرهنگ عامه :

– منبعی بسیار عمده ، مجموعه ای از صنایعِ دست اندرکار ابداع محصولات فرهنگی و معرفی و اشاعه آن ها در جامعه می باشند .این صنایع شامل کمپانی های فیلم سازی، ناشران کتاب، شرکت های تولید و ضبط آثار موسیقی پاپ ، شرکت های تولید کننده ی لباس و . . . هستند. تا جایی که حتی در بیان اهمیت آن ها در ایجاد ترکیبی خاص برای فرهنگ عامه گفته شده است : ” تنها اقلامی از فرهنگ عامه مورد پسند آحاد جامعه واقع می گردد که توزیع آنها سود سرشاری نصیب ارائه دهندگان آن نماید .” بدین معنا که دست هایی پنهان ذائقه فرهنگی جامعه را به سمت در آمد زایی بیشتر برای خود سوق می دهند. با توجه به شواهد کنونی پذیرش این مطلب چندان دور از ذهن نمی باشد اما ارائه دو مثال و طرح سوالاتی چند پیشداوری سریع در این زمینه را غیر ممکن خواهد ساخت.
۱- نسل سالهای ۱۹۷۰ جیمز دین را به خاطر دارند. هنر پیشه ی جوانی که در هر سه فیلمی که در آن ایفای نقش نمود ، جوانی سرخورده، عاصی و پر تضاد را که محصول سیاست های آمریکایی بود به نمایش گذاشت . احساس نزدیکی بسیاری از جوانان آمریکایی و سایر کشور های جهان اول با این شخصیت منجر به تقلید آنها از کردار ،گفتار و حتی نحوه ی پوشش وی گردید و در میان این رود گل آلود فروش عکس ها، پوستر ها و مدل لباس های وی سود سرشاری را به جیب صاحبان این مشاغل سرازیر ساخت. سوال این است که آیا فیلم های مذکور برای سود رسانی به قشر محدودی از جامعه ی وقت آمریکا کارگردانی و تهیه شد؟

۲- موهای بلند ، پوشش عجیب و خالکوبی های فراوان گروه های اجرا کننده موسیقی هوی متال برای آشنایان با این سبک موسیقی بیگانه نیست. خاستگاه موسیقی هوی متال زجر انسان از بی هویتی، نابرابری، کشتار ، جنگ و استثمار سایر جوامع بوسیله دولتمردان جوامع صنعتی و سرمایه داری است . در این جوامع انسان ها در خدمت تولید و سود رسانی به صاحبان صنایع به انزوا، حقارت و از خود بیگانگی کشانده می شوند. در این جوامع انسان های بی پناه در برابر بمباران تبلیغاتی برا ی مصرف بیشتر ،معیار برتری را استفاده از پوشاک با مارک فلان کارخانه و اتومبیل بهمان مدل شرکت اتومبیل سازی می دانند دراین جوامع عباراتی نظیر: ” ساعت شما معرف شخصیت شما ” ، ” مارک لباس شما بیانگر جایگاه اجتماعی شما ” و … همه روزه مصرف کنندگان را به مسابقه ای سرسام آور با هدف در آمد زایی سرشار برای صاحبان صنایع فرا می خواند و در این آشفته بازار هوی متال موسیقی خود را با ظاهری ژنده ، موهایی آشفته و حرکاتی خشمگین و عاصی به نماد عصیان در برابر این سرسپردگی به خشمگین ترین و خشن ترین آواها فریاد می کند. فریادشان به گوش جان مخاطب می رسد و خیل دردمندان و عاصیان به این فریاد می پیوندند. هوی متال مردمی می شود. هنرمندان این سبک و سلوک آنان مورد تقلید جوانان قرار می گیرند و کارخانجات تولید پوشاک از این پس به جای کت و کراوات، تی شرت و شلوار جین رنگ و رو رفته تولید می کنند. آیا می توان گفت موسیقی هوی متال به دلیل در آمد زایی آن برای صاحبان صنایعی خاص به محبوبیت رسید؟
پاسخ به این پرسش هارا بر عهده خواننده آگاه خود می گذاریم.
نکته دیگر اینکه آن چه از ضرر های گاه به گاه ولی کلان برخی از صاحبان این صنایع بر می آید این است که جمعیت یک جامعه سلایق خاص خود را دارد.بنابر این همواره نمی توان پیش بینی کرد که صرف خواست تولید کنندگان ،مردم آن جامعه تولیدات آن ها را بپذیرند.

– منبعی دیگر و بسیار متفاوت از منبع اول عناصر فولکلوریک می باشند.در دوران قبل از تحولات صنعتی ، فرهنگ فولکلوریک تنها فرهنگ عامه ی موجود در میان جوامع بوده است. این لایه ی مقدم فرهنگی هنوز در قالب مسایلی مانند لطیف ها و برخی اصطلاحات زبان عامیانه وجود دارد و به صورت دهان به دهان در میان جامعه و نسل ها منتقل و منتشر می گردد. ظهور اینترنت مجرای جدیدی برای انتقال عناصر فولکلوریک ایجاد نموده است و به این عنصر از مجموعه عناصر فرهنگ عامه قوایی تازه بخشیده است امروزه عناصر فولکلوریک عمیقا با عناصر تجاری ممزوج شده اند تا جایی که می توان فرهنگ عامه را به این صورت تعریف نمود: ” نوعی از فرهنگ فولکلوریک که از میان تاثیرات شدید تجاری بر می خیزد.”

– آخرین منبع برای فرهنگ عامه ، مجموعه ای از اجتماعات حرفه ای است که حقایق و واقعیاتی در مورد دنیا برای مردم فراهم می نمایند و البته معمولا این واقعیات به همراه تفاسیر شخصی آن ها ارائه می گردد. این مجموعه شامل محافل آکادمیک و رسانه های خبری می باشند.حاصل فعالیت های دانشمندان و فرهیختگان توسط رسانه های خبری ذکر می گردد و در دسترس جامعه قرار می گیرد. در این بین گاه با تاکید بر “واقعیت نما” هایی خاص و هدف دار منجر به هدایت تفکر و احساسات جمعی جامعه به مسیری خاص می گردند. چه بسا اتفاق افتاده که انقراض نسل وال ها بیش از نسل کشی انسان در برهه ای خاص مرد توجه قرار گرفته است.

¤ نوشته شده در ساعت ۲۰:۵۹ توسط farzin yaghoubi
پیام های دیگران ( نظر بدین )

پنجشنبه، ۲۴ شهریور، ۱۳۸۴

مقدمه ای بر فرهنگ و موسیقی عامه
فرهنگ عامه یا مردمی (POPULAR CULTURE)

فرهنگ عامه (POPULAR) که گاه به اختصار در زبان انگلیسی پاپ نامیده می شود ، نوعی فرهنگ بومی است که در هر جامعه ی مفروض رایج است . محتویات فرهنگ هر جامعه ، بوسیله تعاملات ، نیاز ها و شائق های هر روزه ی افراد آن تعیین می گردد. این تعاملات و تجربیات می توانند شامل افندگی ، آشپزی ، خرد کردن چوب برای آتش، داستان سرایی ها و حتی پرتاب یک توپ باشند.
در جوامع مدرن و پسا مدرن (post modern) فرهنگ عامه در سطح وسیعی از صنایع ارائه دهنده ی اقلام و محصولات فرهنگی مانند فیلم های سینمایی،برنامه های تلویزیونی، چاپ و نشر و رسانه های خبری تاثیر می پذیرد. باید توجه نمود که به رغم این تاثیر پذیری نمی توان فرهنگ عامه را ” تجمع و تمرکز این محصولات ” دانست نتیجه گرفت که رادیو ، تلویزیون ، قیلم های سینمایی و موسیقی خود به تنهایی فرهنگ عامه را تشکیل می دهند.در عوض می توان گفت که فرهنگ عامه حاصل تعامل ممتد این صنایع با جامعه ی مصرف کننده ی این محصولا ت است. بنت (Bennett) فرهنگ عامه را به دو بخش متمایز اولیه و ثانویه تقسیم می کند و معتقد است که اولی عبارت از تولیدات صنایع فرهنگی و دومی باز تولید محلی همان تولیدات بوسیله آحاد جامعه می باشد که الزاما منطبق بر تولیدات اولیه نمی باشد. گاه پخش یک سریال تلویزیونی و یا اکران یک فیلم سینمایی چنان تاثیری بر متن فرهنگ عامه می گذارد که هیچ گاه قبلا در مخیله تولید کنندگان آن نگنجیده بود.
فرهنگ عامه دائما بسته به مکان و زمان در حال تغییر می باشد و جریان و ضد جریان ایجاد می نماید .بدن معنا که بخش کوچکی از جامعه علاقه ای شدیدی به حوزه ای از فرهنگ عامه نشان می دهند که چندان در مسیر اصلی آن قرار ندارد . با اینحال این ضد جریان ها در اکثر موارد خود به تدریج بخشی از این فرهنگ را تشکیل خواهند داد. مثال ملموس از این دست دو موسیقی عامه پسند رپ (Rap) و هوی متال (Heavy Metal) می باشد. موسیقی رپ در واقع اعتراضی به سیاست و فرهنگ تبعیض نژادی دولت آمریکا بود که در میان سیاه پوستان ایالات جنوبی آمریکا مرسوم گردید و در بدو امر مورد تمسخر و استهزای سفید پوستان آمریکایی قرار گرفت .همچنین خاستگاه موسیقی هوی متال، ایالات شمالی و صنعتی آمریکا بود .این ژانر از مویسقی پاپ غربی به شدت مورد توجه و علاقه فرزندان کارگران این نواحی واقع گردید . با اینحال در ابتدا انتقادات و واکنش های منفی فراوانی را در جامعه وقت آمریکا به دنبال داشت . با گذشت بیش از دو دهه از رواج این دو ژانر، اکنون میلیون ها جوان در سراسر دنیا از علاقمندان آن هستند و نکته جالب این که اکثرا شاهد تولید و توزیع این دو گونه از موسیقی در خارج از مرز های اصلی خاستگاه آنها می باشیم. ( در مورد این دو ژانر از موسیقی عامه پسند غربی و دلایل محبوبیت جهانی آن ها – به خصوص موسیقی هوی متال- در سلسله بحث های آتی به تفصیل سخن خواهد رفت)
یک نظر مرسوم در مورد فرهنگ عامه سطحی و ساده بودن آن است . ( باید توجه داشت که در این بحث واژه فرهنگ عامه به طور کلی از واژه فولکلور جدا گردیده است ) . پذیرش صحت این ادعا منجر به بروز تضادی عجیب خواهد گردید. اقلامی فرهنگی که برای تولید به تجربه ی گسترده و برای درک به آموزش و تامل نیاز دارند به ندرت جزو فرهنگ عامه پذیرفته خواهد شد با این حال از سوی دیگر اولین پذیرای این فرهنگ (عامه)، ابتدا صاحب نظران، و قشر پیشروی جامعه و بعد از آن اقشار پایین تر و مصرف کننده تر خواهند بود . (البته همانگونه که در بحث های آینده خواهد آمد ،این مطلب به خصوص در زمان های دور تر همواره مصداق نداشته است. )

منابع فرهنگ عامه :

– منبعی بسیار عمده ، مجموعه ای از صنایعِ دست اندرکار ابداع محصولات فرهنگی و معرفی و اشاعه آن ها در جامعه می باشند .این صنایع شامل کمپانی های فیلم سازی، ناشران کتاب، شرکت های تولید و ضبط آثار موسیقی پاپ ، شرکت های تولید کننده ی لباس و . . . هستند. تا جایی که حتی در بیان اهمیت آن ها در ایجاد ترکیبی خاص برای فرهنگ عامه گفته شده است : ” تنها اقلامی از فرهنگ عامه مورد پسند آحاد جامعه واقع می گردد که توزیع آنها سود سرشاری نصیب ارائه دهندگان آن نماید .” بدین معنا که دست هایی پنهان ذائقه فرهنگی جامعه را به سمت در آمد زایی بیشتر برای خود سوق می دهند. با توجه به شواهد کنونی پذیرش این مطلب چندان دور از ذهن نمی باشد اما ارائه دو مثال و طرح سوالاتی چند پیشداوری سریع در این زمینه را غیر ممکن خواهد ساخت.
۱- نسل سالهای ۱۹۷۰ جیمز دین را به خاطر دارند. هنر پیشه ی جوانی که در هر سه فیلمی که در آن ایفای نقش نمود ، جوانی سرخورده، عاصی و پر تضاد را که محصول سیاست های آمریکایی بود به نمایش گذاشت . احساس نزدیکی بسیاری از جوانان آمریکایی و سایر کشور های جهان اول با این شخصیت منجر به تقلید آنها از کردار ،گفتار و حتی نحوه ی پوشش وی گردید و در میان این رود گل آلود فروش عکس ها، پوستر ها و مدل لباس های وی سود سرشاری را به جیب صاحبان این مشاغل سرازیر ساخت. سوال این است که آیا فیلم های مذکور برای سود رسانی به قشر محدودی از جامعه ی وقت آمریکا کارگردانی و تهیه شد؟

۲- موهای بلند ، پوشش عجیب و خالکوبی های فراوان گروه های اجرا کننده موسیقی هوی متال برای آشنایان با این سبک موسیقی بیگانه نیست. خاستگاه موسیقی هوی متال زجر انسان از بی هویتی، نابرابری، کشتار ، جنگ و استثمار سایر جوامع بوسیله دولتمردان جوامع صنعتی و سرمایه داری است . در این جوامع انسان ها در خدمت تولید و سود رسانی به صاحبان صنایع به انزوا، حقارت و از خود بیگانگی کشانده می شوند. در این جوامع انسان های بی پناه در برابر بمباران تبلیغاتی برا ی مصرف بیشتر ،معیار برتری را استفاده از پوشاک با مارک فلان کارخانه و اتومبیل بهمان مدل شرکت اتومبیل سازی می دانند دراین جوامع عباراتی نظیر: ” ساعت شما معرف شخصیت شما ” ، ” مارک لباس شما بیانگر جایگاه اجتماعی شما ” و … همه روزه مصرف کنندگان را به مسابقه ای سرسام آور با هدف در آمد زایی سرشار برای صاحبان صنایع فرا می خواند و در این آشفته بازار هوی متال موسیقی خود را با ظاهری ژنده ، موهایی آشفته و حرکاتی خشمگین و عاصی به نماد عصیان در برابر این سرسپردگی به خشمگین ترین و خشن ترین آواها فریاد می کند. فریادشان به گوش جان مخاطب می رسد و خیل دردمندان و عاصیان به این فریاد می پیوندند. هوی متال مردمی می شود. هنرمندان این سبک و سلوک آنان مورد تقلید جوانان قرار می گیرند و کارخانجات تولید پوشاک از این پس به جای کت و کراوات، تی شرت و شلوار جین رنگ و رو رفته تولید می کنند. آیا می توان گفت موسیقی هوی متال به دلیل در آمد زایی آن برای صاحبان صنایعی خاص به محبوبیت رسید؟
پاسخ به این پرسش هارا بر عهده خواننده آگاه خود می گذاریم.
نکته دیگر اینکه آن چه از ضرر های گاه به گاه ولی کلان برخی از صاحبان این صنایع بر می آید این است که جمعیت یک جامعه سلایق خاص خود را دارد.بنابر این همواره نمی توان پیش بینی کرد که صرف خواست تولید کنندگان ،مردم آن جامعه تولیدات آن ها را بپذیرند.

– منبعی دیگر و بسیار متفاوت از منبع اول عناصر فولکلوریک می باشند.در دوران قبل از تحولات صنعتی ، فرهنگ فولکلوریک تنها فرهنگ عامه ی موجود در میان جوامع بوده است. این لایه ی مقدم فرهنگی هنوز در قالب مسایلی مانند لطیف ها و برخی اصطلاحات زبان عامیانه وجود دارد و به صورت دهان به دهان در میان جامعه و نسل ها منتقل و منتشر می گردد. ظهور اینترنت مجرای جدیدی برای انتقال عناصر فولکلوریک ایجاد نموده است و به این عنصر از مجموعه عناصر فرهنگ عامه قوایی تازه بخشیده است امروزه عناصر فولکلوریک عمیقا با عناصر تجاری ممزوج شده اند تا جایی که می توان فرهنگ عامه را به این صورت تعریف نمود: ” نوعی از فرهنگ فولکلوریک که از میان تاثیرات شدید تجاری بر می خیزد.”

– آخرین منبع برای فرهنگ عامه ، مجموعه ای از اجتماعات حرفه ای است که حقایق و واقعیاتی در مورد دنیا برای مردم فراهم می نمایند و البته معمولا این واقعیات به همراه تفاسیر شخصی آن ها ارائه می گردد. این مجموعه شامل محافل آکادمیک و رسانه های خبری می باشند.حاصل فعالیت های دانشمندان و فرهیختگان توسط رسانه های خبری ذکر می گردد و در دسترس جامعه قرار می گیرد. در این بین گاه با تاکید بر “واقعیت نما” هایی خاص و هدف دار منجر به هدایت تفکر و احساسات جمعی جامعه به مسیری خاص می گردند. چه بسا اتفاق افتاده که انقراض نسل وال ها بیش از نسل کشی انسان در برهه ای خاص مرد توجه قرار گرفته است.

¤ نوشته شده در ساعت ۲۰:۵۴ توسط farzin yaghoubi
پیام های دیگران ( نظر بدین )

چهارشنبه، ۲۳ شهریور، ۱۳۸۴

انقلاب راک- قسمت دوم
موسیقی Rock و خاستگاه آن

موسیقی Rock در امتداد تاریخ تحولات موسیقی, از دوره موسیقی کلیسایی در قرون وسطی تا پایان دوره موسیقی رومانتیک در اواخر قرن ۱۹ میلادی و اوایل قرن بیستم قرار نمی گیرد. این سبک خود ریشه ها و تاریخ جداگانه ای دارد . Rock با آغاز دوران برده داری در آمریکا پدید آمد. استثمار در قالبی نو پدید منجر به هجران اجباری ده ها هزار سیاه پوست آفریقایی از زادگاه , خانواده و فرهنگ خود و انتقال آنان به کشور تازه تاسیس یافته و مهاجر نشین آمریکا گردید . انسان هایی که تا کنون در مهد خانواده , فرهنگ و تمدنی مستقل و نسبتا غنی آرمیده بودند به وسیله مهاجران سفید پوست اروپایی به آمریکا به شیوه ای ما دون حیوانی در راستای کار های یدی , کشت و زرع و بهره وری اقتصادی خرید و فروش و بدون دسترسی به حد اقل حقوق حیات به ورطه حقارت کشانده شدند. طی بیش از یک صد سال مردمانی دور از دیار مادری , درد هجران , خشم تحقیر و امیدی غمگین به بازگشت و روز های بهتر را به زبان مادری و مبتنی بر فرهنگ بومی خود زمزمه کردند و اولین ریشه های موسیقی Rock در خاک پر درد و مصیبت آمریکا پا گرفت . این نغمه ها و ریتم های آفریقایی مبتنی بر تکرار دوره های آوازی با لحن گفتار گونه و همراهی ضرباهنگ طبل ها و سایر آلات موسیقی کوبه ای ساده مانند قاشقک بود . به دنبال لغو قانون برده داری توسط آبراهام لینکلن , برده های سیاه جنوب با عنوان انسان های آزاد راهی شمال شدند تا فصل دیگری از نابرابری و بی عدالتی را به عنوان نیروی کار ارزان را در خدمت صاحبان صنایع نوپای آمریکای آن روز تجربه کنند. علیرغم تبعیض نژادی و اعمال محدویت های قانونی فراوان , فرهنگ آفریقایی و موسیقی آن به عنوان نماینده ای گویا از این فرهنگ, تدریجا در تعامل با نوع وارداتی اروپایی بوسیله مهاجران سفید پوست , به شرح آتی Rock را پایه گذاری نمود. Rock هنوز یاد آور صدای زنجیر بردگان در فصل تاریک و شرم آور برده داری آمریکایی است .

بلوز : خاستگاه سبک موسیقایی راک

سبک خاصی از موسیقی سیاهان بنام بلوز (blues) منبع اصلی و غنی سبک rock به شمار می آید . اصطلاح بلوز به فرمی سازی , آوازی و نیز سبکی اجرایی اطلاق می گردد که از موسیقی عامیانه سیاهان آمریکا , مانند آواز های کشت و کار , آواز های مذهبی و ترانه های بردگان سرچشمه گرفت. زمان دقیق پیدایش این سبک مشخص نیست , اما در حدود دهه ۱۸۹۰ این ترانه ها در کشتزار های جنوب ایالات متحده امریکا خوانده می شده است .بلوز محلی (Country Blues) که به طور معمول با همراهی گیتار اجرا می شد , فرم و سبک مشخصی نداشت .فرم شاعرانه و موسیقایی بلوز در حواشی اولین دهه قرن بیستم پا به عرصه هنر موسیقی نهاد و به سرعت به سبکی فراگیر و پر مخاطب بدل گردید و در مدت زمانی کوتاه , متناسب با تحولات نه الزاما همیشه مثبت جامعه و فرهنگ آمریکایی , سبک هایی چون جاز(Jazz) , کانتری(Country) , سوئینگ (Swing) , رگتایم (Ragtime) و نهایتا راک(rock) را (بعنوان فرم های موسیقایی نعریف شده در عرصه هنر موسیقی ) به مخاطبان بسیار پر تعداد خود در سرتاسر جهان عرضه نمود.

عناصر تشکیل دهنده سبک بلوز

عناصر تشکیل دهنده سبک بلوز در ظاهر بسیار ساده به نظر می رسد . ریتم هایی وارداتی بوسیله بردگان سیاه آفریقا با اندکی تغییر , به عنوان نمادی از بیگاری هر روزه تکرر یافتند, با نوای انسانی محزون و ناله غمگین سازی در آمیختند و بلوز پدید آمد . امروزه با وجود تغییرات بسیار فراوان و چشمگیر در ساختار انواع سبک های موسیقی منشعب از بلوز, عنصر تکرار هنوز به عنوان بارز ترین خصیصه بکر و تغییر نیافته این سبک ها باقی مانده است .

چرا بلوز به سبکی پر مخاطب و تاثیر گذار بدل گردید ؟

مظلومان تاریخ بشر همواره تحمل غم , حرمان , درد و فراق را با زمزمه ترانه گونه آن را آسان تر کرده اند . بلوز از رنج سخن گفت و به همین سادگی خیل عظیم مخاطبان خود را تثبیت نمود . خوانندگان بلوز همواره میان قشر به استضعاف کشیده شده جامعه سیاه و سفید آمریکا از محبوبیت فراوان بر خوردار بودند و در نهایت فراگیر شدن وسایل ضبط و پخش موسیقی مرز های آمریکا را بر روی مخاطبان بلوز در سرتاسر دنیا گشود.
از دیدگاهی کنایه آمیز می توان گفت موسیقی کلیسایی و موسیقی بلوز از نقطه نظر خاستگاه روحی معادل هم می باشند . آیا انسان مظلوم به هنگامی که به آواز گریز از زندگی زمینی و پیوستن به ملکوت خداوندی را طلب می کند شاد تر و امیدوار تر از هنگامیست که از رنج می خواند؟

تولد و تحول راک

ظهور گیتار های الکتریک , سینتی سایزر و آمپلی فایر ها موجب نشو و نمای گونه ای نو از موسیقی عامه پسند در سال های میانی دهه ۱۹۵۰ از دامان سبک بلوز گردید که در ابتدا راک اند رول (Rock and Roll) و بعد ها به اختصار راک ( Rock ) نام گرفت . راک گرچه در برگیرنده سبک های موسیقیایی متنوعی است اما در کل به سبکی از موسیقی آوازی گرایش دارد که دارای ضرباهنگی خشن و پیش برنده می باشد . در سال ۱۹۶۴ با مهاجرت بیتل ها (گروه جهر نفره موسیقی انگلیسی ) به آمریکا فصلی نو در تاریخ راک گشوده شد و پدیده ای تحت عنوان ” بیتلیسم” پا به عرصه نهاد . گروه بیتل ها و نیز گروه انگلیسی دیگری تحت عنوان Rolling Stones بر عرصه موسیقی مردم پسند آمریکا تسلط یافتند. به گونه ای که بعد از آنان تقریبا تمامی موسیقیدانان راک به نحوی از این دو گروه تاثیر پذیرفتند . صدای ساز های غیر غربی و کلاسیک و ریتم ها و توالی های آکوردی نامتعارف تدریجا وارد حیطه این سبک شدند و پیشگامان آن هر روز ابداعاتی نو پدید آوردند . طی یک دوره خاص و کوتاه از تاریخ سبک راک به دلیل توجه بیش از حد به ساختار موسیقایی و نحوه ی اجرا , علیرغم پیشرفت های تکنیکی فراوان , این سبک به لحاظ مضامین آوازی از ریشه های اصلی خود, بلوز , جدا ماند تا اینکه با ظهور هنرمندانی نظیر باب دیلان (Bob Dylan) مجددا به نهضتی جوان برای اعتراض به معضلات تراژیک اجتماعی نظیر جنگ , تبعیض نژادی , فقر , فحشا و غیره بدل گردید.
در پایان این قسمت و به عنوان حسن ختام, متن اصلی و ترجمه ترانه ” مانند یک زن ” (Just Like a Woman ) از باب دیلان را برگزیده ایم . در ترجمه سعی شده است حال و هوای عامیانه و درد دل گونه ترانه در زبان اصلی آن حفظ شود. خود به قضاوت بنشینید .

Bob Dyaln
Just Like a Woman
ALBUM: Blomde on Blonde
Nobody feels any pain
Tonight as I stand in the rain
Ev’rybody knows
That baby’s got new clothes
But lately I see her ribbons and her bows
Have fallen from her curls
She takes just like a woman
And she makes love just like a woman, yes, she does
But she breaks just like a little girl

Queen Mary, she’s my friend
Yes. I believe I’ll go see her again
Nobody has to guess
That baby can’t be blessed
Till she sees finally that she’s like all the rest
With her fog, her amphetamines and her pearls
She takes just like a woman, yes, she does
She makes love just like a woman

And she aches just like a woman
But she breaks just like a little girl

It was raining from the first
And I was dying there of thirst
So I came in here
And your long-time curse hurts
But what’s worse is this pain in here
I can’t stay here
Ain’t it clear that –

I just can’t fit
Yes, I believe it’s time for us to quit
When we meet again
Introduced as friends
Please don’t let on that you knew me when
I was hungry and it was your world
Ah, you fake just like a woman, yes, you do
You make love just like a woman
Then you ache like a woman
But you break just like a little girl
کسی دردی احساس نمی کنه
امشب همینجور که من زیر بارون ایستاده ام . . .
همه می دونند که اون لباس های نویی پوشیده بود
اما آخرین بار که اون رو دیدم روبان ها ش افتاده بودند و موهاش به هم ریخته بودند
درست مثل یک زن سرش میاد
اما درست مانند یک دختر بچه کوچیک میشکنه
مریم مقدس ! اون دوست منه
آره. یقین دارم که روزی دوباره اونو می بینم
هیچکس مجبور نیست حدس بزنه که اون طفل معصوم
هیچ گاه قرار نیست روی آرامش رو ببینه تا اینکه عاقبت بفهمه که مثل همه است
با ابهامش , آمفتامین ها (نوعی داروی مخدر روان گردان) و مروارید هایش
درست مثل یک زن سرش می آد
درست مثل یک زن عشق می ورزه

مانند یک زن درد رو تجربه می کنه
اما درست مانند یک دختر بچه کوچیک میشکنه

از همون اول بارون می بارید
و من اونجا داشتم از تشنگی می مردم
پس به داخل اینجا اومدم
و نفرین طولانی تو منو آزار داد
اما اون چیزی که از همه بد تره دردیه که اینجا وجود داره
نمی تونم اینجا بمونم
هنوز برات واضح نیست که چی می گم؟

نمی تونم ردیفش کنم
آره . معتقدم زمان این رسیده که اینجا رو ترک کنیم و
وقتی دوباره همدیگر رو دیدیم به عنوان دوستان به هم معرفی بشیم
لطفا نذار بفهمند که زمانی همدیگر رو میشناختیم و و من گرسنه بودم و دنیای تو اون بود .
آه … تو یک زن رو تقلید می کنی
مانند یک زن عشق می ورزی
سپس مثل یک زن رنج می کشی
اما مانند یک دختر بجه کوچیک می شکنی
¤ نوشته شده در ساعت ۲۱:۲۶ توسط farzin yaghoubi
پیام های دیگران ( نظر بدین )

چهارشنبه، ۲۳ شهریور، ۱۳۸۴

مجموعه مقالات ذیل تالیفات و تحقیقات شخصی نویسنده آن می باشد و استفاده از مطالب آن بدون ذکر ماخذ ممنوع است .

چرا چراغ نباشیم تا جوان ما از فرهنگ غرب تنها ابتذال را نشناسد؟
حقیقت این است : حساب دولت ها از ملت ها جداست . زور گویی , سلطه طلبی , استعمار و آتش افروزی غرب هیچ گاه عاملی برای تفکیک عواطف و احساسات والای بشری تحت عناوینی چون جهان اولی و جهان سومی , عقب مانده و پیشرفته نبوده است. صلح برای سیاه پوست اتیوپیایی درست مانند جوان سفید امریکایی سفید است.برای هر دو سبز , زندگی و سرخ عشق و حماسه را معنا می دهد . موسیقی اصیل و سنتی ما منبعث از شادی ها , غم ها , رشادت ها , حماسه ها , ناکامی ها , لالایی ها و مویه ها و مراثی این مرز و بوم می باشد. برخاسته از اصیل ترین , فطری ترین و عمیق ترین لایه های وجود. اگر وجود انسان را بعنوان گوهری در خلقت و فطرت وی را چون اصالت این گوهر بپذیریم ناگزیریم در متهم کردن موسیقی غربی قدری تامل نماییم . این اجبار زمانی به وضوح رخ نمایی می کند که با تحولات بین المللی امروز , مرز ها ی فرهنگی میان ملت ها یک به یک خط می خورند . بنا براین منطبق بر روند فعلی ,عاقلانه تر این است که به جای استفاده از فرمول تقسیم بندی “ما” و “دیگران” و تقبیح هر آنچه غیر از ماست , ضمن آشنایی با فرهنگ آن دیگران و نقد موشکافانه و به دور از حب و بغض ,در یافتن جنبه های مثبت و سازنده و معرفی آن به نسل جوان , اهتمام ورزیم .
یقینا هیچ کس در مواجهه با نام هایی نظیر ” بابی سندز” از ایرلند , ” مالکوم ایکس ” از امریکا , ” نلسون ماندلا ” از آفریقای جنوبی که به خاطر قد علم کردن در برابر ظلم نابرابری در تاریخ جاودانه شده اند به ابتذال نمی اندیشد . با فرض صحت این ادعا چرا باید باب دیلان و جوان بائز را در که طی دهه های هفتاد و هشتاد در غالب ترانه و موسیقی , فریاد اعتراض نسل جوان آمریکایی را نسبت به سیاست های داخلی و خارجی دولتمردان مستبد و جنایتکار خود به گوش جهانیان رسانیدند ,مبتذل خواند؟ نه این است که لئونارد کوهن خواننده یهودی سبک American Folk در ترانه های خود سیاست های حکومت غاصب اسراییل در قبال فلسطینیان مظلوم را به سخره گرفته است؟ گروه پینک فلوید جز دفاع از انسانیت و آزادی , گریز از مسخ بشر و هویت اصیل انسانی ترانه ای دارد ؟ کریس دی برگ جز برای عشق و عدالت و برابری خوانده است؟ کدام عقل سلیم فرهنگی را که چنین نمایندگانی دارد مبتذل می خواند؟
از آنجایی که قضاوت نادرست ریشه در ناآگاهی و یا داشته های مفروض نادرست دارد بر آن شدیم تا دربخش موسیقی در حد بضاعت به معرفی موسیقی و ریشه های آن در سایر ملل بپردازیم و در این میان موسیقی سبکRock را که شاید به جرات بتوان ادعا کرد پر مخاطب ترین سبک در سراسر دنیا بویژه در میان نسل جوان است برای شروع برگزیدیم . در هر دوره ابتدا به بررسی چگونگی شکل گیری و تاریخ تحولات آن سبک پرداخته خواهد شد و سپس سبک های منبعث از آن و گروه ها و هنرمندان پیشگام در هر سبک بررسی خواهند شد.

قبل از هر چیز ذکر این نکته ضروریست که موسیقی rock در واقع نهضتی انقلابی به شمار می آید .هر چند اهداف اولیه و بنیادین استفاده از این سبک جز قد علم کردن در مقابل ظلم و ستم و بی عدالتی و تاثیرات مخرب اجتماعی آن نبوده است , با اینحال به مصداق ” ضد انقلاب از بطن انقلاب بر می خیزد” تعداد گروه ها و افرادی که عامدا و یا با دیدی خوش بینانه به سبب نا آگاهی, از این نهضت پر مخاطب بویژه در میان نسل جوان در دراستای اهداف و مقاصدی نادرست استفاده کرده اند کم نیستند . کافی است به بررسی دقیق آثار موجود سبک rock بپردازیم. گروه بسیار مطرح Pink Floyd که شهرتشان به سبب قد علم کردن در برابر معضلات اجتماعی جامعه غرب, جنگ افروزی ابر قدرت ها و مسخ انسان بواسطه کاپیتالیسم و همچنین کاربرد سبکی نو در موسیقی rock , عالمگیر است طی دوران طولانی فعالیت هنری خود هیچ گاه در گیر جنجال های تلوزیونی – مطبوعاتی نشدند چرا که اعتقاد داشتند تنها کافی است به عنوان اعتراض به گوش جان مخاطب برسند . در حالیکه گروه ها و افرادی برای مطرح نمودن خود در میان نسل جوان از هیچ ترفندی حتی آرایش های زننده و مضحک و انجام حرکات مستهجن و شنیع در برابر شنودگان و بینندگان خود فروگذار ننمودند و به این ترتیب ضمن بدنام کردن نهضت rock , موجبات انحراف اخلاقی بسیاری از مخاطبان خوددر نسل جوان را فراهم آوردند. درد یکی بی و بند و باری جنسی بود و دیگری با شنیع ترین و غیر اخلاقی ترین الفاظ از روابط جنسی می گوید. باید پذیرفت که خوب و بد همه جا وجود دارند. یک گل در خارزار ,گلستان نمی سازد همچنان که وجود یک خار از ارزش وجودی گلستان نخواهد کاست .جای بسی امیدواری است که گروه ها و افراد غیر متعهد به اهداف اولیه سبک rock هنوز در اقلیت عددی قراردارند.
ادامه دارد . . .

مقاله فرهنگ و موسیقی عامه

نظر خود را بگذارید .

تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به کانون مهندسین نور میباشد .

نقشه سایت
قالب وردپرس