امروز: شنبه ۲۵-آذر-۱۳۹۶ / السبت 28-ربيع أول-1439 / Saturday 2017-December-16

مناسبت روز
پیام سایت :

مقاله علاقه مند کردن‌ کودکان‌ به‌ کتاب‌

مقاله علاقه مند کردن‌ کودکان‌ به‌ کتاب‌

 
برای‌ علاقه مند کردن‌ کودکان‌ به‌ کتاب‌ راه های‌ متعددی وجود دارد که‌ در ادامه‌ به‌ نمونه‌ هایی‌ اشاره‌ می‌ شود؛ به‌ یاد داشته‌ باشیم‌ که‌ این‌ شیوه‌ها باید نوعی‌ بازی‌ و سرگرمی‌ باشند تا کودک‌ با علاقه‌ آنها را دنبال‌ کند.
کرمِ کتاب‌ ( برای‌ نوآموزان‌ و دانش‌آموزان)
ابزار بازی: کاغذ رنگی، یک‌ شیء گرد، قیچی، قلم، مداد و نوارچسب‌
کودکان‌ شما با درست‌ کردن‌ یک‌ کرم‌ کتاب، خود به‌ کرم‌ کتاب‌ تبدیل‌ می ‌شوند. اگر کِرم‌ به‌ قدر کافی‌ بزرگ‌ شود، دور تا دور اتاق‌ کودک‌ را می ‌گیرد و دم‌ کرم‌ به‌ سر آن‌ می‌ رسد.
کودک‌ کاغذ رنگی‌ را حلقه‌ حلقه‌ می ‌بُرد و کنار می ‌گذارد. به ‌تدریج‌ به‌ ازای‌ هر کتابی‌ که‌ می‌خواند یک‌ حلقه‌ کاغذ رنگی‌ به‌ بدن‌ آن‌ اضافه‌ می ‌کند. (حلقه‌ها را می ‌توان‌ مثل‌ دنباله‌ بادبادک‌ درست‌ کرد.)
سرِ کِرم‌ را با پونز یا سوزن‌ ته‌ گرد به‌ گوشه‌ دیوار بچسبانید تا کِرم‌ از یک‌ جهت‌ (راست‌ یا چپ) بزرگ‌ شود. برای‌ این که‌ کِرم‌ دور تا دور اتاق‌ را بگیرد جایزه‌ای‌ در نظر بگیرید. بچه‌ها برای‌ دریافت‌ جایزه‌ به‌ طور مرتب‌ کتاب‌ می‌ خوانند و به‌ طول‌ کرم‌ می ‌افزایند.به‌ کودک‌ بیاموزید که‌ وقتی‌ خواندن‌ هر کتاب‌ تمام‌ شد، روی‌ حلقه‌ کاغذ نام‌ کتاب‌ و نام‌ نویسنده‌ را بنویسد و بعد آن‌ را به‌ بدن‌ کرم‌ اضافه‌ کند. این‌ حلقه‌ها نماینده‌ تعداد کتاب هایی ‌اند که‌ او خوانده‌ است.

?- نام‌ من‌ هم‌ چاپ‌ شده‌ است! (برای‌ نوآموزان‌ و دانش‌ آموزان)
ابزار بازی: صفحه ‌ای‌ از روزنامه، مدادرنگی‌
کودکانی‌ که‌ تازه‌ خواندن‌ و نوشتن‌ را یاد گرفته‌ اند میل‌ دارند عنوان های‌ درشت‌ روزنامه‌ها را بخوانند. از آنها دعوت‌ کنید روی‌ پای‌ شما بنشینند و روزنامه‌ را در دست‌ بگیرند.
یکی‌ از حروف‌ الفبا (مثلاً «ن») را انتخاب‌ کنید و از کودک‌ بخواهید در تیترهای‌ روزنامه‌ هرجا شکل‌ «ن» را دید با مداد رنگی‌ دور آن‌ خط‌ بکشد. بعد از این که‌ با چند حرف‌ تمرین‌ کرد، می ‌تواند در خط های‌ ریز هم‌ این‌ کار را انجام‌ دهد.
حالا به‌ او بگویید: «آیا می‌ دانی‌ نام‌ تو هم‌ در روزنامه‌ چاپ‌ شده‌ است؟» کودک‌ تعجب‌ می ‌کند و به‌ دنبال‌ اسم‌ خود روزنامه‌ را زیر و رو می‌ کند. وقتی‌ نتوانست‌ نامش‌ را پیدا کند، می ‌پرسیم: «نام‌ تو چیست؟» مثلاً می‌ گوید: «بهراد!» می‌گوییم: «خوب‌ بهراد چند بخش‌ است‌ و صدای‌ هر بخش‌ چیست؟» در حالی‌ که‌ خودمان‌ هم‌ آن‌ را بخش‌ می‌ کنیم‌ و صداها را بر زبان‌ می ‌آوریم، نام‌ او را در بالای‌ صفحه‌ روزنامه‌ می‌ نویسیم. سپس‌ از کودک‌ می‌ خواهیم‌ که‌ حروف‌ نام‌ خود را در روزنامه‌ پیدا کند و دور آنها خط‌ بکشد و از کنار هم‌ گذاشتن‌ آن‌ حرف ها به‌ نام‌ خود برسد. پس‌ از آن‌ او می‌ تواند نام‌ برادر، خواهر، دوست، عمو، دایی، پدربزرگ‌ یا مادربزرگ‌ را هم‌ پیدا کند. این‌ بازی‌ را می ‌توان‌ در صفحه‌های‌ مختلف‌ روزنامه‌ ادامه‌ داد.
?- شبانه ‌روز کتاب‌ بخوانید (برای‌ نوآموزان)
ابزار بازی: یک‌ برگ‌ کاغذ یا مقوا، خط‌ کش‌ یا نقاله، مداد رنگی‌ یا شمعی‌
نوآموزان‌ می ‌توانند با مقوا، مداد و نقاله‌ یک‌ ساعت‌ عقربه ‌دار درست‌ کنند. برای‌ کودکانی‌ که‌ تازه‌ خواندن‌ را آموخته‌اند یک‌ ساعت‌ کتابخوانی‌ بسیار مهم‌ و باارزش‌ است. برای‌ تأیید این‌ موضوع‌، هر بار که‌ کودک‌ یک‌ صفحه‌ کتاب‌ را با صدای‌ بلند می‌ خواند به‌ او کمک‌ کنید تا عقربه‌ های‌ ساعت‌ را جلو ببرد. از ساعت های‌ حقیقی‌ به‌ ویژه‌ ساعت‌ دیواری‌ هم‌ می ‌توانید استفاده‌ کنید.
با مقوا یا کاغذ یک‌ ساعت‌ دیواری‌ درست‌ کنید. به‌ کمک‌ نقاله‌ یا خط‌ کش‌ صفحه‌ ساعت‌ را به‌ دوازده‌ قسمت‌ پنج‌ دقیقه‌ای‌ تقسیم‌ کنید و کنار هر قسمت‌ عدد مربوط‌ به‌ آن‌ را بنویسید. کودک‌ می ‌تواند نام‌ خود را وسط‌ صفحه‌ ساعت‌ بنویسد.
او هر روز عصر یا هر زمانی‌ که‌ تمایل‌ داشت‌ کتابی‌ را انتخاب‌ می کند و مدت‌ پنج‌ دقیقه‌ برای‌ شما کتاب‌ می‌ خواند. وقتی‌ خواندن‌ تمام‌ شد، به‌ کودک‌ اجازه‌ دهید با مداد رنگی‌ یک‌ قسمت‌ پنج ‌دقیقه ‌ای‌ از ساعتش‌ را در جهت‌ عقربه‌ های‌ ساعت‌ رنگ‌ آمیزی‌ کند. او ممکن‌ است‌ تمام‌ قسمت ها را با رنگ‌ مورد علاقه ‌اش‌ رنگ‌ کند یا ترجیح‌ دهد هر بار رنگ های‌ مختلفی‌ به‌ کار بَرَد تا ساعتش‌ رنگارنگ‌ شود.
خوب‌ است‌ به‌ کودک‌ پس‌ از یک‌ ساعت‌ خواندن‌ جایزه‌ بدهید. مثلاً می‌ توانید چند برچسب، یک‌ کتاب‌ جدید یا حتی‌ ساعت‌ مچی‌ به‌ او بدهید. ساعت‌ جدید درست‌ نکنید تا ساعت‌ قبلی‌ کامل‌ شود. پس‌ از آن‌ می ‌توانید ساعت‌ جدیدی‌ بسازید. به‌ این‌ ترتیب‌ کودک‌ می ‌تواند ساعت هایی‌ را که‌ کتاب‌ خوانده‌ است‌ بشمارد. وقتی‌ او به‌ قدر کافی‌ پیشرفت‌ کرد، زمان‌ خواندن‌ را به‌ ده‌ دقیقه‌ افزایش‌ دهید.
اگر دستگاه‌ ضبط‌ صوت‌ دارید می ‌توانید اولین‌ بخش‌ خواندنِ کودک‌ (مثلاً ساعت‌ دوازده‌ ظهر) و آخرین‌ بخش‌ خواندن‌ (مثلاً ده‌ شب) را ضبط‌ کنید تا او به‌ آنها گوش‌ کند و پیشرفت‌ خود را دریابد. با تمرین‌ کافی،‌ بچه‌ها به ‌زودی‌ مثل‌ ساعت‌ کتاب‌ می‌ خوانند.

خواندن‌ هم‌ سرگرمی‌ است‌ و هم‌ کاری‌ مهم‌ و اساسی؛ انس‌ با کتاب‌ را باید از کودکی‌ در افراد به‌ وجود آورد تا کتابخوانی‌ بخشی‌ طبیعی‌ از زندگی‌ روزانه‌ فرد شود. کودکان‌ با یاری‌ بزرگترها، راه ‌رفتن، حرف ‌زدن‌ و انجام‌ سایر کارها را می‌ آموزند. آنها از ما الگو می‌ گیرند و عقاید، ارزش ها و اطلاعات‌ را به‌ دست‌ می ‌آورند و عادت ها در آنان‌ شکل‌ می ‌گیرد.
تشویق‌ بچه‌ها به‌ خواندن‌خواندن‌ باید با سرگرمی‌ و خوشی‌ همراه‌ باشد؛ بیشتر کودکانی‌ که‌ به‌ مدرسه‌ می‌ روند راهکارهای‌ خواندن‌ را می ‌آموزند. اگر کودکان‌ از خواندن‌ همراه‌ با سرگرمی‌ خوششان‌ بیاید و برای‌ کتابخوانی‌ اشتیاق‌ نشان‌ دهند، برای‌ کسب‌ مهارت های‌ خواندن‌ مجهزترند.

به‌ هر حال‌ خواندن‌ تنها یک‌ مهارت‌ نیست بلکه حادثه‌ ای‌ بزرگ‌ است. شما باید در جستجوی‌ راه هایی‌ باشید که‌ خواندن‌ را با شعف‌ و خوشی‌ مرتبط‌ کند، زیرا کودکان‌ به‌ طور طبیعی‌ دوست‌ دارند بازی‌ کنند و سرگرمی‌ داشته‌ باشند، بدون‌ این که‌ خسته‌ شوند. بچه‌ ها هرقدر بیشتر بخوانند و از خواندن‌ بیشتر لذت‌ ببرند، مهارت های‌ بیشتری‌ کسب‌ می‌ کنند. به عنوان مشوق کودک، از فشار و سرخوردگی ای‌ که‌ تأکید بیش‌ از حد بر خودِ مهارت‌ به‌ وجود می‌ آورد بپرهیزید.
– با صدای‌ بلند بخوانید؛ این‌ کار را از وقتی‌ که‌ بچه‌ها در سنین‌ طفولیت‌ هستند آغاز کنید و هیچ‌ گاه‌ آن‌ را ترک‌ نکنید. صرف‌ نظر از این که‌ بلند خواندن‌ به‌ توانایی‌ کودک‌ در خواندن‌ کمک‌ می ‌کند، این‌ شیوه‌ تجربه ‌ای‌ گرانسنگ‌ است‌ که‌ خواننده‌ و شنونده‌ را به‌ هم‌ نزدیک‌ می ‌کند.
– پیوسته‌ مقدار زیادی‌ مواد خواندنی‌ در دسترس‌ داشته‌ باشید؛ کتاب، مجله‌ و روزنامه‌ همگی‌ از لوازم‌ مهم‌ هر خانه‌ اند که‌ ما را به‌ خواندن‌ دعوت‌ می‌ کنند. مهم‌ نیست‌ که‌ کتاب‌ را بخرید یا از کتابخانه‌ امانت‌ بگیرید؛ کتاب ها نو باشند یا کهنه‌ و دست‌ دوم؛ مهم‌ این‌ است‌ که‌ در فضای‌ زندگی‌ تان‌ مواد خواندنی‌ وجود داشته‌ باشد تا کودکان‌ آنها را ببینند، لمس‌ کنند و بخوانند.
– اجازه‌ دهید کودکان‌ خواندنِ شما را ببینند؛ چه‌ بسا پدران‌ و مادرانی‌ که‌ بعد از به‌ خواب ‌رفتن‌ فرزندان، خود را با خواندن‌ کتاب‌ یا مجله‌ سرگرم‌ می ‌کنند و هرگز توجه‌ ندارند که‌ در اثر این‌ کار حتی‌ کودکان‌ نمی‌ دانند که‌ مادر و پدرشان‌ کتابخوان های‌ مشتاقی‌ هستند. بچه‌ها وقتی‌ کتاب های‌ باز را در اطرافشان‌ می ‌بینند، یا از زبان‌ شما می ‌شنوند که‌ عبارتی‌ جالب‌ یا مقاله ‌ای‌ از روزنامه‌ را با صدای‌ بلند می ‌خوانید، یا این که‌ می ‌بینند سر در کتابی‌ خوب‌ فرو برده‌اید از شما سرمشق‌ می ‌گیرند.
– به‌ طور مرتب‌ به‌ کتابخانه‌ بروید؛ کتابخانه، کتاب هایی‌ با موضوع های‌ متنوع‌ و ارزشمند دارد که‌ به‌ زحمت‌ می‌ توان‌ نسخه‌هایی‌ از آنها را در خانه‌ پیدا کرد. از این‌ لحاظ‌ نوجوانان‌ می ‌توانند به‌ طور جسته‌ و گریخته‌ مروری‌ بر مجله‌ها و کتاب ها بکنند و از ایده‌های‌ برگرفته‌ از این‌ مطالعات‌ برای‌ خود نمونه ‌سازی‌ کنند. اگر مسئول‌ کتابخانه‌ موافقت‌ کرد اجازه‌ دهید کودک‌ شما عضو کتابخانه‌ شود و کارت‌ عضویت‌ داشته‌ باشد. فرصت هایی‌ در اختیار کودکان‌ بگذارید تا از کارت‌ عضویت‌ خودشان‌ استفاده‌ کنند.
– اجازه‌ دهید کودکان‌ بدانند که‌ شما برای‌ خواندن‌ ارزش‌ قائلید؛ اگر کودکان‌ ببینند که‌ شما از کتابخانه‌ کتاب‌ امانت‌ می ‌گیرید، کتاب‌ می‌ خرید یا به‌ کسی‌ کتاب‌ هدیه‌ می ‌دهید یا انتظار دارید دیگران‌ به‌ شما کتاب‌ هدیه‌ کنند، به‌ زودی‌ متوجه‌ می ‌شوند که‌ برای‌ خواندن‌ ارزش‌ قائلید.
– سرگرمی های‌ خواندن‌ را با هیجان‌ همراه‌ کنید؛ اشتیاق‌ و تخیل‌ نوجوانان‌ ممکن‌ است‌ خیلی‌ زود از بین‌ برود. با نامگذاری‌ یک‌ بازی‌ یا حادثه، ‌ هیجان‌ تازه‌ای‌ برای‌ خواندن‌ به‌ وجود آورید.
– به‌ کودکان‌ حق‌ انتخاب‌ بدهید؛ دیر یا زود متوجه‌ می ‌شوید فرزندتان‌ جذب‌ چیزهایی‌ شده‌ که‌ به‌ آن‌ هله‌هولهِ ذهنی‌ می‌ گوییم. هوس‌ نکنید کودک‌ را به‌ خواندن‌ کتاب هایی‌ نظیر«جنگ‌ و صلح» وادارید. در عوض‌ او را با کتاب هایی‌ که‌ به‌ وی‌ می‌ دهید و برایش‌ بلند می ‌خوانید و با توصیه‌ های‌ هر کتاب‌ به‌ آرامی‌ به‌ طرف‌ خواندن‌ کتاب های‌ مناسب ‌تر راهنمایی‌ کنید.
– با کودکان‌ گفتگو کنید؛ حرف‌ زدن‌ با کودک‌ نه ‌تنها به‌ او کمک‌ می ‌کند کلمات‌ و الگوهای‌ جمله‌ را درک‌ کند بلکه‌ این‌ کار نشان‌ دهنده‌ میزان‌ علاقه‌ و احترامی‌ است‌ که‌ برای‌ او قائلید. صحبت ‌کردن‌ با کودکان‌، هنر گفتگو و گفت‌ و شنود، فکر کردن‌ و تبادل‌ نظر و عقیده‌ را به‌ آنان‌ می‌ آموزد.
– به‌ صحبت های بچه‌ها گوش‌ کنید؛ با گوش ‌کردن‌ می ‌توانیم‌ به‌ سرنخ هایی‌ درباره‌ علایق‌ و نیازهای‌ کودکانمان‌ دست‌ یابیم‌ تا بتوانیم‌ در خواندن‌ به‌ آنها کمک‌ کنیم.
– به‌ حرف‌ زدن‌ خودتان‌ گوش‌ دهید؛ هنگامی‌ که‌ گرم‌ گفتگو هستید، کمی‌ هم‌ به‌ حرف های‌ خودتان‌ گوش‌ کنید. آیا تا به‌ حال‌ احساس‌ نکرده‌اید که‌ بعضی‌ روزها میانگین‌ واژه‌هایی‌ که‌ می ‌گویید واژه‌ «نکن» است؟ گاهی‌ با کمی‌ توجه‌ بیشتر می‌ توانیم‌ گفتگوی واقعی‌ ترتیب‌ دهیم‌ و با بچه‌ها صادقانه‌ گپ‌ بزنیم. در درازمدت‌ به‌ امتحانش‌ می‌ارزد.
– موقعیتی‌ برای‌ خنده‌ فراهم‌ کنید؛ خنده‌ و خندیدن‌ نه‌ تنها آرامش‌ دهندهِ خوبی‌ است، بلکه‌ می‌ تواند راهنمای‌ خوبی‌ برای‌ خواندن‌ باشد. لطیفه‌ گفتن، پرداختن‌ به‌ بازی های‌ ساده‌ ، تکرار سخنان‌ بی‌ معنا یا موزون‌ و قافیه ‌دار، خواندن‌ بریدهِ خنده ‌داری‌ از روزنامه‌ با صدای‌ بلند و نظایر آن‌ همگی‌ می ‌توانند کودکان‌ را به‌ خنده‌ وادارند و موجب‌ شوند آنها با واژه‌ها احساس‌ راحتی‌ و آرامش‌ کنند. خندیدن‌ کودک‌ با پدر و مادر، آنان‌ را به‌ هم‌ نزدیک‌ می ‌کند و هنگامی‌ که‌ خنده‌ با خواندن‌ همراه‌ شود خواندن‌ را هیجان‌ انگیز می‌ کند.

– فرصت‌ دهید و توجه‌ کنید؛ در دنیای‌ پر آشوب‌ کنونی،‌ زمان‌ و توجه، ارزنده‌ و مهم‌ است. اگر می‌ خواهید به‌ کودکانتان‌ کمک‌ کنید تا خواندن‌ خود را تقویت‌ کنند یا فکر کنند و قوه‌ تخیل‌ خود را به‌ کار اندازند، راهی‌ جز وقت‌ گذاشتن‌ و توجه‌ و دقت‌ به‌ آنها ندارید. باید انتخاب‌ کنید؛ البته‌ گاهی‌ هم‌ این‌ کار سخت‌ است!
– به‌ عنوان‌ هدیه، تأیید و تصدیق‌ کنید؛ اگرچه‌ بعضی‌ اوقات‌ تردید داریم، اما بچه‌ ها می‌ خواهند ما را خوشحال‌ کنند. هنگامی‌ که‌ کودک‌ مغرورانه‌ با انگشتان‌ کثیف‌ و چسبناک، لکه‌های‌ درهم‌ و برهم‌ از رنگ های‌ سبز و قهوه‌ایِ روی‌ کاغذ را به‌ شما نشان‌ می‌ دهد و می ‌گوید، این‌ یک‌ آدمک‌ است‌ که‌ از ساقه‌ لوبیای‌ سحرآمیز بالا می‌ رود، انگشتان‌ او را ندیده‌ بگیرید؛ به‌ طور جدی‌ سعی‌ کنید هنرمند جوان‌ (کودک) را تحسین‌ کنید و با کف ‌زدن‌ و تشویق، نقاشی‌ او را به‌ درِ یخچال‌ بچسبانید. در اثر تشویق‌ شما قوهِ تخیل‌ و ابتکار او تقویت‌ می‌ شود و علاقه‌ اش‌ به‌ خواندن‌ افزایش می یابد.
منبع: «راهنمای‌ خانواده»، نوشتهِ روی‌ بلج ‌فورد
زمانی خواندن یک کتاب برای کودک خوشایند و لذتبخش است که موجودات خیالی داستان به پرواز در آیند ، قطارها به صورت واقعی حرکت کنند و صدا بدهند و خرگوش ها در زیر نورماه به خواب بروند. هنگامی که برای کودک خود کتاب می خوانید فرصت پیدا می کنید تا با صداهای موجودات و شخصیت های داستانی سخن بگویید ، تخیلی رفتار کنید و حتی مانند یک کودک باشید . به عبارت دیگر از شخصیت واقعی خود خارج شده و مانند شخصیت های داستانی رفتار کنید . شما تصمیم می گیرید که چقدر هیجان زده باشید، شادی کنید ، یا غمگین و حتی عصبانی شوید. چقدر باید روی یک شخصیت تأکید کنید و چه اندازه لازم است که بر هیجان قصه بیفزایید، به این ترتیب نتیجه کار منحصر به فرد خواهد بود.
کودک در سنین خیلی پایین ( شیرخوارگی ) که درکی از معانی واژه ها ندارد و تفاوت ظریف موجود بین آنها را نمی فهمد، از شنیدن صداهای متنوع شما و دیدن احساسات و عواطف شما لذت می برد . ادای عبارت های داستان توسط شما حاوی علایم و نشانه های محرمانه است که فقط شما و فرزندتان مفهوم آن ها را درک می کنید.
چگونه برای فرزند خود کتاب می خوانید؟ با صدای آهسته ، با لحنی گرم و دلنشین ، با شور و حرارت یا …؟ به هر شیوه ای که برای کودک خود کتاب بخوانید، می توانید بیش از پیش به او نزدیک شده و از کنار یکدیگر بودن لذت ببرید. وقتی که کودک از سنین پایین با کتابخوانی آشنا شود، همراهی شما به او کمک می کند که به تدریج مهارت های فردی خود را گسترش داده و تکامل بخشد. ارزشمندترین دستاورد نیز علاقه مند شدن به کتاب است .
انتخاب کردن کتاب برای کودکان
به دنبال کتاب هایی بگردید که داستان های خوب و متنوعی دارند، کتاب ها ی مصور و کتاب هایی که شما نیز از مطالعه آنها لذت می برید و کتاب هایی که با خلق و خوی کودک شما سازگار است .
برای انتخاب کتاب مرحله زندگی کودک خود را در نظر بگیرید، و ببینید در چه دوره تکاملی قراردارد. نخستین دوره کودکی ، دوره ای است که بچه ها مهارت های سرگرم کننده متعددی را فرا می گیرند و با شرایط تازه ای روبه رو می شوند. برای کودکان مختلف و مناسبت های گوناگون ، کتاب های متنوعی موجود است ، تقریباً درباره هر موضوعی کتاب وجود دارد.
به دنیا آمدن فرزند دوم، نگهداری از کودک ، دوست یابی ، دوستان واقعی و غیرواقعی ، به مدرسه رفتن ، اخلاق های خوب ، اخلاق های بد ، عواطف و احساسات ، همکاری کردن ، به دکتر رفتن ، به دندانپزشکی رفتن، تنها بودن با خواهر یا برادر خود، خوابیدن و حتی مراسم مذهبی .
آیا تا به حال پس از خواندن عبارتی از یک کتاب به فکر نیفتاده اید که : ” این موضوع همان چیزی است که می خواهم با کودکم در میان بگذارم… “؟ خواندن کتاب کودکان ، به بزرگسالان ( والدین ) کمک می کند تا بتوانند آنچه در ذهن خود دارند ، بیان کنند . چیزهایی که گاه والدین نمی توانند برای ادای آن واژه ای بیابند.
کتابی را برای فرزند خود انتخاب کنید که :
– هر دو از خواندن آن لذت می برید و به موضوع آن علاقه مندید.
– با خواندن آن ، کودک شما دانستنی هایی درباره جهان پیرامون خود می آموزد.
– به شما کمک می کند که آنچه درذهن خود دارید ، بیان کنید.
-به کودک کمک می کند تا احساس خوب و مثبتی از خود داشته باشد و به قابلیت های تازه خود پی ببرد.
– به کودک کمک کند که بداند در دنیای اطراف او کودکان دیگری هم هستند که شرایط و احساسات مشابهی با او دارند.
– به کودک کمک کند تا مفاهیم و معانی ارزش ها، سنت ها ، خانواده ، جامعه و… را درک کند.
در سنین شیرخوارگی ، کودک از خواندن چه نوع کتاب هایی لذت می برد؟
– کودک از بدو تولد از شنیدن صدای کتاب خواندن شما لذت می برد، برای او شنیدن صدای گرم و دلنشین شما لذتبخش ترین چیز در دنیاست . تا زمانی که کودک با حوصله به سخنان شما گوش می دهد کتابخوانی را ادامه دهید.
– قبل از خواب ، هنگامی که کودک با شیئی بازی می کند و آن را روی زمین می غلتاند زمان مناسبی برای گوش کردن به کتاب خوانی شماست.
– به کودک امکان آشنا شدن با کتاب به شیوه خودش را بدهید. در این سن ، کودک دوست دارد اشیاء را بـِجَود، پاره کند، روی آنها بنشیند یا بایستد . بنابراین از کتابهای نرم ، پارچه ای و مقاوم استفاده کنید.
– کتاب هایی که در هر صفحه ، یک تصویر کامل و مشخص دارند.
– کتاب هایی که داستان بسیار کوتاه و درباره موضوع هایی آشنا و مملوس با زندگی کودک دارند .
در دوره نوپایی ، مناسب ترین کتاب ها برای کودکان کدامند؟
– داستان های کوتاه در باره موضوع های مختلف و متنوع .
– کتاب های کارتی ( هرصفحه از کتاب یک کارت جداگانه است) و داستان هایی که از زندگی روزمره کودک سرچشمه گرفته اند.
– کتاب هایی که اشعار موزون دارند و بچه ها می توانند آنها را تکرارکنند.
– کتاب هایی که مضمون واحدی دارند . به طور مثال درباره شکل های هندسی، رنگ ها یا حروف الفبا نوشته شده اند.
کتاب های مورد علاقه کودکان پیش دبستانی کدامند؟
– کتاب هایی که داستان بلند و کمی پیچیده تردارند.
– کتاب هایی که اشعار موزونی دارند و درباره زندگی روزمره کودکان نوشته شده اند و برای گسترش دنیای آنها و افزایش دانسته هایشان سودمندند.
– لطیفه ، قصه های بلند، قصه های محلی و سنتی که ترسناک نباشند.
در پایان ذکر این نکته ضروری است که هیچ گاه بیش از حد به مطالعه کتاب اصرار نکنید. چون این امر نتیجه ی معکوس دارد و کودک را از کتاب گریزان می سازد.

هر قدر کودک در سنین کمتری باشد به قصه ای که والدین یا دیگران برای او تعریف می کنند علاقه بیشتری دارد. از این علاقه می توان برای افزایش مطالعه کودک در آینده استفاده کرد بنابراین باید کتاب های مناسب کودک تهیه شود. نوشتن داستان و تهیه تصاویر برای کودک امری پیچیده و فنی است. بنابراین هر کتابی برای کودک شما مناسب نیست. کودکان از تماشای تصاویر مربوط به جانوران و اشیاء مختلف لذت می برند و اگر کتاب های مناسب با کیفیت در اختیار آنها قرار گیرد، اولین و مهمترین سنگ بنای الفت و علاقه به کتاب در آنها گذاشته می شود. والدین باید در سنین پیش دبستانی کتاب های داستان را برای فرزندان خود بخوانند و نام اشیاء و حیواناتی را که در آن است از او بپرسند، در همین حین به او گوشزد کنند: « زمانی که به مدرسه رفتی و باسواد شدی می توانی تمام این داستان ها را خود به راحتی بخوانی». هنگامی که با کودکانتان بیرون می روید، از او بخواهید کتاب ها و مجلاتی را که برایش جالب است انتخاب کند و اگر شما هم کتاب را از نظر کیفی مناسب تشخیص دادید آن را بخرید و این کتاب ها را در کتابخانه مخصوص او قرار دهید هنگامی که با کودکانتان بیرون می روید ، از او بخواهید کتاب ها و مجلاتی را که برایش جالب است انتخاب کند و اگر شما هم کتاب را از نظر کیفی مناسب تشخیص دادید آن را بخرید و این کتاب ها را در کتابخانه مخصوص او قرار دهید. در فرصت های مناسب فرزندانتان تشویق کنید از روی تصویر کتاب داستان بگوید و صحبت کند. هنگامی که کودک کتابی را دوست دارد و آن را می نگرد باید والدین او را تشویق کنند. کودک شما باید بداند که تلاشش باعث رضایت شماست. استفاده از مدل نقاشی و خواندن شعر، یکی دیگر از راه های علاقه مند کردن کودک به کتاب و مطالعه است. شعرها باید کوتاه و دارای وزن ساده باشند. از نظر موضوعی بهتر است کتاب،خنده دار و در ارتباط با داستان هایی پیرامون حیوانات و اسباب بازی ها و موضوعات ملموس باشد. خواندن و آموزش آیات قرآن برای کودکان امری نیکوست. آیات قرآن که برای این منظور استفاده می شود بهتر است کوتاه و دارای وزن باشد، مثل بسیاری از سوره های جزء سی ام قرآن. خوشبختانه در حال حاضر بسیاری از داستان های اسلامی و قرآنی به صورت کتاب های مصور درآمده اند که اگر کودک تصاویر آن را ببیند و والدین داستان آن را بازگو کنند در ذهنش نقش می بندد. استفاده از کتاب های نقاشی و رنگ آمیزی نیز باعث رشد توانایی های مختلفی در کودک، از جمله افزایش علاقه کار با کتاب و قلم می شود. یکی از خصایصی که خداوند در وجود انسان به ودیعه گذاشته است «تقلید» است. میل به تقلید در کودک آنچنان چشمگیر است که بعضی از علمای تعلیم و تربیت از آن به «غریزه تقلید» یاد کرده اند، با توجه به مطلب فوق نتیجه این است که والدین در تمام مراحل کودکی به عنوان الگوی تربیتی فرزندانشان می درخشند و خود باید مظهر عمل باشند نه مظهر حرف. رفتار و نگرش خودتان را نسبت به کتاب و مطالعه تصحیح کنید. شما چه دیدی نسبت به مطالعه دارید؟ آیا در جمع خانواده به مطالعه مجله و کتاب می پردازید یا سال به سال یک خط مطلب نمی خوانید ؟ اگر اینگونه هستید نباید از فرزندتان توقع داشته باشید، فردی اهل مطالعه شود. شما در عمل به او الگویی برای مطالعه ارائه نداده اید. حتی شعار دادن هم کافی نیست. در برخود با کودک و آموزش وی باید صبور و انعطاف پذیر بود. راهنمای فرزند خود باشید و برای پیدا کردن پاسخ پرسش های کودک به او کمک کنید. بگذارید فرزندتان شما را در فعالیت های آموزشی یاور خود بداند و گام به گام با او پیش روید. تحمیل موضوعات مختلف و عجله در آموزش، باعث تنفر کودک از یادگیری و مطالعه می گردد.
گفته می شود که روح یک کودک مثل یک کاغذ سفید است، اما در حقیقت پیش از آن که نوزاد در سینه مادر جا بگیرد، خصوصیات و ویژگی های زیادی را در خود دارد که از طریق ارث به او رسیده است. نوزاد، بعد از تولد امکانات بیشماری برای آموختن دارد. بنابراین او تنها یک کاغذ ساده و سفید نیست، بلکه کتاب قطوری است که آماده است تا اطلاعات زیادی بر روی صفحات سفید آن نوشته شود.
مغز یک نوزاد ِ تازه متولد شده چهار برابر بزرگتر از مغز یک انسان بالغ است(در تناسب با سایر اعضای بدن وی) و در طول دو سال وزن مغز کودک به اندازه سه چهارم وزن مغز یک انسان بالغ می شود. رشد فکری کودک نیز همین سرعت را دنبال می کند. محققان عقیده دارند که رشد فکری کودک در چهار سال نخست زندگی اش به اندازه سیزده سال بقیه عمرش است و برخی دیگر عقیده دارند که مفاهیمی که کودکان پیش از پنج سالگی می آموزند، جزو مشکل ترین مطالب است. مفاهیمی مثل راست و چپ، بالا و پایین، خالی و پُر، و قد و وزن که درک آنها برای ما آسان است، برای یک کودک بسیار مشکل است و علاوه بر این مفاهیم، کودک ناچار است که چیزهای بسیار دیگری را نیز بیاموزد. حتی عناصر زبانی نیز باید در ذهن و فکر کودک پرورش یابد.
برای بعضی ها زبان «سخت ترین کار فکری است که از یک موجود بشری انتظار می رود که آن را به کار ببرد.» اگر شما هم هنگام یادگیری یک زبان خارجی با مشکل رو به رو شده باشید، حتماً با این سخن موافق خواهید بود و تازه شما این فرصت و امتیاز را داشته اید که از قبل یک زبان را بیاموزید، در حالی که برای یک نوزاد چنین امکانی وجود نداشته است. با این حال کودکانی که در خانواده های دو زبانه زندگی می کنند، پیش از رفتن به دبستان می توانند دو زبان را هر چند به طور ناقص و دست و پا شکسته، صحبت کنند.
از مقایسه کردن یک کودک با کودک دیگر به شدت پرهیز کنید. اگر به کودکتان یاد بدهید که نقاط مثبت و توانایی ها و استعدادهای خود را نشان دهد، او هیچ وقت به حال دیگران غبطه نمی خورد و نسبت به موفقیت و توانایی های افراد دیگر حسادت نمی کند و برعکس اگر به کودکتان بقبولانید که از کودک دیگر برتر و بهتر است، حس غرور را در او تقویت کرده اید.

از همین الان شروع کنید
مادران و پدرانی که به این مسئله واقف باشند که کودکشان عطش زیادی برای آموختن دارد، انسان های عاقل و فهمیده ای هستند. نوزادان و خردسالان خیلی خوب همه چیز را می بینند. آنها سراپا چشم و گوش هستند. چه والدینشان متوجه این موضوع شوند چه نشوند، ذهن کودک در حال جمع آوری اطلاعات و دسته بندی و کامل کردن و نتیجه گیری کردن از آنهاست و اگر والدین دقت نکنند، دیری نمی گذرد که کودک خردسال یاد می گیرد چطور با نقش بازی کردن والدینش را وادار به انجام خواسته های خود کند. البته نخستین درس هایی که والدین به کودکانشان می آموزند، درس عشق و محبت همراه با پاکی و صفای درون است. با این حال لازم است که والدین در مورد یادگیری کودک کمی سختگیر باشند. مثلاً بر این مسئله تأکید داشته باشند که کودک کلمه ای را درست ادا و تلفظ کند، یعنی به جای کلمه «بابا» نگوید «آبا». کودکی که تازه زبان باز کرده، شما را با پرسش های خود بمباران می کند: «چرا باران می آید؟»، «من از کجا آمده ام؟»، «چه کار می کنی؟» و … این سؤالات از جمله بهترین ابزاری هستند که کودک برای یادگیری مورد استفاده قرار می دهد. اگر بچه ها را به سؤال پرسیدن تشویق نکنید، در حقیقت جلوی رشد فکری آنها را گرفته اید. سعی کنید به کودکتان پاسخ های ساده و مختصر بدهید. مثلاً وقتی او می پرسد که چرا باران می آید، انتظار ندارد که یک شرح بلند بالا و طولانی به او ارائه بدهید. مطمئناً او به پاسخ کوتاهی مثل این راضی خواهد شد: «ابرهایی که به وسیله آب سنگین شده اند، آبشان به زمین می افتند.» ذهن کودک مدت زمان اندکی می تواند بر روی مسئله ای تمرکز کند و درست مثل زمانی که به او فقط شیر می دهید چون بدنش نمی تواند غذاهای جامد را هضم کند، به همین دلیل باید به کودکتان پاسخ های ساده و قابل درک بدهید. با بزرگتر شدن نوزاد، آموزش او را افزایش دهید، مثلاً برایش کتاب بخوانید. برای این کار بهتر است او را روی زانوی خود بنشانید و کتاب را جلویش بگیرید و با صدای آرام شروع به خواندن کنید. به این ترتیب کودک احساس امنیت و لذت می کند و مطالعه برایش به صورت یک کار و سرگرمی جالب در می آید و کتاب را به چشم یک اسباب بازی نگاه می کند.
کودکان با یکدیگر فرق دارند و هر کودکی شخصیت منحصر به فردی دارد، باید به او فرصت بدهیم که براساس توانایی ها و مواهب فطری خود رشد و پرورش یابد. اگر بخواهید به کودکی که توانایی یادگیری او پایین است، مطالب دشواری را آموزش دهید، پس از مدتی کودک از یادگیری دلسرد می شود. سعی نکنید کودکتان را در قالبی جای بدهید که از پیش آماده کرده اید. اما نباید از آموزش او کاملاً غافل شوید، با اصلاح اشتباهات و خطاهای کودکتان به او کمک کنید که از استعدادهای خود بهترین بهره را بگیرد.

اگر پدر و مادر به کودکشان بگویند که برتر یا پایین تر از دیگران است، حس خودخواهی و رقابت را در او بیدار کرده اند. اگرچه کودکان از همان سال های اول زندگی شان نشانه هایی از خودخواهی و خودپسندی شان را بروز می دهند، اما مفهوم عباراتی مثل برتری نژادی، طبقاتی و یا میل به زیاده خواهی را نمی دانند. بنابراین از مقایسه کردن یک کودک با کودک دیگر به شدت پرهیز کنید. اگر به فرزندتان یاد بدهید که نقاط مثبت و توانایی ها و استعدادهای خود را نشان دهد، او هیچ وقت به حال دیگران غبطه نمی خورد و نسبت به موفقیت و توانایی های افراد دیگر حسادت نمی کند و برعکس اگر به کودکتان بقبولانید که از کودک دیگر برتر و بهتر است، حس غرور را در او تقویت کرده اید.
پدر و مادر باید کودکشان را دوست داشته باشند و او را همانطوری که هست بپذیرند و هرگز او را با کودکان دیگر مقایسه نکنند. تنوع و گوناگونی بسیار چیز خوبی است. همانطور که در یک ارکستر ابزارهای موسیقی متفاوت باعث نواختن یک آهنگ زیبا و دلنشین می شوند، وجود شخصیت های متفاوت در یک خانواده محیط آنجا را زیباتر و جالب تر خواهد کرد. زمینه و امکانات رشد فرزندتان را فراهم سازید.
در هر لحظه و ثانیه ای که فرصت دارید، کودکتان را آموزش بدهید. معمولاً صبح ها به خاطر این که اعضای خانواده به سرکار و یا به مدرسه و دانشگاه می روند، فرصت کمی برای صحبت سر میز صبحانه وجود دارد و معمولاً اعضای خانواده با عجله صبحانه می خورند تا دیر نکنند. بنابراین شب ها برای کودکان و نوزادان بهترین زمان است، چرا که والدین و خواهر و برادرهای بزرگترشان توجه خاصی به آنها می کنند. بیشتر کودکان دوست دارند قبل از خواب برایشان قصه بگویند، که وسیله خوبی برای آموزش دادن به کودکان است. آنها نیز به اتفاقات و پیشامدهایی که در زندگی واقعی برای شما اتفاق افتاده است علاقه دارند و شما می توانید بهترین درس های زندگی را در خلال این خاطرات به کودکانتان بدهید. شاید تکرار کردن یک داستان و یا یک خاطره کار سختی باشد، اما کودکان عاشق این هستند که بارها و بارها یک قصه را برایشان تعریف کنید. شما خیلی زود متوجه می شوید زمانی که شب ها برای کودکتان قصه می گویید، بهترین فرصت برای ایجاد یک رابطه صمیمی بین خود و فرزندتان است. به روش های مختلف می توانید به آموزش کودکتان بپردازید. این آموزش می تواند به شکل یک بازی باشد.
به مرور زمان کودک می آموزد که افکارش را بیان کند، نقاشی کند، برخی از کارها را انجام دهد موسیقی بنوازد. کودک به تشویق و توجه شما نیاز دارد. وقتی کودک کاری انجام می دهد، مثلاً نقاشی می کشد و یا یک اسباب بازی سر هم می کند، او را تشویق کنید. با این کار کودک بسیار خوشحال می شود و علاقه اش به ادامه کار دو برابر می شود. و اگر شما کودک را سرزنش کنید و عیب هایش را خیلی تند به او گوشزد کنید، او خیلی زود ناراحت و دلسرد می شود. شما می توانید درباره کارهایش نظر بدهید و برای بهتر شدن کارش او را راهنمایی کنید، اما هیچ وقت به او نگویید که کارش کاملاً بی ارزش است. مثلاً به جای این که خودتان برایش نقاشی بکشید، روی کاغذ دیگر به او نشان بدهید که چطور می تواند کارش را بهتر کند. فراموش نکنید اگر به شدت آنها را مورد انتقاد قرار دهید، شوق آموختن را در آنها خاموش کرده اید. یک کودک به تشویق نیاز دارد، بخصوص هنگامی که اولین گام ها را برای یادگیری بر می دارد. اگر کودکتان کارش را درست انجام نداد، او را تشویق کنید که کارش را دوباره انجام دهد.
شاید تکرار کردن یک داستان و یا یک خاطره کار سختی باشد، اما کودکان عاشق این هستند که بارها و بارها یک قصه را برایشان تعریف کنید. شما خیلی زود متوجه می شوید زمانی که شب ها برای کودکتان قصه می گویید، بهترین فرصت برای ایجاد یک رابطه صمیمی بین خود و فرزندتان است. به روش های مختلف می توانید به آموزش کودکتان بپردازید. این آموزش می تواند به شکل یک بازی باشد.

چگونه به سؤالات کودک پاسخ دهید
شما به سؤالات کودکتان پاسخ می دهید و او را تشویق می کنید که با شما رابطه برقرار کند. اما روزی می رسد که کودکتان یک دفعه از شما دوباره مسائل جنسی سؤالاتی می پرسد. آیا به او پاسخ های درست می دهید و یا به او دروغ می گویید، مثلاً به او می گویید برادر و خواهر کوچکترش را از بیمارستان آورده اید؟ آیا به کودکتان در این باره اطلاعات درستی می دهید و یا می گذارید خود کودک اطلاعاتی از دوستان بزرگتر از خودش به دست آورد؟
در واقع برخلاف آنچه که بیشتر والدین فکر می کنند، توضیح مسائل جنسی به کودک کار زیاد سختی نیست. یک کودک خیلی زود اعضای بدنش را می شناسد، مثلاً یاد می گیرد که این دست، پا، شکم، بینی و … است. وقتی که کودک درباره اعضای جنسی خود سؤالاتی می پرسد و یا به آنها اشاراتی می کند، نباید آنها را از این کار منع کنیم و با اخم موضوع صحبت را عوض کنیم. شاید والدین از این می ترسند که وقتی کودک شروع می کند درباره مسائل جنسی صحبت کردن، ناگزیز باشد که مسائل جنسی را کاملاً برای فرزندشان شرح دهند. اما در واقع کودک کم کم و در مراحل مختلف رشدش این سؤالات را می پرسد. کافی است که کلمات و عبارات ساده ای را انتخاب کنیم و پرسش او را به طور صحیح اما کوتاه و مختصر پاسخ دهیم.
مثلاً یک روز کودکتان از شما می پرسد: «بچه ها از کجا می آیند؟» شما می توانید به او بگویید: «آنها داخل شکم مامانشان رشد می کنند و بزرگ می شوند.» دیگر لازم نیست که چیزی به این توضیح اضافه کنید. و مدتی بعد ممکن است کودکتان از شما سؤال کند: «چطور یک بچه از شکم مامانش بیرون می آید؟» بهترین پاسخی که می توانید به او بدهید این است: «یک دریچه مخصوص برای این کار وجود دارد.»
کمی بعد کودک بدون شک سؤال دیگری را مطرح می کند: «بچه چطور به وجود می آید؟» و شما در جواب به او بگویید: «وقتی یک مامان و بابا بخواهند یک بچه داشته باشند، یک دانه بذر از پدر با یک تخم در شکم مادر یکی می شوند، و از این دانه بذر بچه به وجود می آید، درست مثل بذر یک گیاه و یا گلی که بر روی درخت رشد می کند و بزرگ می شود.» به این ترتیب در هر مرحله پاسخ مناسبی به کودک داده می شود و حس کنجکاوی او ارضا می شود.
با به کارگیری این روش بدون آنکه به کودکتان دروغ گفته باشید، به کودکتان آموزشی داده اید. بهتر است که کودکان از طریق پدر و مادرشان با مسائل جنسی آشنا شوند تا به صورت نادرستی اطلاعاتی از دوستان و یا تصاویر کتاب ها و یا دیدن فیلم ها کسب کند.

انتقال مهم ترین درس زندگی به کودکان
کودکان در بازی هایشان از بزرگترها تقلید می کنند و ادای آنها را در می آورند. و از آنجا که کودکان از اطرافیان خود تقلید می کنند، رفتار پدر و مادر در یادگیری کودکان بسیار مهم است. کودک شما به محض تولد شروع به آموختن می کند، نه تنها از حرف هایتان بلکه از رفتارهایتان نکات بسیار زیادی یاد می گیرد. او نحوه رفتار والدین را با یکدیگر و با دیگر افراد خانواده و فامیل می بیند. درس هایی که او از رفتار و کردار شما می آموزد بسیار حیاتی تر از آموختن مهارت هایی مثل راه رفتن، حساب کردن و خواندن است. این نکات پایه اصلی شناخت و آگاهی او برای رسیدن به خوشبختی است. شما نمونه و سرمشق خوبی برای کودکتان هستید تا او بتواند در بزرگسالی به نحو شایسته رفتار کند.
اگر شما آدمی هستید که عادت کرده اید با داد و فریاد منظورتان را برسانید و در محیط خانه شما دائم جر و بحث وجود دارد، این رفتارها در کودک تأثیر بسیار بدی خواهد گذاشت و او را شخصی عصبی و پرخاشگر بار می آورد. و اما اگر شما در زندگی رفتار خوبی با دیگران داشته باشید، کودک شما از رفتارتان تقلید خواهد کرد. بنابراین اگر می خواهید فرزندتان بهترین اخلاق و کردار را داشته باشد، در زندگی همانطور رفتار کنید.
والدین نباید دو نوع اصول را دنبال کنند، اصولی که به کودکشان می آموزند و اصولی که خود به آن عمل می کنند. چطور می توانید به کودک بگویید که دروغ نگوید، حال آنکه خودتان دائم دروغ می گویید؟ اگر پدر و مادر به یکدیگر احترام نگذارند، چطور انتظار دارند که کودکانشان ادب و احترام را رعایت کنند؟ و یا وقتی که پدر یا مادر نسبت به فرزندانشان احساس تعهد و مسئولیت نمی کنند، نباید از فرزند خود بخواهند که به قول و پیمان های خود عمل کند. وقتی پدر و مادر دائم تکرار می کنند که همیشه حق با آنهاست، کودکشان فکر می کنند که رفتار پدر و مادرش به بهترین نحو است و آنها اصلاً اشتباه نمی کنند. کودکان خیلی زود عشق و محبت دیگران را درک می کند. و با دیدن کوچکترین نشانه ای از محبت از طرف دیگران خیلی راحت به این احساسات محبت آمیز پاسخ می گویند. والدین می توانند کودکشان را غرق در اسباب بازی بکنند، اما هیچ وقت نمی توانند عشق و محبت را با پول بخرند. عشق و محبت از دل بر می خیزد نه از کیف پول. کادو و هدیه به تنهایی نمی تواند جای عشق و محبت را بگیرد. پس به جای خریدن هدیه و اسباب بازی های رنگارنگ با کودکتان وقت بگذارید و با او بازی کنید.
کودکان با دریافت محبت و توجه، عشق و محبت را به دیگران هدیه می دهند. آنها را تشویق کنید که به دیگران کمک کنند و شادی هایشان را با دیگران قسمت کنند. به آنها بیاموزید که والدین، دوستان و دیگران را در خوشبختی هایشان شریک کنند.
ارزش های زندگی را به کودکانتان بیاموزید
امروزه بیشتر والدین چیزی از ارزش های واقعی زندگی نمی دانند، و کودکان بی آنکه هرگز این ارزش ها را بشناسند بزرگ می شوند. برخی از والدین عقیده دارند که خودشان حق شکل دادن به شخصیت کودکشان را دارند. اما اگر خودشان این کار را نکنند، کودکان دیگر، همسایه ها و فیلم های تلویزیونی این کار را برایشان انجام می دهند. مسائل بی شماری والدین را می ترساند: فاصله بین نسل ها، سرکشی جوانان، مواد مخدر، بی بند و باری جنسی و زیر پا گذاشتن اخلاقیات. اما واقعیت این است که شخصیت یک کودک خیلی پیش از برخورد با این مسائل شکل گرفته است در یک مجله علمی چنین نوشته شده است: «شخصیت یک فرد خیلی پیش از زمان مدرسه رفتن شکل می گیرد و در او تثبیت می شود. به همین خاطر کودکان پیش دبستانی حساس هستند و خیلی زود تحت تأثیر رفتار و حرکات دیگران قرار می گیرند و آمادگی یادگیری هر رفتار و کرداری را دارند. و این رفتارها تا مدت زمان زیادی در آنها تثبیت می شود.»
خردسالان باید اصول اولیه زیاد بیاموزند، مهمترین اصل عبارت است از: شناخت خوب از بد. اگر والدین در شناخت حقیقت و درستی و خوبی های زندگی به کودکان دیر اقدام کنند، کودک را در مقابل اشتباه و بدی بدون دفاع تنها گذاشته اند. بنابراین سال های پیش از دبستان بهترین زمان برای آموختن درس های زندگی به کودک است. به این نکته توجه داشته باشید که اگر در این کار تأخیر کنید، جبران آن در سال های بعد بسیار سخت خواهد بود. به کودکانتان خوبی ها و ارزش های زندگی را بشناسانید. در این جهان هیچ چیز ثابت و همیشگی نیست. والدین باید بدانند که وضعیت زندگی آنها همیشه به یک منوال نیست و مشکلات و سختی هایی در زندگی، انتظار فرزندانشان را می کشد، پس چه بهتر کودکشان را برای روزهای سختی آماده کنند و اصول مهم زندگی را به آنها بیاموزند.
منبع: مجله موفقیت

مقاله علاقه مند کردن‌ کودکان‌ به‌ کتاب‌

نظر خود را بگذارید .

تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به کانون مهندسین نور میباشد .

نقشه سایت
قالب وردپرس