امروز: چهارشنبه ۱-شهریور-۱۳۹۶ / الأربعاء 01-ذو الحجة-1438 / Wednesday 2017-August-23

مناسبت روز
پیام سایت :

مقاله روانشناسی ورزش

مقاله روانشناسی ورزش
مقدمه:
روان‎شناسی ورزشی شاخه‎ای از علم ورزش است که در جستجوی فراهم نمودن پاسخ به سؤالات مختلف در زمینه‎های رفتار انسانی در حیطه ورزش است. از آنجایی که روان‎شناسی به مطالعه رفتار می‎پردازد، بالطبع موضوع روان‎شناسی ورزشی نیز مطالعه حرکات و فعالیت‎های ورزشی در تمام ابعاد از فعالیت حرکتی یک کودک دبستانی تا مسابقات جهانی و المپیک می‎باشد.
اگر چه اهمیّت مسائل روانی در ورزش از چندین سال پیش شناخته شده است با این حال روان‎شناسی ورزشی هنوز دانشی بسیار جوان می‎باشد و در خلال دهه‎های اخیر علاقه و توجه به «روان‎شناسی ورزشی شناختی » افزایش چشم‎گیری یافته است. ابتدا تمام تلاش‎ها در این حیطه معطوف به مردان قهرمان بود اما در سال‎های اخیر این روند متحول شده است و روان‎شناسی ورزشی قهرمانان زن و مرد حرفه‎ای و برجسته افراد شرکت کننده در فعالیت‎های غیر حرفه‏ای را نیز مورد توجه قرار می‎دهد. به عبارتی هدف روان‎شناسی ورزشی کمک به ورزشکاران در تمام رده‎های سنی از نوجوانان تا بزرگسالان است.


امروزه متخصصان فیزیولوژی ورزش از دانش روان‎شناسی ورزشی برای کمک به شرکت‎کنندگان در برنامه‎های باز پروری قلبی استفاده می‎کنند تا آنها بر ترس خود نسبت به از سرگیری و شروع تمرین غلبه کنند. معلمان همچنین با استفاده از دانش روانشناختی ورزشی شیوه توجه به تأثیرات محیطی را که باعث بهبود اجرا می‎شوند، به متعلمان خود می‎آموزانند. دست اندر کاران تیمهای جوانان برای اطمینان از کسب تجارب مثبت از سوی ورزشکاران جوان، از روان‎شناسی ورزشی بهره می‎گیرند. و نهایتاً مربیان در تمام سطوح از تکنیکهای روان‎شناسی ورزشی همچون کنترل هیجان، تصویر سازی ذهنی، هدف گزینی و انگیزش کمک می‎گیرند تا ورزشکاران را در تکامل بخشیدن اجراهایشان یاری دهند. اکنون با پیشرفت علم روان‎شناسی ورزشی، بحث مهارت‎های روانی در اجرای عملکردهای ورزشی از اهمییت بسزایی برخوردار شده است و در حالی که قبلاً به اهمیت آماده سازی جسمانی تأکید می‎شد امروزه قهرمانان هرچه بیشتر بر آماده سازی روانی توجه و تأکید می‎کنند. تجارب کسب شده آنان حاکی از آنست که وقتی در میدانهای بزرگ با قهرمانانی همتراز به لحاظ جسمی‎به رقابت می‎پردازند، سرانجام آمادگی روانی پیروزی را به نفع یکی از طرفین رقم خواهد زد.
مربیان برتر نیز به جنبه‎های آماده سازی روانی ورزشکاران و ضرورت تدارک آن در طول تمرینات واقفند. و بخشی از برنامه آماده‎گی را به آماده سازی روانی اختصاص می‎دهند. با وجود این، آماده سازی روانی تا حدود زیادی مورد غفلت قرار گرفته است که به نظر می‎رسد عمده‎ترین علت این غفلت فقدان آگاهی مربیان در چگونگی آماده سازی روانی ورزشکاران می‎باشد. صاحبنظران ورزش چنین می‎پندارند که ورزش می‎تواند به بازیکنان جوان قدرت اراده‎گری، اعتماد به نفس، نحوه سلوک، برقراری ارتباط با دیگران و تجربه رسیدن به هدفهای مشکل را بیاموزد ولی امروزه می‎دانیم که این قابلیتها به طور خود بخودی به حداکثر نرسیده و رشد نمی‎یابند مگر اینکه ورزشکار تحت آموزش و تمرین مهارت‎های روانی۱ قرار گیرد.
اکنون مهارت‎های روانی در همان نقطه‎ای قرار دارند که پنجاه سال پیش مهارت‎های جسمانی قرار داشتند مربیان باید به این اعتقاد دست یابند که مهارت‎های روانی هم چون مهارت‎های جسمانی قابل کسب‎اند و باید به طور اصولی و علمی آموزش داده شوند.
روانشناسی ورزشی:
پیدایش علم روانشناسی ورزشی به قرن بیستم باز می گردد اما اولین مطالعات در این زمینه در سال‎های آخر قرن نوزدهم انجام شد. در واقع به صراحت نمی توان بیان کرد که روانشناسی ورزشی دقیقاً در چه زمانی بصورت علم مطرح شد, به همین جهت برخی ادعا می‎کنند علم روانشناسی ورزشی همچون نوزادی است که به تازگی متولد شده است. بطور کلی در ابتدا مطالعه رفتار ورزشی در جهت تشریح اصول و موضوعات روانشناسی عمومی بود و جهت‎گیری مشخصی بعنوان روانشناسی ورزشی دیده نمی شد. دکتر نورمن تریپلت روانشناس دانشگاه ایندیانا, در اوایل سالهای ۱۸۹۷, در مجله‎ آمریکایی روانشناسی مطلبی را منتشر کرد که به گونه‎ای مستقیم به روانشناسی ورزشی ارتباط داشت. تریپلت پدیده‎ای را بررسی کرد که اکنون «‎سهولت اجتماعی» می‎نامیم, و آن اثر مساعد مشاهده کنندگان برعملکرد شخص است. او پی برد دوچرخه‎سوارانی که گروهی فعالیت می‎کنند نسبت به زمانی که فردی دوچرخه‎سواری می‎کنند, نیز سریع‎تر حرکت می کنند. دکتر ای. دبلیو. اسکریپچر روانشناس دانشگاه ییل از مطالعه خود چنین نتیجه گرفت که شرکت در ورزش به دارا شدن ویژگی‎های شخصیتی مطلوب می‎انجامد (مارک، اچ انشل،۱۳۸۰).
دیدگاه جدید مبنی بر اینکه ورزش رقابتی شخصیت ساز است, ریشه در پژوهش‎های اسکرپیچر دارد, اما پیشگام شناخته شده‏‎ روانشناس ورزش دکتر کلمن رابرتز گریفیت است. گریفیت که به عنوان پدر روانشناسی ورزش از او نام برده می‎شود, بعنوان اولین شخصی است که سال‎های زیادی را صرف آزمایش‎های منظم روانشناسی ورزشی کرده است(مارک، اچ انشل،۱۳۸۰).
گریفیت اولین آزمایشگاه روانشناسی ورزش را, به نام آزمایشگاه پژوهش ورزشی در سال ۱۹۲۵ در دانشگاه ایلینوی تأسیس کرد. اگرچه پژوهش درباره اثر عوامل روانی بر عملکرد ورزشی را, در سال ۱۹۱۸ آغاز کرده‎بود. علایق اولیه او شامل اثرهای عوامل روانی و محیطی بر یادگیری و اجرای مهارت‎های حرکتی و شخصیت در ورزش بود. او برای آزمایشگاه خود وسایلی را تهیه کرد که آگاهی از جنبش‎های مهارتی, هوشیاری ذهنی, واکنش‎های زمانی نسبت به بینایی, شنوایی، فشار, ثبات, هماهنگی عصبی ـ عضلانی, تنش‎ها و رهاسازی عضلانی و توانایی‎ عضلانی را اندازه‎گیری می‎کردند. او بر اساس مصاحبه با بازیکن فوتبال ردگرنگ پی برد که ورزش‎کاران برتر مهارت‎های ورزشی را خودبه‎خود, بدون هیچ یا کمترین اندیشه‎ای, انجام‎می‎دهند.او اولین‎کتاب‎های‎روانشناسی ورزشی را به‎ نام‎های «روانشناسی مربیگری» در سال ۱۹۲۶ و «روانشناسی‎ورزشکاران» در سال ۱۹۲۸ نوشت و اولین درس روانشناسی ورزش را در سال ۱۹۲۳ در دانشگاه ایلینوی تدریس کرد. گریفیت, در تکلیفی که روانشناسان ورزش امروزی واقعاً بر آن رشک می‎برند, توسط باشگاه شیکاگو‎کانبر استخدام شد تا در فصل مسابقه‎های سال ۱۹۳۸ مشاور روانشناس ورزش تیم باشد. او آزمون‎های حرکتی و پرسشنامه‎های روانی گوناگون را اجرا کرد تا توانایی حالت روانی و توانایی بالقوه کنونی ورزشکاران رقابتی را از آغاز آموزش (فصل بهار) تا پایان فصل تعیین کند(مارک، اچ انشل،۱۳۸۰).
پژوهش روانشناسی ورزشی در دهه‎های ۱۹۴۰ نمود واقعی داشت بجز پایان‎نامه‎های دکترا که گه‎گاهی نوشته می‎شدند. در این زمان بیش از هر چیز, تأسیس آزمایشگاه‎های یاد‎گیری حرکتی رواج یافت که ار جمله می‎توان آزمایشگاهی را نام برد که توسط جان لاتر در دانشگاه پنسیلوانیا,کلارنس رگزویل در دانشگاه ویسکاسنین, سی. اچ مک‎لوی در دانشگاه آ‎یوا, و شاید از همه معروف‎تر فرانکلین هنری در دانشگاه کالیفرنیا در برکلی, تأسیس شد (مارک، اچ انشل،۱۳۸۰).
این جنبش زمینه را برای حضور، رشد و … تربیت بدنی فراهم ساخت که دارای پیچیده‎ترین رهیافت علمی در پژوهش برای رفتار حرکتی بود. همه دانشمندان ورزش به نوبه‎ی خود از بهینه‎بودن طرح, تجهیزات و فنون آماری پژوهشی انتشار بیشتر داده‎های مربوط به فرایندهایی که زیربنای مهارت‎آمیز عملی و آموختنی بودند, سود جستند. با وجود «خلأ شایان توجه بین سال‎های مولد گریفیت و کارهای پژوهشگران معاصر در روانشناسی ورزش», زمینه روانشناسی ورزش از این تلاش‎های اولیه در پژوهش حرکتی, سود برده است (مارک، اچ انشل،۱۳۸۰).
سرانجام, در دهه‎ی ۱۹۶۰ بود که روانشناسی ورزش گام‎های بزرگی را برداشت و زمینه علمی کنونی را فراهم آورد. چندین عامل به گسترش این زمینه علمی کمک کردند. کتاب‎های درسی بیشتر از هر زمان دیگر چاپ شدند. از جمله می‎توان به کتاب‎های زیر اشاره کرده:
«رفتار جنبشی و یادگیری حرکتی» بریانت‎گرتی , «مشکل ورزشکاران و چگونگی مقابله با آنها» بروس اجیلو و توماس تاتکو , «یاد‎گیری حرکتی و عملکرد انسانی» رابرت ان سینگر و «روانشناسی و رفتار حرکتی» جوزف اکسندین . کتاب دیگری به‎نام «مربی‎گری, ورزشکاری, روانشناسی» سینگر اولین کتاب درسی در روانشناسی ورزش بود. این کتاب‎ها محرکی برای پژوهش و انتشار فراوان در نشریه‎های علمی بودند. از همه مهم‎تر «فصلنامه‎ی پژوهش» که اکنون «فصلنامه‎ی پژوهش برای تمرین و ورزش» نامیده می‎شود, از انتشارات پژوهشی رسمی تربیت‎بدنی حرفه‎ای در ایالات‎متحده بود. اما مهم‎تر از پیشرفت پژوهش در روانشناسی ورزشی و رفتار حرکتی, کلاس‎ها و برنامه‎های دانشگاهی بود که منجر به پیدایش بارزترین دانشمندان, در روانشناسی ورزش شد (مارک، اچ انشل،۱۳۸۰).
عنصر نهایی در رشد روانشناسی ورزش تأسیس چند انجمن حرفه‎ای بود. اولین نشست سالیانه انجمن امریکایی روانشناسی ورزش و فعالیت بدنی در سال ۱۹۶۷ برگزار شد. انجمن کانادایی یاد‎گیری روانی ـ ‎حرکتی و روانشناسی ورزش, در سال ۱۹۶۹ آغاز به کار کرد (مارک، اچ انشل،۱۳۸۰).
این سازمان در آغاز به انجمن کانادایی بهداشت, تربیت‎بدنی, تفریحات سالم و رقص وابسته بود. اما در سال‎های ۱۹۷۷ مستقل شد. در سال ۱۹۷۵, بخشی به اتحادیه امریکایی بهداشت, تربیت‎بدنی, تفریحات سالم و رقص, اضافه شد تا روانشناسی ورزش را در چهارچوب علمی تربیت‎بدنی تقویت کند. آن را آکادمی(فرهنگستان) روانشناسی ورزش نامیدند. هدف فرهنگستان تقویت نگره و پژوهش بود به گونه‎ای که بتوان در تربیت‎بدنی یا موقعیت ورزشی به کار برد. بعلاوه در سال ۱۹۸۶, پیدایش انجمن پیشرفت روانشناسی‎ورزشی کاربردی بود که برای پیشبرد رهیافتی اکتشافی‎تر در روانشناسی ورزش آغاز به کار کرد. این انجمن, که در بر دارنده بزرگترین عضویت روانشناسی حرفه‎ای و دانشجویان در سرتاسر جهان است, دارای سه بخش است:
روانشناسی بهداشت (که برای نمونه اثرهای روانی فعالیت‎های بدنی را بررسی می‎کند)روان شناسی درمان (که مشاوره ورزشی و مطالعه اثر فنون رفتاری و روانی بر عملکرد ورزشی را بررسی می‎کند), و روانشناسی اجتماعی(که عوامل محیطی بر عواطف و رفتارهای ورزشکاران و مربیان ورزش را مورد مطالعه قرار می‎دهد). اگرچه شاخه روانشناسی ورزش ریشه در علم تربیت‎بدنی دارد, در سال‎های أخیر از سوی روانشناسی مورد پذیرش قرار گرفته است. این موضوع به سبب استفاده قانونی از اصطلاح«روانشناس» است که نشانگر آموزش دانشگاهی در روانشناسی است. قابل درک است که, در بین دانشمندان و دست‎اندرکاران, بحث‎های شایان توجهی در این باره وجود دارند مبنی بر اینکه کدام علم- تربیت‎بدنی, علم ورزش یا روانشناسی- باید برنامه‎های آموزشی روانشناسان ورزش را هماهنگ کند. به احتمال, در استرالیا, ارتباط بین روانشناسی ورزش و روانشناسی از همه قوی‎تر است, زیرا که در سال ۱۹۹۲ جامعه روانشناسی استرالیا اولین هیأت روانشناسان ورزش را در سازمان روانشناسی ملی پذیرفت. اهمیت این هیأت در تعیین معیارهایی است که برای دادن پروانه‎ی کار به روانشناسان ورزش مورد استفاده قرار می‎گیرند. انجمن روانشناسی امریکا دارای بخشی به‎نام بخش روانشناسی ورزش و تمرین است که گروه علاقمندی مرکب از پژوهشگران را تشکیل می‎دهد که عوامل روانی مرتبط با عملکرد انسانی را مورد مطالعه قرار می‎دهند. اما هدف این گروه این است که زمینه مطالعه را گسترش دهند نه اینکه معیاری برای پروانه یا مدرک تعیین کند (مارک، اچ انشل،۱۳۸۰).
کالج امریکایی پزشکی ورزشی و اتحادیه پزشکی ورزشی استرالیا, گروه‎هایی فرعی در روانشناسی ورزش و تمرین دارند. سرانجام روانشناسی ورزش توسط جامعه بین‎المللی روانشناسی ورزش در سرتاسر جهان شناخته می‎شود (مارک، اچ انشل،۱۳۸۰).
هدف این سازمان‎ها این است که برای دانشمندان و دست‎اندرکاران و روانشناسی‎ورزشی هویتی ملی و بین‎المللی حاکی از نظام علمی ایجاد کنند. همچنین فرصتی فراهم می‎کنند تا با اعضایشان سالانه ملاقات کنند و ۱) ایده‎های خود را مبادله کنند, ۲)تجارب پژوهشی خود را توضیح دهند, ۳) با دانشمندان و دست‎اندرکاران شناخته شده‎ای که تخصص‎هایشان در زمینه‎های قابل کاربرد در رفتار ورزشی است, صحبت و تبادل نظر کنند, ۴) درباره موضوعات بحث‎‎‎‎‎‎‎‎‎انگیز بحث کنند و تصمیم بگیرند و ۵)‎ به کلاس‎ها و بخش‎های مربوطه خود ایده‎های جدید و مهیجی ببرند که از زمینهموردنظر سرچشمه می‎گیرند. از این سازمان‎ها,‌ نشریه‎های علمی جدید پا گرفته‎اندکه نیازهای این زمینه پژوهشی گسترش یابنده را برطرف کنند. روانشناسی ورزشی اکنون توسط اعضای جامعه دانشگاهی به عنوان علمی معتبر شناخته می‎شود (مارک، اچ انشل،۱۳۸۰).
اکنون باید روشن شده باشد که روانشناسی دربردارنده زمینه علمی چند بعدی از مطالعه و عمل است. روانشناسی ورزشی از بسیاری از علوم سنتی روانشناسی, مشتق و بنابراین دریرگیرنده روانشناسی اجتماعی (مطالعه رفتار گروهی و عوامل محیطی- موقعیتی که بر عواطف و اعمال شخص اثر می‎گذارند), روانشناسی شناختی(ارتباط بین اندیشه‎ها عواطف و عملکرد), روانشناسی رشد(تغییرهای شناختی و رفتاری همراه با افزایش سن), روانشناسی تربیتی(عواملی که بر یادگیری و یادآوری راهبردها و مهارت‎های ورزشی اثر می‎گذارند), روانشناسی بالینی(بررسی موضوع‎های شخصی که نیازمند مشاوره حرفهایست به گونه‎ای که احساس رضایت شخصی در ورزش و رسیدن به حداکثر عملکرد به دست آید) و شاخه‎های دیگر است. شاخه‎های علمی روانشناسی در شکل(۱) نشان داده شده‎ است. روانشناسی تمرین شاخه‎ای است که در روانشناسی جنبه سنتی ندارد, اگرچه از نزدیک با روانشناسی بهداشت ارتباط دارد. (اصانلو، پرستو؛ ۱۳۷۰).

روانشناسی تربیتی روانشناسی شناختی
روانشناسی اجتماعی روانشناسی بالینی
روانشناسی بهداشت و تمرین روانشناسی رشد
روانشناسی شخصیت روانشناسی فیزیولوژی

شکل(۱): عناصر چندبعدی روانشناسی ورزش(مارک، اچ انشل،۱۳۸۰).

امروزه محققین و تشکیلات مختلفی در سراسر دنیا به مطالعه و بررسی موضوعات متنوعی در قالب روانشناسی ورزشی می‎پردازند. به‎عنوان مثال روانشناسی ورزشی توسط جامعه روانشناسی برای فعالیت ورزشی و تربیت بدنی در امریکای شمالی(NASPSPA) در سه زمینهمختلف تقسیم‎بندی شده است.

روانشناسی ورزشی

یادگیری حرکتی‎وکنترل روانشناسی‎اجتماعی‎وشخصیت رشد‎وتکامل‎حرکتی

شکل شماره(۲): تقسیم یندی حیطه‎های روانشناسی ورزشی براساس تقسیم بندی جامعه روانشناسی ورزشی امریکای شمالی(لامارتین، ۱۹۸۴).
در یادگیری حرکتی اصول یادگیری مهارت‎های حرکتی و ورزش, عوامل مؤثر در یادگیری مهارت‎های حرکتی, شناخت عوامل اجتماعی و روانی و اهمیت آنها در رابطه با یادگیری مهارت‎های حرکتی و نقش بازخورد و انگیزش در یادگیری مهارت‎های ورزشی مورد مطالعه قرار می‎گیرد.
در روانشناسی اجتماعی و شخصیت, موضوعاتی همچون شخصیت ورزشکاران, پرخاشگری, استرس اضطراب و کنترل شرایط روحی و آمارگی روانی مدنظر می‎باشد. و نهایتاً در رشد و تکامل حرکتی, مراحل مختلف رشد, نقش عوامل ارثی و محیط در رشد, روند تکاملی حرکات, توانایی‎های جسمانی و ادراکی و برنامه‎ریزی حرکتی برای کودکان مطرح می‎باشد (لامارتین، ۱۹۸۴).
فولهام (۱۹۹۹) روانشناسان ورزشی را به دو دسته تقسیم می‎کند: روانشناسان ورزشی بالینی و تربیتی. او معتقد است روانشناسان ورزشی بالینی عملکردشان در رابطه با مسائل همچون به هم‎ریختگی تغذیه‎ای, خشونت‎گرایی, آشفتگی شخصیت, افسردگی شدید و روان‎درمانی است اما روانشناسان ورزشی تربیتی مسائلی همچون هدف‎چینی, تصویرسازی ذهنی, انگیزش, تمرکز, اعتماد به نفس و آمادگی ذهنی را در رابطه با ورزشکاران پیگیری می‎کنند (فولهام، ۱۹۹۱).
مفهوم روانشناسی ورزشی:
روانشناسی ورزشی یکی از موارد کاربرد ویژه دانش روانشناسی را تشکیل داده و موضوعاتی همچون شخصیت, عوامل روانی اجتماعی, انگیزش, کنترل استرس و اضطراب, آموزش حرکتی, اعتماد به نفس و سایر مهارت‎های روانی که لازمه یادگیری و اجرای مطلوب مهارت‎های حرکتی می‎باشد را مورد بررسی و مطالعه قرار می‎دهد. به‎عبارتی دیگر مطالعه رفتار فردی در ورزش و فعالیت‎های حرکتی تعیین میزان تأثیر فاکتورهای روانی بر روی فعالیت‎های حرکتی و تعیین کیفیت اثرگذاری تجربیات اولیه حرکتی افراد بر روی عوامل روانی, موضوعاتی هستند که مورد توجه روانشناسان ورزشی قرار می‎گیرد. بنابراین روانشناسان ورزشی در پی یافتن اطلاعات مفید و باارزش در رابطه با بهبود سطح فعالیت‎های ورزشی افراد در هر دوجنبه روش‎های انفرادی و تیمی می‎باشند (محرم زاده، مهرداد؛ مبانی روانی ـ اجتماعی).
تعریفی که «فدراسیون اروپایی روانشناسی ورزشی و تربیت بدنی» از این رشته به عمل آورده است, به شرح هدف‎های کلی و قسمت‎های اصلی آن می‎پردازد. به این شرح که «روانشناسی ورزشی دارای موضوع مخصوص به خود می‎باشد, این دانش به مطالعه انسان و حرکات او در جریان تمرینات بدنی, مسابقات ورزشی و فعالیت‎های بازی‎گونه در هوای آزاد می‎پردازد. روانشناسی ورزشی سطوح مختلف ژنتیک, نتایج مؤثر این فعالیت‎ها در فرد و گروه و تأثیر آن در ضعیف‎ترین, قوی‎ترین و پراستعدادترین افراد در تمام زمینه‎های روانی-حرکتی و تربیت بدنی و ورزش را در نظر دارد (توماس، ریموند، روان‎شناسی ورزشی).
دبورآ.ست و چارلزآ.بوچر (۱۹۸۴) در این زمینه معتقدند: روانشناسی ورزشی عملی است‎که‎ازتکنیک‎های ارزیابی شناختی و راهبردهای مداخله‎ای برای کمک به افراد جهت نیل به اجرای برتر استفاده می‎کند(وست دبورآ، بوژر، چارلز آ، مبانی تربیت بدنی و ورزش).
دکتر نمازی‎زاده روانشناسی ورزشی را کاربرد اصول و یافته‎های روانشناسی در یادگیری مهارت‎های ورزشی و رفتارهای جنبشی انسان در کلیه شئون ورزش و تربیت بدنی می‎داند (رحمانی نیا، فرهاد؛ مبانی روانی ـ اجتماعی در تربیت بدنی).
گولد و وینبرگ (۱۹۹۵) اظهار می‎کند که روانشناسی ورزشی یه اهمیت مطالعه رفتار افراد در ورزش و تمرین می‎پردازد و روانشناسان ورزشی اصول و دستورالعمل‎هایی را که مربیان می‎توانند برای کمک به بزرگسالان و خردسالان, جهت شرکت در ورزش‎ها و سودمندی از تمرینات مورد استفاده قرار دهند, مشخص می‎کنند.
آنها معتقدند که روانشناسان ورزشی دو هدف مهم دارند:
۱ ـ آموزش چگونگی تأثیر عوامل روانی بر عملکرد جسمانی افراد.
۲ـ پی بردن به این موضوع که مشارکت در ورزش‎ها چگویه باعث پیشرفت جنبه‎های روانی شخصیت, سلامتی و احساس خوب بودن می‎شود.
و در پایان بیان می‎کنند, هنگامی‎که روانشناس ورزشی یا یک ورزشکار با تیم ورزشی شروع به کار می‎کند, او برنامه‎اش را در قالب یک برنامه تمرینی مهارت‎های روانی طرح‎ریزی می‎نماید که این برنامه به ورزشکاران کمک‎می‎کند تا بطور هم‎زمان مهارت‎های روانی و جسمانی خود را افزایش دهند (دکتر گلد، ۱۹۹۵).

مهارت‎های روانی:
با پیشرفت علم روانشناسی بحث مهارت‎های روانی در اجرای عملکردهای ورزشی از اهمیت بسزایی برخوردار شده است و در حالیکه قبلاً به اهمیت آماده‎سازی جسمانی تأکید می‎شدروانشناسان ورزشی, مربیان و ورزشکاران هرچه بیشتر بر آماده‎سازی روانی توجه و تأکید می‎کنند (هالیوار، ۱۹۹۷).
امروزه با استفاده از مهارت‎های روانی پیشرفت قابل ملاحظه‎ای در عملکرد ورزشکاران حرفه‎ای- المپیک و سطوح دانشگاهی به وجود آمده است (مارتنز راینر، (۱۹۸۷).
جک نیکلوس , لاری برد , رجی جکسون و فران‎تارکنتون و بسیاری از ورزشکاران بزرگ برای بخش ذهنی و روانی د رمسابقات اهمیت بسیار بالایی قائلند و معتقدند این مسئله در تعیین نتیجه, اعتبار بالایی دارد. منظور آنها از اعتبار دادن بسیار بالا به آمادگی روانی اینست که هنگامی‎که قهرمانان از نظر مهارت‎های بدنی در سطح بالایی قرار می‎گیرند و همان سطح بالایی مسابقات آماده می‎شوند, احتمالاً فردی موفق می‎شود که از نظر روانی آمادگی داشته باشد (مارتنز ، راینر؛ ۱۳۷۳).
مهارت‎های روانی به ورزشکاران اجازه می‎دهد تا در هنگام مسابقه اعتماد به نفس پیدا کند و اطلاعاتی برای او فراهم کند که باعث می‎شود بدن و ذهن برای اجرای بهینه آمادگی پیدا کنند و سبب بروز پیشرفت در ورزشکارمی‎شود(وست دبورآ، بوچز، چالزآ؛ ۱۳۷۴) و نهایتاً به افزایش عملکردهای ورزشی آنها,تعدیل‎هیجانات, افزایش تمرکز,توسعه اعتماد به نفس, بالا بردن میزان یادگیری و… منجر خواهد شد (آقا علی نژاد،حمید؛ ۱۳۷۶).
چندین نظریه در رابطه با تمرین مهارت‎های روانی وجود دارد. یکی از آنها اینست که مهارت‎های روانی فقط در ارتباط با ورزشکاران غیر حرفه‎ای است که قاعدتاً این موضوع را مشخص‎ خواهد کرد زیرا اگر مهارت‎های روانی آموخته شود, نهایتاً اثرات بسیار مفیدی برای تمام ورزشکاران دارد.
نظریه دوم اینست که برنامه تمرین مهارت‎های روانی فقط برای ورزشکاران حرفه‎ای است که این موضوع هم قابل تأیید نمی‎باشد زیرا روانشناسان ورزشی برنامه‎هایشان را در ارتباط با جوانان, ورزشکاران در حال پیشرفت و حتی افراد خاص مانند عقب‎ماندگان ذهنی, معلولین جسمی و ناشنوایان طرح‎ریزی می‎کنند.
و نهایتاً سومین نظریه اینست که مهارت‎های روانی سریع آموخته می‎شوند. اکثر مربیان و بازیکنان فکر می‎کنند که این مهارت‎ها را سریع خواهند آموخت و فقط در طی چند جلسه بازخورد مثبتی برای آنها مهیا خواهد شد, در صورتی‎که تمرین این مهارت‎ها به زمان و تمرین مناسب نیاز دارد (فولهام، آ؛ ۱۹۹۹).
هرچند محتوای برنامه‎های آمادگی روانی, در رشته‎های مختلف ورزشی متفاوت است ولی بر اساس اظهارات ویلی, تمامی برنامه‎های آمادگی روانی دارای موضوعات مشترکی هستند که از جمله می‎توان به مهارت‎های کنترل توجه(تمرکز), انگیزش, توسعه اعتماد به نفس, تصویرسازی ذهنی, هدف‎گزینی مهارت‎های خودآگاهی و عزت نفس اشاره نمود (ویلی، ۱۹۸۶)
گولد و وینبرگ در این زمینه معتقدند تعدادی از اجزای مهارت‎های روانی که برای مربیان و ورزشکاران مفید است عبارتند از: تمرکز, اعتماد به نفس, کنترل حالات روانی, کنترل انگیزش, تصویرسازی ذهنی, هدف‎گزینی و خودصحبتی (دکتر گلد، ۱۹۹۵).
مارتنز در کتاب روانشناسی ورزشی مهارت پایه را جهت تمرینات روانی مطرح ساخته است که شامل:
۱ ـ مهارت‎های تصویری
۲ ـ تنظیم انرژی روانی
۳ ـ تنظیم فشار قوی
۴ ـ مهارت‎های توجه
۵ ـ مهارت‎های تدوین اهداف
او معتقد است این مهارت‎های روانی ارتباط نزدیک و درونی با هم دارند و توسعه یک مهارت به پیشرفت مهارت‎های دیگر کمک می‎کند که در شکل(۲) نشان داده شده است.

شکل شماره(۳): ارتباطات درونی میان مهارت‎های روانی (مارتنز، راینر؛ ۱۳۷۳)
وی در ادامه می‎افزاید استفاده از مهارت‎های روانی مانند مهارت‎های بدنی است که ابتدا باید اصول را یادگرفت و چیز دیگری را نمی‎توان جایگزین این اصول کرد. سپس باید توانایی ترکیب اصول مهارت‎های روانی را در شرایط مسابقات پیدا نمود (مارتنز، راینز؛ ۱۳۷۳).
مارتنز همچنین در مورد یادگیری مهارت‎های روانی معتقد است که تمرین مربوط به مهارت‎های روانی را می‎توان در سه مرحله آموخته می‎شود:
۱ ـ آموزش موردی مهارت‎های روانی
۲ ـ کسب مهارت‎های روانی از طریق برنامه تدوین شده و با استفاده از بهترین اطلاعات قابل دسترس
۳ ـ تمرین مهارت‎ها به‎گونه‎ای که بتوان آن را در مسابقات بکار گرفت
و وی روش‎کسب مهارت‎ها را بدین صورت تقسیم‎بندی می‎کند:
۱ ـ خودسازمانی و نظارت بر کار خود
۲ ـ خودسنجی
۳ ـ خود تقویتی می‎باشد (مارک، اچ انشل).
مارتین در زمینه استفاده از برنامه تمرین مهارت‎های روانی اظهار می‎دارد:
مربی زمانی که از برنامه تمرین مهارت‎های روانی(PST) استفاده می‎کند باید مشخص کند آیا این برنامه قرار است صرفاً شانس برنده شدن تیم را بالا ببرد یا اینکه به بهتر شدن عملکرد فردی ورزشکاران کمک کند. به محض اینکه تصمیم گرفته شد باید از برنامه استفاده شود که اولین قدم عبارت خواهد بود از:
تشکیل جلسه در قبل از تمرین و معرفی کل برنامه و آشنا نمودن ورزشکاران با مفاهیم کلیدی و نهایتاً برای‎تعیین‎سطح مهارت‎های فعلی و مقایسه آن با بعد از تمرین, از پرسشنامه استفاده شود (مارتنز، راینر؛ ۱۹۸۷).

مقدمه :
علم روانشناسی در قرن بیستم بیشتر بر هیجانات منفی نظیر افسردگی و اضطراب تمرکز یافته است تا برهیجانات مثبت مانند شادی ، بهزیستی . تعریف سلامت از نظربوم و همکاران او در سال ۲۰۰۱ مترادف با فقدان بیماریهای روانی و علائم بیمارگونه تلقی شده است درحالی که از دهه ۱۹۸۰ به بعد به سلامت از جنبه مثبت آن تاکید شده است و فردی واجد سلامت شناخته می شود که به لحاظ زیستی ـ روانی ـ اجتماعی ازشرایط معینی برخوردار باشد (۳۷).
روانشناسی ورزش به منظوربررسی جنبه های مختلف شخصیت و ویژگیهای شرکت کننده ها درمسابقات ورزشی شکل گرفته است چرا که بسیاری از تحقیقات اولیه روانشناسی ورزش در این زمینه بوده است . روانشناسان ورزشی به دنبال پیدا کردن رابطه ای بین صفات شخصیتی و فعالیت های ورزشی بوده اند ،فیشر در سال ۱۹۸۴ پی برد که متجاوز از هزار مطالعه روی شخصیت ورزشکاران و عملکرد و رفتار ورزشی او انجام گرفته است.
محققان درمطالعات خود سؤالاتی را مطرح ساختند و بدنبال پاسخی برای این سؤالات بوده اند ـ آیا شخصیت ورزشکار با غیر ورزشکار متفاوت است ؟ – آیا ورزشکاران ماهر با ورزشکاران مبتدی درهمان رشته ورزشی از سطح شخصیتی متفاوتی برخوردارند ؟ ـ آیا ورزش باعث تغییر صفات شخصیتی می شود ؟ یا این که افراد به خاطر داشتن صفات شخصیتی ویژه در رشته معینی شرکت می کنند ؟ ـ آیا ورزش به عنوان یک پدیده تربیتی و اجتماعی در رشد و تکامل شخصیت تاثیر دارد ؟ ـ آیا فعالیت های ورزشی در ویژگی هایی همچون کمال گرایی ، احساس امنیت ، رفتارهای اجتماعی و ابتکاری بودن ، سازگاری اجتماعی ، رعایت و موازین اخلاقی ،خود پنداری ، افکار غیر عادی و تمایلات مردم گریزی ، مکانیزم های دفاعی ، بدبینی و سوء ظن ، تشویش ، و ترس و دلهره و گوشه گیری و فعالیت های خلاف سنن اجتماعی تاثیر دارد ؟
این سئوالات به این دلیل مطرح می شوند که ، اگرچه شخصیت افراد از اوایل زندگی شکل می گیرد ولی می تواند با تجارب بعدی تغییر یافته و اصلاح شود(۳۸ ). ریاحی و مهابادی درسال ۱۳۷۲ بیان کردند از آنجا که برخوداری افراد از سلامت جسمی و روانی ، بقاء و خود شکوفایی یک جامعه را تضمین می کند لذا شناخت خصوصیات شخصیتی که افراد را به انجام فعالیتهای ورزشی و اجتماعی متمایل یا ازآن گریزان می سازد نقش مهمی در تصمیم گیری های تربیتی و بهداشتی دارد .(۲۲)
مارک انشل در کتاب خود می نویسد بسیاری از مربیان همان رهیافت ها و فنون نظامی گری را برای انگیختن ورزشکارانشان به کار می برند که در دهه های پیش بکار می رفتند و حتی با وجود صرف ساعتهای بسیار در ایجاد مهارتهای ورزشی از آموزش مهارتهای روانی به ورزشکارانشان سرباز می زنند . ( ۷ )
بنابراین طبق نظر مشهوری در سال ۱۳۸۰ شناخت توانایی ها و ضعف های شخصیتی ورزشکاران بسیار ضروری است و به ما کمک می کند تا برای تقویت نقاط قوت و رفع نقاط ضعف شخصیتی برنامه ریزی کنیم (۲۲).
یکی از این ویژگی های شخصیتی ابراز وجود یا رفتار قاطعانه است که شامل مهارت های کلامی و غیرکلامی مفید و موثر در روابط بین فردی و اجتماعی است و از اهداف آن سلامت روانی ، جسمی و روابطی در بین افراد می باشد ، ما روش فعالی را برای افزایش میزان ابراز وجود در افراد معرفی می کنیم تا بتوانند در محیط طبیعی زندگی بطور مستقل عمل کرده و از آن استفاده کنند .
۱- بیان مسئله
ابراز وجود یا قاطعیت به عنوان روشی جهت رفع مشکلات ارتباطی افراد و رفع اضطراب هایی که از روابط متقابل اجتماعی ناشی می شود در مسیر تکامل شخصیتی افراد تاثیر مستقیم و فراوان دارد هیچکس را نمی توان یافت که کاملا رشد کرده و یا احساس کند که فردی کامل است مگر آن که در یک ارتباط انسانی قرار گیرد (۳۳) . فقیرپور در سال ۱۳۷۷ می گوید افرادی که به علت عدم مهارت های ارتباطی مهم بین فردی و اجتماعی نمی توانند احساسات و خواسته های خویش را بیان کنند و یا از عهده تقاضاهای نا معقول دیگران برنمی آیند غالبا از طرف افراد دیگر تحت سلطه قرار می گیرند ، عزت نفس را از دست داده و احساس می کنند کنترلی بر وقایع زندگی خویش ندارند درنتیجه از رویارویی با مسائل مختلف زندگی اجتناب می کنند ، خوشنودی و احساس رضایتمندی انسان در زندگی تاحدودی به ارضاء نیازهایی وابسته است که محصول ارتباط با دیگران هستند، مانند دوستی – احترام – پیشرفت – اعتماد و عزت نفس … (۲۸) .
از نظرسالتر در سال ۱۹۸۷ ، آنچه در ابراز وجود باید مورد توجه قرارگیرد عبارت است از: تاکید بربیان احساسات ، ابرازعقیده مخالف ، قبول تمجید ازطرف دیگران ، استفاده ازضمیر من و حاضر جواب بودن بدون درنظرگرفتن شرایط و موقعیت اجتماعی.
لازاروس در سال ۱۹۷۱ شروع گفتگو ، ادامه دادن و خاتمه دادن به کلام ، رد تقاضاهایی که فرد قادریا مایل به انجام آنها نیست ، قدرت نه گفتن ، حق تغییر عقیده دادن ، مورد احترام بودن و به دیگران احترام گذاشتن ، احساس عزت نفس و خود ارزشمندی در فردرا رفتار قاطعانه می داند.(۱) انسان فطرتا” به هنگام بحران یا کشمکش ، به تعارض متوسل می شود و یا برای رهایی درجستجوی راه گریز است اگرچه این غریزه برای نیاکان ما مفید بوده است اما درعصرکنونی به طور مطمئن چندان کاری از آن ساخته نیست زیرا اگر بخواهیم با توسل به غریزه ی ستیزه جویی و به قیمت زیرپا نهادن حقوق دیگران برنده شویم روابطی آکنده ازخصومت ، خشم ، و انزجار درانتظارمان هست ، اگرهم به غریزه ی گریز اتکا کنیم و با رفتاری انفعالی و کورکورانه به اطاعت دیگران گردن نهیم نتیجه آن خواهد شد که یا هردو دراین بازی بازنده ایم یا به دیگران اجازه داده ایم تا با نادیده انگاشتن حقوق ما برنده شوند .
در اینجا است که رفتارهای پرخاشگرانه – منفعلانه – پرخاشگری منفعلانه ، به عنوان سه راه ناسالم ارتباطی اثرات روانی ، جسمی ، اجتماعی خود را ، بجا خواهندگذاشت . (۳۳)
چنین افرادی بدلیل ناتوانی در برقراری ارتباط سالم یا بی اطلاعی از آن به چنین رفتارهایی روی می آورند
بیتسون در سال ۱۹۷۲ در این رابطه می گوید شناخت ارتباط سالم می تواند گامی موثر درجهت نیل به سلامت جسمی و روحی افراد باشد ، اهمیت ارتباط سالم بین افراد به اندازه ای است که با اهمیت دادن به آن می توان خود افراد را سالم کرد ، افراد فاقد ابراز وجود فکر می کنند که دیگران آنها را به حساب نمی آورند درحالی که بیان باز امیال می تواند موجب شود که فرد نقشی را بدست آورد که بر پایه آن دیگران او را به حساب آورند .(۳۳)
تمایز تربیت بدنی ازدیگرنظامهای تربیتی درچند ویژگی است که یکی از آنها نقش تربیت بدنی در ابراز و اثبات وجود است (۷) .
ورزش می تواند با تغییر دید و نگرش خود فرد شرایطی فراهم کند تا محدودیت های اجتماعی نتواند مانعی برای پذیرش و بکارگیری ابراز وجود باشد . ژانوف – بولمن در سال ۱۹۸۹ و مایرز در ۱۹۹۳ می گویند وقتی فرد شایسته و خوب رفتارکرد در موقعیت هایی که قبلا شکست خورده موفقیت هایی را کسب کرده ، احساس شادکامی وسلامت روانی می کند ، افراد شاد ازعزت نفس و احترام به خود بالایی برخوردارند این افراد به اخلاقیات توجه بسیار دارند و عقلانی رفتار می کنند و به نظر دومونت و لارسن در سال ۱۹۸۹ این افراد احساس کنترل شخصی بیشتری را درخود احساس می کنند و با اندیشیدن به توانایی ها با استرس مقابله بیشتری می کند و از نظر دینر و همکاران او در سال ۱۹۹۲ برونگرا هستند و در ارتباط و همکاری با دیگران توانمند ، چه درتنهایی و چه درحضور دیگران احساس شادی می کنند و با زندگی در نواحی شهری یا روستایی و از اشتغال در مشاغل گوناگون انفرادی و اجتماعی به یک اندازه لذت می برند (۳۷).
گرین و دوراستون درسال ۲۰۰۴ به این نتیجه رسیدند که تماس های اجتماعی اغلب یکی از مهمترین دلایل شرکت افراد در ورزش بوده است ، هرچه شبکه روابط بین فردی فراگیرتر باشد تعداد افراد منزوی وپرخاشگر در یک جامعه کمتر خواهد بود.عامل موثر در شرکت مادام العمرافراد در ورزش تمرکز بر تغییر انگیزش و رفتار بسوی رضایتمندی ولذت از طریق تکامل مهارت های ارتباطی افراد است (۷۳).
محیط ورزشی نه تنها امکان تعامل کلامی را عرضه می کند بلکه ارتباط غیرکلامی نیز اغلب در آن بوجود می آید و از این طریق احساس تعامل و همبستگی ایجاد می شود ، خود جامعه شناسی ورزشی نیز مدعی است که فعالیتهای بدنی حوزه ای است که افراد درآن به دلیل توانمندی ها و نه کمبودهایشان شناخته و معرفی می شوند و بدین ترتیب بین آنها پیوستگی حسنه ای ایجاد می شود و مفهوم اجتماعی – تعاملی ورزش به دوجهت اهمیت می یابد ۱- به جهت بوجود آمدن فرصتهای جالب برای آشنایی و ملاقات با افراد دیگر و ۲- بوجود آوردن امکان فرایند یادگیری و اجتماعی ورزشی است . (۲۴)
موضوع ابرازوجود از دیرباز مورد توجه روانشناسان بوده است و آنها از تکنیک های مختلفی برای افزایش میزان ابراز وجود در افراد و رفع اختلالات شخصیتی چون افسردگی ، پرخاشگری ، اضطراب ، سازشگری ، مصامحه گری … استفاده کرده اند و لزوم ادامه تحقیقات برای مقایسه راه های مختلف و یافتن سایر روش های بهبود ابراز وجود ازطرف آنها مورد تاکید قرار گرفته است . با توجه به تشابه زیاد بین اهداف ابراز وجود و معیارهای قابل تحقق در ورزش ،این تحقیق در پی آن است که با پیدا کردن رابطه بین ورزش و ابراز وجود و مقایسه آن در دوگروه از دانشجویان دخترورزشکار و غیرورزشکار ، ورزش را به عنوان یکی از ابزارها و تکنیک های مفید برای افزایش میزان ابراز وجود در افراد معرفی کند و از این راه سالم ارتباطی به منظور رفع مشکلات افراد پرخاشگر ، منفعل و پرخاشگری منفعلانه در ارتباطات بین فردی و اجتماعی استفاده نمود .
ازآنجایی که رفتارهای مربوط به ابراز وجود باید درمحیط های طبیعی خودشان پرورش یابند ، بهترین شیوه برای تمرین آن در فضایی مناسب و در جمع افرادی است که قدرت و اختیار و علم مورد نظر را داشته باشند و درصورت پا از حد فراتر گذاشتن ، به فرد هشدار دهند (۳۳)
آیا ورزش می تواند چنین محیطی را فراهم سازد ؟

ضرورت و اهمیت تحقیق
هدف از آموزش ابراز وجود، افزایش گنجینه ی ذهنی وعملی رفتارهای شایسته در افراد است بطوری که آنها را دربرخورد با مسائل مختلف و موقعیت های متعدد زندگی و همچنین ارتباط مؤثر با محیط یاری دهد ، احساس خشنودی و رضایت از نتیجه کار را افزایش داده و با تمهیداتی که فراهم می آورد احتمال اخذ تقویت از محیط های اجتماعی را برای آنها افزایش دهد .
علی رغم بکارگیری تکنیک های متعدد در آموزش ابراز وجود هدف کلی روانشناسان معطوف بر بهبود روابط اجتماعی ، احقاق حقوق و نهایتا افزایش سلامت روانی و رضایت مندی شخص می باشد.(۳۳)
فقیر پور در سال ۱۳۷۷ عدم قاطعیت را یک مشکل بین فردی دانست که در موقعیت های اجتماعی و تعامل های شغلی ، خانوادگی و جمعی بروز پیدا می کند و منجر به مشکلات و اختلالات روانی مانند پرخاشگری ، افسردگی ، حقارت و ….. می گردد.
دانش آموزی که نتواند سؤالی را که درنظرش کم اهمیت جلوه می کند از معلم بپرسد ممکن است هرگز نتواند به تقویتی که از طرف معلم در زمینه طرح سؤالات جالب ارائه می شود ، دست یابد و یا فردی که نمی تواند تقاضاهای شغلی خود را به مافوقش بگوید ممکن است زندگی را بدون توفیقات شغلی سپری کند ، زن و شوهری که نتوانند مستقیم و صادقانه مشکلات را با یکدیگر در میان بگذارند در امورخانه مسامحه و وقت گذرانی نموده ، افسرده و پرخاشگرشده و یا رنجش خود را به فرزندان منتقل می کنند (۲۸). نصیری در سال ۱۳۷۵ می گوید بیشتر موارد خودکشی بین کسانی روی می دهد که به دلیل پایین بودن عزت نفس قادر به ابرازوجود و بیان مشکلات و عواطف خود به طور منطقی نبوده اند (۴) . قرایی مقدم در سال ۱۳۸۴ می گوید: دانشجویان حساسیتشان نسبت به مسائل جامعه بالاتر است در نتیجه امکان دچارشدن آنها به تعارض ، سرخوردگی ، بدبینی ، گریز و نابهنجاری هایی همچون خودکشی و اعتیاد و ….. نیز بیشتر خواهد بود (۱۱) .
آسیب پذیری دوره نوجوانی و جوانی باعث می شود که تعدادی از افراد این گروه سنی تحت تاثیر شرایط نامساعد خانوادگی و اجتماعی و عناصر مربوط به آنها به صور مختلف در مسیر روابط ناسالم قرارگیرند. داشتن خصلت جوانمردی و مقابله دربرابر تجاورگری ها و بی عدالتی ها ازویژگی های دوران جوانی است که انحطاط اخلاقی وفرهنگی می تواند آنرا به خشونت و لاابالی گری بکشاند . درصورتی که فعالیت ورزشی ، بخصوص در بعد حرفه ای برای ورزشکاران وجهه اجتماعی کسب می کند و احساس لیاقت و شایستگی و برتری را در آنان افزایش داده و افکارو ذهنیاتشان در زمینه های مثبت و مساعد سیر می کند درنتیجه با تصمیم گیری های صحیح و منطقی می توانند در جنبه های مثبت ابراز وجود کنند (۱۹).
از نظر دیوید و همکاران او در سال ۲۰۰۴ ورزش می تواند علاوه بر سلامتی شخصی منجربه افزایش احساس شایستگی ،احترام به خود ، اعتماد به نفس ، قاطعیت و کاهش رفتارهای اجتنابی و ترس اجتماعی گردد (۵۱). از دیدگاه نسپور در سال ۲۰۰۵ ورزش با آموزش ابراز وجود و مهارت های ارتباطی ،مهارت تصمیم گیری و قدرت نه گفتن ، جزو برنامه های پیچیده و منظم پیشگیری و درمان اعتیاد قرارمی گیرد (۶۶).
نیوفلد و همکاران او به این نتیجه رسیدند که به منظور هدایت تمایلات جنسی قبل از ازدواج ، آموزش سلامتی جنسی ، باید شامل توسعه مهارت های ارتباطی ، مهارت های تصمیم گیری و توانایی نه گفتن باشد ( ۶۷)
به نظر ریوا و دیگران در سال ۱۹۸۳ و فاوزی و همکاران او در سال ۲۰۰۱ و او یکی دیگراز کاربردهای ورزش و قاطعیت در درمان افراد مبتلا به چاقی و فشار خون می باشد که درمان های پزشکی و روانکاوی درآنها بایستی به صورت توامان صورت بگیرد وهیچ کدام به تنهایی مؤثرنیستند چرا که هرچه این بیماران اجتماعی ترو از لحاظ فیزیکی فعال تر باشند بهتر می توانند درتغییر عادتهای مخرب ذهنی و تغذیه ای خود موفق باشند .(۷۰)(۵۴).
دانشجویان همانند سایر اقشار جامعه دچار نقص در روابط اجتماعی و رفتارهای قاطعانه می باشند ولی ازآنجا که در مجموع نیاز به روابط بیشتری در آینده خواهند داشت نیاز آنها به مهارتهای ارتباطی بیشترخواهد بود بخصوص اگر در محیط هایی پرورش یافته باشند که فرصت یادگیری مهارت های اجتماعی وجود نداشته باشد.
دختران به گونه ای اجتماعی شده اند که بیشتر هماهنگ و فروتن باشند بنابرین آنها کمتر احساس می کنند که ابراز وجود کنند لذا فواید شرکت در فعالیت های اجتماعی مانند ورزش اهمیت بیشتری برای دختران دارد (۷۶).
امروزه داشتن مهارت های اجتماعی و ارتباطی شرط لازم برای موفقیت شغلی و تحصیلی است و دیدگاه هایی چون پراگماتیسم باعث تشویق افراد برای احساس رضایتمندی و کسب حداکثر منافع گردیده است لذا روش های برخورد موفقیت آمیز با محیط و همنوعان زمینه تحقیقات بسیاری را به خود اختصاص می دهد ،اخیرا نهضت آزادی خواهی زنان وسایر نهضت های روابط اجتماعی برروند آموزش ابراز وجود تاثیر عمده گذاشته اند و از طرفی فقر فرهنگی ، اقتصادی ، اعتقادی باعث برخوردهای نادرست بصورت روابط سلطه جویانه و سلطه پذیر گشته و عامل مهمی در بسیاری از مشکلات جامعه از قبیل فحشاء ، انحرافات ، خودکشی ، و بیماری های روانی … شناخته شده است (۲۱).
سه عامل افزایش افراد فاقد ابرازوجوددر ایران : ۱- فاصله طبقاتی ۲- عدم وجود امکانات خود مطرح نشدن ۳- باورهای ذهنی غلط مردم از نظر گروه محققین در سال ۱۳۶۸ اعلام شد(۳۰) . ما در این تحقیق شواهدی را ارائه خواهیم داد که ورزش در کمرنگ کردن فاصله طبقاتی و فراهم کردن امکانات در بروز استعدادها موثر بوده است و با این پژوهش دریچه ای در جهت تغییر افکار، نسبت به رفتارهای قاطعانه و معقول و موجه کردن آن خواهیم گشود .
ورزش می تواند از طریق بهبود روابط بین فردی و اجتماعی در کسب موقعیت در آینده تحصیلی و شغلی درجوانان مؤثر واقع شود و می توان برای گسترش فرهنگ قاطعیت و روابط مناسب در جامعه و ساماندهی باورهای ذهنی مردم و جامعه نسبت به ابرازوجود ، از طریق قشر آینده ساز اقدام کرد ،چراکه رقابت های ورزشی فرصت یگانه ای است که امکان مشارکت ورزشکاران را فارغ از جایگاه اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و بدور از تبعیضات نژادی و دینی ، قومی ، جنسیتی و تفاوت های سنی فراهم می آورد (۴۰) . هموار کردن راه پژوهش های تجربی در زمینه بهبود روابط فردی واجتماعی با ملاک قرار دادن رفتارهای قاطعانه از اهداف بلند مدت این پژوهش می باشد .
هدف های پژوهش

الف ) هدف کلی :‌
مقایسه ی میزان ابرازوجود ( قاطعیت ) بین دانشجویان دخترورزشکار و غیرورزشکار دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد (سال ۱۳۸۴) می باشد .

ب ) هدف های ویژه :
۱ـ مقایسه ی میزان ابراز وجود (قاطعیت ) بین دانشجویان دختر ورزشکار و غیر ورزشکار دانشگاه آزاد اسلامی – واحد مشهد
۲ـ مقایسه ی ‍ امتناع از درخواست بین دانشجویان دختر ورزشکار و غیر ورزشکار دانشگاه آزاد اسلامی – واحد مشهد
۳ـ مقایسه ی بیان و ابراز محدودیت های شخصی بین دانشجویان دختر ورزشکار و غیر ورزشکار دانشگاه آزاد اسلامی – واحد مشهد
۴ـ مقایسه ی شروع برقراری روابط اجتماعی بین دانشجویان دختر ورزشکار و غیر ورزشکار دانشگاه آزاد اسلامی – واحد مشهد
۵ـ مقایسه ی ابراز احساسات مثبت بین دانشجویان دختر ورزشکار و غیر ورزشکار دانشگاه آزاد اسلامی – واحد مشهد
۶ـ مقایسه ی انتقاد کردن بین دانشجویان دختر ورزشکار و غیر ورزشکاردانشگاه آزاد اسلامی – واحد مشهد
۷ـ مقایسه ی اختلاف عقیده داشتن با دیگران بین دانشجویان دختر ورزشکار و غیر ورزشکار دانشگاه آزاد اسلامی – واحد مشهد
۸ـ مقایسه ی ابراز وجود در موقعیت های خدماتی بین دانشجویان دختر ورزشکار و غیرورزشکار دانشگاه آزاد اسلامی – واحد مشهد
۹ـ مقایسه ی میزان ابراز وجود در دانشجویان دختر متاهل و مجرد
۱۰-مقایسه ی میزان ابراز وجود در دانشجویان دختر با توجه به ترتیب تولد
۱۱- مقایسه ی میزان ابراز وجود در رشته های ورزشی انفرادی و گروهی

فرضیه های تحقیق
۱ ـ بین میزان ابرازوجود ( قاطعیت ) دانشجویان دختر ورزشکار و غیرورزشکار تفاوت معناداری وجود دارد .
۲ – بین امتناع از درخواست دانشجویان دختر ورزشکار و غیرورزشکار تفاوت معناداری وجود دارد
۳ – بین بیان و ابرازمحدودیت های شخصی دانشجویان دختر ورزشکار و غیرورزشکار تفاوت معناداری وجود دارد .
۴ ـ بین شروع برقراری روابط اجتماعی دانشجویان دختر ورزشکار و غیرورزشکار تفاوت معناداری وجود دارد .
۵ ـ بین ابراز احساسات مثبت دانشجویان دختر ورزشکار و غیرورزشکار تفاوت معناداری وجود دارد
۶ـ بین انتقادکردن دانشجویان دختر ورزشکار و غیرورزشکار تفاوت معناداری وجود دارد .
۷ – بین اختلاف عقیده داشتن با دیگران دانشجویان دختر ورزشکار و غیرورزشکار تفاوت معناداری وجود دارد .
۸ ـ بین ابرازوجود درموقعیت های خدماتی دانشجویان دختر ورزشکار و غیرورزشکار تفاوت معناداری وجود دارد
یافته های اضافی پژوهش :
۱- بین میزان ابراز وجود دانشجویان دختر متاهل و مجرد تفاوت معنی داری وجود دارد.
۲- بین میزان ابراز وجود دانشجویان دختر با توجه به ترتیب تولدشان در خانواده تفاوت معنی داری وجود دارد .
۳- بین میزان ابراز وجود دانشجویان دخترورزشکار رشته های انفرادی و گروهی تفاوت معنی داری وجود دارد.

پیش فرض های تحقیق
۱ـ آزمودنی ها با پرسشنامه گامبریل آشنایی ندارند .
۲ـ آزمودنی ها از نظر روحی سالم می باشند .
۳-آزمودنی ها از عنوان اصلی پژوهش اطلاعی ندارند .
۴- آزمودنی ها به سئوالات پرسشنامه بدرستی پاسخ داده اند.
متغیرهای پژوهش

متغیر های قابل کنترل
۱ـ جنسیت آزمودنی ها : این تحقیق بر روی ورزشکاران و غیرورزشکاران زن انجام شده است .
۲ـ جامعه مورد تحقیق :‌ تنها از ورزشکاران عضو تیم های ورزشی دانشگاه استفاده شده است .
۳ـ نمونه تحقیق : به صورت تصادفی انتخاب شده اند .
۴ـ ابزار اندازه گیری : به منظور اجرای این تحقیق از پرسشنامه ابراز وجود گامبریل استفاده شده است
۵ـ وضعیت تاهل و شاغل بودن و نوع رشته ورزشی و میزان آن درهفته در آزمودنی ها کنترل شده است .

متغیرهای غیر قابل کنترل
۱ـ شرایط روحی آزمودنی ها هنگام تکمیل پرسشنامه
۲ـ میزان صراحت و دقت افراد در هنگام تکمیل پرسشنامه
۳ـ عدم دسترسی به تمام ورزشکاران و غیرورزشکاران دانشگاه آزاد دریک زمان و یک مکان مشخص
۴ـ عدم امکان کنترل تفاوت های فردی و وراثتی آزمودنی ها
۵ـ عدم امکان کنترل تجارب قبلی و محیط تربیتی آزمودنی ها
۶ـ عدم امکان کنترل کامل سطح اقتصادی و اعتقادی آزمودنی ها
۷- چنانچه تعداد دانشجویان عضو تیم های ورزشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد در سال
۸۴-۱۳۸۳ بیش از ۸۰ نفر باشند ، دفتر امور فوق برنامه دانشگاه در ارائه ی لیست ۸۰ ورزشکار با پژوهشگر همکاری نمودند.
تعریف واژه ها و اصطلاحات تحقیق

ابرازوجود
تعریف نظری : از دید گاه لن اسپری (۱۳۸۳ ) ابراز وجود توانایی فرد برای بیان افکار ، احساسات و باورهای خود به شیوه ای مستقیم ، صادقانه و مناسب بدون زیرپا گذاشتن حقوق دیگران ، توانایی گفتن نه ، تقاضا کردن ، بیان احساسات منفی و مثبت ، آغاز و ادامه و خاتمه دادن به گفتگو ها می باشد . (۱۵)
و از نظرآرگیل وهمکاران (۱۹۷۵-۱۹۶۹) رفتارقاطعانه پاسخی متناسب با موقعیت است که نه مطیعانه و نه پرخاشگرانه بوده و فرد ضمن ابراز احساسات درونی ،احقاق حق کرده وعزت نفس و موقعیت خود را در روابط بین فردی بهبود می بخشد .

تعریف عملیاتی : نمره ای که افراد در پاسخ به پرسشنامه ابرازوجود گامبریل دریافت می کنند و در هفت موقعیت ابراز وجودانه شامل : امتناع از در خواست ، بیان و ابراز محدودیت های شخصی ، شروع برقراری روابط اجتماعی ، ابراز احساسات مثبت ، انتقاد سازنده ، اختلاف عقیده داشتن با دیگران ، ابراز وجود در موقعیت های خدماتی ، مورد سنجش قرارمی گیرند

ارتباط
به معنای ارتباط بین افراد است که بر اثر آن افکار ـ احساسات رفتارها و تجارب آنها به یکدیگر منتقل می شود . ( آریان پور ـ ۱۳۵۶ )

ورزشکاران : دانشجویان دختری که در عضویت تیم های مختلف ورزشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد در سال تحصیلی ۸۳-۸۴ می باشند .

غیرورزشکاران : دانشجویان دختری که هیچ سابقه مهم ورزشی مانند عضویت در یک تیم ورزشی را نداشته و بطور مرتب و منظم در هیچ یک از رشته های ورزشی فعالیت ندارند .

زیر بنای نظری پژوهش
در دیدگاه روانکاوی فروید ضمن بررسی مراحل شکل گیری شخصیت انسان از فعل پذیری و حالت انفعالی بحث کرده است او می گوید اگر در مرحله دهانی ارضاء بیش از حد یا ناکامی شدید پیش آید فرد در بزرگسالی دو منش خواهد داشت ، یکی منش اتکالی و دیگری پرخاشگرانه که بعدا فرد سعی می کند همیشه دیگران را از خود راضی نگهدارد و درخود احساس حقارت می کند چون ازخود اراده ای ندارد و در دیگری فرد سلطه جو و فحاش می شود، او کم رویی را، اضطراب اجتماعی و اخلاقی می داند که در آن فرد می ترسد احساس ، فکر و یا عملی که مورد پسند اخلاق اجتماعی و بخصوص خانواده نیست را انجام دهد.
اریکسون درتقسیم مراحل رشد روانی اجتماعی معتقد است فرد در دومین مرحله رشد با دو موضوع روبرو می شود . خودکفایی در برابر شرم و تردید ، احساس کنترل شدید یا ازدست دادن کنترل می تواند پایه گذار احساس شرم در کودک گردد که تاثیر آن درتمام مراحل زندگی پایدار می ماند .
دیدگاه انسان گرایی تحقیقات گسترده ای درمورد ابراز وجود انجام داده اند و درمان را برای انسانی که آزاد و مختار است و می تواند احساسات و عواطف خود را براحتی بیان کند را در تجربه احساسات خود و آگاهی از وجود آنها می داند .
رویکرد شناختی ،ترس از روابط اجتماعی را ناشی از پندارها و افکاری می داند که بر انسان حاکم می باشد.(۲۱)

۲- مبانی نظری پژوهش
۳- ابراز وجود و کاربرد آن
آموزش ابراز وجود روشی است برای رفع اضطراب هایی که از روابط متقابل اجتماعی ناشی شده‌اند. افرادی که به علت عدم مهارت های مهم بین فردی و اجتماعی نمی‌توانند احساسات و خواسته‌ های خویش را بیان کنند و یا از عهده رد تقاضاهای نامعقول دیگران بر نمی‌آیند و غالبا از جانب افراد دیگر مورد سوء ‌استفاده قرار می‌گیرند، احساس احترام به خود و یا عزت نفس را از دست می‌دهندو معمولا احساس می‌کنند کنترلی بر وقایع زندگی خویش ندارند. این افراد از رویارویی با مسائل مختلف زندگی اجتناب می‌نمایند.خشنودی انسان در زندگی تا حدودی به ارضای نیازهایی وابسته است که محصول ارتباط با دیگران هستند. (همچون دوستی، عشق، تقدیر، پیشرفت، احترام، اعتماد و عزت نفس)، به دلیل اینکه ارضای بسیاری از نیازهای اساسی انسان مستقیم یا غیر مستقیم به دیگران بستگی دارد لذا توانایی شخص برای واکنش متقابل اثربخش با افراد دیگر بسیار مهم است. افرادی که فاقد مهارت های لازم هستند اغلب در ارضای نیازهای اساسی خویش با شکست روبرو می‌شوند. به عنوان مثال دانش آموزی که نمی‌تواند سوالی را که در نظرش کم اهمیت جلوه می‌کند از معلم بپرسد ممکن است هرگز نتواند به تقویتی که از طرف معلم در زمینه طرح سؤالات جالب ارائه می‌شود. دست یابد و یا مردی که نمی‌تواند تقاضاهای شغلی و یا آرزوهایش را به مافوق خودش بگوید ممکن است زندگی را بدون توفیقات شغلی سپری کند.آموزش ابراز وجود به افراد کمک می‌کند تا مهارت هایی را در زمینه ابراز حقوقشان کسب کنند، بدون اینکه به دیگران آسیبی وارد نمایند. به افراد آموزش می‌دهند تا باور کنند که می‌توانند در اهدافشان پیشرفت نمایند و می‌توانند احساسات درونی‌شان را بدون ترس از استهزاء ، از دست دادن احترام یا حتی از دست دادن محبت ابراز کنند.نظریه آموزش ابراز وجود تا حدود زیادی بر پایه اصول شرطی شدن و یادگیری استوار شده است. بسیاری از طرفداران این نظریه چنین فرض می‌کنند که اگر افراد انسانی مجموعه‌ای از مهارت ها را فراگیرند، می‌توانند نیازهای اساسی خودشان را ارضاء نمایند. به عبارتی دیگر از طریق فراگیری مهارتها، شخص قادر می‌شود اهدافی را رشد دهد که چنین اهدافی راه رسیدن به ارضای نیازها را ممکن می‌سازد. بنابراین مشکل بسیاری از افراد آن نیست که فاقد اهدافی در زندگیشان می‌باشند، بلکه آنها نمی‌دانند چگونه باید به اهدافشان برسند.
نظریه آموزش ابراز وجود نخستین بار توسط آندریو سالتر (۱۹۴۹) مطرح شد. او از افکار پاولف درباره برانگیختگی و بازداری تاثیر پذیرفته بود. سالتر عقیده داشت که بعضی از افراد بیشتر متمایل به عمل مداری بوده و مقدار زیادی حالت برانگیختگی دارند. افراد دیگر بیشتر به حالت توروتیک متمایلند، یعنی حالت بازداری در آنها بیشتر است. طبق نظر سالتر نقش درمانگر آن است که افراد را به سوی عمل مداری سوق دهد. او بیمارانش را تشویق می‌کرد احساساتشان را به طور آزادنه‌ای نشان دهند تا مقدار زیادی حالت برانگیختگی در آنها به وجود آید. منظور سالتر از برانگیختگی زیاد، حالتی است که در آن افراد می‌توانند تمام توان های خود را چه از نظر شناختی و چه از نظر عاطفی به فعلیت برسانند. چنین حالتی اشتیاق‌آور و لذت‌بخش است. او اشاره کرده است که بسیاری از افراد از عادت به حالت بازداری رنج می‌برند. آنها می‌توانند این حالت را از طریق تمرین هیجانی رفع کنند و حالت برانگیختگی ایجاد نمایند. نهایتا” حالات برانگیختگی و بازداری متعادل می‌شوند. به نظر سالتر تغییراتی که بدین طریق در رفتار ایجاد می‌شود منجر‌به تغییر بیولوژیکی مغز می‌شود و شخصیت تازه‌ای را پدید می‌آورد، شخصیتی که می‌تواند با سرعت تصمیماتی را اتخاذ نموده، از مسئولیت‌ ها لذت ببرد، بدون‌ اینکه از اضطراب به ستوه آید.
ولپی و لازاروس از افراد دیگری هستند که در رشد نظریه ابزار وجود نقش عمده‌ای دارند. آنها تعدادی از روش های آموزش ابزار وجود را به منظور کمک به افراد در جهت به‌دست آوردن کنترل وقایع زندگی مطرح کرده‌اند. ولی نقش بازی‌کردن را به منظور کاهش اضطراب مطرح می کند. با استفاده از این‌روش بیمار یاد می‌گیرد با موقعیت‌های اضطراب‌زا به طور موفقیت‌آمیزی رو به رو شود. موقعیت‌ هایی که ممکن است در بیمار ایجاد اضطراب کند درجه‌ بندی می‌شوند، سپس بیمار تشویق می‌شود تا با هر حالت عاطفی (خشم، محبت و…) که اضطراب را منع می‌کند پاسخ دهد. با تکرار این تمرینات بیمار یاد می‌گیرد تا با موقعیت‌ های اضطراب‌زا با موفقیت برخورد نماید.
لازاروس عقیده دارد افراد برای رشد دادن یک حالت آزادی هیجانی یاد بگیرند هیجاناتشان را ارائه کنند. او بیمارانش را آموزش می‌داد برای گرفتن حقوقشان فعالیت کنند. آموزش ها عبارت بودند از کمک به افراد برای درک حق قانونی خویش، چگونگی تلاش برای رسیدن به آنها و جلوگیری از پایمال شدنشان.(۲۸)
پیش‌فرضهای بنیادی درمان مبتنی بر آموزش ابراز وجود
در سالهای اخیر شیوه‌های متفاوتی از آموزش ابراز وجود مطرح شده است. بررسی همه این روش‌ها از حوصله این بحث خارج است. به نظر می‌رسد که همه این فنون بر چهار فرض اساسی استوار باشند.
۱- مهارت ها
اولین و مهمترین پیش‌ فرض آن است که شخص باید یاد بگیرد او می‌تواند رویدادهای محیطش را کنترل کند. همچنان که اشاره شد افرادی که احساس می‌کنند کنترلی بر وقایع مختلف زندگی خویش ندارند به تدریج به سوی درماندگی سوق پیدا می‌کنند و نهایتا تلاش هایشان در جهت رسیدن به اهداف زندگی کاهش می‌یابد. بهترین روش برای به وجود آوردن احساس کنترل و رهایی از درماندگی عبارت است از یاد گرفتن مهارت هایی برای رویارویی با موقعیت‌ های روزانه محیطی مورد نیاز. فراگیری این مهارتها نه تنها تقویت لازم را برای ایجاد رفتار سازگارانه فراهم می‌کند، بلکه این عقیده را در شخص به وجود می‌آورد که وقایع قابل کنترل‌اند.(۲۸)
۴- ۲- مفهوم خود
دومین پیش‌فرض آن است که باید مفهوم خود شخص تغییر کند. مطالعاتی که درباره افراد با ابراز وجود بالا و افراد با ابزار وجود پایین انجام گرفته، نشان داده است افرادی که ابزار وجود پایینی دارند مفهوم خود ضعیفی می‌باشند. اگر چه یادگیری مهارتهای اجتماعی به دلیل تقویتی که به همراه دارند می‌تواند به تغییر مفهوم خود کمک کند اما بر اساس استدلال بسیاری از نظریه پردازان این تغییر ممکن است به کندی صورت گیرد. به عنوان مثال اگر بپذیریم که مفهوم خود مبتنی بر مجموعه‌ای از موقعیت‌ ها و شکست‌ هاست، در این صورت تعداد کمی از موقعیت‌ ها (در جریان مهارت آموزی) در مقایسه با یک عمر احساس شکست در طول زندگی ممکن است تغییرات اندکی را در مفهوم خود ایجاد کند. بدین منظور، تکنیک‌های آموزش ابراز وجود اغلب برای به وجود آوردن تغییرات سریعتر در مفهوم خود طرح‌ریزی می‌شوند. یک تکنیک عبارت است از دادن اطلاعات مثبت به افراد درباره اینکه مفهوم خود مثبت پیامدهای مناسبی به همراه دارد. مثلا به شخص گفته می‌شود که اگر مفهوم خود مثبتی داشته باشد، قدرت فکری و حالت کمال و شایستگی‌اش در زندگی فزونی می‌یابد از آنجا که تعدادی از افراد با ابراز وجود پایین افکار منفی مداومی درباره خودشان دارند، در برنامه آموزش ابراز وجود چندین روش جهت توقف این افکار منفی به وجود آمده است. یک روش آن است که هر وقت فکر منفی به وجود می‌آید شخص به طور ساده‌ای بگوید: ایست. روش دیگر عبارت است از اینکه شخص به جای سخنان منفی درباره خود، سخنان مثبتی را جایگزین نماید. مثلا او تشویق می‌شود به اینکه بگوید: «من می‌توانم آن کار را انجام دهم» ، « من می‌توانم موفق شوم» ، « من قادرم به خوبی در جمع ظاهر شوم» و جملاتی از این قبیل. سومین پیش‌فرضی که طرفداران آموزش ابراز وجود مطرح می‌کنند عبارت است از اینکه وقتی ناتوانی در کنترل وقایع محیطی وجود داشته باشد، وجود آسیب‌ ها (همچون اضطراب، افسردگی و کمرویی وحقارت) اغلب طبیعی و قابل پیش‌بینی است.
بسیاری از طرفداران این نظریه مفاهیمی مطرح می‌کنند که مشابه مفاهیم سلیگمن درباره درماندگی آموخته شده است. آنها نداشتن ابراز وجود را کم و بیش معادل درمانده شده می‌دانند. نتیجتا” آموزش ابراز وجود به طرف یاد دادن مهارت هایی سوق داده می‌شود که افراد را در کترل وقایع زندگیشان یاری رساند. به افرادی که از آسیب های مخصوصی (همچون کمرویی) رنج می‌برند آموزش داده می‌شود تا بتوانند نیازهای مخصوص خویش را ارضا نمایند و بدین وسیله نشانه‌ های آسیب‌شناسی در آنها برطرف می‌شود.(۲۸)
شخصیت
طرفداران آموزش ابراز وجود عقیده دارند که آموزش ابراز وجود، یک شخصیت همراه با ابراز وجود را می‌پروراند. به عبارت دیگر آموزش مهارت های مخصوص تغییرات کلی در الگوهای تفکر و عمل ایجاد می‌کند. اینکه واقعا این تغیرات چگونه تولید می‌شوند به درستی روشن نیست. چنین فرض می‌شود که شخص از آموزش ها اصول معین و گرایش های پاسخ‌دهی مشخصی را انتزاع می‌کند و آنها را به موقعیت‌ های جدید نیز تعمیم می‌دهد. همچنین فرض بر آن است که وقتی یک مفهوم خود مثبت پدید می‌آید، شخص رفتارهایی را از خود نشان می‌دهد که با آن مفهوم خود متناسب باشد به طور کلی داشتن این عقیده که یک واقعه قابل کنترل است تا حدودی برای ایجاد رفتار مناسب کافی است، بنابراین ضرورتی ندارد همه مهارت های لارم به شخص آموزش داده شوند.
درآموزش ابراز وجود شیوه ی واحدی وجود ندارد و شیوه‌ های عملی گوناگونی برای آن موجود می‌باشد این روش ها نه تنها باید مهارت هایی را به منظور رویارویی با موقعیت های روزانه زندگی آموزش دهند، بلکه باید به افراد کمک کنند تا نگرش ایشان را نسبت به خویشتن تغییر بدهند. به خصوص آموزش ها باید افراد را متقاعد کند که اگر آنها حقوق و خواسته‌هایشان را به طریقی مثبت مطرح کنند رفتارشان بهتر خواهد شد.(۲۸)
کاربردها و فواید آموزش ابراز وجود
آموزش ابراز وجود می‌تواند در کارهای بالینی و مشاوره‌ای کاربردهای فراوانی داشته باشد. همچنین آگاهی از تاثیرات آن، در اصلاح شیوه‌ های تربیتی خانواده‌ ها و نحوه عملکرد دست‌ اندرکاران تعلیم و تربیت نقش اساسی دارد. شاید بیشترین کاربرد این روش برای مراجعاتی باشد که در ارتباط و روابط اجتماعی خویش احساس عدم کفایت شخصی می‌کنند. چنین افرادی قادر به دفاع از حقوق خود، بیان افکار و احساسات، ابراز شخصیت، صحبت کردن در جمع، رد کردن منطقی تقاضاهای غیر منطقی دیگران و به طور کلی برقراری ارتباط مثبت نیستند. نوع بسیار معمول و متداول مراجعانی که نیاز مبرمی به آموزش ابراز وجود دارند کسانی هستند که تربیت اولیه شان تاکید بیش از اندازه‌ای بر وظایف و الزامات اجتماعی گذاشته است و این احساس را در آنها به وجود آورده که حقوق دیگران بسیار مهم‌تر از حقوق آنان است. این‌گونه افراد به دلیل اهمیت فوق‌العاده‌ای که برای رعایت حقوق دیگران قائل می‌شوند، حقوق خودشان را نادیده می‌گیرند و قادر به ابراز خواسته‌ هایشان نمی‌باشند. این رفتارها ممکن است به طور ناخواسته در مدارس نیز تقویت شوند و معلمان وجود چنین حالات را نشانه‌ای بر ادب، نظم و یا وقار دانش‌آموز تلقی کنند و ناآگاهانه آنها را در جهت تثبیت الگوهای رفتاری معیوب پیش ببرند. تقویت چنین الگوهایی نهایتا” منجر به کمرویی و گوشه‌گیری و احتمالا” افسردگی می‌شود.
معمولا افرادی از روش های آموزش ابراز وجود سود می‌برند که مایلند در روابط اجتماعی، احساس اضطراب و محرومیت و بازداری را از بین ببرند. هدف اصلی این آموزش ها در اکثر موارد کمک به مراجعان در ابراز حالت ها، تمایلات و افکاری است که قبلا امکان ابراز آنها وجود نداشت. البته این آموزشها علاوه بر موارد فوق در مورد افراد دیگری نیز اثربخش می‌باشند. افرادی که نه تنها قادرند عواطف خویش را به راحتی ابراز کنند بلکه حتی پرخاشگر هم هستند و دائما در حال فحاشی، شکستن اشیا، انتقاد و دعوا با دیگرانند و نمی‌توانند خشم و عصبانیت خویش را کنترل کنند. آموزش‌ها به آنها یاد می‌دهد که چگونه ابراز وجود نمایند تا جنبه‌ مثبت و خلاق داشته باشند و متناسب با معیارهای اجتماعی رفتار کنند.
عده‌ای از طرفداران آموزش ابراز وجود عقیده دارند که یادگیری ابراز وجود علاوه بر اینکه به آموزش بینندگان کمک می‌کند تا در موقعیت‌ هایی که قبلا شکست خورده اند موفقیت هایی را کسب کنند، فواید دیگری نیز دارد. یکی از این فواید عبارت است از شادکامی بیشتر و سلامت روانی بهتر، این اثر اشاره دارد به نظر سلیگمن که عقیده داشت وقتی شخص وقایعی را که غیر قابل کنترل تصور می‌شدند تحت کنترل در می‌آورد، نشانه‌ های مرضی و حالاتی همچون افسردگی و اضطراب کاهش می‌یابند، روشن است که اگر شخصی شایسته و خوب رفتار کند، احساس شادکامی می کند. همچنین اشاره شده است که برخی از نشانه‌ های دیگر ممکن است به وسیله آموزش ابراز وجود برطرف شوند. نشانه‌ هایی همچون کمرویی، احساس تنهایی و وابستگی ،مثلا” : ممکن است احساس تنهایی بدان دلیل به وجود آید که یک شخص یا نتوانسته است دوستانی برای خود پیدا کند و یا نمی تواند به طور صادقانه و دوستانه با دیگران رفتار کند. یک ویژگی متداول در میان افراد تنها آن است که آنها در خودشان می‌مانند، آنها در اینکه چرا به یک مهمانی نمی‌روند یا در یک شام و نوشیدن چای با دیگران شرکت نمی‌کنند، عذر می‌خواهند. شخص تنها، اغلب احساس می‌کند که دیگران او را دوست ندارند، بنابراین او از بسیاری از موقعیت‌ ها ی اجتماعی که ممکن است فرصت هایی را برای ایجاد دوستی ها فراهم کند، اجتناب می‌کند. گاهی اوقات شخص تنها از صحبت کردن با افراد دیگر خودداری می‌نماید زیرا می‌ترسد که با سخنانش آنها را برنجاند و یا احساسات ناخوشایندی در انها به وجود آورد. از آنجا که چنین شخصی از ابراز رفتارهای دوستانه نسبت به دیگران عاجز است در نتیجه افراد دیگر نیز از او دوری می‌کنند و شخص تنها تاییدی بر این نظرش به دست می‌آورد که دیگران او را دوست ندارند و بدین ترتیب دور(سیکل) عملکرد بد و خود مغلوبی ادامه می‌یابد.
چنین فرض می‌شود که در جریان آموزش ابراز وجود فرد برخی از اصول انتزاعی را فرا می‌گیرد. اصولی که بر ادراک او از جهان خود اثر می‌گذارد.
افراد با ابراز وجود وجود پایین عموما نگران آن هستند که مورد تنفر و انزجار دیگران باشند و آموزش ابراز وجود مفهوم خود این افراد را تغییر می‌دهد و به آنها یاد می‌دهد، که اگر ابراز وجود کنند دیگران از آنها متنفر نخواهند شد. به عنوان مثال زمانی که شخصی از طریق ابراز وجود رفتار مناسبی نشان می‌دهد، احساس می‌کند که می‌تواند وقایع محیطی را کنترل کند. نتیجتا” مفهوم خود او به مثبت تغییر می‌یابد. همچنین او به تدریج متوجه می‌شود که افراد دیگر برای ابراز وجود کردن از او متنفر نیستند. در واقع آموزش اغلب بدین منظور طراحی می‌شود که به شخص نشان دهد تلاش برای رسیدن به حقوق خویش اغلب موجب احترام و عزت می‌باشد نه موجب انزجار و تنفر دیگران.
افرادی که مفهوم خود ضعیفی دارند اغلب تصور می‌کنند که تلاش هایشان منتهی به شکست است. یکی از پیامدهای تصور شکست، استهزاء و مسخره شدن است. آموزش ابراز وجود شخص را در موقعیتی قرار می‌دهد که او می‌فهمد ابراز وجود کردن مساوی شکست نیست بلکه بی‌جرأتی معادل شکست می‌باشد.
یادگیری اصول ابراز وجود چگونه به شخص تنها یا کمرو کمک می‌کند؟ چنین فرض می‌شود که افراد تنها، کمرو و خجالتی از ابراز وجود پایینی برخوردارند. این افراد با مفهوم خود ضعیف از مورد تنفر بودن بیم دارند. به نظر می‌رسد آموزش ابراز وجود به این افراد کمک می‌کند تا مفهوم خود مثبتی به دست آورند و در نتیجه احساس ارزش و مهم بودن کنند و دیگر اشتغال ذهنی در رابطه با ترس از مورد تنفر واقع شدن، نداشته باشند. شخص که احساس ارزش خویش را از دست می‌دهد نمی‌تواند به راحتی بپذیرد که دیگران او را دوست دارند. بنابراین یک احساس خود ارزشی در اولین قدم لازم است.
همچنین لازم است فرد دست به رفتارهایی بزند که خواسته‌ ها و مقاصدش برای دیگران معلوم شود. مثلا اگر می‌خواهد برای دیدن فیلمی برود یا تنها باشد و یا می‌خواهد صدای نوار موسیقی پایین باشد، بهتر است دیگران را از چنین خواسته‌هایی مطلع گرداند. ممکن است دیگران کاملا تقاضاهایشان را بپذیرند و یا برای رسیدن به توافق با یکدیگر بحث کنند. افراد تنها اغلب این تصور نادرست را دارند که اگر خواسته‌ ها و امیال خویش را نشان دهند دیگران ناراحت خواهند شد.
واقعیت چیز دیگری است قصور در شناساندن امیال شخصی اغلب دیگران را دلخور و ناراحت می‌کند. برای بسیاری از افراد هیچ چیز ناکام‌کننده‌تر و آزاردهنده‌تر از آن نیست که بخواهند با کسی هم صحبت شوند که امیال و آرزوهایش را ابراز نمی‌کند و یا عقیده و نظری ارائه نمی‌نماید.
به طور کلی آموزش ابراز وجود به افراد کمک می‌کند تا مفهوم خود مثبتی را رشد دهند، عزت نفسشان افزایش یابد و بتوانند امیال و خواسته‌های منطقی شان را ابراز نمایند و برای رفتارهایشان پیامدهای مناسبی دریافت کنند. (۲۸)

عوامل مؤثر بر افزایش افراد فاقد ابراز وجود در ایران
۱- فاصله طبقاتی ۲- عدم امکانات خود مطرح شدن ۳ – باورهای ذهنی غلط مردم
فاصله طبقاتی
نظام طبقاتی افراد را در سلسله مراتبی از نقش ها قرار می دهد ( سلطه گر و سلطه پذیر ) و افراد را مجبور می کند تا بازیگر همان نقش تحمیلی باشند و نتوانند به طور صریح و صادقانه هدف و منظور و خواسته خود را به روشنی به فرد مقابل بیان کنند در نتیجه پیام خود را به اشکال ناسالم منتقل خواهند کرد مانند برتری طلبی ، پرخاشگری ، انفعال ، پرخاشگری منفعلانه ، مسامحه گری ، تکروی سازشگری و … قاضی ۱۳۵۴ می گوید حرکت چنین جامعه ای در جهت حاکمیت و سود یک طبقه و محکومیت و ضرر طبقه دیگر بوده و در این روند جامعه از هدف اصلی که سلامت و رشد است
دور می شود.
عدم وجود امکانات خود مطرح شدن
فرصت کمتر و محدودتر برای ابراز توانایی ها و ویژگی های مثبت این انزوا و فاصله اجتماعی را زیادتر می کند در صورت عدم وجود امکانات به منظور بروز استعداد ها افراد به طوری تربیت می شوند که با ناتوانی در ابراز وجود و عدم توجه به نیازها و حالات خود از دیگران تبعیت و پیروی کرده و با نگرانی از رنجانیدن دیگران خود را دچار نارضایتی از کار و موقعیت های شخصی ،‌ اضطراب و افسردگی می کنند.
باورهای ذهنی غلط مردم
مردمی که ابراز وجود را فخر فروشی ، خود نمایی ، تحمیل خود بردیگران و … می دانند و از طرفی پرخاشگری ، انفعال ، پرخاشگری منفعلانه را مشکل رفتاری نمی شناسند ، در مقابل تغییر نیز از خود
مقاومت نشان می دهند و با عدم توجه به نیازهای مقطعی افراد در حال رشد انسان های بسیار وابسته ای را می سازند که هیچ گاه به آنها فرصت و امکان ابراز وجود داده نشده است و این محدودیت روانی و عاطفی ، مشکلات روانی را بیشتر می کند.(۳۳)
۵- بررسی روابط اجتماعی :
امری (۱۳۶۷) مفهوم ارتباط در معنای عام را با توجه خاص به ارتباط اجتماعی چنین تعریف می کند، ارتباط عبارت است از : فن انتقال اطلاعات، افکار و رفتارهای انسانی از یک شخص به شخص دیگر. با توجه به تعریف فوق ، ارتباط متقابل اجتماعی را می توان به صورت زیر تعریف نمود : ارتباط متقابل اجتماعی، ارتباطی است که به صورت های گوناگون مانند تقلید، سخن گفتن و تلقین درمی آید و تجارب انسانها را از یکی به دیگری انتقال می دهد. برای ارتباط متقابل اجتماعی کنش های اجتماعی یک انسان با کنش های اجتماعی انسان های دیگر که در پیرامون او هستند می آمیزند. (۲ )
اهمیت و نقش روابط اجتماعی :
هر فردی از افراد بشر با این مسئله مواجه است که چگونه به شکل سالم و با کمال صداقت و صمیمیت با دیگران ارتباط برقرار نماید. این مشکل هم مربوط به ارتباط فرد با فرد دیگر و هم مربوط به ارتباط هر فرد با گروه ها می باشد. ما نه تنها احتیاج داریم که بدانیم چگونه باید در مسائل ملی و بین المللی با افراد همکاری کنیم بلکه نیازمندیم که بدانیم چگونه باید فرد با فرد دیگر رابطه سالم و صمیمی داشته باشد
آدلر نیز اعتقاد دارد که بین بهداشت روانی و شرکت در امور اجتماعی ارتباط زیادی وجوددارد.
سالیوان (۱۳۶۵) معتقد است که رشد فکری انسان، تکامل او، مشکلات و زیان هایی که با آنها مواجه می شود، همگی ناشی از ارتباط های انسان ها با یکدیگر می باشد (۱۵).
۶- ارتباط های اجتماعی سالم :
نخستین لازمه ارتباط با خود و دیگران، شناخت خویشتن است. انسان باید در مورد عواطف و احساسات در زمینه عقل و دانایی در مورد گرایش ها و پرهیزها ، در مورد آرزوها و خواستها، در هر سطحی که هست خود را بشناسد تا بتواند ضمن تقویت نقاط مثبت، نقاط ضعف را محو و نقائص خویش را ترمیم کند اگر انسان کاملا با واقعیات خود (شعور، احساسات،‌ عقل و آینده ) آشنا باشد کاملا آزادانه و با تمام قدرت عمل خواهد کرد و رفتار او نشانگر تعادل وجودیش خواهد بود و همانطوری که راجرز می گوید : هنگامی که فرد آزادانه عمل کند، واکنش های او حقیقت داشته و ممکن است مثبت، پیشرو و آموزنده باشد (۳۱) . یک انسان کامل حقیقی همواره در حال تعادل بین حالات درونی و عکس العمل های بیرونی است یعنی ظاهر و باطن وی با هم موازنه دارند و به عبارتی نخستین گام به سوی تکامل تعادل می باشد. در مسیر تکامل شخصیت انسان ، ارتباط های اجتماعی تاثیرات مستقیم و فراوان دارند هیچکس را نمی توان یافت که کاملا رشد کرده و یا احساس کند که فردی کامل است ، مگر آنکه در یک ارتباط انسانی قرارگیرد . ارتباط های انسانی یعنی پیوند بین افراد ، پیوندی از صمیم قلب که در پی شراکت غم و شادی است (۱۰) .
هچنین روابط بین انسانها مستلزم وجود اعتقاد و اطمینان است برای رشد و تکامل ،‌ مهمترین مرحله ارتباط مخصوص بین دو انسان است که فقط و فقط صادقانه و بدون دروغ و ریا به یکدیگر نزدیک شده اند . و اگر اساس یک ارتباط صادقانه ریخته شود، انسانها می توانند با اطمینان خاطر و اعصابی آرام به روابط شان با یکدیگر ادامه دهند. اگر در یک رابطه واقعی صمیمیت و حقیقت وجود داشته باشد انسانها، بد و خوب یکدیگر را در کنار هم می پذیرند و با همکاری یکدیگر در رفع مشکلاتشان کوشش می کنند.
۷- ارتباط اجتماعی ناسالم :
ارتباط اجتماعی ناسالم تحقیر و لگدمال کردن انسان را در بردارد بنابراین نمی تواند جنبه انسانی داشته باشد و بطور کلی فاقد عشق ، فروتنی ، صداقت ، ایمان به مردم ، اعتماد متقابل و تفکر انتقادی می باشد. (۳۰)
پاول (۱۳۶۵) معتقد است در ارتباط های اجتماعی ناسالم تفاهم از بین رفته و افراد احساسات سخنان و رفتارهای یکدیگر را درک نکرده و طبعا پاسخ مناسب از خود نشان نمی دهند هنگامی که یک ارتباط ناسالم برقرار می شود فرد نه شناختی از احساسات خود دارد و نه شناختی از احساسات دیگران . به همین دلیل نمی تواند بطور صحیح ، سالم و صادقانه عقیده اش را ابراز نموده و خود را به دیگران بشناساند و نیز عقیده دیگری را بفهمد و او را درک کند، بنابراین فرد از ارتباط اجتماعی برقرار شده به هدف خود نرسیده و ناراحتی هایش تشدید می شود لذا آن چنان رفتار می کند که ارتباط اجتماعی را به سمت ناسالم شدن سوق می دهد. در این ارتباط است که صداقت وحقیقت که مهمترین لازمه تکامل انسان ها هستند دیده نمی شود و انسان از بیان صحیح عقیده و فکر خود عاجز می شود و به شیوه های غیرسالم و غیرصادقانه سعی می کند تا به اهداف خود جامه عمل بپوشاند.
در چنین وضعیتی ارتباط های اجتماعی ، بازیچه افراد برای بیان خواسته ها و رسیدن به اهدافشان می شود(۱۰).
بنابه عقیده فرجاد (۱۳۶۳) به همین دلیل است که مشاهده می کنیم علی رغم پیشرفت علمی و صنعتی جوامع امروزی ارتباط های انسانی فراموش شده اند و سرکشی ، عصیان ، کلاهبرداری ، سرقت ، آدم کشی و… با شدت و بی رحمی هرچه بیشتر پدیدار می گردد و مردم اینگونه جوامع را وحشتزده و هراسناک می نمایند تا حدی که همه از هم می ترسند و یا به هم اعتماد ندارند و به همین دلیل است که انسان امروزی نسبت به خود و دیگران بدبین شده و در اعماق قلب خود به طبیعت بشر اعتمادی ندارد. آنچنان که در نظر وی ارتباط با سایر افراد بشر برای دو منظور کنترل کردن و کنترل شدن است .
انسان امروز، هوشیارانه یا بطور نیمه آگاهانه تمام حیله های دروغین را از گهواره تا گور بکار می برد تا حیات طبیعی و واقعی خود را پنهان سازد در حقیقت تصور می کند که هر چه کامل تر و بی عیب تر جلوه کند مردم او را بیشتر دوست خواهند داشت. در واقع چنین به نظر می رسد که عکس این مطلب بیشتر صادق است . هر چه بیشتر حاضر شویم نقاط ضعف خود را به سطح اشیاء تنزل داده تا قابل کنترل شدن باشند و می دانیم که انسان شیء ، می تواند عامل فسادها ، بی عدالتی ها و اختلافات باشد. (۲۶)
پرلز (۱۹۴۷) می گوید برای روانشناسی انسانی یک تراژدی است که انسان مدرن با سلطه جویی ، کلیه رفتارها و قابلیت ها برای احساس کردن و آشکارساختن خود را به طور مستقیم و خلاق از دست داده و ناچار به یک موجود خودکار و مضطرب که ساعات عمر خود را در بدست آوردن مجدد گذشته یا حصول اطمینان از آینده صرف می کند ولی بندرت آنها را به تجربه در می آورد تبدیل گشته است . و بدین سان جوامع هر روز به سمت بی ثباتی بیشتر کشیده شده و روابط و اصول انسانی و اخلاقی ضعیف تر می شوند و اضطراب انسان را شدیدتر می نماید.
اینها انسانهایی هستند که در زندگی دارای مشکلاتی بوده و در وجودشان الگوهای رفتاری سلطه جویی گسترش یافته است الگوهایی که موجب خود شکستگی خویش می شود. بر اثر این ارتباط های ناسالم ، رابطه خویشتن سازانه از میان می رود و فرد نمی تواند خود را با دیگران در یک ارتباط نزدیک ببیند و در نتیجه برای ارتباط با دیگران از راه های ناسالمی نظیر پرخاشگری انفعال و انفعال – پرخاشگری استفاده می نماید. این امر نه تنها عملکرد آنها را تحت تاثیر قرار می دهد بلکه زبان نیز که به قول جاکب سون (۱۹۷۲) مرکب از زندگی روانی و ارتباطی نوع انسان است ، به شکل ناسالمی مورد استفاده قرار می گیرد (۲۶).
۸- خصوصیات رفتاری افراد پرخاشگر و سلطه جو در ارتباط های اجتماعی :
خدیوی (۱۳۶۷) می نویسد : دانشمندان زیادی پرخاشگری را زائیده ضعف ارتباط های انسانی دانسته اند مثلا مزلو معتقد است که در انواع حیوانات پرخاشگری ، فطری و به منظور دفاع است اما در انسان فطری نیست بلکه حاصل اختلال در سازمان نیروهای غیرارادی است که به عوامل بیرونی و درونی فرد و همچنین به کمبود فرهنگ و قدرت کنترل او وابسته است . همچنین معتقد است که پرخاشگری پاسخ به ناکامی هایی مانند گرسنگی ، کمبود عواطف ، کمبود ارتباط با دیگران ضعف ارضای جنسی و پذیرفته نشدن از طرف دیگران است (۱۸).
این مسئله به این معنی نیست که سلطه جویی و خشونت جزء لاینفک زندگی و ارتباط است ، بلکه می توان گفت که سلطه جویی ، الزاما” هیچ ارتباطی با زندگی واقعی نداشته و فایده ای هم برای آن ندارد. انسان سلطه جو متولد نمی شود ، بلکه این سلطه جویی را از آن چه برایش رنج آور و بیماریزا است ، یاد می گیرد ، این امر موجب می شود که تمایل به سلطه جویی علیه دیگران ، اعم از این که کم یا زیاد باشد در او فزونی گیرد. یعنی در او شکل می گیرد که به ناتوانی بیشتر وی در ارتباط ها می انجامد. لذا این فرد آگاهانه یا به طور ناآگاهانه بر آن می شود که اجحاف، ظلم و ناروایی های دیگران را با جنگ و ستیز و پرخاشگری دفع کند. به احساسات و نیات دیگران نسبت به خودش با تردید و بدگمانی می نگرد. آدمی مبارز، گردنکش و طاغی می شود. می کوشد قوی گردد ودیگران را شکست دهد تا به این طریق هم خود را از آزار آنها مصون دارد و هم از آنها انتقام گیرد. انسان پرخاشگر و سلطه جو چنین تصور می کند که برای رفع نواقص خویش، بهترین راه ، جنگیدن با خود و اطرافیان است . به نظر وی زندگی نوعی پیکار است زمانی باید از استراتژی، تاکتیک، حیله یا بازی هایی که برای بقا لازم است ، سود جست و موقعی که در یک پیکار بازنده می شود تصور می کند همه چیز را از دست داده است (۲۶) .
۹- خصوصیات رفتاری افراد منفعل در ارتباط های اجتماعی :
اسمیت (۱۳۶۶) می گوید برای او تصور اینکه مردم او را دوست نداشته باشند یا دوستی شان را از او دریغ کنند یک فاجعه است اغلب این افراد به خاطر باورهای ساده لوحانه که نباید اسباب ناخشنودی دیگران را هر چند جزئی فراهم کنند از رد پیشنهادی که به آن تمایل ندارند طفره می روند. این افراد چنین تصور می کنند که مسئول رفاه ، خوشبختی و موفقیت زندگی دیگران هستند و همواره سعی دارند خواهش دوست را برآورند و او را موقتا راضی کنند (۵).
به عقیده هورنی (۱۳۵۱) این گروه از افراد دارای صفات و خصوصیاتی هستند که الزاما آنها را به صورت آدم هایی سربراه ، رام و تسلیم طلب و به طور کلی تابع و مطیع دیگران در می آورد. این افراد خواسته ها و رفتارشان را طوری شکل می دهند و می پرورانند که با خواسته های دیگران تطبیق کند و مطابق دلخواه آنها گردد احتیاج شدیدی به جلب محبت و تایید و تصویب دیگران پیدا می کنند. خود را به قوی ترین فرد محیط وابسته کرده و از او می خواهند که مسئولیت خوب و بد زندگی شان را برعهده گیرد و توقعات آنها را برآورده نماید.(۴۳)
همچنین احتیاج مبرم دارند که از هر لحاظ انسانهایی دوست داشتنی، خواستنی، مورد پسند ، مقبول و محبوب جلوه کنند. دیگران آنها را احترام کنند رفتارشان را بپسندند و تایید و تمجیدشان نمایند. همه کس به آنها احتیاج داشته باشد، به نظر همه مردم ( به خصوص یک شخص معین ) برازنده باشند با اهمیت جلوه کنند و همه کس آنها را یاری و حمایت و هدایت نمایند. وی همچنین معتقد است که این افراد در زمینه شخصیتشان همیشه احساس گناه، کوچکی، خفت، عناد به خود دارند و این احساس را به یک طریق منفی فرافکن می نمایند. اینگونه اشخاص ، قضاوت نهایی در مورد افکار احساسات و رفتارشان را به عهده دیگران می گذارند و به این ذهنیت که من حق استقلال رای ندارم قضاوت نهایی رفتار با من نیست، بزرگترها باید قضاوت کنند، خواسته و ناخواسته راه را برای سلطه جویی دیگران هموار می کنند ،این گونه افراد به کرات مورد اجحاف و استثمار دیگران قرار می گیرند و اعتراض نمی کنند (۲).
با وجود اینکه به علت تعددی و اجحاف دیگران ، احساس عناد و خصومت شدیدی در آنها ایجاد می شود جز در مواقعی که دچار طغیان و آشفتگی روانی گردند ، عناد خود را ابراز نمی دارند و آن را مثل آتش زیر خاکستر پنهان می کنند . ساختمان روانی شان از اول طوری بوده که دست و پای بسیاری از احساسات و نیروهای مثبت و فعال وجود خود را بسته و قدرت جنبیدن را از آنها گرفته است. به طور کلی می توان گفت این افراد از هرگونه مخاصمت ، کشمکش ، رقابت و مبارزه علنی حذر می کنند. آدمی مسالمت جو می شوند که از هر نوع کینه توزی علنی مبری است. میل انتقام جویی و غلبه بر دیگران را چنان به شدت سرکوب و پنهان می سازند که خودشان هم از گذشت و آشتی پذیری خود و اینکه هرگز برای مدت زیادی رنجش کسی را بدل نمی گیرند در تعجب هستند.
هورنی عزلت طلبی وانزاطلبی را نیز ویژگی دیگر گروهی از افراد منفعل می داند ، این دسته از افراد منفعل با جدایی از دیگران و عدم شرکت و دخالت فعالانه در زندگی ، سعی در رفع تضادهای درونی خود می نمایند. در این صورت این افراد به طور کلی از تلاش و کوشش بازمانده و زندگی شان را محدود می سازند.
به عقیده مالتز (۱۳۶۴) تنهایی راهی برای در امان قراردادن خویش است که خطوط ارتباطی با مردم و به خصوص اتصال های احساس را قطع می کند، راهی است تا خویش آرمان زده را از ناراحتی تحقیر و تعرض دورنگه می دارد. شخصیت تنها، از دیگران و ارتباط با آنها بیمناک است.
احتیاجات افراد انزواطلب بیشتر شکل نخواستن است. یعنی حالت منفی دارد. طالب زندگی بی ماجرا بدون اصطکاک، بدون مزاحمت و سطح پایین هستند آنها زندگی بی رنج و دردسر و بدون شور و شوق می خواهند. نوعی تسلیم ، عدم دخالت مؤثر و مصممانه در زندگی ، انواع ترمزها و محدودیت های معنوی و استعفای از زندگی ، وجود آنها را در برگرفته است (۴۳).
مالتز (۱۳۶۴) افراد حساس و زود رنج را نیز گروهی از افراد منفعل می داند. اشخاص زود رنج و آنهایی که از موارد جزئی رنجیده خاطر می شوند، از مناعت طبع ضعیفی برخوردارند. چنین افرادی خود را بی صلاحیت می پندارند ، به ارزشها و توانائی های خود شک دارند ، خویش را دست کم می گیرند و به هر چیز جزئی حسادت می کنند. این افراد در دل احساس نا امنی می کنند بی مورد خود را در خطر می بینند ، از کاه کوهی می سازند و ناراحتی های جزئی را بزرگ جلوه می دهند.
وی ادامه می دهد کسی که احساس می کند ارزشش با کوچکترین مسئله به مخاطره می افتد و نقش ضعیفی دارد ، در واقع آدم خود محوری است که کنار آمدن با او کار دشواری است ، به عبارت دیگر چنین انسانی ، یک فرد خودپرست است .(۳۶)
۱۰- ارتباط کلامی در افراد منفعل :
طبق نظر هورنی ، فرد منفعل ، چون به دوستی دیگران احتیاج حیاتی دارد تظاهر می کند که با اطرافیانش در مورد هر مسئله ای تفاهم دارد ، تا بدینوسیله دیگران در موقع لزوم از او دفاع کنند . وی دائما آماده خوش خدمتی ،‌ ابراز هم دردی ،‌ کمک و تمجید و تحسین دیگران است وی می کوشد تا هر چه دیگران از او بخواهند ، برآورده کند.
هورنی می نویسد : فرد منفعل ، در ابراز قدردانی مبالغه می کند. چنین فردی می گوید ‹‹ تمام مردم
خوب و قابل اعتمادند ›› و آنکه همه کس را شدیدا دوست دارد وقتی ناسالم و غیرطبیعی بودن این احتیاجات آمرو ، بی اختیار به او تذکر داده می شود دیگران را تخطئه می کند و می گوید که تمام این تمایلات کاملا طبیعی و عادی اند و آنها را جزو فضایل خود به حساب می آورد. مجموع این صفات به نوبه خود موجب می شود که مقداری حالات و صفات دیگر در فرد منفعل بوجودآید، میل دارد خودش را تابع و زیردست دیگران ببیند بنابراین قدرت ابراز وجود و برازندگی ندارد. تواضع و فروتنی می کند همچنین دائما میل دارد مورد سلامت و سرزنش قرارگیرد حتی در مواردی که به نحو بارزی انتقاد و شماتت دیگران نسبت به او بیجاست چشم بسته ملامت آنها را می پذیرد. اگر خوب توجه نشود چون هر نوع مبارزه علنی و کشمکش و میل تجاوز به نظر او نوعی تابلو ممنوع می رسد از هر کاری که کمترین شباهتی به این قبیل تمایلات داشته باشد خودداری می کند مثل جرات و شهامت ابراز وجود ،‌ انتقاد ، تقاضا ، تحکم و فرمان دادن و ابراز لیاقت از او زائل می گردد. اگر از شخص یا عقیده یا چیز بخصوصی خوشش نیاید جرات ابراز ندارد. جرات توبیخ ، سرزنش و متهم ساختن دیگران را ولو بجا باشد ندارد. حتی به شوخی هم انتقاد و حرف رنجش آور و کنایه آمیز را نمی تواند ابراز کند. آگاه است براینکه تمام حالات ، صفات ، تمایلات ،‌ عمل ها و عکس العملهای او حاکی از کوچکی و حقارت است ، بنابراین دائما یک احساس ضعف ، بیچارگی و یاس عمیق بر او مستولی است ، اغلب این احساس ضعف را به صراحت ، هم به خودش و هم به دیگران بروز می دهد ، مثلا به دیگران گاهی صریح و گاهی ضمنی می گوید : باید مرا حمایت کنید مرا هدایت و راهنمایی کنید زیرا من ضعیف و بیچاره ام .
عدم ابراز وجود ، احساس یاس و درماندگی عمیق و ترمزهای متعددی که در خود ایجاد کرده موجب می شود که نتواند حداکثر استفاده را از استعدادها و امکانات خود بنماید و آنها را بکار اندازد بنابر این همه کس را از خود برتر فرض می کند می گوید که همه جذاب تر، با هوش تر، باسواد تر و بطور کلی با ارزش تر از من هستند. به خصوص در حضور افراد پرخاشگر و سلطه جو این احساس بی ارزش چندین برابر می گردد. خلاصه اینکه فرد منفعل می کوشد تا همه چیز خود را کمتر از دیگران بپندارد و معمولا می کوشد تا برای احساس و پندار خود یک دلیل منطقی و موجهی هم بتراشد مجموع خصوصیات و صفاتی که تا اینجا ذکر شد موجب می گردد که فرد منفعل در مقابل دیگران دائما شکسته نفسی نماید. وی همچنین معتقد است یک استدلال ناآگاه و منطق سازی فرد منفعل این است که احساس می کند اعتماد به نفس ندارد حتی اگر کار برجسته ای انجام دهد می گوید که تصادفی و برحسب شانس بود (۴۳) .
۱۱- خصوصیات رفتاری افراد منفعل – پرخاشگر در ارتباط های اجتماعی :
بنا به تعریف DSM II (1968) رفتار فرد منفعل – پرخاشگر یک نوع بیان است . در واقع او با
رفتارش آنچه را که جرات ابراز مستقیم و آشکار آن را ندارد بیان می کند. این افراد اغلب دچار عدم
اعتماد به نفس بوده و به دیگران متکی هستند به آینده بدبین بوده و درک این را ندارند که این رفتار
آنهاست که مسئول مشکلاتشان می باشد . اگر چه ممکن است فرد ، رنجش آگاهانه ای نسبت به اشکال قدرت ، تجربه کنند اما هرگز رفتار منفعل – مقاوم خود را با این رنجش مرتبط نمی دانند. فرد منفعل پرخاشگر از یک سو وابسته است و از سوی دیگر تمایل به استقلال دارد در ارتباط های اجتماعی می کوشد تا خود را در وضعیت وابستگی قرار دهد ، اشتباه کسانی را که بر آنها متکی است پیدا می کند ولی از قطع روابط وابستگی خود اهتراز می نماید. هم می خواهد دیگران را بیازارد و هم راضی کند در عین حال رفتار منفعلانه و خود آزارانه او را دیگران تنبیهی و ساختگی احساس می کنند. کار و مسئولیت های معمول او را باید دیگران انجام دهند. روابط نزدیک خوب و کار و مسئولیت های معمول او را باید دیگران انجام دهند. روابط نزدیک خوب و آرام بندرت با شخصیت منفعل – پرخاشگر امکان پذیر است (۳۲) .
فرد منفعل – پرخاشگر در برابر تقاضا برای افزایش سطح کار یا ادامه آن اظهار تنفر و مخالفت می کند واضح ترین موردی که این حالت را می توان دید در موقعیت های شغلی است ، اگرچه در عملکردهای اجتماعی نیز دیده می شود.
مقاومت به طور مستقیم ابراز می شود به صورت مسامحه ، وقت گذرانی بیهوده ، لجاجت ، عدم کارائی عمدی و فراموش کاری … عملکردهای شغلی و اجتماعی فرد به علت رفتار منفعل – مقاوم بی ثمر و بی نتیجه است . عدم کارایی عمدی این افراد یک نوع رفتار است که بوسیله آن می خواهند فردی را که از او رنجیده اند مجازات کنند. به عنوان مثال فرد می خواهد به والدینی که اسباب ناراحتی او را فراهم کرده اند ابراز خشم کند و چون نمی تواند درس نمی خواند قدرت تمرکز حواسش را از دست می دهد دائما در امتحانات شکست می خورد ، مشق هایش را دیر و بد انجام و در وضعیت یک آدم شکست خورده ،‌ کارنامه ای از مدرسه به منزل می آورد که خشم و حرمان والدینش را برمی انگیزد هر کوششی از جانب پدر و مادر در اصلاح این فرد با سرسختی او مواجه می گردد (۲۷) .
خصوصیات افراد منفعل – پرخاشگر در ارتباطات کلامی
اسمیت (۱۳۶۶) می گوید این افراد در مکالمات خود زخم زبان می زنند و با شوخی ها و کنایه هایشان دیگران را می رنجانند. به گفته ( قریب – ۱۳۶۸) از آنجا که این افراد نمی توانند پرخاشگری خود را به طور مستقیم بیان کنند. شیوه های غیرمستقیم را بکار می برند مثلا زخم زبان زدن ، نیش زدن ، مسخره کردن ، اشکال تراشی ، غرغرکردن و کله شقی (۵) .
فرد منفعل – پرخاشگر معمولا فاقد قاطعیت است و با نیازها و امیال خود بطور غیرمستقیم روبرو می گردد. از طرح سؤالات ضروری در مورد آنجه که از او انتظار می رود خودداری نموده و در برابر درخواست عملکرد کافی مقاومت می کند و برای تاخیرهای خود دلیل می تراشد (۳۲) .
هورنی (۱۳۵۱) می گوید فرد منفعل – پرخاشگر اغلب دارای اعتقادات متضاد و مغایری است و با منطق تراشی ، تضاد و مغایر بودن اعتقاداتش را انکار می کند (۴۳).

ورزش و رشد شخصیت
شخصیت مجموعه‌ای از ویژگی‌های جسمی، روانی و رفتاری است که هر فرد را از افراد دیگر متمایز می‌کند. افراد مختلف دارای شخصیت‌های متفاوتی هستند بعضی آرام و انفعالی هستند، برخی دیگر پرخاشگر ظاهر می‌گردند برخی قابل اعتماد، محافظه‌کار، خودکفا، منطقی … می‌‌باشند. روانشناسان درباره این ویژگی‌های شخصیتی تحقیقات وسیعی را انجام داده‌اند تا بتوانند رفتار افراد را در موقعیت های معین پیش‌بینی کنند. روانشناسان ورزشی نیز به دنبال پیدا کردن رابطی بین صفات شخصیتی و فعالیت های ورزشی بوده‌اند. آیا ورزش به عنوان یک پدیده تربیتی و اجتماعی در رشد و تکامل شخصیت تاثیر دارد؟ آیا جهت این تاثیر به سوی کمال است؟ آیا فعالیت‌های ورزشی به ویژگیهایی چون رفتارهای اجتماعی، گوشه‌گیری، سازگاری اجتماعی، اعتماد به نفس، میزان نارضایتی جسمی و سلامتی و .. تاثیر دارد؟
یکی از عقاید رایج در ارتباط با ورزش آن است که این پدیده اجتماعی، شخصیت ورزشکاران را رشد می‌دهد. ارضای نیازهای اساسی چون احساس تعلق، احترام به خود، احساس موفقیت و پذیرفته شدن، بعلاوه رقابت که وسیله‌ای برای اشباع نیازهای بدنی و خلاقیت می‌باشد، این آثار روزی به شکل‌گیری جنبه‌های اجتماعی شخصیت کمک می‌کند. اگر چه ورزش رقابتی می‌تواند آثار زیان‌باری همراه داشته باشد: ۱- تاکید بیش از حد والدین، جامعه، مربیان بر برنده شدن ۲- قرار دادن افراد در موقعیت‌هایی که با قابلیت و تواناییهای جسمانی انها متناسب نیست، به هر حال یادگیری و اجرای مهارت های ورزشی در محیطی سالم، احساس شایستگی را در افراد به وجود می‌آورد که منجر به ایجاد تصورات شخصیتی مثبتی در افراد و صلاحیت و شایستگی به در اختیار گرفتن کنترل عوامل محیطی اطلاق می‌گردد اگر چه میزان موفقیت‌ ها و شکست های فرد در گذشته در کمی و زیادی احساس شایستگی موثرند، موفقیت با دیدگاه مثبت به زندگی همراه است، هر وضعیتی را مبارزه‌ای جالب دیدن که پیروزی بر آن وضعیت را دور از توانایی خود نخواهد یافت و نهایتا حضور مثبت در زندگی و اجتماع را به دنبال خواهد داشت. فعالیتهای ورزشی همیشه با یک تربیت روانی همراه بوده‌اند لذا شرکت در فعالیتهای ورزشی یکی از راههای مهم تکامل جسمی و روانی و حضور مثبت در اجتماع است.(۳۸)
کارکرد ورزش در زندگی اجتماعی جوانان
۱- نشاط روحی و جمی ۲- انسجام روابط گروهی ۳- جلوگیری از بزهکاری ۴- امید به آینده ۵- تقویت خصایص جوانمردی ۶- انسجام لیاقت و برتری ۷- روابط سالم اجتماعی
آسیب‌پذیری دوران نوجوانی و جوانی باعث می‌شود که تعدادی از افراد این گروه سنی تحت تاثیر شرایط نامساعد خانوادگی اجتماعی و عناصر مربوط به آنها در مسیر روابط ناسالم به صور مختلف قرار گیرد.جوانانی که به صورت انفرادی یا گروهی به ورزش می‌پردازند نیاز به برنامه‌ریزی سازماندهی و تقسیم اوقات خود برای فعالیت های مختلف دارند در نتیجه فرصت های زندگی آنان تحت قاعده درآید.
داشتن خصلت جوانمردی و مقابله در برابر تجاوزگری ها و بی‌عدالتی‌ها از ویژگی‌های دوران جوانی است، انحطاط اخلاقی فرهنگی می تواند آن را به خشونت و لاابالی‌گری بکشند در صورتی که فعالیت ورزشی به خصوص در بعد حزفه‌ای‌اش وجهه اجتماعی برای صاجبان خود کسب می‌کند. احساس لیاقت و شایستگی و برتری را در آنان افزایش داده و افکار و ذهنیاتشان در زمینه‌های مثبت و مساعد سیر می‌کند، از فراز و نشیب‌های زندگی هراسی نداشته و با تصمیم‌گیری‌های مهم و منطقی در جنبه‌های مثبت ابراز وجود می کند.(۱۹)
ورزش و پیوستگی اجتماعی
یکی از نقش‌های عمده کارکردی در ورزش، استفاده از آن به عنوان ابزار ایجاد و تقویت پیوستگی اجتماعی در میان افراد و گروه هاست. در سطح قهرمانی، ورزش می‌تواند منزلت اجتماعی-اقتصادی ورزشکار را افزایش دهد و به همراه شهرت بیشتر، موجب پذیرش اجتماعی و ستایش بیشتر ورزشکار در جامعه شود و در سطح ورزش همگانی و تفریحات سالم، بایستی ورزش را فعالیتی ارزشمند و به لحاظ اجتماعی پذیرفته شده تلقی کنیم که از طریق آنها مردم با جامعه پیوستگی می‌یابند. تماس‌های اجتماعی یکی از مهمترین دلایل شرکت در ورزش بوده است، تعامل در ورزش را می‌توان به مردم‌آمیزی، دوستی و پیوندجویی تعبیر کرد. محیط ورزشی نه تنها امکان تعامل کلامی را عرضه می کند بلکه ارتباط غیر کلامی نیز اغلب در فعالیت‌های ورزشی بوجود می‌آید و از همین طریق احساس تفاهم و همبستگی ایجاد می‌شود. بنابراین مفهوم اجتماعی- تعاملی ورزش به دو جهت اهمیت می‌یابد: ۱- به جهت بوجود آوردن فرصت‌های جالب برای آشنایی و ملاقات با افراد دیگر ۲-بوجود‌آوردن امکان فرایند یادگری و اجتماعی ورزش.
پیشگیری از روند منفی انزواطلبی (انزواگرایی) و بازسازی پیوستگی از اهداف ورزش به عنوان ابزار مهم تسهیل ارتباطات با دیگر افراد و شتاب بخشیدن به پیوستگی آنان با جامعه تلقی شده است.
جامعه‌شناسان همیشه در اندیشه ایجاد پیوستگی و یگانگی بین واحدهای کوچکتر اجتماعی یا کل جامعه بوده‌اند. جامعه‌شناسی ورزش نیز مدعی است که فعالیت‌ های بدنی حوزه‌ای است که افراد می‌توانند در آن به دلیل توانمندی ها و نه کمبودهایشان شناخته و معرفی شوند و بدین ترتیب بین آنان و جامعه یگانگی و پیوستگی حسنه‌ای ایجاد می‌شود. پیوستگی اجتماعی به مفهوم میزان تطابق رفتارهای فردی و گروههای جزیی با آنچه جمع ، انتظار و توقع دارد به کار برده‌اند.(۲۴)

پیامدهای روانشناختی ورزش:
شواهد مبتنی بر آن است که ورزش یک روش درمانی وسیع برای کاهش وقوع انحرافات رفتاری و افزایش عملکرد شغلی افرادی است که با ناتوانی‌هایی مواجه‌اند. ورزش به فرد کمک می‌کند تا با استرس مبارزه و سلامت روانی خود را تضمین کند. در نظرتکاچوک و مارتین ۲۰۰۱ یکی از ویژگی‌های افراد مبتلا به اختلالات روانی، نداشتن تحرک و فعالیت جسمانی مطلوب است. افزایش اعتماد به نفس و احساس لذت و رضایت از خود و دیگران و احساس شادی و بهزیستی از نتایج شرکت در ورزش بوده است.
مایرز و دینر ( ۱۹۹۵) می گویند افراد شاد، حوادث و موقعیت های زندگی‌شان را مطلوب ارزیابی می‌کنند و کمتر هیجانات منفی نظیر اضطراب و افسردگی و خشم را تجربه می‌کنند و به نظر ژانوف- بوسمن ( ۱۹۸۹ )و مایرز ( ۱۹۹۳ ) این افراد از عزت نفس و احترام به خود بالایی برخوردارند به اخلاقیات توجه بسیار دارند و عقلایی رفتار می‌کنند و در نظر دومونت و لارسن (۱۹۸۹) احساس کنترل شخصی بیشتری را در خود احساس می‌کنند و با اندیشدن به توانایی‌ها با استرس مقابله بیشتری می‌کنند و به عقیده دمبر و بروک (۱۹۸۹) و سلیگمن (۱۹۹۱) خوش‌بین هستند یعنی در رو به رویی با انجام کارها، انتظار موفقیت در آن کار را دارند و دینر و همکاران (۱۹۹۲) آنها را برون‌گرا دانسته و در ارتباط و همکاری با دیگران توانمند ظاهر می‌شوند (۳۷). همان‌گونه که بهبود شرایط بهداشتی و تغذیه‌ای می‌تواند به رشد جسمی مؤثر باشد بهبود شرایط محیطی نیز موجب رشد بیشتر هوش می‌شود ( محیط غنی‌تر، هوش بیشتر). با ورزش و تحرک بدنی فرد در تماس و تعامل با دیگران قرار می‌گیرد که موجب کسب تجربه، تفکر و پرورش حواس از طریق رشد ذهنی و شناختی می‌گردد، افراد تربیت شده در محیط غنی از هم‌نوعانشان که در انزوای نسبی پرورش یافته‌اند سریع‌تر می‌آموزند. جعفری و عسگری ۱۳۸۱ در سال به این نتیجه رسیدند که ورزش باعث خودپنداری مثبت در ورزشکاران می گردد و با تصویر بدنی مثبت درارتباط های سالم با دیگران شرکت فعال و موفقی را خواهد داشت . تصویر بدنی مثبتی که در ورزش به دست می‌آید در هویت‌یابی، عزت‌نفس ، موفقیت تحصیلی و شغلی… شرکت فعال و موفق در برقراری ارتباط با دیگران، احترام به خود، تمرکز حواس و برخورداری از روحیه شاد تاثیر بسزایی دارد. ورزش می‌تواند ارزش های مثبت و منفب گوناگونی را به افراد انتقال دهد و اگر قرار است که ورزش تربیت اخلاقی را تسهیل کند، باید عدالت و عدم خشونت در ساختار برنامه‌های ورزشی مورد توجه قرار گیرد (۱۷).
اهمیت ورزش در اصلاح جوامع و رفع محرومیت‌های اجتماعی
در حالی که یونسکو از ورزش به عنوان یک وسیله برای کاستن فاصله فقیر و غنی نام می‌برد. اسکاتلند میلیونها پوند برای تسطیح زمین‌های ورزشی مناطق روستایی اختصاص می‌دهد و ایالت میشیگان ۲۳ المپیک سالمندان را برگزار می‌کند. ما چه کنیم؟
رشد شهرهای بزرگ در کشورهای در حال توسعه با افزایش فقر شهری توأم بوده است. حدود یک سوم تا یک چهارم خانوارهای شهری جهان در فقر مطلق زندگی می‌کنند. بسیاری از محرومان شهری فاقد حمایت های قانونی از سوی مراجع رسمی هستند بی پناهی در قبال خشونت، مواد مخدر، محاصره اموال، اخراج از محل اقامت، اسارت در چنبره جرایم سازمان یافته از آن جمله است. شهرهای بزرگ در کشورهای در حال توسعه در معرض هر دو دسته مخاطرات است زیرا هم دچار انواع کاستی‌ها در عرضه رقابت جهانی شدن است و هم دستخوش ساختارها و مدیریت‌های فاقد درخوری با ملازمات جهانی است. از این رو سازمان‌ های جهانی با محوریت سازمان ملل برای کارا کردن راه مشارکت اجتماعی و کم کردن فاصله‌ های اجتماعی اهمیت ویژه‌ای یافته است. در اینجا شعار شهر شامب در مثابل شهر فاصل رواج می‌یابد. در شهر شامل شهروندان امکان می‌یابند تا در مورد کارکرد و اداره شهر خود نظر بدهند. با جلب همکاری گسترده مردم به ویژه مردم محروم در مناطق خود باب مشارکت همگانی گشوده می‌شود، نشارکت در مدیریت آموزش بهداشت و سایر فعالیتهای شهری از آن جمله است. در این میان اقبال مردم به ورزش موضوعی محوری است. برای کاهش محرومیت اجتماعی و نزدیکی به جامعه شامل ورزش دارای جایگاه ویژه است. اهمیت ورزش در آن است که موضوع مشترک طبقات و اقشار مختلف جامعه است. از طرفی امکان حضور، بروز، ارتباط و مشارکت افراد و گروههای مختلف اجتماعب در یک جامعه فارغ از جایگاه اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و به دور از تبعیضات نژادی – دینی – قومی – جنسی می‌توانند مشارکت کنند، در دسترسی به امکانات ورزشی تفاوتهای سنی و معلولیتهای جسمی نیز منظور نمی‌شود.
کمیته توسعه ورزش شورای اروپا برای همبستگی اجتماعی ورزش را عامل عمده اعلان کرده است سوق یافتن جهان به سوی ارتباطات گسترده و یکپارچه و روند جهانی‌شدن سبب شده است که به زنان عمدتاً به عنوان یک منبع کار نگریسته شود، در حالیکه زنان تربیت‌کنندگان نسل آینده‌اند که نیازمند آموزش و جایگاه اجتماعی مناسب هستند. ایجاد زمینه‌های مناسب برای ورزش بانوان یک موضوع مهم ملی در جوامع مختلف بویژه جوامع اسلامی است. زیرا زنان نیازمند محیط و امکانات مناسب برای انجام ورزش همگانی تعلیم و تربیت و قهرمانی‌اند. مورد دوم از مصادیق شمول اجتماعی توجه به ورزش معلولان است. در ایران معلولیت ناشی از جنگ اهمیت و ضرورت توجه را می‌طلبد، بخصوص آنکه معلولان بر اثر کاستی‌های جسمی فرصت کمتری برای تحرک جسمی و مشارکت اجتماعی دارند. موضوع مهم بعدی مشارکت اجتماعی سالمندان است. ورزش وسیله‌ای برای پیشگیری از بیماری‌هاست. شعار هیچ وقت دیر نیست عنوان برنامه‌ای برای جذب سالمندان استرالیا به ورزش است. و بالاخره مشارکت روستائیان.
شاید بی‌منلسبت نباشد که در این مبحث به منشور بین‌المللی تربیت‌بدنی و ورزش یونسکو در سال ۱۹۷۸ اشاره شود. یونسکو رویکرد ورزشی خود را بر اساس ارتقای ارتباط نزدیک‌تر بین مردمان و نیز بین افراد جامعه – برقراری همبستگی- برادری- احترام و درک متقابل- احترام برای یکپارچگی و شخصیت آدمی- ترویج ارزشهای اخلاقی بویژه در مبارزه با انزوا و خشونت- ترویج ورزش همگان بویژه معلولان جسمی و ذهنی- حمایت از ورزش زنان و ورزش به عنوان ابزار توانمند تعلیم و تربیت و در نهایت ورزش وسیله‌ای برای کاستن فاصله فقر و غنا یاد کرده است. در‌واقع این موارد آرزوها، افق‌ها و دستاوردهایی است که از رواج ورزش در جامعه انتظار می‌رود. برایند این خواسته‌های نیکو شمول اجتماعی است تا مردم به هم نزدیک‌تر شوند و بهتر زندگی کنند.(۳۴)
کاربرد ملاک‌های سنجیده‌شده ابراز وجود در ورزش
موقعیت های ابزار‌وجود که در این تحقیق مورد سنجش قرار گرفتند شامل:
۱- ابراز وجود کلی فرد ۲- توانایی و قدرت گفتن نه (امتناع از درخواست) ۳- بیان و ابراز محدودیت‌های شخصی ۴- برقراری روابط اجتماعی ۵- ابراز احساسات مثبت ۶- توانایی انتقاد سازنده ۷- اختلاف عقیده داشتن با دیگران ۸- ابراز وجود در موقعیت‌های خدماتی.
ابراز وجود:
بسیاری از مربیان خوب در طرح‌ریزی رهیافت ها، تدریس فنون عملی و آگاهی از جزئیات ورزش خود نابغه هستند. اما این مربیان تا نتوانند به‌گونه‌ای مؤثر دانش خود را منتقل کنند، مؤثر و موفق نخواهند بود. گفت‌و‌گوی مؤثر عبارت است از هنر و علم کمک به ورزشکاران تا درباره خود احساس خوبی داشته باشند، خود‌پنداری ورزشکار را بالا ببرد، مهارتهای ورزشی را به‌گونه‌ای مؤثر یاد بدهد و احترام و وفاداری ورزشکار را به دست دهد.
اگر قرار باشد مربی مؤثر باشد باید درستکار باشد، تدافعی عمل نکند، پایداری و همدردی داشته باشد، طعنه نزند، رفتار را تحسین یا انتقاد کند نه شخصیت را، تمامیت دیگران را محترم بشمارد، از علائم کلامی و غیرکلامی مثبت استفاده کند، مهارت ها را بیاموزد و پیوسته با همه اعضای تیم کنش متقابلی داشته باشد. این روس از مسائل بالقوه بین شرکت‌کنندگان در تیم جلوگیری کرده یا دست‌کم به کمترین مقدار کاهش می‌دهد.(۷)
امتناع از درخواست (قدرت نه گفتن)
فشار همسالان برای به مبارزه‌طلبیدن قوانین و همگام‌شدن با گروه، گاهی اوقات بر فرد فشار می‌آورد. یک نمونه خوب از این مورد فشار گروهی، استفاده از مواد‌مخدر غیرقانونی است. ورزشکاران می گویند که گروههای اجتماعی اغلب فرصت استفاده از موادمخدر را فراهم می‌سازند. همراه با نوشیدن الکل و در محیطی نسبتاً القا‌ء کننده، اغواگری برای امتحان‌ کردن موادمخدر بسیار زیاد است، امّا ورزشکارانی که درباره نتایج استفاده از مواد مخدر و شکستن قواعد تیمی و قوانین هشدار داده شده باشند، بهانه‌ای برای امتناع از مواد مخدر را دارند، مانند: اگر مربی پی‌ببرد یا آزمایش مواد در من مثبت باشد، از تیم اخراج خواهم شد، این یک دلیل توجیه‌ پذیر و حفظ‌ آبروست برای گفتن «نه» .(۷)
بیان و ابراز محدودیت‌های شخصی
مربی با تأیید عملکرد رقیبان بعد از بازی نه‌تنها کمبودهای خود را نمایان نمی‌سازد بلکه از آنها به منظور بهبود و پیشرفت‌های بیشتر در آینده استفاده می‌کند و با استفاده از «سیاست‌باز» خود در برخوردها، احترام و صمیمت خود را چندین برابر می‌سازد مثلاً اگر زمان برقراری ارتباط و پاسخگویی به نیازهای افراد تیم، واقعاً مناسب نباشد مربی می‌تواند عذر بیاورد، امّا باید این موضع را به ورزشکار انتقال دهد که صحبت‌نکردن با او مربوط به موضوع دیگری است که با علاقه او به ورزشکار ارتباطی ندارد و هرچه زودتر برای ملاقات بعدی قراری را تنظیم نماید، در اینجا سیاست درباز خود را صمیمانه ابراز داشته است.(۷)
برقراری ارتباط اجتماعی
بهترین راه برای پرهیز از تدافعی جلوه دادن، حساسیت نشان‌دادن به چیزی است که بازیکن، والدین، دستیار، داور…می‌گویند. وقتی فرد در پاسخ‌دادن و توجه نشان‌دادن به احساسات دیگران ناتوان است از گوش دادن انفعالی استفاده کرده، در حالیکه گوش‌کردن فعال زمانی رخ می‌دهد که او در پاسخ به آنچه که دیگران می‌گویند با آنها شروع به گفتگو نماید. ( ۱۹۹۰ wilder و Rosen feld)
مربیان موفق دستتیاران خود را به آغاز و حفظ تماس‌های شخصی نزدیک با بازیکنان تشویق می‌کنند. سلام کردن، لبخند زدن و یا دست‌ تکان‌دادن موجب می‌شود تا آنها را شخصی خوب و با ملاحظه بنگرند فرصت گفتن کلمات دلگرم‌کننده و محبت‌آمیز را نسبت به اطرافیان از دیت نمی‌دهند (۱۹۸۳- Mechikoff , Kozar). مربیان دارای مهارتهای کلامی نسبتاً ضعیف می توانند به‌گونه غیر کلامی با تیم رابطه برقرار کنند و اثرهای روانی سودمند و نتایج عملکرد مطلوب به‌بار آوردند، گاهی‌اوقات ارتباط غیرکلامی ممکن است در رسانیدن پیام حتی از کاربرد واژه‌ها مؤثرتر باشد و احساس آرامش، صمیمت و ارزیابی واقع‌بینانه را از عملکرد القاء کنند (M arten s –۱۹۸۱).
بلانچارد و هرسی B lanchard , Hhersey (1977 ) در پژوهشی می‌گویند، رهبران مؤثر ۱- اهداف گروه را ممکن می‌سازنند (رفتار هدف‌گرا) و۲- کنش متقابل مثبت در بین اعضای گروه را آسان می‌کنند.
ودرنظرکارون (۱۹۸۴) برای کمک به جلوگیری از درون‌گرایی و احساس انزوا تازه‌واردین به تیم بایستی، اعضای رسمی تیم وظیفه معرفی بازیکنان جدید به هم‌تیمی‌های و آوردن آنها به تبادلات اجتماعی را برعهده گیرند Carron (7)
ابراز احساسات مثبت
مکیک اف و کوذار (۱۹۸۳) یک عنصر مهم در خشنودی بازیکن و موفقیت در عملکرد او را ، تائید و تحسین تلاش و استعداد او می دانند. مربیان موفق عملکرد ورزشی خوب را تحسین می‌کنند. گینوت (۱۹۶۵) می گوید تحسین عملکرد بجای تحسین شخصیت به ورزشکار امکان می‌دهد تا در اشتباه کردن احساس امنیت بیشتری کند و بدون ترس، خطرپذیری نماید و در این روش اعتماد‌ به‌ نفس او افزایش می‌یابد Ginot
به عقیده ویلیام و هکر (۱۹۸۲ ) تایید تلاش ها، اعتماد‌ به‌ نفس بهینه شده و ورزشکار پذیرای بازخورد انتقادی برای بهینه‌ کردن ضعف‌ های خود می‌شود Williams , Hacker . انشل تایید‌ شدن یک نیاز اجتماعی می داند ، رهبران گروه و در حد کمتری اعضای گروه، با ارائه بازخورد مثبت و در صورت نیاز اطلاعات آموزشی درباره برخی از جنیه‌ های عملکرد تیم مانند نگرشی مثبت، تلاشی خوب، عملکرد های ماهرانه، انسجام گروهی را به گونه‌ای اندازه‌ پذیر بهینه می‌کند
برای داشتن یک تیم منسجم، استفاده درست از تحسین کلامی و غیرکلامی بویژه به سبب همکاری ویژه اعضای تیم در ایجاد خشنودی دوسره سودمند است .اسمیت و دیگران ) Smite etal1977) به منظور انتقاد سازنده به شیوه حساس امّا مؤثر رویکرد ساندویچ را ارائه داد: ۱-اظهار مثبت ۲- بازخورد مثبت آینده‌گرا ۳-یک تعریف.
بازیکن برای راحت‌شدن و خلاص شدن از حمله کلامی پیش‌بینی نشده، معمولاً از گوش‌دادن پرهیز می‌کند درواقع پیام نامطبوع را نمی‌گیرد، زیرا بازیکن بجای پیامی منفی نیاز به تائیدی مثبت دارد، وقتی ورزشکار اظهار مثبت را پذیرا شد به توصیه آموزشی بعدی نیز گوش فرا خواهد داد (بردن نام کوچک مثل فرزانه توپ سختی را زدی) نشان‌دهنده توجه بیشتر به گوینده و احساس تهدید کمتر و حساسیت نسبت به فرد است.
اندیشیدن درباره رویداد ناگوار شانس تکرار آن را افزایش می دهد، برای اینکه نگذاریم ورزشکار درباره اشتباه گذشته خود بیندیشد، مربی در موقع اظهار مثبت بایستی رفتارها و رهیافت هایی را توضیح دهد که ورزشکار برای اجراهای بعدی باید روی آنها کار کند. تعریف که در روان‌شناختی به آن اثر فعلی می‌گویند به این معنی است که اطلاعات تازه‌تر بهتر از اطلاعاتی که قبلاً ارائه شده‌اند، به یاد می‌ماند، بویژه زمانی که ورزشکار از مربی بازخورد سازنده می‌گیرد، پایان‌دادن این کنش متقابل به شکل مثبت مزایای زیر را دارد: ۱- یادآوری اطلاعات را بهینه می‌سازد زیرا ما درون‌داده مثبت را بهتر از درون‌داده منفی به یاد می آوریم. ۲- به اعتماد و وفاداری بیشتر نسبت به مربی و تیم می‌انجامد. ۳-اعمالی که به درستی انجام شده‌اند را تقویت می‌کند زیرا ورزشکاران نیاز دارند، به یاد آورند که در کجا به خوبی عمل کرده‌اند. ۴- به بازیکن کمک می‌کند تا مهارتهای یادگیری را، زمانی‌ که هیجانهای مربی مداخله می‌کنند از آنچه که شوک‌آور هستند، درک کند.(۷)
توانایی انتقاد سازنده :
مربیان موفق در گفتگوی مؤثر رفتار را انتقاد می‌کنند نه شخصیت را، هایم گینوت Haim Ginott 1965 معتقد است که انتقاد از شخصیت هرگز سازنده نیست زیرا که هیچ اطلاعاتی به شنونده نمی‌دهد بنابراین امکان قضاوت واقع‌بینانه را از بین می‌برد. میچایکوف و کوذارMechikoff , Kozar1983 نقش سرمربی را در طول تمرین، انتقادی از نوع سازنده می‌دانند. متأسفانه بیشتر مردم به دلایل نادرست دیگران را مورد انتقاد قرار می‌دهند و بجای ارائه بازخورد اغلب هدف جریحه‌دار کردن احساسهای شخص دیگر را دارند و مکرراً (به طور مکرر) در این هدف موفق می‌شوند. در انتقاد متداوم ورزشکار یاد می‌گیرد که خود را محکوم کند یا دیگران را مقصر بشمارد. به نظر گینوت ۱۹۶۹ کارکرد انتقاد سازنده این است که به فرد نشان دهد، در موقعیت مربوطه چه باید کرد. انتقاد مفید هرگز متوجه شخصیت بازیکن نیست بلکه متوجه شرایط محیطی است و اینکه چه باید کرد. وقتی شخصی در حال غرق‌شدن است، زمان انتقاد کردن از او یا آموزش شنا به او نیست بلکه اکنون زمان یاری‌رسانیدن به اوست. پس به موقعیتی که پیش‌روی ورزشکار است توجه کنید و تصمیم بگیرید که از اینجا باید به کجا رفت. هرسی و بلانچارد ۱۹۷۷ (Hersey , Blanchard) به این نتیجه رسیدند که بازخورد سازنده درباره عملکرد، صمیمت و ابراز ارادت و حساسیت به احساسهای دیگران برای بهینگی عملکرد ضروری‌اند. یک تیم کارآمد مرکب از اعضای مطمئن پذیرای بازخورد برای رفع خطاها و ضعف‌هاست.(۷)
اختلاف‌ عقیده داشتن با دیگران
انشل۱۹۸۷ می‌گوید اگرچه سرمربی تصمیم نهایی را می‌گیرد اما استفاده از همه منابع موجود مانند دستیاران، ورزشکاران و… قبل از تصمیم به جمع‌آوری اطلاعات لازم برای تصمیم عاقلانه کمک می‌کند و باعث می‌شود دستیاران و همه اعضای تیم از آن حمایت کنند، فرد زمانی از عقاید دیگران استفاده می‌کند که از اختلاف‌عقیده داشتن با دیگران هراسی نداشته باشد. مربیان موفق در یک چیز مشترک هستند از آن جمله که تدافعی عمل نکرده و گوش‌دهنده خوبی می‌باشند و پذیرای عقاید دیگران هستند و از بازخورد درباره عملکرد خودشان استقبال می‌نمایند.(۷)
ابراز وجود در موقعیت‌ های خدماتی:
مربیانی که تصمیم می‌گیرند به تنهایی و با اتکای به خود کار کنند با این گمان که همه پاسخ‌ها را دارند، خود را جدا از تیم می‌گذارند و از اعضای تیم حمایتی دریافت نمی‌کنند و بقیه افراد دخیل در تیم خود را برای شکست و موفقیت، پاسخگو نمی‌دانند زیرا دارای حس مشترک اندکی هستند، مربی می‌تواند از کسانی که به صحنه رقابت از همه نزدیکترند یعنی ورزشکاران، درون‌داده بگیرد و یا از کسانی که می‌توانند درباره وضعیت جسمانی و روانی بازیکنان به او بینش دهند اطلاعات بگیرد، علاقمندی به روشی که همکار دیگری برای بازی به کار می‌برد، گرفتن این اطلاعات می‌تواند در تبیین دلایل نتایج عملکرد، مربی را یاری کند. بلانچارد و هرسی در سال ۱۹۷۷ در نگره چرخه زندگی به منظور هماهنگ کردن رفتارهای مردم‌گرا و تکلیف‌گرا پرورش رهبری تیمی را پیشنهاد کردند، فرصت نشان‌دادن و گسترش رهبری بخش اساسی موقعیت مربیگری است امّا مربیان می‌توانند با دادن فرصت‌هایی برای رهبری‌کردن به سایر اعضای تیم، ویژگی‌هایی چون خودانگیختگی، مسئولیت‌پذیری و وفادارای به اهداف تیم را در آنها بوجود آورند. انشل یکی از علائم رهبران مطمئن این است که بدانند چه موقع رهبری نکنند و گاهگاهی فرصت انجام تکالیف را به سایر اعضای تیم بدهند. کنش متقابل و کمک از همه اعضای تیم، اداره تیم را آسان کرده به ایجاد انسجام تیمی می‌انجامد.(۷)

تحقیقات انجام شده در داخل کشور
خلجی ( ۱۳۶۷ ) در پژوهش خود به این نتیجه رسید ‌، فعالیت های جسمانی استقامتی منظم و معتدل موجب ایجاد مکانیزم هایی می گردد که به نظر می رسد با صفات مطلوب شخصیتی در ارتباط باشد . (۱۷)
گروه محققین( ۱۳۶۸) گزارش کردند آموزش ابراز وجود روش مناسبی برای رفع مشکلات ارتباطی در افراد منفعل ، پرخاشگر و پرخاشگر منفعل می باشد و ۷۰ % روانشناسان ایرانی آموزش ابراز وجود را برای مردم ایران ضروری می دانند و فقط ۲۵ % آنها، آن را به میزان زیاد مورد استفاده قرار می دهند.(۳۳)
حسین زاده دهنوی(۱۳۷۱) به این نتیجه رسید که ورزشکاران رشته های گروهی نسبت به ورزشکاران رشته های انفرادی برون گراتر هستند و ورزشکاران انفرادی نسبت به ورزشکاران گروهی درون گراتر می باشند.(۱۶)
رمضانی نژاد (۱۳۷۲) دربررسی ویژگی های شخصیتی دانشجویان ورزشکار و غیرورزشکار اظهار کرد ، دانشجویان ورزشکار، برتری جوئی و اعتماد به نفس بیشتری نسبت به دانشجویان غیرورزشکار دارند، خودکفائی ورزشکاران کمتر از غیرورزشکاران بود، بین دوگروه ازنظر شاخص اجتماعی بودن و درون گرائی، تفاوت معنی داری مشاهده نشد.(۲۳)
میرنصوری (۱۳۷۳) نتیجه گرفت، شخصیت ورزشکاران رشته های انفرادی و گروهی در نمود درون گرائی و برون گرائی تفاوت دارد ، ورزشکاران رشته های گروهی پرخاشگرترند. اعتماد به نفس و پرخاشگری ورزشکاران بالاتر و همچنین نوع ورزش درشکل گیری شخصیت مؤثراست.(۳۹)
رمضانی ( ۱۳۷۳) با کاربرد تکنیک های آموزش ابراز وجود در درمان عدم قاطعیت دانشجویان بیان کرد، آموزش ابراز وجود منجربه افزایش قاطعیت در دانشجویانی شد که در مهارتهای ارتباطی خود با دیگران و احقاق حقوق خود با مشکل مواجه بودند .(۲۱)
بهرامی ( ۱۳۷۴- ۱۳۷۵) با مقایسه آموزش ابراز وجود به دانش آموزان کم جرات دختردبیرستانی با شیوه های مشاوره گروهی و فردی شهر اصفهان به این نتیجه دست یافت که مشاوره فردی و گروهی هر دو اما مشاوره گروهی تاثیر بیشتری داشت.(۹)
اهری هاشمی( ۱۳۷۵) در بررسی خود اعلام داشت ۱- بین دانشجویان ورزشکار و غیرورزشکار در متغیرافسردگی و انحراف اجتماعی – روانی تفاوت معنی داری مشاهده شد. ۲ – بین ورزشکاران رشته های انفرادی و گروهی، هیچ یک از مقیاس ها تفاوت معنی داری مشاهده نشد.(۸)
جلالی سردرودی ( ۱۳۷۵- ۱۳۷۶) در بررسی تاثیر ورزش بر مهارت های روانی – حرکتی و سازش اجتماعی بیان کرد، بین مهارتهای روانی – حرکتی و سازش اجتماعی دانش آموزان ورزشکار و غیرورزشکار تفاوت معناداری بدست آورد .(۱۴)
احمدی( ۱۳۷۵-۱۳۷۶) نتیجه گرفت، اثر بخشی بازی درمانی بر پرخاشگری آشکار کلامی محدود وبر پرخاشگری آشکار غیرکلامی تایید، بر پرخاشگری پنهان کلامی و غیرکلامی ( پرخاشگری منفعلانه ) و افزایش رفتارهای سازش یافته نیز مورد تایید قرارگرفت .(۳)
جلالی (۱۳۷۶ ) بررسی اثر روش های درمانی و آموزش سرمشق پذیری و تمرین ، سرمشق پذیری و آرمیدگی عضلانی در درمان رفتارهای غیر جرات ورز و آموزش رفتارهای جرات ورزانه به این نتیجه رسید که گروه سرمشق پذیر و تمرین در تمام متغیرهای جرات ورزی ، عملکردی ، پرخاشگری ، سلطه پذیری ، انفعالی و اضطرابی تفاوت معناداری را نشان دادند .(۱۳)
نیک نژاد (۱۳۷۶- ۱۳۷۷) درمورد جایگاه ورزش دربین طبقات مختلف اجتماعی به این نتیجه رسید که طبقات پایین جامعه احساس می کنند که نابرابری ها برعلیه آنها روز به روز بیشتر می شود بنابراین در تضادی عمیق با این نابرابری ها قرارمی گیرند در حالی که طبقه سرمایه دار بدون توجه به اجرای هرگونه مهارتی احساس می کند که موقعیت اجتماعی آنها باعث درامان ماندنشان می شود از این رو داشتن انتظار رقابتی یکسان از طبقات مختلف جامعه واقع بینانه نیست .(۴۱)
محامد ( ۱۳۷۷) مقایسه دانش آموزان آزار رسان ، آزارپذیر و عادی از لحاظ میزان ابراز وجود و عملکرد تحصیلی و پرخاشگری پدران آنان به این نتیجه رسید بین ابراز وجود دانش آموزان آزاررسان آزارپذیر و عادی تفاوت معناداری وجود داشت ، ابرازوجود آزاررسان ها بیشتر بود ، پرخاشگری پدران تایید نشد ، بین عملکرد تحصیلی سه گروه تفاوت معناداری بدست آمد و درگروه گواه یا عادی عملکرد تحصیلی بهتری مشاهده شد ، بین گروه های مختلف از لحاظ وضعیت اجتماعی اقتصادی تفاوت معناداری وجود نداشت . (۳۵)
رضویه ( ۱۳۷۸) دربررسی رابطه پرخاشگری ارتباطی با سازگاری عاطفی – اجتماعی به این نتیجه رسید که بین پرخاشگری آشکار و ارتباطی و سازگاری عاطفی – اجتماعی دانش آموزان تفاوت معناداری وجود دارد .(۲۰)
توکل و مظفری ( ۱۳۷۹) در بررسی تمایلات ضد اجتماعی دانشجویان و دانش آموزان پیش دانشگاهی و ارتباط آن با ویژگی های فردی و اجتماعی آنان به این نتیجه رسیدند که تمایلات ضد اجتماعی در مناطق مرزی و محروم کشور شکل نمایان تری دارد .(۱۲)
هرمزی نژاد( ۱۳۷۹ ) در پژوهش خود گزارش نمود بین متغیرهای عزت نفس و کمال گرایی با ابراز وجود رابطه معناداری وجود دارد .(۴۲)
در تحقیقی به راهنمایی شهنی ییلاق و نیسی(۱۳۸۰) تاثیر آموزش ابراز وجود برقاطعیت ، عزت نفس ، اضطراب اجتماعی و بهداشت روانی دانش آموزان مضطرب اجتماعی مورد بررسی قرار گرفت که آموزش ابراز وجود منجربه افزایش قاطعیت و عزت نفس و بهداشت روانی و کاهش اضطراب در روابط اجتماعی گشت.(۲۵)
محمدی فر و یزدانی(۱۳۸۱) در مطالعه عوامل مؤثر بر احساس شادی و بهزیستی در دانشجویان دانشگاه تهران سلامت جسمانی را اصلی ترین مؤلفه یافت و وضعیت اقتصادی ، استقلال در تصمیم گیری، وضعیت شغلی و هیجان خواهی و برخورداری از تجربه های جدید، در مراتب بعدی قرارگرفتند بین گروه جانباز و عادی بدلیل اعتقادات دینی تفاوتی مشاهده نشد.(۳۷)
اداره کل زندان های استان خوزستان (۱۳۸۲) با بررسی تاثیر ورزش بر میزان ابرازوجود، عزت نفس پرخاشگری ،‌ نوجوانان کانون اصلاح و تربیت به این نتیجه رسیدند که تاثیر ورزش بر افزایش عزت نفس و ابراز وجود و کاهش پرخاشگری و درگیری بین افراد تاثیر قابل ملاحظه ای داشت و امکان بازپروری را در محیطی آرام فراهم آورد.(۴)

تحقیقات انجام شده در خارج کشور
بوت و اسپرلینگ (۱۹۴۲ و ۱۹۵۸) در بررسی تفاوت های شخصیتی ورزشکاران رشته های مختلف به این نتیجه رسیدند که بین ورزشکاران رشته های مختلف ورزشی از نظر ویژگی های شخصیتی تفاوت معناداری وجود ندارد.(۲۲)
انشل گزارش کرد مقایسه زنان ورزشکار و غیرورزشکار در بازی های پن امریکن ۱۹۵۹ نشان داده است، زنان ورزشکار نمره های نسبتا بالاتری در ارتباط برقرارکردن با دیگران، بدست آوردند.(۷)
در پژوهشی سالتر ( ۱۹۴۹ ) آموزش بیان احساسات ، صحبت کردن توام با حرکات بدنی ، ابرازنظر مخالف … را برای رفع عدم قاطعیت معرفی کرد .(۲۱)
لوشن ( ۱۹۶۳) اظهار داشت ، مشارکت ورزشی توده های متوسط در مقایسه با دیگر طبقات از درصد بالایی برخوردار است تحقیق او بر روی تیم قایقرانی با پاروی آلمان گواه صادقی بود بر این که ورزش از رهگذر فرصت های فراوانی که بدست می دهد و شرایط و موقعیت های مشارکت گسترده در آن ، راه هایی برای اجتماعی شدن و یکپارچگی در طبقات متوسط و بالا در اختیار می گذارد .(۷)
در پژوهش های دهه های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میلادی در آمریکا معلوم شده است که مشارکت در فعالیتهای ورزشی با محافظه کاری سیاسی و همنوایی با نظامهای هنجاری اجتماعی ارتباط مستقیم دارد .(۲۴)
گامیل (۱۹۶۴) در مقایسه ویژگی های شخصیتی رشته های تیمی و غیر تیمی به این نتیجه رسید ورزشکاران انفرادی خود کفاتر ، کم اضطراب تر ، درون گراتر و از نظر روانی آرام تر هستند.(۲۲)
اسلاشر (۱۹۶۴) گزارش نمود بین ورزشکاران رشته های مختلف ورزشی از نظر ویژگی های شخصیتی تفاوت معناداری وجود ندارد. (۲۲)
پیترسون و همکاران (۱۹۶۷) در بررسی تفاوتهای شحصیتی ورزشکاران رشته های تیمی و انفرادی اعلام داشت ، زنان ورزشکار در رشته های انفرادی برتری جویی ، درون گرایی و خودکفایی بیشتری از زنان ورزشکار رشته های تیمی بدست آوردند. (۲۲)
کرول و همکاران (۱۹۶۷ ) با بررسی ویژگی های شخصیتی بازیکنان نخبه و مبتدی بسکتبال و کاراته نتیجه گرفت ، اختلاف معناداری از لحاظ ویژگی های شخصیتی بین آنها وجود ندارد .(۲۲)
سینگر (۱۹۶۹) گزارش نمود ورزشکاران رشته های انفرادی در عامل اعتماد به نفس و رشته های تیمی در عامل دستپاچگی و عجله امتیاز بالاتری گرفتند. (۲۲)
گاراری ، اسچینفلد (۱۹۷۰) اعلام نمود نیازهای ادراک شده مردان و زنان در ورزش به طور معنی داری باهم تفاوت داشتند ، نیازهای زنان امنیت گرایی ، انفعالی ، تدافعی ، زیردست و بی تحرک بودن و برای مردان تقلای بدنی شدید ، خشونت ، پیشرفت ، فعالیت حرکتی ، استقلال و تسلط طلبی بدست آمد. (۲۲)
ولپه (۱۹۷۰) نیز به این نتیجه رسید که بایستی رفتارهای مخالف عدم قاطعیت را به فرد آموزش داد ، او می گوید رفتارهای ابرازوجودانه ، با اضطراب متناقض هستند به همین خاطر درصورت وجود یکی ، دیگری محو خواهد شد. (۲۱)
لازاروس (۱۹۷۱) ضمن توضیح تکنیک های متعدد به بررسی روشهای از بین بردن عدم قاطعیت پرداخته است درنتایج او ابراز وجود روشی برای احقاق حق است و با آن می توان روابط نامتناسب افراد را اصلاح کرد. (۲۱)
زیلمن (۱۹۷۲ ) در بررسی علل وقوع خشونت در ورزشکاران گزارش کرد بیشترین احتمال وقوع خشونت خصمانه زمانی است که فرد از لحاظ فعالیت بدنی برانگیخته می شود و ابراز موفقیت آمیز خشونت منتهی به افزایش خشونت می شود. (۷)
بریانی و ترور ( ۱۹۷۴) در بررسی نمونه دانشجویان ،گزارش کرد که ۹ % آنها مشکلات اجتنابی در موقعیت های اجتماعی داشته اند. (۲۱)
فراتزک (۱۹۷۵) با مطالعه روی صفات شخصیتی ورزشکاران برتر و متوسط دانشگاهی نتیجه گرفت مردان ماهر و برتر : خود کفاتر و حساس تر هستند و اطمینان بیشتری به خود دارند. (۵۵)
نیال ، توتکو ( ۱۹۷۵ ) مقایسه ویژگیهای شخصیتی زنان و مردان ورزشکار : زنان از نشان دادن عواطف خود ترسی ندارند بنابراین فشار ناشی از ورزش با شدت کمتری مانع عملکرد ورزشی آنان می شود و همچنین احساس های خود را بیشتر از مردان برای دیگران ابراز می کنند و این عادت فشار را در آنها کاهش می دهد زیرا خود پنداری آنها با شکست یا موفقیت ورزشی منحرف نمی شود ، به هر حال آنها برای رسیدن به سطح ورزشکاری تجربه نسبتا“ خوبی برای غلبه بر موانع داشته اند. (۷)
شاو (۱۹۷۶ ) گزارش کرد ترس اجتماعی و بی کفایتی اجتماعی مشکلات مربوط به مردان هستند در تحقیق او ۶۱ % مبتلایان مرد و ۶۰ % موارد شروع آن حدود ۲۰ سالگی بوده است .(۲۱)
بلانچارد ، هرسی (۱۹۷۷) دربررسی ویژگیهای رهبران موثر در ورزش گزارش نمود دادن فرصت رهبری به اعضای تیم منجربه مسئولیت پذیری ، خود انگیختگی ، وفاداری به اهداف تیم شده وکنش متقابل مثبت بین اعضای گروه را آسان می کند. (۷)
شاو (۱۹۷۷) در پژوهش خود اعلام داشت ورزشکار تیمی گرایش بیشتری به برونگرایی وابستگی ،‌ اضطراب بالا و واقع بینی کمتری دارند ، ورزشکاران رشته هایی که مستلزم تماس جسمانی و مستقیم بود در مقایسه با غیرورزشکاران برونگراتر و مستقل تر بوده اند. (۲۲)
منشور بین المللی تربیت بدنی وورزش یونسکو در سال (۱۹۷۸) رویکرد ورزشی خود را بر اساس ارتقای ارتباط نزدیکتر بین مردم وافراد جامعه – برقراری همبستگی – برادری – احترام و درک متقابل – احترام برای یکپارچگی وشخصیت آدمی – ترویج ارزشهای اخلاقی بویژه در مبارزه با انزوا و خشونت – ترویج ورزش برای همگان بویژه معلولان جسمی و ذهنی – حمایت از ورزش زنان به عنوان ابزار تعلیم و تربیت و در نهایت ورزش وسیله ای برای کاستن فاصله ی فقیر و غنی یاد کرده است ، در واقع برایند این خواسته ها و اهداف نیکو ، شمول اجتماعی است تا مردم به هم نزدیکتر شوند و بهترزندگی کنند. (۳۴)
بلک برن ، گرین برگ (۱۹۷۸) رویکردی چندبعدی برای درمان چاقی درجوانان ارائه کرد ، آموزش تغذیه ای به همراه آمادگی ذهنی ، آرامش سازی ، ورزش و تمرین ابرازوجود در این رویکرد ، ۶ ماه تا یکسال برای تعدیل استیل زندگی مورد استفاده قرارگرفتند و در اکثر بیماران تا ۱۸ کیلوگرم کاهش وزن و بیش از ۲ سال نگهداری آن حاصل شد.. (۴۷)
سیلوا (۱۹۷۹ ) در پژوهشی بیان نمود شرکت کنندگان برانگیخته تمرکز کمتر وعملکرد ضعیفتری را نشان دادند واز طرفی پرخاشگری منجر به افزایش برانگیختگی شده وهر دو با هم ترکیب ومانع عملکرد موفق شدند. (۷)
هالی و ترور (۱۹۸۰) معتقدند افراد کم جرات به دلیل قرارگرفتن در شرایط خاص مناسبات و مهارت های اجتماعی لازم برای ایجاد پاسخ های جراتمند را یاد نگرفته است. لذا بایستی به آنها آموزش مهارت های اجتماعی داده شود. (۲۱)
ریان (۱۹۸۰) در مقایسه نوع انگیزش در زنان و مردان ورزشکار اعلام داشت مردان از لحاظ بیرونی انگیخته بودند مثل دریافت کمک هزینه تحصیلی ولی زنان دارای انگیزش درونی بودند و برای خشنودی خود و سرگرمی در برقراری ارتباط بادیگران ، به انجام ورزش می پرداختند. (۷)
رییز ، جل اسما (۱۹۸۰ ) در پژوهشی به این نتیجه رسید که مشوق پیشرفت زنان در پاسخ به نیاز ارتباط و مشارکت موفق با دیگران است ، اگر چه آنها متعهدند که بهترین بازی خود را ارائه دهند، درحالی که تلاش مردان درتسلط بر تکلیف ، برنده شدن و جایگاه ورزشی می باشد. (۷)
راسل (۱۹۸۱) در پژوهشی اعلام نمود ، تماشگران بعد از دیدن بازی خشن نمره های بالاتری در پرخاشگری و برانگیختگی عاطفی گرفتند. (۷)
هیندی وهمکاران او ( ۱۹۸۲) در بررسی ویژگیهای خلقی ۳-۴ رده سنی نتیجه گرفتند ویژگی های خلقی مانند ابراز وجود ، کمرویی ، سخت کوشی و ترشرویی و ارتباط آنها با یک نوع جنسیت می تواند مورد انتظار باشد ، اگرچه تفاوتهای جنسی در درجه بندی ویژگیهای اخلاقی وجود ندارد اما بعضی نمونه های رفتاری بین دختران و پسران و همچنین بین فرزند اول و دوم بصورت مشخصی متفاوت می با شد ، در مقایسه ویژگی های خلقی و اطلاعات رفتاری گاهی اوقات اختلاف ها کمتر آشکار بوده اند از آنهایی که هر جنس و هر گروه از خواهران و برادران را بصورت جداگانه بررسی کرده اند. ( ۵۷)
کراتی (۱۹۸۳ ) مربیانی که نسبت به ورزشکاران زن خصومت نشان می دهند به شیوه ای عمل می کنند که مغایر نیازهای آنان در ورزش است. (۷)
مکیگ اف ، کوزار (۱۹۸۳) در بررسی هایی اعلام داشتند مربیان موفق دستیاران خود را به آغاز و حفظ تماس های شخصی نزدیک با بازیکنان تشویق می کنند و سر مربی در طول تمرین با شیوه ی انتقاد سازنده همکاری می نماید. (۷)
فاوزی و همکاران او ( ۱۹۸۳ ) یک رویکرد روانی جامع به منظور درمان چاقی را ارائه دادند که بدلیل طبیعت پیچیده این بیماری درمان های پزشکی و روانی بایستی تواما” صورت گیرد و هیچکدام به تنهایی سودمند نیستند زیرا شروع کاهش وزن بایستی با نگهداری دراز مدت آن همراه باشد از طرفی افراد چاق از لحاظ اجتماعی ضعیف هستند لذا از ورزش و یادگیری ابرازوجود و مهارت های ارتباط بین فردی و آگاهی نسبت به مسایل تغذیه ای به منظور درمان روانی استفاده می گردد.(۵۴)
روک ( ۱۹۸۴ ) دانشجویان گوشه گیر مشکلاتی در زمینه های توصیف خود شرکت در گروهها ، لذت بردن از حضور در اماکن شادی بخش ، ابراز خود و انجام کارهای مهم اجتماعی دارند. (۲۱)
کارون (۱۹۸۴) ویدمیگر و دیگران (۱۹۸۵) در پژوهش خود به این نتیجه رسید که استفاده از تحسین کلامی و غیر کلامی و کنش متقابل و کمک از همه اعضای تیم را برای داشتن تیمی منسجم مهم هستند. (۷)
میلر لایت (۱۹۸۵) درنتایج خود در گزارش بنیاد ورزش های زنان اعلام کرد ، عزت نفس بالاتری درزنانی مشاهده شد که در کودکی ورزش می کردند. (۷)
فاریز ارپی ( ۱۹۸۵) برنامه ای به منظور کنترل چاقی و فشارخون ارائه نمود که در آن برنامه های تناوبی ورزشی به منظور ارائه اطلاعات جدید و افزایش درگیری افراد بکار رفته قدرت تصمیم گیری و افزایش ابراز وجود موضوعاتی غیروابسته به انتخاب تغذیه ای هستند و به منظور بهبود ارتباط با همنوعان مورد استفاده قرارگرفت. (۵۳)
ماگنو وفلتز (۱۹۸۵ ) مطالعه ای در مورد میزان یادگیری اعمال خشونت آمیز غیر قانونی انجام داد وبه این نتیجه رسید که مشاهده پرخاشگری در فوتبال حرفه ای کالج منجر به کاربرد آن توسط سایر بازیکنان شد. (۷)
ورنان ( ۱۹۸۶) در پژوهشی نتیجه گرفت چون زنان بیشتر از مردان از درون انگیخته می شوند و دلیل عمده مشارکت زنان در ورزش داشتن اوقات خوش است ، اهانت کلامی با این هدف متناقض است. (۷)
مارلین لودن ( ۱۹۸۶ ) در بررسی خود اظهار کرد بسیاری از زنان موفق در زمینه تجارت در جوانی شان به ورزش هایی می پرداختند. (۷)
کومار (۱۹۸۶) در مقایسه ویژگی های شخصیتی ورزشکاران انفرادی و تیمی و غیرورزشکاران به این نتیجه رسید که ورزشکاران دارای ساختار شخصیت متفاوت هستند. (۲۱)
انشل (۱۹۸۷ ) بررسی کرد مربیان موفق در گفتگوی موثر با دخالت دادن عقاید سایر اعضای تیم منجر به مسئولیت پذیری آنها نسبت به نتایج تصمیمات می شوند زیرا از اختلاف عقیده داشتن با دیگران هراسی ندارند ، در شروع برقراری ارتباط با دیگران کوشا هستند ،رفتار را تحسین یا انتقاد می کنند نه شخصیت را ، سیاست در باز خود را صمیمانه ابراز می کنند. (۷)
هاینس اس ، گروز دی ال ( ۱۹۸۹ ) نتیجه گرفت ارزیابی های مربی در مورد توانایی ها و قصد و منظور شرکت کنندگان در ورزش و ابعاد اجتماعی ، تاثیر همنوعان و خانواده از عوامل مؤثر در تکامل احترام به خود شناخته شده اند البته لازمه آن آموزش مربیان برای تکامل احترام به خود مثبت و چگونگی مواجه شدن با انواع متنوعی از شرکت کنندگان می باشد. (۵۸)
روزن فلد ، ویلدر (۱۹۹۰ ) در بررسی کار مربیان موفق اظهار داشت با گوش کردن فعال به احساس های دیگران توجه نشان داده ودر پاسخ به آنچه که دیگران می گویند با آنها شروع به گفتگو می کنند. (۷)
هیلگارد (۱۹۹۱ ) نتیجه گرفت نرمش و حرکات ورزشی باعث تسریع مرحله سم زدایی در درمان بیماریهایی چون اعتیاد شده وسبب می شودکارکرد طبیعی قوای بدن سریع تر انجام شود. (۴)
گیل ( ۱۹۹۲ ) بیان نمود زنان دارای انگیزش بالا در فعالیتهای متضمن پیشرفت افرادی هستند که در ورزش رقابتی شرکت ودر آن پایداری می کنند. (۷)
جنکینز و کارنز (۱۹۹۲ ) اعلام داشتند مجموعه هیجانات نگرشها و رفتارهای ابرازوجود ممکن است تحت تاثیر متغیرهای فرهنگی قرارگیرد به همین دلیل برای روشن کردن عوامل و متغیرهای بین فرهنگ، تحقیقات خاص فرهنگی لازم است. (۲۱)
کامینگز ان (۱۹۹۲) گزارش کرد ورزشهای دفاع از خود حاوی تکنیک های زنده جسمانی برای دفع حملات بوده و با تکامل ابرازوجود و قاطعیت و اعتمادبنفس، مانع پرخاشگری زنان کالج در آینده شد. (۴۹)
هورن (۱۹۹۲) گزارش کرد رفتار رهبرانی که مشخصه آنها حمایت اجتماعی بود بگونه ای مثبت با احساس رضایت و به گونه ای منفی با نتایج برد و باخت رابطه دارد به طوری که مربیانی که کنش متقابل مثبت در بین اعضا تیم را حق تقدم دادند اغلب تیمی با درصد بالایی از برد نداشتند. (۷)
جمتون و پاول ( ۱۹۹۳) نقش وضعیت و حرکات بدنی را در ابرازعواطف مثبت و منفی مورد بررسی قراردادند و به تعامل معنی داری دست یافتند. (۲۱)
آشفورد بی ، بیدل اس ،گوداز ام ( ۱۹۹۳ )در بررسی علل وانگیزه های شرکت افراد در مراکز ورزشی عمومی به این نتیجه رسیدند که انگیزه ها شامل حفظ سلامتی ورشد آمادگی جسمانی ورسیدن به آرامش بودند و مردان نسبت به زنان انگیزه تسلط بر عملکرد وافزایش ابراز وجود را وجوانان بهبود روانی –اجتماعی را مطرح ساختند . جنسیت و سن در انگیزه های شرکت در ورزش موثر بودند. (۴۴)
بیکروفت (۱۹۹۳) به بررسی تاثیر آموزش مهارت های اجتماعی برروی جوانان مبتلا به همودیالیز پرداخت و به این نتیجه رسید که رشد همه جانبه ای در مهارت های اجتماعی و خودسودمندی با آموزش مهارت های ابرازی در طول ۸ هفته بدست آمد. (۴۶)
دالاس و همکاران (۱۹۹۳ ) با مطالعه روی کودکان فلج مغزی و تاثیر بستگان درجه یک آنها و اثر روی سختی ناتوانایی- سن – ترتیب تولد پرداخت و نتیجه گرفت این کودکان غیر فعال و فاقد ابرازوجود بودند و زمانیکه بستگان نزدیک بیشتر متناظر و دستوردهنده بودند این دو ناتوانایی صرفه نظر از سن و ترتیب تولد در آنها زیاد و در موقع مداخله والدین در آنهایی که مهارت اجتماعی ضعیفی داشتند بهبود بیشتری مشاهده شد. (۵۰)
موراسکی و همکاران (۱۹۹۵) با بررسی ترتیب تولد و مهارت های ارتباطی در دانشجویان گزارش کرد که ارتباط میان ترتیب تولد و انتقال فکر و یکدلی و رفتارهای قاطعانه را در ارتباطات بین فردی نشان می دهد به طوری که ارتباط معنی داری بین فرزند اول و سه مورد بالا وجود ندارد و درفرزند دوم بصورت معنی داری پایین تر بود. (۶۴)
ویسر ام و همکاران (۱۹۹۵) در بررسی ابعاد روانی ورزشهای رزمی نتیجه گرفت از طریق انجام فعالیت فیزیکی و تجارب گروهی و آموزش آرام سازی ، تمرکز ، ابرازوجود و رهبری و صداقت در ارتباطات مخصوصا در افراد با سابقه بیماری های ذهنی و عصبی افزایش یافت. (۷۸)
بویل، ویواین (۱۹۹۶ ) در پژوهشی به این نتیجه رسید که افسردگی و ارتباط ها ی ناسازگار بیشتر و ابراز وجود و توانایی حل مشکل کمتر در مردان با خصومت ویژه همسرانشان دیده شد. (۴۸)
میلز ( ۱۹۹۶ ) اثرات موسیقی بر رفتارهای ابرازی در طول ورزش را مطالعه کرد و اعلام کرد تعداد رفتارهای ابرازی هنگامی که دانش آموزان با موزیک سریع ورزش می کردند بیشتر شد. (۶۵)

توانجی (۲۰۰۱ ) در مطالعه ای تغییر در ابراز وجود زنان امریکا از سال ۱۹۳۱ تا ۱۹۹۳ را این گونه نشان داد که زنان دبیرستانی و دانشگاهی درابراز وجود از ۱۹۳۱ تا ۱۹۴۵ افزایش و از۱۹۴۶ تا ۱۹۶۷ کاهش و از ۱۹۶۸ تا ۱۹۹۳ افزایش را نشان دادند این افزایش به قدری بود که عدم تفاوت های جنسی را در ابراز وجود نشان داد. ارتباط با نمونه های اجتماعی مانند دستیابی زنان به آموزش و سن متوسط در اولین ازدواج تفاوت های ابراز وجود زنان را با نقش ها و موقعیت ها ی آنان، تایید می کند تغییرات جامعه در شکل گیری نشانه های شخصیتی وارد شده است ، تغییر در محیط فرهنگی در شروع کودکی بیشترین تاثیر را در ویژگیهای شخصیتی داشته است. (۷۵)
ریوا (۲۰۰۱) با مطالعه ی تاثیر درمان حقیقی – مجازی را بر روی اختلال تصویر بدنی در افراد چاق نتیجه گرفت نشانه های روان پزشکی عمومی شامل اختلالات تغذیه ، طرز فکر نسبت به غذا عدم رضایت از بدن ، سطح اضطراب ، انگیزه برای تغییر و سطح رفتارقاطعانه است . درمان حقیقی شامل رژیم کم کالری و ورزش و درمان مجاری به ایجاد انگیزه برای تغییر و افزایش رفتار قاطعانه ، تغییر طرز فکر نسبت به غذا و تغییر سطح اضطراب مربوط می شد که درصورت توام بودن پیشرفت قابل توجهی را نشان دادند. (۷۰)
نیوفلدو همکاران (۲۰۰۲ ) نشان می دهند که راههای بهبود سلامتی در بیماران مبتلا به اختلالات جنسی بایستی با آموزش سلامتی جنسی شامل توسعه مهارت های ارتباطی موثر در افراد ، مهارت تصمیم گیری ، افزایش رفتارهای قاطعانه و توانایی نه گفتن و ایجاد راه های ارتباطی سالم باشد. (۶۷)
والای تیز ار (۲۰۰۲ ) با بررسی میزان اجتماعی شدن زنان در شهر یاد نشان داد که دختران به صورتی اجتماعی شدن که بیشتر هماهنگ و فروتن و مقبول باشند و کمتر احساس می کنند که ابرازوجود کنند بنابر این فواید شرکت در اجتماع مانند توسعه هویت فردی و افزایش تصمیم گیری اهمیت بیشتری برای دختران دارد. (۷۶)
کروگر ار بی (۲۰۰۲ ) با بررسی تاثیر تکنیک های رفتار شناختی در کاهش و کنترل میل جنسی نتیجه گرفت آموزش مهارت های ارتباطی فردی و اجتماعی و افزایش مهارت ابراز وجود و آموزش سلامت جنسی به همراه روش های دیگری در درمان رفتاری و روان ـ دارویی بایستی بکار روند.(۶۰)
مارتین ، بت چاوا (۲۰۰۳ ) با بررسی روش های ارتباط بین دختران و پسران شنوا و ناشنوا در مدارس اصلی گزارش کرد دخترانی که کم ترس ، قابل اعتماد و دلگرم بودند و به تنهایی بازی می کردند و به راحتی و به صورت واضحی درخواست خود را بیان می کردند ، ارتباط خوبی را از هم نوعان شنوا دریافت می کردند ، از طرفی ارتباط پسران ناشنوا با هم نوعان شنوا ، حاصل توانایی و عملکرد خوب آنها در ورزش بود. (۶۳)
سالگیوئرو و همکارن (۲۰۰۴ ) به ارتباط بین توانایی های فیزیکی و انگیزه های شرکت در ورزش در شنا گران رقابتی جوان پرداخت و اعلام کرد پنج عامل انگیزشی به ترتیب ۱- سلامتی ۲- ارتباط موثر و موفق با دیگران ۳- مهارت های رقابتی ۴- پیوستگی ۵- مقام در اولویت هستند و جنسیت و سن سطح تجربه و تخصص تاثیر مهمی ندا شتند. (۷۱)
دیوید و همکاران (۲۰۰۴ ) نشان داد ورزش های دفاع از خود اثر مثبتی به روی سلامتی شخصی ، افزایش احساس شایستگی و احترام به خود ، اعتماد بنفس ، قاطعیت و ابراز وجود و کاهش رفتارهای اجتنابی و ترس اجتماعی داشته است. (۵۱)
دیوراستون ام ، گرین کی (۲۰۰۴ ) در مورد چگونگی تجویز برنامه ورزشی برای بیشترین تاثیر در تمام طول عمر عنوان کرد دلیل و راه شرکت مادام العمر افراد در ورزش تمرکز بر تغییر انگیزش و رفتار به سوی رضایتمندی و لذت از طریق تکامل مهارت های ارتباطی افراد است . (۷۳)
یوشی مورا اچ ( ۲۰۰۵ ) ارتباط بین نوع رهبری و ابراز وجود اعضاء درکلوپ های ورزشی را مطالعه نمود و گزارش کرد وقتی فرمان ها بصورت مقتدرانه و با عدم دخالت دیگران ارائه می شد افراد به منظور ابراز وجود و همبستگی بین اعضاء، بصورت سخت کوشانه و با رضایت ، درفعالیت های کلوپ شرکت نمی کردند. (۸۰)
رئو ام و فرنز تی (۲۰۰۵ ) در پژوهشی نتیجه گرفت ورزش در کاهش پرخاشگری در محیط های کاری بیمارستان و مسئولیت و فشار محیط اجتماعی بیمارستان و عدم درک بین بیماران و کارکنان درخطر ایجاد پرخاشگری موثر بودند و فلسفه ورزشهای رزمی با آموزش احترام به خود و اعتماد بنفس در مدیریت موقعیت های کشمکش، عناصر کلیدی بودند. ( ۶۹)
ایندرسن و دای ویوز (۲۰۰۵ ) در پژوهشی نشان داد پسران ۱۱-۱۳ ساله ای که در ورزش هایی چون بوکس و کشتی شرکت کردند و در خارج از ورزش درگیری های ضد اجتماعی و پرخاشگری از خود نشان دادند و نشانه ای وجود نداشت که پسران وارد شده به این ورزشها از نظر شخصیتی پرخاشگر یا ضد اجتماعی بوده باشند. (۵۲)
سگال (۲۰۰۵ ) ارتباط ابراز وجود با افسردگی و حمایت اجتماعی میان پرستاران مسن مطالعه نمود و نشان داد برای کاهش افسردگی بهترین راه افزایش سلامت فردی و ابراز وجود افراد بود و حمایت اجتماعی تنها تاثیر کمی داشت. (۷۲)
گرور (۲۰۰۵ ) با شکل دهی مهارت های ارتباطی موثر و ارتباط درمانی در محیط کار گزارش کرد
آغاز کردن و پایان دادن به گفتگو – گوش کردن – همدلی کردن – با ابرازوجود و قاطعانه بودن لازمه ارتباط های موثر با دیگران در محیط های کاری بدست آمد که منجر به افزایش روابط بین فردی در محیط کار می شوند. (۵۶)
تیمینس و مکابی (۲۰۰۵ ) با بررسی میزان رفتارهای ابراز وجودانه و قاطعانه درمحیط کاری پرستاران اعلام کرد رفتارهای ابراز وجود با تکرار بیشتر در میان پرستاران همکار دیده شد تا مدیران پزشکی. مسئولیت نسبت به بیماران از این نوع رفتار حمایت می کرد و با درجه پرسنلی آنها مربوط می شد و ترس از مدیران و جو کار به عنوان موانع دیده شدند، افزایش قاطعیت باید شامل برنامه های قبل و بعد از استخدام باشد و عمل خود گردان و دفاع از مشتری بایستی جزو سیاست های کاری باشد. (۷۴)
پیت ساووز و همکاران (۲۰۰۵ ) تاثیر فعالیت فیزیکی اوقات فراغت به روی ملاک های اجتماعی ، نحوه زندگی وویژگی های روانکاوی مردان و زنان یونان را مطالعه نمود و اعلام کرد افراد فعال فیزیکی در مهارت های شغلی موفق تر بودند و بیشتر در مناطق روستایی زندگی می کردند، ازدواج نکرده و سیگار نمی کشیدند و علاقمند به رژیم غذایی سالم بوده ، نشانه های تنش و افسردگی کمتری را داشتند. (۶۸)
نسپر (۲۰۰۵ ) در بررسی اثر تمرینات ورزشی و یوگا درپیشگیری و درمان بیماری های اعتیاد آور نشان داد ورزش با آموزش مهارت های ارتباطی بین فردی و اجتماعی ، مهارت تصمیم گیری ، دخالت فامیل و ابراز وجود با قدرت نه گفتن جزو درمان های پیچیده و بلند مدت و منظم آن قرار دارد .مزیت یوگا به دلیل توام بودن تمرین های ورزشی و آرام سازی است و از طرفی ورزش رقابتی حرفه ای تعداد عوامل خطرزا را در مشکلات مرتبط به مواد افزایش می دهد. (۶۶)
ویلسون و همکاران (۲۰۰۵ ) با مقایسه ۲۱ برنامه برای خویشتن داری تا ازدواج گزارش کرد تقدم بر مهارت هایی چون انتخاب هدف – تصمیم گیری و ابراز وجود –روابط صادقانه و عوامل روانی چون احترام به خود نتیجه بهتری را حاصل کرد. (۷۹)
باری تایگای (۲۰۰۵ ) تاثیر ورزش به روی سلامت ذهنی : افزایش ترشحات غده هیپوفیز و اندورفین ها مانع افسردگی و استرس شده و یک حس کنترل بر بدن و زندگی را بدست می دهد ، توسعه ابراز وجود و کمک به فرد درتغییر الگوهای فکری و کاهش تنش و عصبانیت ، گیجی و خستگی از نتایج ۵ ساله تحقیق مور در دانشگاه داک D uke بود، برای رسیدن به این نتایج ۲۰ تا ۳۰ دقیقه تمرینات هوازی بیشترین تاثیر را داشتند. (۴۵)

جمع‌بندی و نتیجه‌گری از پژوهش‌ های انجام گرفته
ابراز وجود روشی جهت احقاق حقوق افراد در ارتباطات بین‌فردی و اجتماعی است، فقدان آن با مشکلات روانی همچون انفعال- پرخاشگری- پرخاشگری منفعل- اضطراب- افسردگی- تنش و استرس و از طرفی وجود آن با عزت‌نفس، کمال گرای، جلوگیری از انحرافات اجتماعی و موفقیت‌های شغلی و حضور مثبت و مؤثر در جامعه و… همراه است، فاصله طبقاتی و عدم وجود امکانات خود‌مطرح شدن بویژه در مناطق محروم و کمبود اطلاعات و عدم آگاهی مردم در این زمینه منجر به افزایش افراد فاقد ابراز وجود می گردد. روانشناسان از روشهای سرمشق‌پذیری و تمرین و مشاوره گروهی بیشترین استفاده را افزایش میزان ابراز وجود و رفع مشکلات ارتباطی افراد، کرده‌اند. به منظور رفع ترس از روابط اجتماعی نیاز به شرایط و امکاناتی است که مهارتهای ارتباطی را در افراد رشد دهد.
پژوهشهای حاکی از تفاوت‌های شخصیتی بین ورزشکاران و غیر‌ورزشکاران نشان‌دهنده ویژگی‌هایی است که در نتیجه شرکت در ورزش رشد یافته‌اند. نمرات بالایی که ورزشکاران در برقراری ارتباط با دیگران کسب کرده‌‌اند از این جمله است، افسردگی و اضطراب کمتر و اعتماد‌به‌نفس و عزت‌نفس و احترام به خود بالایی در ورزشکاران گزارش شده است حتی خشونت به دلیل ایجاد سیکل معیوب برانگیختگی- ضعیف‌شدن عملکرد در ورزشکاران سطوح بالا مشاهده نشده است. مربیان موفق در گفتگوی مؤثر نیز از قدرت نه‌گفتن- انتقاد سازنده- ابراز احساسات مثبت- بیان و ابراز محدودیت‌های شخصیتی (شخصی) در موقع لزوم- ارائه رفتر منطقی در موقع اختلاف‌ عقیده‌داشتن با دیگران و ابراز وجود در موقعیت‌های خدماتی، در برقراری ارتباط صمیمانه با اعضای تیم‌هایشان استفاده نموده‌اند.انتقال این تکنیکها به شرکت‌کنندگان در ورزش مخصوصا ورزشکاران که حتی از علائم غیر کلامی مربی سرمق‌پذیری می‌کنند، محیط ورزش را به فضایی آرام و شاد نبدیل می‌کند که امکان بازپروری و بهبود و پیشرفت مهارتهای روانی و ارتباطی بین فردی و اجتماعی را فراهم می‌سازد. ورزش از رهگذر فرصت‌های فراوانی که به دت می‌دهد و شرایط و موقعیتهای مشارکت گسترد در آن راههایی برای اجتماعی شدن و یکپارچگی طبقات مختلف جامعه را فراهم می‌سازد، بنابراین می‌توان از آن به منظور کم‌رنگ کردن فاصله طبقاتی و کاهش افراد فاقد ابراز وجود بخصوص در مناطق محروم استفاده نمود.
شروع برقراری ارتباط، ادامه و پایان دادن به آن ارتباط موثر با دیگران، به میزان زیادی در محیطهای کاری استفاده می‌گردد. پژوهش‌ها نیز حاکی از آنند که افراد فعال از لحاظ فیزیکی در مهارتهای شغلی موفق‌تر بوده، با نشانه‌های تنش و افسردگی کمتر در شرایط مختلف احساس شادی و بهزیستی می‌کنند. سلامت جسمانی عامل موثر بر احساس شادی و بهزیستی اس. افراد شاد از عزت نفس و احترام به خود بالایی برخوردارند. رابطه معنی‌دار ورزش و عزت نفس و ابراز وجود نشان داده است که ورزش میزان ابراز وجود در افراد را افزایش می‌دهد، جلوگیری و درمان مصرف مواد مخدر و مراقبت در برابر تمایلات جنسی نیز نیاز به ابراز وجود و احترام به خود بالایی دارد قدرت نه گفتن را می‌طلبد. بنابراین می‌توان از فعالیت فیزیکی و تجارب گروهی در ورزش به منظور آموزش مهارتهای ارتباطی سالم و مهارت تصمیم‌گیری و افزایش احترام به خود در جوانان استفاده کرد مخصوصا در دختران که به گونه‌ای اجتماعی شده‌اند که کمتر ابراز وجود کنند لذا فواید شرکت در اجتماع به گونه‌ای سالم و مطابق هنجارهای اجتماعی اهمیت بیشتری برای آنان دارد. آمادگی ذهنی برای ارتباط موفق با دیگران یکی دیگر از پیامدهای روانشناختی ورزش در افرادی است که دچار نقایص جسمانی هستند مانند افراد مبتلا به چاقی – ناشنوایان- معلولان جسمی و ذهنی و … که خودپنداری و تصویر بدنی مثبت در ورزش می‌تواند به آنها در حضور به دلیل توانمندیها و نه کمبودهایشان در جامعه کمک کند، ورزش همگانی بدور از عوامل خطرزا ورزش رقابتی مانند یوگا که با آرام سازی همراه است بیشترین تاثیر را در این زمینه داشته‌اند.
در این پژوهش اهداف منشور بین المللی المپیک و ورزش یونسکو در سال ۱۹۷۸ مد نظر قرار گرفته است: ترویج ارزشهای اخلاقی به ویژه در مبارزه با انزوا و خشونت- ترویج ورزش همگانی به ویژه برای معلولان جسمی و ذهنی- رشد ارتباط مردم جامعه- کاستن فاصله فقیر و غنی که بر آینه این خواسته‌ها و اهداف نیکو مشمول اجتماعی است تا مردم به هم نزدیکتر شوند و بهتر زندگی کنند.

روش پژوهش
تحقیق حاضر از نوع علی مقایسه ای پس از وقوع است و سعی برآن است تا حاصل آزمایش یا واقعه ای که به صورت طبیعی رخ داده و قابل دستکاری نیست ، با علل وابسته به آن ربط داده شود، در این پژوهش محقق بر آن است تا دو گروه از دانشجویان دختر ورزشکار و غیرورزشکار را در زمینه ی میزان مهارت ابراز وجود ( قاطعیت) با انجام یک پس آزمون مقایسه نماید .

جامعه و نمونه آماری و روش نمونه برداری
جامعه آماری در این پژوهش شامل ۱۰۲۳۸ دانشجوی دختر می باشد که در سال ۱۳۸۴ در رشته های مختلف دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد به تحصیل اشتغال داشتند . نمونه آماری پژوهش ۳۸۰ نفر است که با استفاده از جدول حجم نمونه آماری کرجسی و مورگان تعیین شده است . نمونه آماری دختران غیرورزشکار ۳۰۰ نفرند که بصورت تصادفی ساده از رشته های مختلف انتخاب شده اند و نمونه ورزشکاران شامل اعضای تیم های ورزشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد است که در سال تحصیلی ۸۴-۸۳ به مسابقات خارج از دانشگاه اعزام شده اند.
متغیرهای پژوهش

الف ) متغیرهای مستقل :
۱ـ دختران ورزشکار و غیر ورزشکار با دامنه سنی ۱۸ تا ۳۰ سال

ب ) مغیرهای وابسته :
۱ـ میزان ابراز وجود ( قاطعیت ) و زیر مجموعه های آن شامل : میزان امتناع از درخواست یا قدرت نه گفتن ، بیان و ابراز محدودیت های شخصی ، شروع برقراری ارتباط اجتماعی ، ابراز احساسات مثبت ، انتقاد کردن ، اختلاف عقیده داشتن با دیگران ، ابرازوجود در موقعیت خدماتی ، ۲- میزان ابرازوجود با توجه به وضعیت تاهل
۳- میزان ابرازوجود با توجه به ترتیب تولد در خانواده
ابزار اندازه گیری

الف ) پرسشنامه مشخصات فردی
از این پرسشنامه برای اندازه گیری متغیرهای مستقل که حاوی خصوصیات فردی آزمودنی ها شامل سن و سابقه ورزشی ، وضعیت تاهل ، ترتیب تولد ، میزان تحصیلات پدر و مادر و …..می باشد استفاده گردیده و همراه با پرسشنامه اصلی به آزمودنی ها تحویل داده شده است.( پیوست )

ب ) پرسشنامه ارزیابی میزان ابراز وجود ( قاطعیت ) گامبریل
این پرسشنامه توسط حمیدرضا رمضانی بروی دانشجویان با قاطعیت کم مورد استفاده قرار گرفته و
پایایی پرسشنامه در روش پس آزمون حدود ۸۱ % می باشد ، در این پژوهش روایی با انجام یک پیش آزمون بروی ۳۰ نفر از ورزشکاران و غیر ورزشکاران و آزمون آلفا کرونباخ بالای ۸۰ % بست آمده است .
این پرسشنامه شامل ۴۰ سؤال می باشد هر سؤال بیان یک موقعیت است که آزمودنی بایستی پاسخ ( ۵-۱ ) خود را در قبال هر سؤال مشخص سازد این پرسشنامه توسط فارنهام و هندرسون ۱۹۸۴ ، الکساندرار . ریچ و هارود . ای اسچرودر ، راکوس . ا . ریچارد ۱۹۹۱ جهت اندازه گیری متغییرهای مستقل تایید و مورد استفاده قرار گرفت .
قابل ذکر است که سؤالات پرسشنامه ۷ موقعیت شامل : امتناع از درخواست یا قدرت نه گفتن (در سوالات ۱ ، ۴ ، ۶ ، ۱۱ ، ۲۷ ، ۳۵ ) – بیان و ابراز محدودیت های شخصی (۵ ، ۷ ،۱۰ ،۱۹ ،۳۴ ، ۳۹ شروع برقراری ارتباط اجتماعی (۱۲، ۱۵، ۱۷، ۱۸، ۲۹ ) – ابراز احساسات مثبت (۲، ۱۶، ۲۲، ۲۸، ۳۰، ۳۷ ) – انتقاد کردن (۱۴، ۲۳، ۳۱، ۳۲، ۳۸ ) – اختلاف عقیده داشتن با دیگران (۸ ،۲۱، ۲۴، ۲۶، ۳۳ ،۴۰ ) – میزان ابراز وجود در موقعیت های خدماتی (۳، ۹، ۱۳، ۲۰، ۲۵، ۳۶ ) که به صورت
نا منظم قرار گرفته اند را مورد سنجش قرار می دهد .
روش جمع آوری داده ها
به منظور جمع آوری داده ها با مسئولان واحد فوق برنامه تربیت بدنی دانشگاه آزاد هماهنگی شد و اسامی اعضای تیم های ورزشی به همراه شماره های تماس آنها گرفته شد ، پس از هماهنگی با یکایک ورزشکاران پرسشنامه ها به آنها تحویل گردید و پس از تکمیل توسط پژوهشگر جمع آوری شد، در مورد نمونه ی غیر ورزشکاران ، با ارائه معرفی نامه به گروه دانشکده ها ، پرسشنامه ها به صورت گروهی یا انفرادی در رشته های مختلف دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد توزیع و توضیحات لازم در مورد نحوه تکمیل آن به دانشجویان داده شده است و پس از تکمیل توسط پژوهشگرجمع آوری گردید ، لازم به ذکر است ، موضوع اصلی پژوهش یعنی ابراز وجود محرمانه نزد پژوهشگر باقی مانده و پرسشنامه تحت عنوان ویژگی های شخصیتی به آزمودنی ها ارائه شد، در ضمن ساعت تکمیل پرسشنامه ها در روزهای مختلف توسط کلیه ی غیر ورزشکاران و اکثریت ورزشکاران در حدود ۵ بعد از ظهر بوده است .

روش تجزیه وتحلیل آماری
در این پژوهش به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSSدر دو سطح آمار توصیفی و استنباطی استفاده شده است .
در آمار توصیفی برای تعیین میانگین ، انحراف معیار ، جداول فراوانی استفاده شده است .
در آمار استنباطی به منظور آزمون فرضیه ها از آزمون آماری t استیودنت درگروه های مستقل و همچنین آزمون تحلیل واریانس یکطرفه استفاده شده است .

شرکت در ورزش و تاثیر آن بر باورها ، نگرش ها ، تشکل شخصیت و توسعه مهارت ها همیشه مورد بحث و بررسی بوده است . چنین استنباط می شود که درس هایی که ازشرکت در ورزش می آموزیم به سایر جنیه های اجتماعی نیز انتقال می یابد و از این طریق فرد را برای شرکت موفقیت آمیز در آن زمینه ها یاری می دهد .
سابقه این اندیشه که شرکت در ورزش تاثیر مثبتی در شکل گیری شخصیت افراد دارد دست کم به زمان افلاطون برمی گردد. او بین آمادگی جسمانی و سلامت اخلاقی ارتباط نزدیکی قایل بود .
پژوهش های متعددی که در سالهای پس از ۱۹۵۰ میلادی انجام شده حاکی از تایید فرضیه هایی است که مدعی اند شرکت در ورزش تجارب ویژه ای برای شرکت کننده فراهم می آورد که با موفقیتها و آرزوهای تحصیلی همبستگی مثبت دارد . پژوهش های انجام شده دیگری نیز مؤید ارتباط معکوس بین ورزش و بروز رفتارهای بزهکارانه است . داده های حاصل از پژوهش های مختلف چنین ارتباطی را برای مردان و زنان از همه نژادها و طبقات اجتماعی و در مقاطع مختلف نشان داده است .(۲۴ )
زیر بنای نظری پژوهش
در دیدگاه روانکاوی فروید ضمن بررسی مراحل شکل گیری شخصیت انسان از فعل پذیری و حالت انفعالی بحث کرده است او می گوید اگر در مرحله دهانی ارضاء بیش از حد یا ناکامی شدید پیش آید فرد در بزرگسالی دو منش خواهد داشت ، یکی منش اتکالی و دیگری پرخاشگرانه که بعدا فرد سعی می کند همیشه دیگران را از خود راضی نگهدارد و درخود احساس حقارت می کند چون ازخود اراده ای ندارد و در دیگری فرد سلطه جو و فحاش می شود، او کم رویی را، اضطراب اجتماعی و اخلاقی می داند که در آن فرد می ترسد احساس ، فکر و یا عملی که مورد پسند اخلاق اجتماعی و بخصوص خانواده نیست را انجام دهد.
اریکسون درتقسیم مراحل رشد روانی اجتماعی معتقد است فرد در دومین مرحله رشد با دو موضوع روبرو می شود . خودکفایی در برابر شرم و تردید ، احساس کنترل شدید یا ازدست دادن کنترل می تواند پایه گذار احساس شرم در کودک گردد که تاثیر آن درتمام مراحل زندگی پایدار می ماند .
دیدگاه انسان گرایی تحقیقات گسترده ای درمورد ابراز وجود انجام داده اند و درمان را برای انسانی که آزاد و مختار است و می تواند احساسات و عواطف خود را براحتی بیان کند را در تجربه احساسات خود و آگاهی از وجود آنها می داند .
رویکرد شناختی ،ترس از روابط اجتماعی را ناشی از پندارها و افکاری می داند که بر انسان حاکم می باشد.(۲۱)

۱۲- مبانی نظری پژوهش
۱۳- ابراز وجود و کاربرد آن
آموزش ابراز وجود روشی است برای رفع اضطراب هایی که از روابط متقابل اجتماعی ناشی شده‌اند. افرادی که به علت عدم مهارت های مهم بین فردی و اجتماعی نمی‌توانند احساسات و خواسته‌ های خویش را بیان کنند و یا از عهده رد تقاضاهای نامعقول دیگران بر نمی‌آیند و غالبا از جانب افراد دیگر مورد سوء ‌استفاده قرار می‌گیرند، احساس احترام به خود و یا عزت نفس را از دست می‌دهندو معمولا احساس می‌کنند کنترلی بر وقایع زندگی خویش ندارند. این افراد از رویارویی با مسائل مختلف زندگی اجتناب می‌نمایند.خشنودی انسان در زندگی تا حدودی به ارضای نیازهایی وابسته است که محصول ارتباط با دیگران هستند. (همچون دوستی، عشق، تقدیر، پیشرفت، احترام، اعتماد و عزت نفس)، به دلیل اینکه ارضای بسیاری از نیازهای اساسی انسان مستقیم یا غیر مستقیم به دیگران بستگی دارد لذا توانایی شخص برای واکنش متقابل اثربخش با افراد دیگر بسیار مهم است. افرادی که فاقد مهارت های لازم هستند اغلب در ارضای نیازهای اساسی خویش با شکست روبرو می‌شوند. به عنوان مثال دانش آموزی که نمی‌تواند سوالی را که در نظرش کم اهمیت جلوه می‌کند از معلم بپرسد ممکن است هرگز نتواند به تقویتی که از طرف معلم در زمینه طرح سؤالات جالب ارائه می‌شود. دست یابد و یا مردی که نمی‌تواند تقاضاهای شغلی و یا آرزوهایش را به مافوق خودش بگوید ممکن است زندگی را بدون توفیقات شغلی سپری کند.آموزش ابراز وجود به افراد کمک می‌کند تا مهارت هایی را در زمینه ابراز حقوقشان کسب کنند، بدون اینکه به دیگران آسیبی وارد نمایند. به افراد آموزش می‌دهند تا باور کنند که می‌توانند در اهدافشان پیشرفت نمایند و می‌توانند احساسات درونی‌شان را بدون ترس از استهزاء ، از دست دادن احترام یا حتی از دست دادن محبت ابراز کنند.نظریه آموزش ابراز وجود تا حدود زیادی بر پایه اصول شرطی شدن و یادگیری استوار شده است. بسیاری از طرفداران این نظریه چنین فرض می‌کنند که اگر افراد انسانی مجموعه‌ای از مهارت ها را فراگیرند، می‌توانند نیازهای اساسی خودشان را ارضاء نمایند. به عبارتی دیگر از طریق فراگیری مهارتها، شخص قادر می‌شود اهدافی را رشد دهد که چنین اهدافی راه رسیدن به ارضای نیازها را ممکن می‌سازد. بنابراین مشکل بسیاری از افراد آن نیست که فاقد اهدافی در زندگیشان می‌باشند، بلکه آنها نمی‌دانند چگونه باید به اهدافشان برسند.
نظریه آموزش ابراز وجود نخستین بار توسط آندریو سالتر (۱۹۴۹) مطرح شد. او از افکار پاولف درباره برانگیختگی و بازداری تاثیر پذیرفته بود. سالتر عقیده داشت که بعضی از افراد بیشتر متمایل به عمل مداری بوده و مقدار زیادی حالت برانگیختگی دارند. افراد دیگر بیشتر به حالت توروتیک متمایلند، یعنی حالت بازداری در آنها بیشتر است. طبق نظر سالتر نقش درمانگر آن است که افراد را به سوی عمل مداری سوق دهد. او بیمارانش را تشویق می‌کرد احساساتشان را به طور آزادنه‌ای نشان دهند تا مقدار زیادی حالت برانگیختگی در آنها به وجود آید. منظور سالتر از برانگیختگی زیاد، حالتی است که در آن افراد می‌توانند تمام توان های خود را چه از نظر شناختی و چه از نظر عاطفی به فعلیت برسانند. چنین حالتی اشتیاق‌آور و لذت‌بخش است. او اشاره کرده است که بسیاری از افراد از عادت به حالت بازداری رنج می‌برند. آنها می‌توانند این حالت را از طریق تمرین هیجانی رفع کنند و حالت برانگیختگی ایجاد نمایند. نهایتا” حالات برانگیختگی و بازداری متعادل می‌شوند. به نظر سالتر تغییراتی که بدین طریق در رفتار ایجاد می‌شود منجر‌به تغییر بیولوژیکی مغز می‌شود و شخصیت تازه‌ای را پدید می‌آورد، شخصیتی که می‌تواند با سرعت تصمیماتی را اتخاذ نموده، از مسئولیت‌ ها لذت ببرد، بدون‌ اینکه از اضطراب به ستوه آید.
ولپی و لازاروس از افراد دیگری هستند که در رشد نظریه ابزار وجود نقش عمده‌ای دارند. آنها تعدادی از روش های آموزش ابزار وجود را به منظور کمک به افراد در جهت به‌دست آوردن کنترل وقایع زندگی مطرح کرده‌اند. ولی نقش بازی‌کردن را به منظور کاهش اضطراب مطرح می کند. با استفاده از این‌روش بیمار یاد می‌گیرد با موقعیت‌های اضطراب‌زا به طور موفقیت‌آمیزی رو به رو شود. موقعیت‌ هایی که ممکن است در بیمار ایجاد اضطراب کند درجه‌ بندی می‌شوند، سپس بیمار تشویق می‌شود تا با هر حالت عاطفی (خشم، محبت و…) که اضطراب را منع می‌کند پاسخ دهد. با تکرار این تمرینات بیمار یاد می‌گیرد تا با موقعیت‌ های اضطراب‌زا با موفقیت برخورد نماید.
لازاروس عقیده دارد افراد برای رشد دادن یک حالت آزادی هیجانی یاد بگیرند هیجاناتشان را ارائه کنند. او بیمارانش را آموزش می‌داد برای گرفتن حقوقشان فعالیت کنند. آموزش ها عبارت بودند از کمک به افراد برای درک حق قانونی خویش، چگونگی تلاش برای رسیدن به آنها و جلوگیری از پایمال شدنشان.(۲۸)
پیش‌فرضهای بنیادی درمان مبتنی بر آموزش ابراز وجود
در سالهای اخیر شیوه‌های متفاوتی از آموزش ابراز وجود مطرح شده است. بررسی همه این روش‌ها از حوصله این بحث خارج است. به نظر می‌رسد که همه این فنون بر چهار فرض اساسی استوار باشند.
۱- مهارت ها
اولین و مهمترین پیش‌ فرض آن است که شخص باید یاد بگیرد او می‌تواند رویدادهای محیطش را کنترل کند. همچنان که اشاره شد افرادی که احساس می‌کنند کنترلی بر وقایع مختلف زندگی خویش ندارند به تدریج به سوی درماندگی سوق پیدا می‌کنند و نهایتا تلاش هایشان در جهت رسیدن به اهداف زندگی کاهش می‌یابد. بهترین روش برای به وجود آوردن احساس کنترل و رهایی از درماندگی عبارت است از یاد گرفتن مهارت هایی برای رویارویی با موقعیت‌ های روزانه محیطی مورد نیاز. فراگیری این مهارتها نه تنها تقویت لازم را برای ایجاد رفتار سازگارانه فراهم می‌کند، بلکه این عقیده را در شخص به وجود می‌آورد که وقایع قابل کنترل‌اند.(۲۸)
۱۴- ۲- مفهوم خود
دومین پیش‌فرض آن است که باید مفهوم خود شخص تغییر کند. مطالعاتی که درباره افراد با ابراز وجود بالا و افراد با ابزار وجود پایین انجام گرفته، نشان داده است افرادی که ابزار وجود پایینی دارند مفهوم خود ضعیفی می‌باشند. اگر چه یادگیری مهارتهای اجتماعی به دلیل تقویتی که به همراه دارند می‌تواند به تغییر مفهوم خود کمک کند اما بر اساس استدلال بسیاری از نظریه پردازان این تغییر ممکن است به کندی صورت گیرد. به عنوان مثال اگر بپذیریم که مفهوم خود مبتنی بر مجموعه‌ای از موقعیت‌ ها و شکست‌ هاست، در این صورت تعداد کمی از موقعیت‌ ها (در جریان مهارت آموزی) در مقایسه با یک عمر احساس شکست در طول زندگی ممکن است تغییرات اندکی را در مفهوم خود ایجاد کند. بدین منظور، تکنیک‌های آموزش ابراز وجود اغلب برای به وجود آوردن تغییرات سریعتر در مفهوم خود طرح‌ریزی می‌شوند. یک تکنیک عبارت است از دادن اطلاعات مثبت به افراد درباره اینکه مفهوم خود مثبت پیامدهای مناسبی به همراه دارد. مثلا به شخص گفته می‌شود که اگر مفهوم خود مثبتی داشته باشد، قدرت فکری و حالت کمال و شایستگی‌اش در زندگی فزونی می‌یابد از آنجا که تعدادی از افراد با ابراز وجود پایین افکار منفی مداومی درباره خودشان دارند، در برنامه آموزش ابراز وجود چندین روش جهت توقف این افکار منفی به وجود آمده است. یک روش آن است که هر وقت فکر منفی به وجود می‌آید شخص به طور ساده‌ای بگوید: ایست. روش دیگر عبارت است از اینکه شخص به جای سخنان منفی درباره خود، سخنان مثبتی را جایگزین نماید. مثلا او تشویق می‌شود به اینکه بگوید: «من می‌توانم آن کار را انجام دهم» ، « من می‌توانم موفق شوم» ، « من قادرم به خوبی در جمع ظاهر شوم» و جملاتی از این قبیل. سومین پیش‌فرضی که طرفداران آموزش ابراز وجود مطرح می‌کنند عبارت است از اینکه وقتی ناتوانی در کنترل وقایع محیطی وجود داشته باشد، وجود آسیب‌ ها (همچون اضطراب، افسردگی و کمرویی وحقارت) اغلب طبیعی و قابل پیش‌بینی است.
بسیاری از طرفداران این نظریه مفاهیمی مطرح می‌کنند که مشابه مفاهیم سلیگمن درباره درماندگی آموخته شده است. آنها نداشتن ابراز وجود را کم و بیش معادل درمانده شده می‌دانند. نتیجتا” آموزش ابراز وجود به طرف یاد دادن مهارت هایی سوق داده می‌شود که افراد را در کترل وقایع زندگیشان یاری رساند. به افرادی که از آسیب های مخصوصی (همچون کمرویی) رنج می‌برند آموزش داده می‌شود تا بتوانند نیازهای مخصوص خویش را ارضا نمایند و بدین وسیله نشانه‌ های آسیب‌شناسی در آنها برطرف می‌شود.(۲۸)
شخصیت
طرفداران آموزش ابراز وجود عقیده دارند که آموزش ابراز وجود، یک شخصیت همراه با ابراز وجود را می‌پروراند. به عبارت دیگر آموزش مهارت های مخصوص تغییرات کلی در الگوهای تفکر و عمل ایجاد می‌کند. اینکه واقعا این تغیرات چگونه تولید می‌شوند به درستی روشن نیست. چنین فرض می‌شود که شخص از آموزش ها اصول معین و گرایش های پاسخ‌دهی مشخصی را انتزاع می‌کند و آنها را به موقعیت‌ های جدید نیز تعمیم می‌دهد. همچنین فرض بر آن است که وقتی یک مفهوم خود مثبت پدید می‌آید، شخص رفتارهایی را از خود نشان می‌دهد که با آن مفهوم خود متناسب باشد به طور کلی داشتن این عقیده که یک واقعه قابل کنترل است تا حدودی برای ایجاد رفتار مناسب کافی است، بنابراین ضرورتی ندارد همه مهارت های لارم به شخص آموزش داده شوند.
درآموزش ابراز وجود شیوه ی واحدی وجود ندارد و شیوه‌ های عملی گوناگونی برای آن موجود می‌باشد این روش ها نه تنها باید مهارت هایی را به منظور رویارویی با موقعیت های روزانه زندگی آموزش دهند، بلکه باید به افراد کمک کنند تا نگرش ایشان را نسبت به خویشتن تغییر بدهند. به خصوص آموزش ها باید افراد را متقاعد کند که اگر آنها حقوق و خواسته‌هایشان را به طریقی مثبت مطرح کنند رفتارشان بهتر خواهد شد.(۲۸)
کاربردها و فواید آموزش ابراز وجود
آموزش ابراز وجود می‌تواند در کارهای بالینی و مشاوره‌ای کاربردهای فراوانی داشته باشد. همچنین آگاهی از تاثیرات آن، در اصلاح شیوه‌ های تربیتی خانواده‌ ها و نحوه عملکرد دست‌ اندرکاران تعلیم و تربیت نقش اساسی دارد. شاید بیشترین کاربرد این روش برای مراجعاتی باشد که در ارتباط و روابط اجتماعی خویش احساس عدم کفایت شخصی می‌کنند. چنین افرادی قادر به دفاع از حقوق خود، بیان افکار و احساسات، ابراز شخصیت، صحبت کردن در جمع، رد کردن منطقی تقاضاهای غیر منطقی دیگران و به طور کلی برقراری ارتباط مثبت نیستند. نوع بسیار معمول و متداول مراجعانی که نیاز مبرمی به آموزش ابراز وجود دارند کسانی هستند که تربیت اولیه شان تاکید بیش از اندازه‌ای بر وظایف و الزامات اجتماعی گذاشته است و این احساس را در آنها به وجود آورده که حقوق دیگران بسیار مهم‌تر از حقوق آنان است. این‌گونه افراد به دلیل اهمیت فوق‌العاده‌ای که برای رعایت حقوق دیگران قائل می‌شوند، حقوق خودشان را نادیده می‌گیرند و قادر به ابراز خواسته‌ هایشان نمی‌باشند. این رفتارها ممکن است به طور ناخواسته در مدارس نیز تقویت شوند و معلمان وجود چنین حالات را نشانه‌ای بر ادب، نظم و یا وقار دانش‌آموز تلقی کنند و ناآگاهانه آنها را در جهت تثبیت الگوهای رفتاری معیوب پیش ببرند. تقویت چنین الگوهایی نهایتا” منجر به کمرویی و گوشه‌گیری و احتمالا” افسردگی می‌شود.
معمولا افرادی از روش های آموزش ابراز وجود سود می‌برند که مایلند در روابط اجتماعی، احساس اضطراب و محرومیت و بازداری را از بین ببرند. هدف اصلی این آموزش ها در اکثر موارد کمک به مراجعان در ابراز حالت ها، تمایلات و افکاری است که قبلا امکان ابراز آنها وجود نداشت. البته این آموزشها علاوه بر موارد فوق در مورد افراد دیگری نیز اثربخش می‌باشند. افرادی که نه تنها قادرند عواطف خویش را به راحتی ابراز کنند بلکه حتی پرخاشگر هم هستند و دائما در حال فحاشی، شکستن اشیا، انتقاد و دعوا با دیگرانند و نمی‌توانند خشم و عصبانیت خویش را کنترل کنند. آموزش‌ها به آنها یاد می‌دهد که چگونه ابراز وجود نمایند تا جنبه‌ مثبت و خلاق داشته باشند و متناسب با معیارهای اجتماعی رفتار کنند.
عده‌ای از طرفداران آموزش ابراز وجود عقیده دارند که یادگیری ابراز وجود علاوه بر اینکه به آموزش بینندگان کمک می‌کند تا در موقعیت‌ هایی که قبلا شکست خورده اند موفقیت هایی را کسب کنند، فواید دیگری نیز دارد. یکی از این فواید عبارت است از شادکامی بیشتر و سلامت روانی بهتر، این اثر اشاره دارد به نظر سلیگمن که عقیده داشت وقتی شخص وقایعی را که غیر قابل کنترل تصور می‌شدند تحت کنترل در می‌آورد، نشانه‌ های مرضی و حالاتی همچون افسردگی و اضطراب کاهش می‌یابند، روشن است که اگر شخصی شایسته و خوب رفتار کند، احساس شادکامی می کند. همچنین اشاره شده است که برخی از نشانه‌ های دیگر ممکن است به وسیله آموزش ابراز وجود برطرف شوند. نشانه‌ هایی همچون کمرویی، احساس تنهایی و وابستگی ،مثلا” : ممکن است احساس تنهایی بدان دلیل به وجود آید که یک شخص یا نتوانسته است دوستانی برای خود پیدا کند و یا نمی تواند به طور صادقانه و دوستانه با دیگران رفتار کند. یک ویژگی متداول در میان افراد تنها آن است که آنها در خودشان می‌مانند، آنها در اینکه چرا به یک مهمانی نمی‌روند یا در یک شام و نوشیدن چای با دیگران شرکت نمی‌کنند، عذر می‌خواهند. شخص تنها، اغلب احساس می‌کند که دیگران او را دوست ندارند، بنابراین او از بسیاری از موقعیت‌ ها ی اجتماعی که ممکن است فرصت هایی را برای ایجاد دوستی ها فراهم کند، اجتناب می‌کند. گاهی اوقات شخص تنها از صحبت کردن با افراد دیگر خودداری می‌نماید زیرا می‌ترسد که با سخنانش آنها را برنجاند و یا احساسات ناخوشایندی در انها به وجود آورد. از آنجا که چنین شخصی از ابراز رفتارهای دوستانه نسبت به دیگران عاجز است در نتیجه افراد دیگر نیز از او دوری می‌کنند و شخص تنها تاییدی بر این نظرش به دست می‌آورد که دیگران او را دوست ندارند و بدین ترتیب دور(سیکل) عملکرد بد و خود مغلوبی ادامه می‌یابد.
چنین فرض می‌شود که در جریان آموزش ابراز وجود فرد برخی از اصول انتزاعی را فرا می‌گیرد. اصولی که بر ادراک او از جهان خود اثر می‌گذارد.
افراد با ابراز وجود وجود پایین عموما نگران آن هستند که مورد تنفر و انزجار دیگران باشند و آموزش ابراز وجود مفهوم خود این افراد را تغییر می‌دهد و به آنها یاد می‌دهد، که اگر ابراز وجود کنند دیگران از آنها متنفر نخواهند شد. به عنوان مثال زمانی که شخصی از طریق ابراز وجود رفتار مناسبی نشان می‌دهد، احساس می‌کند که می‌تواند وقایع محیطی را کنترل کند. نتیجتا” مفهوم خود او به مثبت تغییر می‌یابد. همچنین او به تدریج متوجه می‌شود که افراد دیگر برای ابراز وجود کردن از او متنفر نیستند. در واقع آموزش اغلب بدین منظور طراحی می‌شود که به شخص نشان دهد تلاش برای رسیدن به حقوق خویش اغلب موجب احترام و عزت می‌باشد نه موجب انزجار و تنفر دیگران.
افرادی که مفهوم خود ضعیفی دارند اغلب تصور می‌کنند که تلاش هایشان منتهی به شکست است. یکی از پیامدهای تصور شکست، استهزاء و مسخره شدن است. آموزش ابراز وجود شخص را در موقعیتی قرار می‌دهد که او می‌فهمد ابراز وجود کردن مساوی شکست نیست بلکه بی‌جرأتی معادل شکست می‌باشد.
یادگیری اصول ابراز وجود چگونه به شخص تنها یا کمرو کمک می‌کند؟ چنین فرض می‌شود که افراد تنها، کمرو و خجالتی از ابراز وجود پایینی برخوردارند. این افراد با مفهوم خود ضعیف از مورد تنفر بودن بیم دارند. به نظر می‌رسد آموزش ابراز وجود به این افراد کمک می‌کند تا مفهوم خود مثبتی به دست آورند و در نتیجه احساس ارزش و مهم بودن کنند و دیگر اشتغال ذهنی در رابطه با ترس از مورد تنفر واقع شدن، نداشته باشند. شخص که احساس ارزش خویش را از دست می‌دهد نمی‌تواند به راحتی بپذیرد که دیگران او را دوست دارند. بنابراین یک احساس خود ارزشی در اولین قدم لازم است.
همچنین لازم است فرد دست به رفتارهایی بزند که خواسته‌ ها و مقاصدش برای دیگران معلوم شود. مثلا اگر می‌خواهد برای دیدن فیلمی برود یا تنها باشد و یا می‌خواهد صدای نوار موسیقی پایین باشد، بهتر است دیگران را از چنین خواسته‌هایی مطلع گرداند. ممکن است دیگران کاملا تقاضاهایشان را بپذیرند و یا برای رسیدن به توافق با یکدیگر بحث کنند. افراد تنها اغلب این تصور نادرست را دارند که اگر خواسته‌ ها و امیال خویش را نشان دهند دیگران ناراحت خواهند شد.
واقعیت چیز دیگری است قصور در شناساندن امیال شخصی اغلب دیگران را دلخور و ناراحت می‌کند. برای بسیاری از افراد هیچ چیز ناکام‌کننده‌تر و آزاردهنده‌تر از آن نیست که بخواهند با کسی هم صحبت شوند که امیال و آرزوهایش را ابراز نمی‌کند و یا عقیده و نظری ارائه نمی‌نماید.
به طور کلی آموزش ابراز وجود به افراد کمک می‌کند تا مفهوم خود مثبتی را رشد دهند، عزت نفسشان افزایش یابد و بتوانند امیال و خواسته‌های منطقی شان را ابراز نمایند و برای رفتارهایشان پیامدهای مناسبی دریافت کنند. (۲۸)

عوامل مؤثر بر افزایش افراد فاقد ابراز وجود در ایران
۲- فاصله طبقاتی ۲- عدم امکانات خود مطرح شدن ۳ – باورهای ذهنی غلط مردم
فاصله طبقاتی
نظام طبقاتی افراد را در سلسله مراتبی از نقش ها قرار می دهد ( سلطه گر و سلطه پذیر ) و افراد را مجبور می کند تا بازیگر همان نقش تحمیلی باشند و نتوانند به طور صریح و صادقانه هدف و منظور و خواسته خود را به روشنی به فرد مقابل بیان کنند در نتیجه پیام خود را به اشکال ناسالم منتقل خواهند کرد مانند برتری طلبی ، پرخاشگری ، انفعال ، پرخاشگری منفعلانه ، مسامحه گری ، تکروی سازشگری و … قاضی ۱۳۵۴ می گوید حرکت چنین جامعه ای در جهت حاکمیت و سود یک طبقه و محکومیت و ضرر طبقه دیگر بوده و در این روند جامعه از هدف اصلی که سلامت و رشد است
دور می شود.
عدم وجود امکانات خود مطرح شدن
فرصت کمتر و محدودتر برای ابراز توانایی ها و ویژگی های مثبت این انزوا و فاصله اجتماعی را زیادتر می کند در صورت عدم وجود امکانات به منظور بروز استعداد ها افراد به طوری تربیت می شوند که با ناتوانی در ابراز وجود و عدم توجه به نیازها و حالات خود از دیگران تبعیت و پیروی کرده و با نگرانی از رنجانیدن دیگران خود را دچار نارضایتی از کار و موقعیت های شخصی ،‌ اضطراب و افسردگی می کنند.
باورهای ذهنی غلط مردم
مردمی که ابراز وجود را فخر فروشی ، خود نمایی ، تحمیل خود بردیگران و … می دانند و از طرفی پرخاشگری ، انفعال ، پرخاشگری منفعلانه را مشکل رفتاری نمی شناسند ، در مقابل تغییر نیز از خود
مقاومت نشان می دهند و با عدم توجه به نیازهای مقطعی افراد در حال رشد انسان های بسیار وابسته ای را می سازند که هیچ گاه به آنها فرصت و امکان ابراز وجود داده نشده است و این محدودیت روانی و عاطفی ، مشکلات روانی را بیشتر می کند.(۳۳)
۱۵- بررسی روابط اجتماعی :
امری (۱۳۶۷) مفهوم ارتباط در معنای عام را با توجه خاص به ارتباط اجتماعی چنین تعریف می کند، ارتباط عبارت است از : فن انتقال اطلاعات، افکار و رفتارهای انسانی از یک شخص به شخص دیگر. با توجه به تعریف فوق ، ارتباط متقابل اجتماعی را می توان به صورت زیر تعریف نمود : ارتباط متقابل اجتماعی، ارتباطی است که به صورت های گوناگون مانند تقلید، سخن گفتن و تلقین درمی آید و تجارب انسانها را از یکی به دیگری انتقال می دهد. برای ارتباط متقابل اجتماعی کنش های اجتماعی یک انسان با کنش های اجتماعی انسان های دیگر که در پیرامون او هستند می آمیزند. (۲ )
اهمیت و نقش روابط اجتماعی :
هر فردی از افراد بشر با این مسئله مواجه است که چگونه به شکل سالم و با کمال صداقت و صمیمیت با دیگران ارتباط برقرار نماید. این مشکل هم مربوط به ارتباط فرد با فرد دیگر و هم مربوط به ارتباط هر فرد با گروه ها می باشد. ما نه تنها احتیاج داریم که بدانیم چگونه باید در مسائل ملی و بین المللی با افراد همکاری کنیم بلکه نیازمندیم که بدانیم چگونه باید فرد با فرد دیگر رابطه سالم و صمیمی داشته باشد
آدلر نیز اعتقاد دارد که بین بهداشت روانی و شرکت در امور اجتماعی ارتباط زیادی وجوددارد.
سالیوان (۱۳۶۵) معتقد است که رشد فکری انسان، تکامل او، مشکلات و زیان هایی که با آنها مواجه می شود، همگی ناشی از ارتباط های انسان ها با یکدیگر می باشد (۱۵).
۱۶- ارتباط های اجتماعی سالم :
نخستین لازمه ارتباط با خود و دیگران، شناخت خویشتن است. انسان باید در مورد عواطف و احساسات در زمینه عقل و دانایی در مورد گرایش ها و پرهیزها ، در مورد آرزوها و خواستها، در هر سطحی که هست خود را بشناسد تا بتواند ضمن تقویت نقاط مثبت، نقاط ضعف را محو و نقائص خویش را ترمیم کند اگر انسان کاملا با واقعیات خود (شعور، احساسات،‌ عقل و آینده ) آشنا باشد کاملا آزادانه و با تمام قدرت عمل خواهد کرد و رفتار او نشانگر تعادل وجودیش خواهد بود و همانطوری که راجرز می گوید : هنگامی که فرد آزادانه عمل کند، واکنش های او حقیقت داشته و ممکن است مثبت، پیشرو و آموزنده باشد (۳۱) . یک انسان کامل حقیقی همواره در حال تعادل بین حالات درونی و عکس العمل های بیرونی است یعنی ظاهر و باطن وی با هم موازنه دارند و به عبارتی نخستین گام به سوی تکامل تعادل می باشد. در مسیر تکامل شخصیت انسان ، ارتباط های اجتماعی تاثیرات مستقیم و فراوان دارند هیچکس را نمی توان یافت که کاملا رشد کرده و یا احساس کند که فردی کامل است ، مگر آنکه در یک ارتباط انسانی قرارگیرد . ارتباط های انسانی یعنی پیوند بین افراد ، پیوندی از صمیم قلب که در پی شراکت غم و شادی است (۱۰) .
هچنین روابط بین انسانها مستلزم وجود اعتقاد و اطمینان است برای رشد و تکامل ،‌ مهمترین مرحله ارتباط مخصوص بین دو انسان است که فقط و فقط صادقانه و بدون دروغ و ریا به یکدیگر نزدیک شده اند . و اگر اساس یک ارتباط صادقانه ریخته شود، انسانها می توانند با اطمینان خاطر و اعصابی آرام به روابط شان با یکدیگر ادامه دهند. اگر در یک رابطه واقعی صمیمیت و حقیقت وجود داشته باشد انسانها، بد و خوب یکدیگر را در کنار هم می پذیرند و با همکاری یکدیگر در رفع مشکلاتشان کوشش می کنند.
۱۷- ارتباط اجتماعی ناسالم :
ارتباط اجتماعی ناسالم تحقیر و لگدمال کردن انسان را در بردارد بنابراین نمی تواند جنبه انسانی داشته باشد و بطور کلی فاقد عشق ، فروتنی ، صداقت ، ایمان به مردم ، اعتماد متقابل و تفکر انتقادی می باشد. (۳۰)
پاول (۱۳۶۵) معتقد است در ارتباط های اجتماعی ناسالم تفاهم از بین رفته و افراد احساسات سخنان و رفتارهای یکدیگر را درک نکرده و طبعا پاسخ مناسب از خود نشان نمی دهند هنگامی که یک ارتباط ناسالم برقرار می شود فرد نه شناختی از احساسات خود دارد و نه شناختی از احساسات دیگران . به همین دلیل نمی تواند بطور صحیح ، سالم و صادقانه عقیده اش را ابراز نموده و خود را به دیگران بشناساند و نیز عقیده دیگری را بفهمد و او را درک کند، بنابراین فرد از ارتباط اجتماعی برقرار شده به هدف خود نرسیده و ناراحتی هایش تشدید می شود لذا آن چنان رفتار می کند که ارتباط اجتماعی را به سمت ناسالم شدن سوق می دهد. در این ارتباط است که صداقت وحقیقت که مهمترین لازمه تکامل انسان ها هستند دیده نمی شود و انسان از بیان صحیح عقیده و فکر خود عاجز می شود و به شیوه های غیرسالم و غیرصادقانه سعی می کند تا به اهداف خود جامه عمل بپوشاند.
در چنین وضعیتی ارتباط های اجتماعی ، بازیچه افراد برای بیان خواسته ها و رسیدن به اهدافشان می شود(۱۰).
بنابه عقیده فرجاد (۱۳۶۳) به همین دلیل است که مشاهده می کنیم علی رغم پیشرفت علمی و صنعتی جوامع امروزی ارتباط های انسانی فراموش شده اند و سرکشی ، عصیان ، کلاهبرداری ، سرقت ، آدم کشی و… با شدت و بی رحمی هرچه بیشتر پدیدار می گردد و مردم اینگونه جوامع را وحشتزده و هراسناک می نمایند تا حدی که همه از هم می ترسند و یا به هم اعتماد ندارند و به همین دلیل است که انسان امروزی نسبت به خود و دیگران بدبین شده و در اعماق قلب خود به طبیعت بشر اعتمادی ندارد. آنچنان که در نظر وی ارتباط با سایر افراد بشر برای دو منظور کنترل کردن و کنترل شدن است .
انسان امروز، هوشیارانه یا بطور نیمه آگاهانه تمام حیله های دروغین را از گهواره تا گور بکار می برد تا حیات طبیعی و واقعی خود را پنهان سازد در حقیقت تصور می کند که هر چه کامل تر و بی عیب تر جلوه کند مردم او را بیشتر دوست خواهند داشت. در واقع چنین به نظر می رسد که عکس این مطلب بیشتر صادق است . هر چه بیشتر حاضر شویم نقاط ضعف خود را به سطح اشیاء تنزل داده تا قابل کنترل شدن باشند و می دانیم که انسان شیء ، می تواند عامل فسادها ، بی عدالتی ها و اختلافات باشد. (۲۶)
پرلز (۱۹۴۷) می گوید برای روانشناسی انسانی یک تراژدی است که انسان مدرن با سلطه جویی ، کلیه رفتارها و قابلیت ها برای احساس کردن و آشکارساختن خود را به طور مستقیم و خلاق از دست داده و ناچار به یک موجود خودکار و مضطرب که ساعات عمر خود را در بدست آوردن مجدد گذشته یا حصول اطمینان از آینده صرف می کند ولی بندرت آنها را به تجربه در می آورد تبدیل گشته است . و بدین سان جوامع هر روز به سمت بی ثباتی بیشتر کشیده شده و روابط و اصول انسانی و اخلاقی ضعیف تر می شوند و اضطراب انسان را شدیدتر می نماید.
اینها انسانهایی هستند که در زندگی دارای مشکلاتی بوده و در وجودشان الگوهای رفتاری سلطه جویی گسترش یافته است الگوهایی که موجب خود شکستگی خویش می شود. بر اثر این ارتباط های ناسالم ، رابطه خویشتن سازانه از میان می رود و فرد نمی تواند خود را با دیگران در یک ارتباط نزدیک ببیند و در نتیجه برای ارتباط با دیگران از راه های ناسالمی نظیر پرخاشگری انفعال و انفعال – پرخاشگری استفاده می نماید. این امر نه تنها عملکرد آنها را تحت تاثیر قرار می دهد بلکه زبان نیز که به قول جاکب سون (۱۹۷۲) مرکب از زندگی روانی و ارتباطی نوع انسان است ، به شکل ناسالمی مورد استفاده قرار می گیرد (۲۶).
۱۸- خصوصیات رفتاری افراد پرخاشگر و سلطه جو در ارتباط های اجتماعی :
خدیوی (۱۳۶۷) می نویسد : دانشمندان زیادی پرخاشگری را زائیده ضعف ارتباط های انسانی دانسته اند مثلا مزلو معتقد است که در انواع حیوانات پرخاشگری ، فطری و به منظور دفاع است اما در انسان فطری نیست بلکه حاصل اختلال در سازمان نیروهای غیرارادی است که به عوامل بیرونی و درونی فرد و همچنین به کمبود فرهنگ و قدرت کنترل او وابسته است . همچنین معتقد است که پرخاشگری پاسخ به ناکامی هایی مانند گرسنگی ، کمبود عواطف ، کمبود ارتباط با دیگران ضعف ارضای جنسی و پذیرفته نشدن از طرف دیگران است (۱۸).
این مسئله به این معنی نیست که سلطه جویی و خشونت جزء لاینفک زندگی و ارتباط است ، بلکه می توان گفت که سلطه جویی ، الزاما” هیچ ارتباطی با زندگی واقعی نداشته و فایده ای هم برای آن ندارد. انسان سلطه جو متولد نمی شود ، بلکه این سلطه جویی را از آن چه برایش رنج آور و بیماریزا است ، یاد می گیرد ، این امر موجب می شود که تمایل به سلطه جویی علیه دیگران ، اعم از این که کم یا زیاد باشد در او فزونی گیرد. یعنی در او شکل می گیرد که به ناتوانی بیشتر وی در ارتباط ها می انجامد. لذا این فرد آگاهانه یا به طور ناآگاهانه بر آن می شود که اجحاف، ظلم و ناروایی های دیگران را با جنگ و ستیز و پرخاشگری دفع کند. به احساسات و نیات دیگران نسبت به خودش با تردید و بدگمانی می نگرد. آدمی مبارز، گردنکش و طاغی می شود. می کوشد قوی گردد ودیگران را شکست دهد تا به این طریق هم خود را از آزار آنها مصون دارد و هم از آنها انتقام گیرد. انسان پرخاشگر و سلطه جو چنین تصور می کند که برای رفع نواقص خویش، بهترین راه ، جنگیدن با خود و اطرافیان است . به نظر وی زندگی نوعی پیکار است زمانی باید از استراتژی، تاکتیک، حیله یا بازی هایی که برای بقا لازم است ، سود جست و موقعی که در یک پیکار بازنده می شود تصور می کند همه چیز را از دست داده است (۲۶) .
۱۹- خصوصیات رفتاری افراد منفعل در ارتباط های اجتماعی :
اسمیت (۱۳۶۶) می گوید برای او تصور اینکه مردم او را دوست نداشته باشند یا دوستی شان را از او دریغ کنند یک فاجعه است اغلب این افراد به خاطر باورهای ساده لوحانه که نباید اسباب ناخشنودی دیگران را هر چند جزئی فراهم کنند از رد پیشنهادی که به آن تمایل ندارند طفره می روند. این افراد چنین تصور می کنند که مسئول رفاه ، خوشبختی و موفقیت زندگی دیگران هستند و همواره سعی دارند خواهش دوست را برآورند و او را موقتا راضی کنند (۵).
به عقیده هورنی (۱۳۵۱) این گروه از افراد دارای صفات و خصوصیاتی هستند که الزاما آنها را به صورت آدم هایی سربراه ، رام و تسلیم طلب و به طور کلی تابع و مطیع دیگران در می آورد. این افراد خواسته ها و رفتارشان را طوری شکل می دهند و می پرورانند که با خواسته های دیگران تطبیق کند و مطابق دلخواه آنها گردد احتیاج شدیدی به جلب محبت و تایید و تصویب دیگران پیدا می کنند. خود را به قوی ترین فرد محیط وابسته کرده و از او می خواهند که مسئولیت خوب و بد زندگی شان را برعهده گیرد و توقعات آنها را برآورده نماید.(۴۳)
همچنین احتیاج مبرم دارند که از هر لحاظ انسانهایی دوست داشتنی، خواستنی، مورد پسند ، مقبول و محبوب جلوه کنند. دیگران آنها را احترام کنند رفتارشان را بپسندند و تایید و تمجیدشان نمایند. همه کس به آنها احتیاج داشته باشد، به نظر همه مردم ( به خصوص یک شخص معین ) برازنده باشند با اهمیت جلوه کنند و همه کس آنها را یاری و حمایت و هدایت نمایند. وی همچنین معتقد است که این افراد در زمینه شخصیتشان همیشه احساس گناه، کوچکی، خفت، عناد به خود دارند و این احساس را به یک طریق منفی فرافکن می نمایند. اینگونه اشخاص ، قضاوت نهایی در مورد افکار احساسات و رفتارشان را به عهده دیگران می گذارند و به این ذهنیت که من حق استقلال رای ندارم قضاوت نهایی رفتار با من نیست، بزرگترها باید قضاوت کنند، خواسته و ناخواسته راه را برای سلطه جویی دیگران هموار می کنند ،این گونه افراد به کرات مورد اجحاف و استثمار دیگران قرار می گیرند و اعتراض نمی کنند (۲).
با وجود اینکه به علت تعددی و اجحاف دیگران ، احساس عناد و خصومت شدیدی در آنها ایجاد می شود جز در مواقعی که دچار طغیان و آشفتگی روانی گردند ، عناد خود را ابراز نمی دارند و آن را مثل آتش زیر خاکستر پنهان می کنند . ساختمان روانی شان از اول طوری بوده که دست و پای بسیاری از احساسات و نیروهای مثبت و فعال وجود خود را بسته و قدرت جنبیدن را از آنها گرفته است. به طور کلی می توان گفت این افراد از هرگونه مخاصمت ، کشمکش ، رقابت و مبارزه علنی حذر می کنند. آدمی مسالمت جو می شوند که از هر نوع کینه توزی علنی مبری است. میل انتقام جویی و غلبه بر دیگران را چنان به شدت سرکوب و پنهان می سازند که خودشان هم از گذشت و آشتی پذیری خود و اینکه هرگز برای مدت زیادی رنجش کسی را بدل نمی گیرند در تعجب هستند.
هورنی عزلت طلبی وانزاطلبی را نیز ویژگی دیگر گروهی از افراد منفعل می داند ، این دسته از افراد منفعل با جدایی از دیگران و عدم شرکت و دخالت فعالانه در زندگی ، سعی در رفع تضادهای درونی خود می نمایند. در این صورت این افراد به طور کلی از تلاش و کوشش بازمانده و زندگی شان را محدود می سازند.
به عقیده مالتز (۱۳۶۴) تنهایی راهی برای در امان قراردادن خویش است که خطوط ارتباطی با مردم و به خصوص اتصال های احساس را قطع می کند، راهی است تا خویش آرمان زده را از ناراحتی تحقیر و تعرض دورنگه می دارد. شخصیت تنها، از دیگران و ارتباط با آنها بیمناک است.
احتیاجات افراد انزواطلب بیشتر شکل نخواستن است. یعنی حالت منفی دارد. طالب زندگی بی ماجرا بدون اصطکاک، بدون مزاحمت و سطح پایین هستند آنها زندگی بی رنج و دردسر و بدون شور و شوق می خواهند. نوعی تسلیم ، عدم دخالت مؤثر و مصممانه در زندگی ، انواع ترمزها و محدودیت های معنوی و استعفای از زندگی ، وجود آنها را در برگرفته است (۴۳).
مالتز (۱۳۶۴) افراد حساس و زود رنج را نیز گروهی از افراد منفعل می داند. اشخاص زود رنج و آنهایی که از موارد جزئی رنجیده خاطر می شوند، از مناعت طبع ضعیفی برخوردارند. چنین افرادی خود را بی صلاحیت می پندارند ، به ارزشها و توانائی های خود شک دارند ، خویش را دست کم می گیرند و به هر چیز جزئی حسادت می کنند. این افراد در دل احساس نا امنی می کنند بی مورد خود را در خطر می بینند ، از کاه کوهی می سازند و ناراحتی های جزئی را بزرگ جلوه می دهند.
وی ادامه می دهد کسی که احساس می کند ارزشش با کوچکترین مسئله به مخاطره می افتد و نقش ضعیفی دارد ، در واقع آدم خود محوری است که کنار آمدن با او کار دشواری است ، به عبارت دیگر چنین انسانی ، یک فرد خودپرست است .(۳۶)
۲۰- ارتباط کلامی در افراد منفعل :
طبق نظر هورنی ، فرد منفعل ، چون به دوستی دیگران احتیاج حیاتی دارد تظاهر می کند که با اطرافیانش در مورد هر مسئله ای تفاهم دارد ، تا بدینوسیله دیگران در موقع لزوم از او دفاع کنند . وی دائما آماده خوش خدمتی ،‌ ابراز هم دردی ،‌ کمک و تمجید و تحسین دیگران است وی می کوشد تا هر چه دیگران از او بخواهند ، برآورده کند.
هورنی می نویسد : فرد منفعل ، در ابراز قدردانی مبالغه می کند. چنین فردی می گوید ‹‹ تمام مردم
خوب و قابل اعتمادند ›› و آنکه همه کس را شدیدا دوست دارد وقتی ناسالم و غیرطبیعی بودن این احتیاجات آمرو ، بی اختیار به او تذکر داده می شود دیگران را تخطئه می کند و می گوید که تمام این تمایلات کاملا طبیعی و عادی اند و آنها را جزو فضایل خود به حساب می آورد. مجموع این صفات به نوبه خود موجب می شود که مقداری حالات و صفات دیگر در فرد منفعل بوجودآید، میل دارد خودش را تابع و زیردست دیگران ببیند بنابراین قدرت ابراز وجود و برازندگی ندارد. تواضع و فروتنی می کند همچنین دائما میل دارد مورد سلامت و سرزنش قرارگیرد حتی در مواردی که به نحو بارزی انتقاد و شماتت دیگران نسبت به او بیجاست چشم بسته ملامت آنها را می پذیرد. اگر خوب توجه نشود چون هر نوع مبارزه علنی و کشمکش و میل تجاوز به نظر او نوعی تابلو ممنوع می رسد از هر کاری که کمترین شباهتی به این قبیل تمایلات داشته باشد خودداری می کند مثل جرات و شهامت ابراز وجود ،‌ انتقاد ، تقاضا ، تحکم و فرمان دادن و ابراز لیاقت از او زائل می گردد. اگر از شخص یا عقیده یا چیز بخصوصی خوشش نیاید جرات ابراز ندارد. جرات توبیخ ، سرزنش و متهم ساختن دیگران را ولو بجا باشد ندارد. حتی به شوخی هم انتقاد و حرف رنجش آور و کنایه آمیز را نمی تواند ابراز کند. آگاه است براینکه تمام حالات ، صفات ، تمایلات ،‌ عمل ها و عکس العملهای او حاکی از کوچکی و حقارت است ، بنابراین دائما یک احساس ضعف ، بیچارگی و یاس عمیق بر او مستولی است ، اغلب این احساس ضعف را به صراحت ، هم به خودش و هم به دیگران بروز می دهد ، مثلا به دیگران گاهی صریح و گاهی ضمنی می گوید : باید مرا حمایت کنید مرا هدایت و راهنمایی کنید زیرا من ضعیف و بیچاره ام .
عدم ابراز وجود ، احساس یاس و درماندگی عمیق و ترمزهای متعددی که در خود ایجاد کرده موجب می شود که نتواند حداکثر استفاده را از استعدادها و امکانات خود بنماید و آنها را بکار اندازد بنابر این همه کس را از خود برتر فرض می کند می گوید که همه جذاب تر، با هوش تر، باسواد تر و بطور کلی با ارزش تر از من هستند. به خصوص در حضور افراد پرخاشگر و سلطه جو این احساس بی ارزش چندین برابر می گردد. خلاصه اینکه فرد منفعل می کوشد تا همه چیز خود را کمتر از دیگران بپندارد و معمولا می کوشد تا برای احساس و پندار خود یک دلیل منطقی و موجهی هم بتراشد مجموع خصوصیات و صفاتی که تا اینجا ذکر شد موجب می گردد که فرد منفعل در مقابل دیگران دائما شکسته نفسی نماید. وی همچنین معتقد است یک استدلال ناآگاه و منطق سازی فرد منفعل این است که احساس می کند اعتماد به نفس ندارد حتی اگر کار برجسته ای انجام دهد می گوید که تصادفی و برحسب شانس بود (۴۳) .
۲۱- خصوصیات رفتاری افراد منفعل – پرخاشگر در ارتباط های اجتماعی :
بنا به تعریف DSM II (1968) رفتار فرد منفعل – پرخاشگر یک نوع بیان است . در واقع او با
رفتارش آنچه را که جرات ابراز مستقیم و آشکار آن را ندارد بیان می کند. این افراد اغلب دچار عدم
اعتماد به نفس بوده و به دیگران متکی هستند به آینده بدبین بوده و درک این را ندارند که این رفتار
آنهاست که مسئول مشکلاتشان می باشد . اگر چه ممکن است فرد ، رنجش آگاهانه ای نسبت به اشکال قدرت ، تجربه کنند اما هرگز رفتار منفعل – مقاوم خود را با این رنجش مرتبط نمی دانند. فرد منفعل پرخاشگر از یک سو وابسته است و از سوی دیگر تمایل به استقلال دارد در ارتباط های اجتماعی می کوشد تا خود را در وضعیت وابستگی قرار دهد ، اشتباه کسانی را که بر آنها متکی است پیدا می کند ولی از قطع روابط وابستگی خود اهتراز می نماید. هم می خواهد دیگران را بیازارد و هم راضی کند در عین حال رفتار منفعلانه و خود آزارانه او را دیگران تنبیهی و ساختگی احساس می کنند. کار و مسئولیت های معمول او را باید دیگران انجام دهند. روابط نزدیک خوب و کار و مسئولیت های معمول او را باید دیگران انجام دهند. روابط نزدیک خوب و آرام بندرت با شخصیت منفعل – پرخاشگر امکان پذیر است (۳۲) .
فرد منفعل – پرخاشگر در برابر تقاضا برای افزایش سطح کار یا ادامه آن اظهار تنفر و مخالفت می کند واضح ترین موردی که این حالت را می توان دید در موقعیت های شغلی است ، اگرچه در عملکردهای اجتماعی نیز دیده می شود.
مقاومت به طور مستقیم ابراز می شود به صورت مسامحه ، وقت گذرانی بیهوده ، لجاجت ، عدم کارائی عمدی و فراموش کاری … عملکردهای شغلی و اجتماعی فرد به علت رفتار منفعل – مقاوم بی ثمر و بی نتیجه است . عدم کارایی عمدی این افراد یک نوع رفتار است که بوسیله آن می خواهند فردی را که از او رنجیده اند مجازات کنند. به عنوان مثال فرد می خواهد به والدینی که اسباب ناراحتی او را فراهم کرده اند ابراز خشم کند و چون نمی تواند درس نمی خواند قدرت تمرکز حواسش را از دست می دهد دائما در امتحانات شکست می خورد ، مشق هایش را دیر و بد انجام و در وضعیت یک آدم شکست خورده ،‌ کارنامه ای از مدرسه به منزل می آورد که خشم و حرمان والدینش را برمی انگیزد هر کوششی از جانب پدر و مادر در اصلاح این فرد با سرسختی او مواجه می گردد (۲۷) .
خصوصیات افراد منفعل – پرخاشگر در ارتباطات کلامی
اسمیت (۱۳۶۶) می گوید این افراد در مکالمات خود زخم زبان می زنند و با شوخی ها و کنایه هایشان دیگران را می رنجانند. به گفته ( قریب – ۱۳۶۸) از آنجا که این افراد نمی توانند پرخاشگری خود را به طور مستقیم بیان کنند. شیوه های غیرمستقیم را بکار می برند مثلا زخم زبان زدن ، نیش زدن ، مسخره کردن ، اشکال تراشی ، غرغرکردن و کله شقی (۵) .
فرد منفعل – پرخاشگر معمولا فاقد قاطعیت است و با نیازها و امیال خود بطور غیرمستقیم روبرو می گردد. از طرح سؤالات ضروری در مورد آنجه که از او انتظار می رود خودداری نموده و در برابر درخواست عملکرد کافی مقاومت می کند و برای تاخیرهای خود دلیل می تراشد (۳۲) .
هورنی (۱۳۵۱) می گوید فرد منفعل – پرخاشگر اغلب دارای اعتقادات متضاد و مغایری است و با منطق تراشی ، تضاد و مغایر بودن اعتقاداتش را انکار می کند (۴۳).

ورزش و رشد شخصیت
شخصیت مجموعه‌ای از ویژگی‌های جسمی، روانی و رفتاری است که هر فرد را از افراد دیگر متمایز می‌کند. افراد مختلف دارای شخصیت‌های متفاوتی هستند بعضی آرام و انفعالی هستند، برخی دیگر پرخاشگر ظاهر می‌گردند برخی قابل اعتماد، محافظه‌کار، خودکفا، منطقی … می‌‌باشند. روانشناسان درباره این ویژگی‌های شخصیتی تحقیقات وسیعی را انجام داده‌اند تا بتوانند رفتار افراد را در موقعیت های معین پیش‌بینی کنند. روانشناسان ورزشی نیز به دنبال پیدا کردن رابطی بین صفات شخصیتی و فعالیت های ورزشی بوده‌اند. آیا ورزش به عنوان یک پدیده تربیتی و اجتماعی در رشد و تکامل شخصیت تاثیر دارد؟ آیا جهت این تاثیر به سوی کمال است؟ آیا فعالیت‌های ورزشی به ویژگیهایی چون رفتارهای اجتماعی، گوشه‌گیری، سازگاری اجتماعی، اعتماد به نفس، میزان نارضایتی جسمی و سلامتی و .. تاثیر دارد؟
یکی از عقاید رایج در ارتباط با ورزش آن است که این پدیده اجتماعی، شخصیت ورزشکاران را رشد می‌دهد. ارضای نیازهای اساسی چون احساس تعلق، احترام به خود، احساس موفقیت و پذیرفته شدن، بعلاوه رقابت که وسیله‌ای برای اشباع نیازهای بدنی و خلاقیت می‌باشد، این آثار روزی به شکل‌گیری جنبه‌های اجتماعی شخصیت کمک می‌کند. اگر چه ورزش رقابتی می‌تواند آثار زیان‌باری همراه داشته باشد: ۱- تاکید بیش از حد والدین، جامعه، مربیان بر برنده شدن ۲- قرار دادن افراد در موقعیت‌هایی که با قابلیت و تواناییهای جسمانی انها متناسب نیست، به هر حال یادگیری و اجرای مهارت های ورزشی در محیطی سالم، احساس شایستگی را در افراد به وجود می‌آورد که منجر به ایجاد تصورات شخصیتی مثبتی در افراد و صلاحیت و شایستگی به در اختیار گرفتن کنترل عوامل محیطی اطلاق می‌گردد اگر چه میزان موفقیت‌ ها و شکست های فرد در گذشته در کمی و زیادی احساس شایستگی موثرند، موفقیت با دیدگاه مثبت به زندگی همراه است، هر وضعیتی را مبارزه‌ای جالب دیدن که پیروزی بر آن وضعیت را دور از توانایی خود نخواهد یافت و نهایتا حضور مثبت در زندگی و اجتماع را به دنبال خواهد داشت. فعالیتهای ورزشی همیشه با یک تربیت روانی همراه بوده‌اند لذا شرکت در فعالیتهای ورزشی یکی از راههای مهم تکامل جسمی و روانی و حضور مثبت در اجتماع است.(۳۸)
کارکرد ورزش در زندگی اجتماعی جوانان
۱- نشاط روحی و جمی ۲- انسجام روابط گروهی ۳- جلوگیری از بزهکاری ۴- امید به آینده ۵- تقویت خصایص جوانمردی ۶- انسجام لیاقت و برتری ۷- روابط سالم اجتماعی
آسیب‌پذیری دوران نوجوانی و جوانی باعث می‌شود که تعدادی از افراد این گروه سنی تحت تاثیر شرایط نامساعد خانوادگی اجتماعی و عناصر مربوط به آنها در مسیر روابط ناسالم به صور مختلف قرار گیرد.جوانانی که به صورت انفرادی یا گروهی به ورزش می‌پردازند نیاز به برنامه‌ریزی سازماندهی و تقسیم اوقات خود برای فعالیت های مختلف دارند در نتیجه فرصت های زندگی آنان تحت قاعده درآید.
داشتن خصلت جوانمردی و مقابله در برابر تجاوزگری ها و بی‌عدالتی‌ها از ویژگی‌های دوران جوانی است، انحطاط اخلاقی فرهنگی می تواند آن را به خشونت و لاابالی‌گری بکشند در صورتی که فعالیت ورزشی به خصوص در بعد حزفه‌ای‌اش وجهه اجتماعی برای صاجبان خود کسب می‌کند. احساس لیاقت و شایستگی و برتری را در آنان افزایش داده و افکار و ذهنیاتشان در زمینه‌های مثبت و مساعد سیر می‌کند، از فراز و نشیب‌های زندگی هراسی نداشته و با تصمیم‌گیری‌های مهم و منطقی در جنبه‌های مثبت ابراز وجود می کند.(۱۹)
ورزش و پیوستگی اجتماعی
یکی از نقش‌های عمده کارکردی در ورزش، استفاده از آن به عنوان ابزار ایجاد و تقویت پیوستگی اجتماعی در میان افراد و گروه هاست. در سطح قهرمانی، ورزش می‌تواند منزلت اجتماعی-اقتصادی ورزشکار را افزایش دهد و به همراه شهرت بیشتر، موجب پذیرش اجتماعی و ستایش بیشتر ورزشکار در جامعه شود و در سطح ورزش همگانی و تفریحات سالم، بایستی ورزش را فعالیتی ارزشمند و به لحاظ اجتماعی پذیرفته شده تلقی کنیم که از طریق آنها مردم با جامعه پیوستگی می‌یابند. تماس‌های اجتماعی یکی از مهمترین دلایل شرکت در ورزش بوده است، تعامل در ورزش را می‌توان به مردم‌آمیزی، دوستی و پیوندجویی تعبیر کرد. محیط ورزشی نه تنها امکان تعامل کلامی را عرضه می کند بلکه ارتباط غیر کلامی نیز اغلب در فعالیت‌های ورزشی بوجود می‌آید و از همین طریق احساس تفاهم و همبستگی ایجاد می‌شود. بنابراین مفهوم اجتماعی- تعاملی ورزش به دو جهت اهمیت می‌یابد: ۱- به جهت بوجود آوردن فرصت‌های جالب برای آشنایی و ملاقات با افراد دیگر ۲-بوجود‌آوردن امکان فرایند یادگری و اجتماعی ورزش.
پیشگیری از روند منفی انزواطلبی (انزواگرایی) و بازسازی پیوستگی از اهداف ورزش به عنوان ابزار مهم تسهیل ارتباطات با دیگر افراد و شتاب بخشیدن به پیوستگی آنان با جامعه تلقی شده است.
جامعه‌شناسان همیشه در اندیشه ایجاد پیوستگی و یگانگی بین واحدهای کوچکتر اجتماعی یا کل جامعه بوده‌اند. جامعه‌شناسی ورزش نیز مدعی است که فعالیت‌ های بدنی حوزه‌ای است که افراد می‌توانند در آن به دلیل توانمندی ها و نه کمبودهایشان شناخته و معرفی شوند و بدین ترتیب بین آنان و جامعه یگانگی و پیوستگی حسنه‌ای ایجاد می‌شود. پیوستگی اجتماعی به مفهوم میزان تطابق رفتارهای فردی و گروههای جزیی با آنچه جمع ، انتظار و توقع دارد به کار برده‌اند.(۲۴)

پیامدهای روانشناختی ورزش:
شواهد مبتنی بر آن است که ورزش یک روش درمانی وسیع برای کاهش وقوع انحرافات رفتاری و افزایش عملکرد شغلی افرادی است که با ناتوانی‌هایی مواجه‌اند. ورزش به فرد کمک می‌کند تا با استرس مبارزه و سلامت روانی خود را تضمین کند. در نظرتکاچوک و مارتین ۲۰۰۱ یکی از ویژگی‌های افراد مبتلا به اختلالات روانی، نداشتن تحرک و فعالیت جسمانی مطلوب است. افزایش اعتماد به نفس و احساس لذت و رضایت از خود و دیگران و احساس شادی و بهزیستی از نتایج شرکت در ورزش بوده است.
مایرز و دینر ( ۱۹۹۵) می گویند افراد شاد، حوادث و موقعیت های زندگی‌شان را مطلوب ارزیابی می‌کنند و کمتر هیجانات منفی نظیر اضطراب و افسردگی و خشم را تجربه می‌کنند و به نظر ژانوف- بوسمن ( ۱۹۸۹ )و مایرز ( ۱۹۹۳ ) این افراد از عزت نفس و احترام به خود بالایی برخوردارند به اخلاقیات توجه بسیار دارند و عقلایی رفتار می‌کنند و در نظر دومونت و لارسن (۱۹۸۹) احساس کنترل شخصی بیشتری را در خود احساس می‌کنند و با اندیشدن به توانایی‌ها با استرس مقابله بیشتری می‌کنند و به عقیده دمبر و بروک (۱۹۸۹) و سلیگمن (۱۹۹۱) خوش‌بین هستند یعنی در رو به رویی با انجام کارها، انتظار موفقیت در آن کار را دارند و دینر و همکاران (۱۹۹۲) آنها را برون‌گرا دانسته و در ارتباط و همکاری با دیگران توانمند ظاهر می‌شوند (۳۷). همان‌گونه که بهبود شرایط بهداشتی و تغذیه‌ای می‌تواند به رشد جسمی مؤثر باشد بهبود شرایط محیطی نیز موجب رشد بیشتر هوش می‌شود ( محیط غنی‌تر، هوش بیشتر). با ورزش و تحرک بدنی فرد در تماس و تعامل با دیگران قرار می‌گیرد که موجب کسب تجربه، تفکر و پرورش حواس از طریق رشد ذهنی و شناختی می‌گردد، افراد تربیت شده در محیط غنی از هم‌نوعانشان که در انزوای نسبی پرورش یافته‌اند سریع‌تر می‌آموزند. جعفری و عسگری ۱۳۸۱ در سال به این نتیجه رسیدند که ورزش باعث خودپنداری مثبت در ورزشکاران می گردد و با تصویر بدنی مثبت درارتباط های سالم با دیگران شرکت فعال و موفقی را خواهد داشت . تصویر بدنی مثبتی که در ورزش به دست می‌آید در هویت‌یابی، عزت‌نفس ، موفقیت تحصیلی و شغلی… شرکت فعال و موفق در برقراری ارتباط با دیگران، احترام به خود، تمرکز حواس و برخورداری از روحیه شاد تاثیر بسزایی دارد. ورزش می‌تواند ارزش های مثبت و منفب گوناگونی را به افراد انتقال دهد و اگر قرار است که ورزش تربیت اخلاقی را تسهیل کند، باید عدالت و عدم خشونت در ساختار برنامه‌های ورزشی مورد توجه قرار گیرد (۱۷).
اهمیت ورزش در اصلاح جوامع و رفع محرومیت‌های اجتماعی
در حالی که یونسکو از ورزش به عنوان یک وسیله برای کاستن فاصله فقیر و غنی نام می‌برد. اسکاتلند میلیونها پوند برای تسطیح زمین‌های ورزشی مناطق روستایی اختصاص می‌دهد و ایالت میشیگان ۲۳ المپیک سالمندان را برگزار می‌کند. ما چه کنیم؟
رشد شهرهای بزرگ در کشورهای در حال توسعه با افزایش فقر شهری توأم بوده است. حدود یک سوم تا یک چهارم خانوارهای شهری جهان در فقر مطلق زندگی می‌کنند. بسیاری از محرومان شهری فاقد حمایت های قانونی از سوی مراجع رسمی هستند بی پناهی در قبال خشونت، مواد مخدر، محاصره اموال، اخراج از محل اقامت، اسارت در چنبره جرایم سازمان یافته از آن جمله است. شهرهای بزرگ در کشورهای در حال توسعه در معرض هر دو دسته مخاطرات است زیرا هم دچار انواع کاستی‌ها در عرضه رقابت جهانی شدن است و هم دستخوش ساختارها و مدیریت‌های فاقد درخوری با ملازمات جهانی است. از این رو سازمان‌ های جهانی با محوریت سازمان ملل برای کارا کردن راه مشارکت اجتماعی و کم کردن فاصله‌ های اجتماعی اهمیت ویژه‌ای یافته است. در اینجا شعار شهر شامب در مثابل شهر فاصل رواج می‌یابد. در شهر شامل شهروندان امکان می‌یابند تا در مورد کارکرد و اداره شهر خود نظر بدهند. با جلب همکاری گسترده مردم به ویژه مردم محروم در مناطق خود باب مشارکت همگانی گشوده می‌شود، نشارکت در مدیریت آموزش بهداشت و سایر فعالیتهای شهری از آن جمله است. در این میان اقبال مردم به ورزش موضوعی محوری است. برای کاهش محرومیت اجتماعی و نزدیکی به جامعه شامل ورزش دارای جایگاه ویژه است. اهمیت ورزش در آن است که موضوع مشترک طبقات و اقشار مختلف جامعه است. از طرفی امکان حضور، بروز، ارتباط و مشارکت افراد و گروههای مختلف اجتماعب در یک جامعه فارغ از جایگاه اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و به دور از تبعیضات نژادی – دینی – قومی – جنسی می‌توانند مشارکت کنند، در دسترسی به امکانات ورزشی تفاوتهای سنی و معلولیتهای جسمی نیز منظور نمی‌شود.
کمیته توسعه ورزش شورای اروپا برای همبستگی اجتماعی ورزش را عامل عمده اعلان کرده است سوق یافتن جهان به سوی ارتباطات گسترده و یکپارچه و روند جهانی‌شدن سبب شده است که به زنان عمدتاً به عنوان یک منبع کار نگریسته شود، در حالیکه زنان تربیت‌کنندگان نسل آینده‌اند که نیازمند آموزش و جایگاه اجتماعی مناسب هستند. ایجاد زمینه‌های مناسب برای ورزش بانوان یک موضوع مهم ملی در جوامع مختلف بویژه جوامع اسلامی است. زیرا زنان نیازمند محیط و امکانات مناسب برای انجام ورزش همگانی تعلیم و تربیت و قهرمانی‌اند. مورد دوم از مصادیق شمول اجتماعی توجه به ورزش معلولان است. در ایران معلولیت ناشی از جنگ اهمیت و ضرورت توجه را می‌طلبد، بخصوص آنکه معلولان بر اثر کاستی‌های جسمی فرصت کمتری برای تحرک جسمی و مشارکت اجتماعی دارند. موضوع مهم بعدی مشارکت اجتماعی سالمندان است. ورزش وسیله‌ای برای پیشگیری از بیماری‌هاست. شعار هیچ وقت دیر نیست عنوان برنامه‌ای برای جذب سالمندان استرالیا به ورزش است. و بالاخره مشارکت روستائیان.
شاید بی‌منلسبت نباشد که در این مبحث به منشور بین‌المللی تربیت‌بدنی و ورزش یونسکو در سال ۱۹۷۸ اشاره شود. یونسکو رویکرد ورزشی خود را بر اساس ارتقای ارتباط نزدیک‌تر بین مردمان و نیز بین افراد جامعه – برقراری همبستگی- برادری- احترام و درک متقابل- احترام برای یکپارچگی و شخصیت آدمی- ترویج ارزشهای اخلاقی بویژه در مبارزه با انزوا و خشونت- ترویج ورزش همگان بویژه معلولان جسمی و ذهنی- حمایت از ورزش زنان و ورزش به عنوان ابزار توانمند تعلیم و تربیت و در نهایت ورزش وسیله‌ای برای کاستن فاصله فقر و غنا یاد کرده است. در‌واقع این موارد آرزوها، افق‌ها و دستاوردهایی است که از رواج ورزش در جامعه انتظار می‌رود. برایند این خواسته‌های نیکو شمول اجتماعی است تا مردم به هم نزدیک‌تر شوند و بهتر زندگی کنند.(۳۴)
کاربرد ملاک‌های سنجیده‌شده ابراز وجود در ورزش
موقعیت های ابزار‌وجود که در این تحقیق مورد سنجش قرار گرفتند شامل:
۱- ابراز وجود کلی فرد ۲- توانایی و قدرت گفتن نه (امتناع از درخواست) ۳- بیان و ابراز محدودیت‌های شخصی ۴- برقراری روابط اجتماعی ۵- ابراز احساسات مثبت ۶- توانایی انتقاد سازنده ۷- اختلاف عقیده داشتن با دیگران ۸- ابراز وجود در موقعیت‌های خدماتی.
ابراز وجود:
بسیاری از مربیان خوب در طرح‌ریزی رهیافت ها، تدریس فنون عملی و آگاهی از جزئیات ورزش خود نابغه هستند. اما این مربیان تا نتوانند به‌گونه‌ای مؤثر دانش خود را منتقل کنند، مؤثر و موفق نخواهند بود. گفت‌و‌گوی مؤثر عبارت است از هنر و علم کمک به ورزشکاران تا درباره خود احساس خوبی داشته باشند، خود‌پنداری ورزشکار را بالا ببرد، مهارتهای ورزشی را به‌گونه‌ای مؤثر یاد بدهد و احترام و وفاداری ورزشکار را به دست دهد.
اگر قرار باشد مربی مؤثر باشد باید درستکار باشد، تدافعی عمل نکند، پایداری و همدردی داشته باشد، طعنه نزند، رفتار را تحسین یا انتقاد کند نه شخصیت را، تمامیت دیگران را محترم بشمارد، از علائم کلامی و غیرکلامی مثبت استفاده کند، مهارت ها را بیاموزد و پیوسته با همه اعضای تیم کنش متقابلی داشته باشد. این روس از مسائل بالقوه بین شرکت‌کنندگان در تیم جلوگیری کرده یا دست‌کم به کمترین مقدار کاهش می‌دهد.(۷)
امتناع از درخواست (قدرت نه گفتن)
فشار همسالان برای به مبارزه‌طلبیدن قوانین و همگام‌شدن با گروه، گاهی اوقات بر فرد فشار می‌آورد. یک نمونه خوب از این مورد فشار گروهی، استفاده از مواد‌مخدر غیرقانونی است. ورزشکاران می گویند که گروههای اجتماعی اغلب فرصت استفاده از موادمخدر را فراهم می‌سازند. همراه با نوشیدن الکل و در محیطی نسبتاً القا‌ء کننده، اغواگری برای امتحان‌ کردن موادمخدر بسیار زیاد است، امّا ورزشکارانی که درباره نتایج استفاده از مواد مخدر و شکستن قواعد تیمی و قوانین هشدار داده شده باشند، بهانه‌ای برای امتناع از مواد مخدر را دارند، مانند: اگر مربی پی‌ببرد یا آزمایش مواد در من مثبت باشد، از تیم اخراج خواهم شد، این یک دلیل توجیه‌ پذیر و حفظ‌ آبروست برای گفتن «نه» .(۷)
بیان و ابراز محدودیت‌های شخصی
مربی با تأیید عملکرد رقیبان بعد از بازی نه‌تنها کمبودهای خود را نمایان نمی‌سازد بلکه از آنها به منظور بهبود و پیشرفت‌های بیشتر در آینده استفاده می‌کند و با استفاده از «سیاست‌باز» خود در برخوردها، احترام و صمیمت خود را چندین برابر می‌سازد مثلاً اگر زمان برقراری ارتباط و پاسخگویی به نیازهای افراد تیم، واقعاً مناسب نباشد مربی می‌تواند عذر بیاورد، امّا باید این موضع را به ورزشکار انتقال دهد که صحبت‌نکردن با او مربوط به موضوع دیگری است که با علاقه او به ورزشکار ارتباطی ندارد و هرچه زودتر برای ملاقات بعدی قراری را تنظیم نماید، در اینجا سیاست درباز خود را صمیمانه ابراز داشته است.(۷)
برقراری ارتباط اجتماعی
بهترین راه برای پرهیز از تدافعی جلوه دادن، حساسیت نشان‌دادن به چیزی است که بازیکن، والدین، دستیار، داور…می‌گویند. وقتی فرد در پاسخ‌دادن و توجه نشان‌دادن به احساسات دیگران ناتوان است از گوش دادن انفعالی استفاده کرده، در حالیکه گوش‌کردن فعال زمانی رخ می‌دهد که او در پاسخ به آنچه که دیگران می‌گویند با آنها شروع به گفتگو نماید. ( ۱۹۹۰ wilder و Rosen feld)
مربیان موفق دستتیاران خود را به آغاز و حفظ تماس‌های شخصی نزدیک با بازیکنان تشویق می‌کنند. سلام کردن، لبخند زدن و یا دست‌ تکان‌دادن موجب می‌شود تا آنها را شخصی خوب و با ملاحظه بنگرند فرصت گفتن کلمات دلگرم‌کننده و محبت‌آمیز را نسبت به اطرافیان از دیت نمی‌دهند (۱۹۸۳- Mechikoff , Kozar). مربیان دارای مهارتهای کلامی نسبتاً ضعیف می توانند به‌گونه غیر کلامی با تیم رابطه برقرار کنند و اثرهای روانی سودمند و نتایج عملکرد مطلوب به‌بار آوردند، گاهی‌اوقات ارتباط غیرکلامی ممکن است در رسانیدن پیام حتی از کاربرد واژه‌ها مؤثرتر باشد و احساس آرامش، صمیمت و ارزیابی واقع‌بینانه را از عملکرد القاء کنند (M arten s –۱۹۸۱).
بلانچارد و هرسی B lanchard , Hhersey (1977 ) در پژوهشی می‌گویند، رهبران مؤثر ۱- اهداف گروه را ممکن می‌سازنند (رفتار هدف‌گرا) و۲- کنش متقابل مثبت در بین اعضای گروه را آسان می‌کنند.
ودرنظرکارون (۱۹۸۴) برای کمک به جلوگیری از درون‌گرایی و احساس انزوا تازه‌واردین به تیم بایستی، اعضای رسمی تیم وظیفه معرفی بازیکنان جدید به هم‌تیمی‌های و آوردن آنها به تبادلات اجتماعی را برعهده گیرند Carron (7)
ابراز احساسات مثبت
مکیک اف و کوذار (۱۹۸۳) یک عنصر مهم در خشنودی بازیکن و موفقیت در عملکرد او را ، تائید و تحسین تلاش و استعداد او می دانند. مربیان موفق عملکرد ورزشی خوب را تحسین می‌کنند. گینوت (۱۹۶۵) می گوید تحسین عملکرد بجای تحسین شخصیت به ورزشکار امکان می‌دهد تا در اشتباه کردن احساس امنیت بیشتری کند و بدون ترس، خطرپذیری نماید و در این روش اعتماد‌ به‌ نفس او افزایش می‌یابد Ginot
به عقیده ویلیام و هکر (۱۹۸۲ ) تایید تلاش ها، اعتماد‌ به‌ نفس بهینه شده و ورزشکار پذیرای بازخورد انتقادی برای بهینه‌ کردن ضعف‌ های خود می‌شود Williams , Hacker . انشل تایید‌ شدن یک نیاز اجتماعی می داند ، رهبران گروه و در حد کمتری اعضای گروه، با ارائه بازخورد مثبت و در صورت نیاز اطلاعات آموزشی درباره برخی از جنیه‌ های عملکرد تیم مانند نگرشی مثبت، تلاشی خوب، عملکرد های ماهرانه، انسجام گروهی را به گونه‌ای اندازه‌ پذیر بهینه می‌کند
برای داشتن یک تیم منسجم، استفاده درست از تحسین کلامی و غیرکلامی بویژه به سبب همکاری ویژه اعضای تیم در ایجاد خشنودی دوسره سودمند است .اسمیت و دیگران ) Smite etal1977) به منظور انتقاد سازنده به شیوه حساس امّا مؤثر رویکرد ساندویچ را ارائه داد: ۱-اظهار مثبت ۲- بازخورد مثبت آینده‌گرا ۳-یک تعریف.
بازیکن برای راحت‌شدن و خلاص شدن از حمله کلامی پیش‌بینی نشده، معمولاً از گوش‌دادن پرهیز می‌کند درواقع پیام نامطبوع را نمی‌گیرد، زیرا بازیکن بجای پیامی منفی نیاز به تائیدی مثبت دارد، وقتی ورزشکار اظهار مثبت را پذیرا شد به توصیه آموزشی بعدی نیز گوش فرا خواهد داد (بردن نام کوچک مثل فرزانه توپ سختی را زدی) نشان‌دهنده توجه بیشتر به گوینده و احساس تهدید کمتر و حساسیت نسبت به فرد است.
اندیشیدن درباره رویداد ناگوار شانس تکرار آن را افزایش می دهد، برای اینکه نگذاریم ورزشکار درباره اشتباه گذشته خود بیندیشد، مربی در موقع اظهار مثبت بایستی رفتارها و رهیافت هایی را توضیح دهد که ورزشکار برای اجراهای بعدی باید روی آنها کار کند. تعریف که در روان‌شناختی به آن اثر فعلی می‌گویند به این معنی است که اطلاعات تازه‌تر بهتر از اطلاعاتی که قبلاً ارائه شده‌اند، به یاد می‌ماند، بویژه زمانی که ورزشکار از مربی بازخورد سازنده می‌گیرد، پایان‌دادن این کنش متقابل به شکل مثبت مزایای زیر را دارد: ۱- یادآوری اطلاعات را بهینه می‌سازد زیرا ما درون‌داده مثبت را بهتر از درون‌داده منفی به یاد می آوریم. ۲- به اعتماد و وفاداری بیشتر نسبت به مربی و تیم می‌انجامد. ۳-اعمالی که به درستی انجام شده‌اند را تقویت می‌کند زیرا ورزشکاران نیاز دارند، به یاد آورند که در کجا به خوبی عمل کرده‌اند. ۴- به بازیکن کمک می‌کند تا مهارتهای یادگیری را، زمانی‌ که هیجانهای مربی مداخله می‌کنند از آنچه که شوک‌آور هستند، درک کند.(۷)
توانایی انتقاد سازنده :
مربیان موفق در گفتگوی مؤثر رفتار را انتقاد می‌کنند نه شخصیت را، هایم گینوت Haim Ginott 1965 معتقد است که انتقاد از شخصیت هرگز سازنده نیست زیرا که هیچ اطلاعاتی به شنونده نمی‌دهد بنابراین امکان قضاوت واقع‌بینانه را از بین می‌برد. میچایکوف و کوذارMechikoff , Kozar1983 نقش سرمربی را در طول تمرین، انتقادی از نوع سازنده می‌دانند. متأسفانه بیشتر مردم به دلایل نادرست دیگران را مورد انتقاد قرار می‌دهند و بجای ارائه بازخورد اغلب هدف جریحه‌دار کردن احساسهای شخص دیگر را دارند و مکرراً (به طور مکرر) در این هدف موفق می‌شوند. در انتقاد متداوم ورزشکار یاد می‌گیرد که خود را محکوم کند یا دیگران را مقصر بشمارد. به نظر گینوت ۱۹۶۹ کارکرد انتقاد سازنده این است که به فرد نشان دهد، در موقعیت مربوطه چه باید کرد. انتقاد مفید هرگز متوجه شخصیت بازیکن نیست بلکه متوجه شرایط محیطی است و اینکه چه باید کرد. وقتی شخصی در حال غرق‌شدن است، زمان انتقاد کردن از او یا آموزش شنا به او نیست بلکه اکنون زمان یاری‌رسانیدن به اوست. پس به موقعیتی که پیش‌روی ورزشکار است توجه کنید و تصمیم بگیرید که از اینجا باید به کجا رفت. هرسی و بلانچارد ۱۹۷۷ (Hersey , Blanchard) به این نتیجه رسیدند که بازخورد سازنده درباره عملکرد، صمیمت و ابراز ارادت و حساسیت به احساسهای دیگران برای بهینگی عملکرد ضروری‌اند. یک تیم کارآمد مرکب از اعضای مطمئن پذیرای بازخورد برای رفع خطاها و ضعف‌هاست.(۷)
اختلاف‌ عقیده داشتن با دیگران
انشل۱۹۸۷ می‌گوید اگرچه سرمربی تصمیم نهایی را می‌گیرد اما استفاده از همه منابع موجود مانند دستیاران، ورزشکاران و… قبل از تصمیم به جمع‌آوری اطلاعات لازم برای تصمیم عاقلانه کمک می‌کند و باعث می‌شود دستیاران و همه اعضای تیم از آن حمایت کنند، فرد زمانی از عقاید دیگران استفاده می‌کند که از اختلاف‌عقیده داشتن با دیگران هراسی نداشته باشد. مربیان موفق در یک چیز مشترک هستند از آن جمله که تدافعی عمل نکرده و گوش‌دهنده خوبی می‌باشند و پذیرای عقاید دیگران هستند و از بازخورد درباره عملکرد خودشان استقبال می‌نمایند.(۷)
ابراز وجود در موقعیت‌ های خدماتی:
مربیانی که تصمیم می‌گیرند به تنهایی و با اتکای به خود کار کنند با این گمان که همه پاسخ‌ها را دارند، خود را جدا از تیم می‌گذارند و از اعضای تیم حمایتی دریافت نمی‌کنند و بقیه افراد دخیل در تیم خود را برای شکست و موفقیت، پاسخگو نمی‌دانند زیرا دارای حس مشترک اندکی هستند، مربی می‌تواند از کسانی که به صحنه رقابت از همه نزدیکترند یعنی ورزشکاران، درون‌داده بگیرد و یا از کسانی که می‌توانند درباره وضعیت جسمانی و روانی بازیکنان به او بینش دهند اطلاعات بگیرد، علاقمندی به روشی که همکار دیگری برای بازی به کار می‌برد، گرفتن این اطلاعات می‌تواند در تبیین دلایل نتایج عملکرد، مربی را یاری کند. بلانچارد و هرسی در سال ۱۹۷۷ در نگره چرخه زندگی به منظور هماهنگ کردن رفتارهای مردم‌گرا و تکلیف‌گرا پرورش رهبری تیمی را پیشنهاد کردند، فرصت نشان‌دادن و گسترش رهبری بخش اساسی موقعیت مربیگری است امّا مربیان می‌توانند با دادن فرصت‌هایی برای رهبری‌کردن به سایر اعضای تیم، ویژگی‌هایی چون خودانگیختگی، مسئولیت‌پذیری و وفادارای به اهداف تیم را در آنها بوجود آورند. انشل یکی از علائم رهبران مطمئن این است که بدانند چه موقع رهبری نکنند و گاهگاهی فرصت انجام تکالیف را به سایر اعضای تیم بدهند. کنش متقابل و کمک از همه اعضای تیم، اداره تیم را آسان کرده به ایجاد انسجام تیمی می‌انجامد.(۷)

تحقیقات انجام شده در داخل کشور
خلجی ( ۱۳۶۷ ) در پژوهش خود به این نتیجه رسید ‌، فعالیت های جسمانی استقامتی منظم و معتدل موجب ایجاد مکانیزم هایی می گردد که به نظر می رسد با صفات مطلوب شخصیتی در ارتباط باشد . (۱۷)
گروه محققین( ۱۳۶۸) گزارش کردند آموزش ابراز وجود روش مناسبی برای رفع مشکلات ارتباطی در افراد منفعل ، پرخاشگر و پرخاشگر منفعل می باشد و ۷۰ % روانشناسان ایرانی آموزش ابراز وجود را برای مردم ایران ضروری می دانند و فقط ۲۵ % آنها، آن را به میزان زیاد مورد استفاده قرار می دهند.(۳۳)
حسین زاده دهنوی(۱۳۷۱) به این نتیجه رسید که ورزشکاران رشته های گروهی نسبت به ورزشکاران رشته های انفرادی برون گراتر هستند و ورزشکاران انفرادی نسبت به ورزشکاران گروهی درون گراتر می باشند.(۱۶)
رمضانی نژاد (۱۳۷۲) دربررسی ویژگی های شخصیتی دانشجویان ورزشکار و غیرورزشکار اظهار کرد ، دانشجویان ورزشکار، برتری جوئی و اعتماد به نفس بیشتری نسبت به دانشجویان غیرورزشکار دارند، خودکفائی ورزشکاران کمتر از غیرورزشکاران بود، بین دوگروه ازنظر شاخص اجتماعی بودن و درون گرائی، تفاوت معنی داری مشاهده نشد.(۲۳)
میرنصوری (۱۳۷۳) نتیجه گرفت، شخصیت ورزشکاران رشته های انفرادی و گروهی در نمود درون گرائی و برون گرائی تفاوت دارد ، ورزشکاران رشته های گروهی پرخاشگرترند. اعتماد به نفس و پرخاشگری ورزشکاران بالاتر و همچنین نوع ورزش درشکل گیری شخصیت مؤثراست.(۳۹)
رمضانی ( ۱۳۷۳) با کاربرد تکنیک های آموزش ابراز وجود در درمان عدم قاطعیت دانشجویان بیان کرد، آموزش ابراز وجود منجربه افزایش قاطعیت در دانشجویانی شد که در مهارتهای ارتباطی خود با دیگران و احقاق حقوق خود با مشکل مواجه بودند .(۲۱)
بهرامی ( ۱۳۷۴- ۱۳۷۵) با مقایسه آموزش ابراز وجود به دانش آموزان کم جرات دختردبیرستانی با شیوه های مشاوره گروهی و فردی شهر اصفهان به این نتیجه دست یافت که مشاوره فردی و گروهی هر دو اما مشاوره گروهی تاثیر بیشتری داشت.(۹)
اهری هاشمی( ۱۳۷۵) در بررسی خود اعلام داشت ۱- بین دانشجویان ورزشکار و غیرورزشکار در متغیرافسردگی و انحراف اجتماعی – روانی تفاوت معنی داری مشاهده شد. ۲ – بین ورزشکاران رشته های انفرادی و گروهی، هیچ یک از مقیاس ها تفاوت معنی داری مشاهده نشد.(۸)
جلالی سردرودی ( ۱۳۷۵- ۱۳۷۶) در بررسی تاثیر ورزش بر مهارت های روانی – حرکتی و سازش اجتماعی بیان کرد، بین مهارتهای روانی – حرکتی و سازش اجتماعی دانش آموزان ورزشکار و غیرورزشکار تفاوت معناداری بدست آورد .(۱۴)
احمدی( ۱۳۷۵-۱۳۷۶) نتیجه گرفت، اثر بخشی بازی درمانی بر پرخاشگری آشکار کلامی محدود وبر پرخاشگری آشکار غیرکلامی تایید، بر پرخاشگری پنهان کلامی و غیرکلامی ( پرخاشگری منفعلانه ) و افزایش رفتارهای سازش یافته نیز مورد تایید قرارگرفت .(۳)
جلالی (۱۳۷۶ ) بررسی اثر روش های درمانی و آموزش سرمشق پذیری و تمرین ، سرمشق پذیری و آرمیدگی عضلانی در درمان رفتارهای غیر جرات ورز و آموزش رفتارهای جرات ورزانه به این نتیجه رسید که گروه سرمشق پذیر و تمرین در تمام متغیرهای جرات ورزی ، عملکردی ، پرخاشگری ، سلطه پذیری ، انفعالی و اضطرابی تفاوت معناداری را نشان دادند .(۱۳)
نیک نژاد (۱۳۷۶- ۱۳۷۷) درمورد جایگاه ورزش دربین طبقات مختلف اجتماعی به این نتیجه رسید که طبقات پایین جامعه احساس می کنند که نابرابری ها برعلیه آنها روز به روز بیشتر می شود بنابراین در تضادی عمیق با این نابرابری ها قرارمی گیرند در حالی که طبقه سرمایه دار بدون توجه به اجرای هرگونه مهارتی احساس می کند که موقعیت اجتماعی آنها باعث درامان ماندنشان می شود از این رو داشتن انتظار رقابتی یکسان از طبقات مختلف جامعه واقع بینانه نیست .(۴۱)
محامد ( ۱۳۷۷) مقایسه دانش آموزان آزار رسان ، آزارپذیر و عادی از لحاظ میزان ابراز وجود و عملکرد تحصیلی و پرخاشگری پدران آنان به این نتیجه رسید بین ابراز وجود دانش آموزان آزاررسان آزارپذیر و عادی تفاوت معناداری وجود داشت ، ابرازوجود آزاررسان ها بیشتر بود ، پرخاشگری پدران تایید نشد ، بین عملکرد تحصیلی سه گروه تفاوت معناداری بدست آمد و درگروه گواه یا عادی عملکرد تحصیلی بهتری مشاهده شد ، بین گروه های مختلف از لحاظ وضعیت اجتماعی اقتصادی تفاوت معناداری وجود نداشت . (۳۵)
رضویه ( ۱۳۷۸) دربررسی رابطه پرخاشگری ارتباطی با سازگاری عاطفی – اجتماعی به این نتیجه رسید که بین پرخاشگری آشکار و ارتباطی و سازگاری عاطفی – اجتماعی دانش آموزان تفاوت معناداری وجود دارد .(۲۰)
توکل و مظفری ( ۱۳۷۹) در بررسی تمایلات ضد اجتماعی دانشجویان و دانش آموزان پیش دانشگاهی و ارتباط آن با ویژگی های فردی و اجتماعی آنان به این نتیجه رسیدند که تمایلات ضد اجتماعی در مناطق مرزی و محروم کشور شکل نمایان تری دارد .(۱۲)
هرمزی نژاد( ۱۳۷۹ ) در پژوهش خود گزارش نمود بین متغیرهای عزت نفس و کمال گرایی با ابراز وجود رابطه معناداری وجود دارد .(۴۲)
در تحقیقی به راهنمایی شهنی ییلاق و نیسی(۱۳۸۰) تاثیر آموزش ابراز وجود برقاطعیت ، عزت نفس ، اضطراب اجتماعی و بهداشت روانی دانش آموزان مضطرب اجتماعی مورد بررسی قرار گرفت که آموزش ابراز وجود منجربه افزایش قاطعیت و عزت نفس و بهداشت روانی و کاهش اضطراب در روابط اجتماعی گشت.(۲۵)
محمدی فر و یزدانی(۱۳۸۱) در مطالعه عوامل مؤثر بر احساس شادی و بهزیستی در دانشجویان دانشگاه تهران سلامت جسمانی را اصلی ترین مؤلفه یافت و وضعیت اقتصادی ، استقلال در تصمیم گیری، وضعیت شغلی و هیجان خواهی و برخورداری از تجربه های جدید، در مراتب بعدی قرارگرفتند بین گروه جانباز و عادی بدلیل اعتقادات دینی تفاوتی مشاهده نشد.(۳۷)
اداره کل زندان های استان خوزستان (۱۳۸۲) با بررسی تاثیر ورزش بر میزان ابرازوجود، عزت نفس پرخاشگری ،‌ نوجوانان کانون اصلاح و تربیت به این نتیجه رسیدند که تاثیر ورزش بر افزایش عزت نفس و ابراز وجود و کاهش پرخاشگری و درگیری بین افراد تاثیر قابل ملاحظه ای داشت و امکان بازپروری را در محیطی آرام فراهم آورد.(۴)

تحقیقات انجام شده در خارج کشور
بوت و اسپرلینگ (۱۹۴۲ و ۱۹۵۸) در بررسی تفاوت های شخصیتی ورزشکاران رشته های مختلف به این نتیجه رسیدند که بین ورزشکاران رشته های مختلف ورزشی از نظر ویژگی های شخصیتی تفاوت معناداری وجود ندارد.(۲۲)
انشل گزارش کرد مقایسه زنان ورزشکار و غیرورزشکار در بازی های پن امریکن ۱۹۵۹ نشان داده است، زنان ورزشکار نمره های نسبتا بالاتری در ارتباط برقرارکردن با دیگران، بدست آوردند.(۷)
در پژوهشی سالتر ( ۱۹۴۹ ) آموزش بیان احساسات ، صحبت کردن توام با حرکات بدنی ، ابرازنظر مخالف … را برای رفع عدم قاطعیت معرفی کرد .(۲۱)
لوشن ( ۱۹۶۳) اظهار داشت ، مشارکت ورزشی توده های متوسط در مقایسه با دیگر طبقات از درصد بالایی برخوردار است تحقیق او بر روی تیم قایقرانی با پاروی آلمان گواه صادقی بود بر این که ورزش از رهگذر فرصت های فراوانی که بدست می دهد و شرایط و موقعیت های مشارکت گسترده در آن ، راه هایی برای اجتماعی شدن و یکپارچگی در طبقات متوسط و بالا در اختیار می گذارد .(۷)
در پژوهش های دهه های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میلادی در آمریکا معلوم شده است که مشارکت در فعالیتهای ورزشی با محافظه کاری سیاسی و همنوایی با نظامهای هنجاری اجتماعی ارتباط مستقیم دارد .(۲۴)
گامیل (۱۹۶۴) در مقایسه ویژگی های شخصیتی رشته های تیمی و غیر تیمی به این نتیجه رسید ورزشکاران انفرادی خود کفاتر ، کم اضطراب تر ، درون گراتر و از نظر روانی آرام تر هستند.(۲۲)
اسلاشر (۱۹۶۴) گزارش نمود بین ورزشکاران رشته های مختلف ورزشی از نظر ویژگی های شخصیتی تفاوت معناداری وجود ندارد. (۲۲)
پیترسون و همکاران (۱۹۶۷) در بررسی تفاوتهای شحصیتی ورزشکاران رشته های تیمی و انفرادی اعلام داشت ، زنان ورزشکار در رشته های انفرادی برتری جویی ، درون گرایی و خودکفایی بیشتری از زنان ورزشکار رشته های تیمی بدست آوردند. (۲۲)
کرول و همکاران (۱۹۶۷ ) با بررسی ویژگی های شخصیتی بازیکنان نخبه و مبتدی بسکتبال و کاراته نتیجه گرفت ، اختلاف معناداری از لحاظ ویژگی های شخصیتی بین آنها وجود ندارد .(۲۲)
سینگر (۱۹۶۹) گزارش نمود ورزشکاران رشته های انفرادی در عامل اعتماد به نفس و رشته های تیمی در عامل دستپاچگی و عجله امتیاز بالاتری گرفتند. (۲۲)
گاراری ، اسچینفلد (۱۹۷۰) اعلام نمود نیازهای ادراک شده مردان و زنان در ورزش به طور معنی داری باهم تفاوت داشتند ، نیازهای زنان امنیت گرایی ، انفعالی ، تدافعی ، زیردست و بی تحرک بودن و برای مردان تقلای بدنی شدید ، خشونت ، پیشرفت ، فعالیت حرکتی ، استقلال و تسلط طلبی بدست آمد. (۲۲)
ولپه (۱۹۷۰) نیز به این نتیجه رسید که بایستی رفتارهای مخالف عدم قاطعیت را به فرد آموزش داد ، او می گوید رفتارهای ابرازوجودانه ، با اضطراب متناقض هستند به همین خاطر درصورت وجود یکی ، دیگری محو خواهد شد. (۲۱)
لازاروس (۱۹۷۱) ضمن توضیح تکنیک های متعدد به بررسی روشهای از بین بردن عدم قاطعیت پرداخته است درنتایج او ابراز وجود روشی برای احقاق حق است و با آن می توان روابط نامتناسب افراد را اصلاح کرد. (۲۱)
زیلمن (۱۹۷۲ ) در بررسی علل وقوع خشونت در ورزشکاران گزارش کرد بیشترین احتمال وقوع خشونت خصمانه زمانی است که فرد از لحاظ فعالیت بدنی برانگیخته می شود و ابراز موفقیت آمیز خشونت منتهی به افزایش خشونت می شود. (۷)
بریانی و ترور ( ۱۹۷۴) در بررسی نمونه دانشجویان ،گزارش کرد که ۹ % آنها مشکلات اجتنابی در موقعیت های اجتماعی داشته اند. (۲۱)
فراتزک (۱۹۷۵) با مطالعه روی صفات شخصیتی ورزشکاران برتر و متوسط دانشگاهی نتیجه گرفت مردان ماهر و برتر : خود کفاتر و حساس تر هستند و اطمینان بیشتری به خود دارند. (۵۵)
نیال ، توتکو ( ۱۹۷۵ ) مقایسه ویژگیهای شخصیتی زنان و مردان ورزشکار : زنان از نشان دادن عواطف خود ترسی ندارند بنابراین فشار ناشی از ورزش با شدت کمتری مانع عملکرد ورزشی آنان می شود و همچنین احساس های خود را بیشتر از مردان برای دیگران ابراز می کنند و این عادت فشار را در آنها کاهش می دهد زیرا خود پنداری آنها با شکست یا موفقیت ورزشی منحرف نمی شود ، به هر حال آنها برای رسیدن به سطح ورزشکاری تجربه نسبتا“ خوبی برای غلبه بر موانع داشته اند. (۷)
شاو (۱۹۷۶ ) گزارش کرد ترس اجتماعی و بی کفایتی اجتماعی مشکلات مربوط به مردان هستند در تحقیق او ۶۱ % مبتلایان مرد و ۶۰ % موارد شروع آن حدود ۲۰ سالگی بوده است .(۲۱)
بلانچارد ، هرسی (۱۹۷۷) دربررسی ویژگیهای رهبران موثر در ورزش گزارش نمود دادن فرصت رهبری به اعضای تیم منجربه مسئولیت پذیری ، خود انگیختگی ، وفاداری به اهداف تیم شده وکنش متقابل مثبت بین اعضای گروه را آسان می کند. (۷)
شاو (۱۹۷۷) در پژوهش خود اعلام داشت ورزشکار تیمی گرایش بیشتری به برونگرایی وابستگی ،‌ اضطراب بالا و واقع بینی کمتری دارند ، ورزشکاران رشته هایی که مستلزم تماس جسمانی و مستقیم بود در مقایسه با غیرورزشکاران برونگراتر و مستقل تر بوده اند. (۲۲)
منشور بین المللی تربیت بدنی وورزش یونسکو در سال (۱۹۷۸) رویکرد ورزشی خود را بر اساس ارتقای ارتباط نزدیکتر بین مردم وافراد جامعه – برقراری همبستگی – برادری – احترام و درک متقابل – احترام برای یکپارچگی وشخصیت آدمی – ترویج ارزشهای اخلاقی بویژه در مبارزه با انزوا و خشونت – ترویج ورزش برای همگان بویژه معلولان جسمی و ذهنی – حمایت از ورزش زنان به عنوان ابزار تعلیم و تربیت و در نهایت ورزش وسیله ای برای کاستن فاصله ی فقیر و غنی یاد کرده است ، در واقع برایند این خواسته ها و اهداف نیکو ، شمول اجتماعی است تا مردم به هم نزدیکتر شوند و بهترزندگی کنند. (۳۴)
بلک برن ، گرین برگ (۱۹۷۸) رویکردی چندبعدی برای درمان چاقی درجوانان ارائه کرد ، آموزش تغذیه ای به همراه آمادگی ذهنی ، آرامش سازی ، ورزش و تمرین ابرازوجود در این رویکرد ، ۶ ماه تا یکسال برای تعدیل استیل زندگی مورد استفاده قرارگرفتند و در اکثر بیماران تا ۱۸ کیلوگرم کاهش وزن و بیش از ۲ سال نگهداری آن حاصل شد.. (۴۷)
سیلوا (۱۹۷۹ ) در پژوهشی بیان نمود شرکت کنندگان برانگیخته تمرکز کمتر وعملکرد ضعیفتری را نشان دادند واز طرفی پرخاشگری منجر به افزایش برانگیختگی شده وهر دو با هم ترکیب ومانع عملکرد موفق شدند. (۷)
هالی و ترور (۱۹۸۰) معتقدند افراد کم جرات به دلیل قرارگرفتن در شرایط خاص مناسبات و مهارت های اجتماعی لازم برای ایجاد پاسخ های جراتمند را یاد نگرفته است. لذا بایستی به آنها آموزش مهارت های اجتماعی داده شود. (۲۱)
ریان (۱۹۸۰) در مقایسه نوع انگیزش در زنان و مردان ورزشکار اعلام داشت مردان از لحاظ بیرونی انگیخته بودند مثل دریافت کمک هزینه تحصیلی ولی زنان دارای انگیزش درونی بودند و برای خشنودی خود و سرگرمی در برقراری ارتباط بادیگران ، به انجام ورزش می پرداختند. (۷)
رییز ، جل اسما (۱۹۸۰ ) در پژوهشی به این نتیجه رسید که مشوق پیشرفت زنان در پاسخ به نیاز ارتباط و مشارکت موفق با دیگران است ، اگر چه آنها متعهدند که بهترین بازی خود را ارائه دهند، درحالی که تلاش مردان درتسلط بر تکلیف ، برنده شدن و جایگاه ورزشی می باشد. (۷)
راسل (۱۹۸۱) در پژوهشی اعلام نمود ، تماشگران بعد از دیدن بازی خشن نمره های بالاتری در پرخاشگری و برانگیختگی عاطفی گرفتند. (۷)
هیندی وهمکاران او ( ۱۹۸۲) در بررسی ویژگیهای خلقی ۳-۴ رده سنی نتیجه گرفتند ویژگی های خلقی مانند ابراز وجود ، کمرویی ، سخت کوشی و ترشرویی و ارتباط آنها با یک نوع جنسیت می تواند مورد انتظار باشد ، اگرچه تفاوتهای جنسی در درجه بندی ویژگیهای اخلاقی وجود ندارد اما بعضی نمونه های رفتاری بین دختران و پسران و همچنین بین فرزند اول و دوم بصورت مشخصی متفاوت می با شد ، در مقایسه ویژگی های خلقی و اطلاعات رفتاری گاهی اوقات اختلاف ها کمتر آشکار بوده اند از آنهایی که هر جنس و هر گروه از خواهران و برادران را بصورت جداگانه بررسی کرده اند. ( ۵۷)
کراتی (۱۹۸۳ ) مربیانی که نسبت به ورزشکاران زن خصومت نشان می دهند به شیوه ای عمل می کنند که مغایر نیازهای آنان در ورزش است. (۷)
مکیگ اف ، کوزار (۱۹۸۳) در بررسی هایی اعلام داشتند مربیان موفق دستیاران خود را به آغاز و حفظ تماس های شخصی نزدیک با بازیکنان تشویق می کنند و سر مربی در طول تمرین با شیوه ی انتقاد سازنده همکاری می نماید. (۷)
فاوزی و همکاران او ( ۱۹۸۳ ) یک رویکرد روانی جامع به منظور درمان چاقی را ارائه دادند که بدلیل طبیعت پیچیده این بیماری درمان های پزشکی و روانی بایستی تواما” صورت گیرد و هیچکدام به تنهایی سودمند نیستند زیرا شروع کاهش وزن بایستی با نگهداری دراز مدت آن همراه باشد از طرفی افراد چاق از لحاظ اجتماعی ضعیف هستند لذا از ورزش و یادگیری ابرازوجود و مهارت های ارتباط بین فردی و آگاهی نسبت به مسایل تغذیه ای به منظور درمان روانی استفاده می گردد.(۵۴)
روک ( ۱۹۸۴ ) دانشجویان گوشه گیر مشکلاتی در زمینه های توصیف خود شرکت در گروهها ، لذت بردن از حضور در اماکن شادی بخش ، ابراز خود و انجام کارهای مهم اجتماعی دارند. (۲۱)
کارون (۱۹۸۴) ویدمیگر و دیگران (۱۹۸۵) در پژوهش خود به این نتیجه رسید که استفاده از تحسین کلامی و غیر کلامی و کنش متقابل و کمک از همه اعضای تیم را برای داشتن تیمی منسجم مهم هستند. (۷)
میلر لایت (۱۹۸۵) درنتایج خود در گزارش بنیاد ورزش های زنان اعلام کرد ، عزت نفس بالاتری درزنانی مشاهده شد که در کودکی ورزش می کردند. (۷)
فاریز ارپی ( ۱۹۸۵) برنامه ای به منظور کنترل چاقی و فشارخون ارائه نمود که در آن برنامه های تناوبی ورزشی به منظور ارائه اطلاعات جدید و افزایش درگیری افراد بکار رفته قدرت تصمیم گیری و افزایش ابراز وجود موضوعاتی غیروابسته به انتخاب تغذیه ای هستند و به منظور بهبود ارتباط با همنوعان مورد استفاده قرارگرفت. (۵۳)
ماگنو وفلتز (۱۹۸۵ ) مطالعه ای در مورد میزان یادگیری اعمال خشونت آمیز غیر قانونی انجام داد وبه این نتیجه رسید که مشاهده پرخاشگری در فوتبال حرفه ای کالج منجر به کاربرد آن توسط سایر بازیکنان شد. (۷)
ورنان ( ۱۹۸۶) در پژوهشی نتیجه گرفت چون زنان بیشتر از مردان از درون انگیخته می شوند و دلیل عمده مشارکت زنان در ورزش داشتن اوقات خوش است ، اهانت کلامی با این هدف متناقض است. (۷)
مارلین لودن ( ۱۹۸۶ ) در بررسی خود اظهار کرد بسیاری از زنان موفق در زمینه تجارت در جوانی شان به ورزش هایی می پرداختند. (۷)
کومار (۱۹۸۶) در مقایسه ویژگی های شخصیتی ورزشکاران انفرادی و تیمی و غیرورزشکاران به این نتیجه رسید که ورزشکاران دارای ساختار شخصیت متفاوت هستند. (۲۱)
انشل (۱۹۸۷ ) بررسی کرد مربیان موفق در گفتگوی موثر با دخالت دادن عقاید سایر اعضای تیم منجر به مسئولیت پذیری آنها نسبت به نتایج تصمیمات می شوند زیرا از اختلاف عقیده داشتن با دیگران هراسی ندارند ، در شروع برقراری ارتباط با دیگران کوشا هستند ،رفتار را تحسین یا انتقاد می کنند نه شخصیت را ، سیاست در باز خود را صمیمانه ابراز می کنند. (۷)
هاینس اس ، گروز دی ال ( ۱۹۸۹ ) نتیجه گرفت ارزیابی های مربی در مورد توانایی ها و قصد و منظور شرکت کنندگان در ورزش و ابعاد اجتماعی ، تاثیر همنوعان و خانواده از عوامل مؤثر در تکامل احترام به خود شناخته شده اند البته لازمه آن آموزش مربیان برای تکامل احترام به خود مثبت و چگونگی مواجه شدن با انواع متنوعی از شرکت کنندگان می باشد. (۵۸)
روزن فلد ، ویلدر (۱۹۹۰ ) در بررسی کار مربیان موفق اظهار داشت با گوش کردن فعال به احساس های دیگران توجه نشان داده ودر پاسخ به آنچه که دیگران می گویند با آنها شروع به گفتگو می کنند. (۷)
هیلگارد (۱۹۹۱ ) نتیجه گرفت نرمش و حرکات ورزشی باعث تسریع مرحله سم زدایی در درمان بیماریهایی چون اعتیاد شده وسبب می شودکارکرد طبیعی قوای بدن سریع تر انجام شود. (۴)
گیل ( ۱۹۹۲ ) بیان نمود زنان دارای انگیزش بالا در فعالیتهای متضمن پیشرفت افرادی هستند که در ورزش رقابتی شرکت ودر آن پایداری می کنند. (۷)
جنکینز و کارنز (۱۹۹۲ ) اعلام داشتند مجموعه هیجانات نگرشها و رفتارهای ابرازوجود ممکن است تحت تاثیر متغیرهای فرهنگی قرارگیرد به همین دلیل برای روشن کردن عوامل و متغیرهای بین فرهنگ، تحقیقات خاص فرهنگی لازم است. (۲۱)
کامینگز ان (۱۹۹۲) گزارش کرد ورزشهای دفاع از خود حاوی تکنیک های زنده جسمانی برای دفع حملات بوده و با تکامل ابرازوجود و قاطعیت و اعتمادبنفس، مانع پرخاشگری زنان کالج در آینده شد. (۴۹)
هورن (۱۹۹۲) گزارش کرد رفتار رهبرانی که مشخصه آنها حمایت اجتماعی بود بگونه ای مثبت با احساس رضایت و به گونه ای منفی با نتایج برد و باخت رابطه دارد به طوری که مربیانی که کنش متقابل مثبت در بین اعضا تیم را حق تقدم دادند اغلب تیمی با درصد بالایی از برد نداشتند. (۷)
جمتون و پاول ( ۱۹۹۳) نقش وضعیت و حرکات بدنی را در ابرازعواطف مثبت و منفی مورد بررسی قراردادند و به تعامل معنی داری دست یافتند. (۲۱)
آشفورد بی ، بیدل اس ،گوداز ام ( ۱۹۹۳ )در بررسی علل وانگیزه های شرکت افراد در مراکز ورزشی عمومی به این نتیجه رسیدند که انگیزه ها شامل حفظ سلامتی ورشد آمادگی جسمانی ورسیدن به آرامش بودند و مردان نسبت به زنان انگیزه تسلط بر عملکرد وافزایش ابراز وجود را وجوانان بهبود روانی –اجتماعی را مطرح ساختند . جنسیت و سن در انگیزه های شرکت در ورزش موثر بودند. (۴۴)
بیکروفت (۱۹۹۳) به بررسی تاثیر آموزش مهارت های اجتماعی برروی جوانان مبتلا به همودیالیز پرداخت و به این نتیجه رسید که رشد همه جانبه ای در مهارت های اجتماعی و خودسودمندی با آموزش مهارت های ابرازی در طول ۸ هفته بدست آمد. (۴۶)
دالاس و همکاران (۱۹۹۳ ) با مطالعه روی کودکان فلج مغزی و تاثیر بستگان درجه یک آنها و اثر روی سختی ناتوانایی- سن – ترتیب تولد پرداخت و نتیجه گرفت این کودکان غیر فعال و فاقد ابرازوجود بودند و زمانیکه بستگان نزدیک بیشتر متناظر و دستوردهنده بودند این دو ناتوانایی صرفه نظر از سن و ترتیب تولد در آنها زیاد و در موقع مداخله والدین در آنهایی که مهارت اجتماعی ضعیفی داشتند بهبود بیشتری مشاهده شد. (۵۰)
موراسکی و همکاران (۱۹۹۵) با بررسی ترتیب تولد و مهارت های ارتباطی در دانشجویان گزارش کرد که ارتباط میان ترتیب تولد و انتقال فکر و یکدلی و رفتارهای قاطعانه را در ارتباطات بین فردی نشان می دهد به طوری که ارتباط معنی داری بین فرزند اول و سه مورد بالا وجود ندارد و درفرزند دوم بصورت معنی داری پایین تر بود. (۶۴)
ویسر ام و همکاران (۱۹۹۵) در بررسی ابعاد روانی ورزشهای رزمی نتیجه گرفت از طریق انجام فعالیت فیزیکی و تجارب گروهی و آموزش آرام سازی ، تمرکز ، ابرازوجود و رهبری و صداقت در ارتباطات مخصوصا در افراد با سابقه بیماری های ذهنی و عصبی افزایش یافت. (۷۸)
بویل، ویواین (۱۹۹۶ ) در پژوهشی به این نتیجه رسید که افسردگی و ارتباط ها ی ناسازگار بیشتر و ابراز وجود و توانایی حل مشکل کمتر در مردان با خصومت ویژه همسرانشان دیده شد. (۴۸)
میلز ( ۱۹۹۶ ) اثرات موسیقی بر رفتارهای ابرازی در طول ورزش را مطالعه کرد و اعلام کرد تعداد رفتارهای ابرازی هنگامی که دانش آموزان با موزیک سریع ورزش می کردند بیشتر شد. (۶۵)
توانجی (۲۰۰۱ ) در مطالعه ای تغییر در ابراز وجود زنان امریکا از سال ۱۹۳۱ تا ۱۹۹۳ را این گونه نشان داد که زنان دبیرستانی و دانشگاهی درابراز وجود از ۱۹۳۱ تا ۱۹۴۵ افزایش و از۱۹۴۶ تا ۱۹۶۷ کاهش و از ۱۹۶۸ تا ۱۹۹۳ افزایش را نشان دادند این افزایش به قدری بود که عدم تفاوت های جنسی را در ابراز وجود نشان داد. ارتباط با نمونه های اجتماعی مانند دستیابی زنان به آموزش و سن متوسط در اولین ازدواج تفاوت های ابراز وجود زنان را با نقش ها و موقعیت ها ی آنان، تایید می کند تغییرات جامعه در شکل گیری نشانه های شخصیتی وارد شده است ، تغییر در محیط فرهنگی در شروع کودکی بیشترین تاثیر را در ویژگیهای شخصیتی داشته است. (۷۵)
ریوا (۲۰۰۱) با مطالعه ی تاثیر درمان حقیقی – مجازی را بر روی اختلال تصویر بدنی در افراد چاق نتیجه گرفت نشانه های روان پزشکی عمومی شامل اختلالات تغذیه ، طرز فکر نسبت به غذا عدم رضایت از بدن ، سطح اضطراب ، انگیزه برای تغییر و سطح رفتارقاطعانه است . درمان حقیقی شامل رژیم کم کالری و ورزش و درمان مجاری به ایجاد انگیزه برای تغییر و افزایش رفتار قاطعانه ، تغییر طرز فکر نسبت به غذا و تغییر سطح اضطراب مربوط می شد که درصورت توام بودن پیشرفت قابل توجهی را نشان دادند. (۷۰)
نیوفلدو همکاران (۲۰۰۲ ) نشان می دهند که راههای بهبود سلامتی در بیماران مبتلا به اختلالات جنسی بایستی با آموزش سلامتی جنسی شامل توسعه مهارت های ارتباطی موثر در افراد ، مهارت تصمیم گیری ، افزایش رفتارهای قاطعانه و توانایی نه گفتن و ایجاد راه های ارتباطی سالم باشد. (۶۷)
والای تیز ار (۲۰۰۲ ) با بررسی میزان اجتماعی شدن زنان در شهر یاد نشان داد که دختران به صورتی اجتماعی شدن که بیشتر هماهنگ و فروتن و مقبول باشند و کمتر احساس می کنند که ابرازوجود کنند بنابر این فواید شرکت در اجتماع مانند توسعه هویت فردی و افزایش تصمیم گیری اهمیت بیشتری برای دختران دارد. (۷۶)
کروگر ار بی (۲۰۰۲ ) با بررسی تاثیر تکنیک های رفتار شناختی در کاهش و کنترل میل جنسی نتیجه گرفت آموزش مهارت های ارتباطی فردی و اجتماعی و افزایش مهارت ابراز وجود و آموزش سلامت جنسی به همراه روش های دیگری در درمان رفتاری و روان ـ دارویی بایستی بکار روند.(۶۰)
مارتین ، بت چاوا (۲۰۰۳ ) با بررسی روش های ارتباط بین دختران و پسران شنوا و ناشنوا در مدارس اصلی گزارش کرد دخترانی که کم ترس ، قابل اعتماد و دلگرم بودند و به تنهایی بازی می کردند و به راحتی و به صورت واضحی درخواست خود را بیان می کردند ، ارتباط خوبی را از هم نوعان شنوا دریافت می کردند ، از طرفی ارتباط پسران ناشنوا با هم نوعان شنوا ، حاصل توانایی و عملکرد خوب آنها در ورزش بود. (۶۳)
سالگیوئرو و همکارن (۲۰۰۴ ) به ارتباط بین توانایی های فیزیکی و انگیزه های شرکت در ورزش در شنا گران رقابتی جوان پرداخت و اعلام کرد پنج عامل انگیزشی به ترتیب ۱- سلامتی ۲- ارتباط موثر و موفق با دیگران ۳- مهارت های رقابتی ۴- پیوستگی ۵- مقام در اولویت هستند و جنسیت و سن سطح تجربه و تخصص تاثیر مهمی ندا شتند. (۷۱)
دیوید و همکاران (۲۰۰۴ ) نشان داد ورزش های دفاع از خود اثر مثبتی به روی سلامتی شخصی ، افزایش احساس شایستگی و احترام به خود ، اعتماد بنفس ، قاطعیت و ابراز وجود و کاهش رفتارهای اجتنابی و ترس اجتماعی داشته است. (۵۱)
دیوراستون ام ، گرین کی (۲۰۰۴ ) در مورد چگونگی تجویز برنامه ورزشی برای بیشترین تاثیر در تمام طول عمر عنوان کرد دلیل و راه شرکت مادام العمر افراد در ورزش تمرکز بر تغییر انگیزش و رفتار به سوی رضایتمندی و لذت از طریق تکامل مهارت های ارتباطی افراد است . (۷۳)
یوشی مورا اچ ( ۲۰۰۵ ) ارتباط بین نوع رهبری و ابراز وجود اعضاء درکلوپ های ورزشی را مطالعه نمود و گزارش کرد وقتی فرمان ها بصورت مقتدرانه و با عدم دخالت دیگران ارائه می شد افراد به منظور ابراز وجود و همبستگی بین اعضاء، بصورت سخت کوشانه و با رضایت ، درفعالیت های کلوپ شرکت نمی کردند. (۸۰)
رئو ام و فرنز تی (۲۰۰۵ ) در پژوهشی نتیجه گرفت ورزش در کاهش پرخاشگری در محیط های کاری بیمارستان و مسئولیت و فشار محیط اجتماعی بیمارستان و عدم درک بین بیماران و کارکنان درخطر ایجاد پرخاشگری موثر بودند و فلسفه ورزشهای رزمی با آموزش احترام به خود و اعتماد بنفس در مدیریت موقعیت های کشمکش، عناصر کلیدی بودند. ( ۶۹)
ایندرسن و دای ویوز (۲۰۰۵ ) در پژوهشی نشان داد پسران ۱۱-۱۳ ساله ای که در ورزش هایی چون بوکس و کشتی شرکت کردند و در خارج از ورزش درگیری های ضد اجتماعی و پرخاشگری از خود نشان دادند و نشانه ای وجود نداشت که پسران وارد شده به این ورزشها از نظر شخصیتی پرخاشگر یا ضد اجتماعی بوده باشند. (۵۲)
سگال (۲۰۰۵ ) ارتباط ابراز وجود با افسردگی و حمایت اجتماعی میان پرستاران مسن مطالعه نمود و نشان داد برای کاهش افسردگی بهترین راه افزایش سلامت فردی و ابراز وجود افراد بود و حمایت اجتماعی تنها تاثیر کمی داشت. (۷۲)
گرور (۲۰۰۵ ) با شکل دهی مهارت های ارتباطی موثر و ارتباط درمانی در محیط کار گزارش کرد
آغاز کردن و پایان دادن به گفتگو – گوش کردن – همدلی کردن – با ابرازوجود و قاطعانه بودن لازمه ارتباط های موثر با دیگران در محیط های کاری بدست آمد که منجر به افزایش روابط بین فردی در محیط کار می شوند. (۵۶)
تیمینس و مکابی (۲۰۰۵ ) با بررسی میزان رفتارهای ابراز وجودانه و قاطعانه درمحیط کاری پرستاران اعلام کرد رفتارهای ابراز وجود با تکرار بیشتر در میان پرستاران همکار دیده شد تا مدیران پزشکی. مسئولیت نسبت به بیماران از این نوع رفتار حمایت می کرد و با درجه پرسنلی آنها مربوط می شد و ترس از مدیران و جو کار به عنوان موانع دیده شدند، افزایش قاطعیت باید شامل برنامه های قبل و بعد از استخدام باشد و عمل خود گردان و دفاع از مشتری بایستی جزو سیاست های کاری باشد. (۷۴)
پیت ساووز و همکاران (۲۰۰۵ ) تاثیر فعالیت فیزیکی اوقات فراغت به روی ملاک های اجتماعی ، نحوه زندگی وویژگی های روانکاوی مردان و زنان یونان را مطالعه نمود و اعلام کرد افراد فعال فیزیکی در مهارت های شغلی موفق تر بودند و بیشتر در مناطق روستایی زندگی می کردند، ازدواج نکرده و سیگار نمی کشیدند و علاقمند به رژیم غذایی سالم بوده ، نشانه های تنش و افسردگی کمتری را داشتند. (۶۸)
نسپر (۲۰۰۵ ) در بررسی اثر تمرینات ورزشی و یوگا درپیشگیری و درمان بیماری های اعتیاد آور نشان داد ورزش با آموزش مهارت های ارتباطی بین فردی و اجتماعی ، مهارت تصمیم گیری ، دخالت فامیل و ابراز وجود با قدرت نه گفتن جزو درمان های پیچیده و بلند مدت و منظم آن قرار دارد .مزیت یوگا به دلیل توام بودن تمرین های ورزشی و آرام سازی است و از طرفی ورزش رقابتی حرفه ای تعداد عوامل خطرزا را در مشکلات مرتبط به مواد افزایش می دهد. (۶۶)
ویلسون و همکاران (۲۰۰۵ ) با مقایسه ۲۱ برنامه برای خویشتن داری تا ازدواج گزارش کرد تقدم بر مهارت هایی چون انتخاب هدف – تصمیم گیری و ابراز وجود –روابط صادقانه و عوامل روانی چون احترام به خود نتیجه بهتری را حاصل کرد. (۷۹)
باری تایگای (۲۰۰۵ ) تاثیر ورزش به روی سلامت ذهنی : افزایش ترشحات غده هیپوفیز و اندورفین ها مانع افسردگی و استرس شده و یک حس کنترل بر بدن و زندگی را بدست می دهد ، توسعه ابراز وجود و کمک به فرد درتغییر الگوهای فکری و کاهش تنش و عصبانیت ، گیجی و خستگی از نتایج ۵ ساله تحقیق مور در دانشگاه داک D uke بود، برای رسیدن به این نتایج ۲۰ تا ۳۰ دقیقه تمرینات هوازی بیشترین تاثیر را داشتند. (۴۵)

جمع‌بندی و نتیجه‌گری از پژوهش‌ های انجام گرفته
ابراز وجود روشی جهت احقاق حقوق افراد در ارتباطات بین‌فردی و اجتماعی است، فقدان آن با مشکلات روانی همچون انفعال- پرخاشگری- پرخاشگری منفعل- اضطراب- افسردگی- تنش و استرس و از طرفی وجود آن با عزت‌نفس، کمال گرای، جلوگیری از انحرافات اجتماعی و موفقیت‌های شغلی و حضور مثبت و مؤثر در جامعه و… همراه است، فاصله طبقاتی و عدم وجود امکانات خود‌مطرح شدن بویژه در مناطق محروم و کمبود اطلاعات و عدم آگاهی مردم در این زمینه منجر به افزایش افراد فاقد ابراز وجود می گردد. روانشناسان از روشهای سرمشق‌پذیری و تمرین و مشاوره گروهی بیشترین استفاده را افزایش میزان ابراز وجود و رفع مشکلات ارتباطی افراد، کرده‌اند. به منظور رفع ترس از روابط اجتماعی نیاز به شرایط و امکاناتی است که مهارتهای ارتباطی را در افراد رشد دهد.
پژوهشهای حاکی از تفاوت‌های شخصیتی بین ورزشکاران و غیر‌ورزشکاران نشان‌دهنده ویژگی‌هایی است که در نتیجه شرکت در ورزش رشد یافته‌اند. نمرات بالایی که ورزشکاران در برقراری ارتباط با دیگران کسب کرده‌‌اند از این جمله است، افسردگی و اضطراب کمتر و اعتماد‌به‌نفس و عزت‌نفس و احترام به خود بالایی در ورزشکاران گزارش شده است حتی خشونت به دلیل ایجاد سیکل معیوب برانگیختگی- ضعیف‌شدن عملکرد در ورزشکاران سطوح بالا مشاهده نشده است. مربیان موفق در گفتگوی مؤثر نیز از قدرت نه‌گفتن- انتقاد سازنده- ابراز احساسات مثبت- بیان و ابراز محدودیت‌های شخصیتی (شخصی) در موقع لزوم- ارائه رفتر منطقی در موقع اختلاف‌ عقیده‌داشتن با دیگران و ابراز وجود در موقعیت‌های خدماتی، در برقراری ارتباط صمیمانه با اعضای تیم‌هایشان استفاده نموده‌اند.انتقال این تکنیکها به شرکت‌کنندگان در ورزش مخصوصا ورزشکاران که حتی از علائم غیر کلامی مربی سرمق‌پذیری می‌کنند، محیط ورزش را به فضایی آرام و شاد نبدیل می‌کند که امکان بازپروری و بهبود و پیشرفت مهارتهای روانی و ارتباطی بین فردی و اجتماعی را فراهم می‌سازد. ورزش از رهگذر فرصت‌های فراوانی که به دت می‌دهد و شرایط و موقعیتهای مشارکت گسترد در آن راههایی برای اجتماعی شدن و یکپارچگی طبقات مختلف جامعه را فراهم می‌سازد، بنابراین می‌توان از آن به منظور کم‌رنگ کردن فاصله طبقاتی و کاهش افراد فاقد ابراز وجود بخصوص در مناطق محروم استفاده نمود.
شروع برقراری ارتباط، ادامه و پایان دادن به آن ارتباط موثر با دیگران، به میزان زیادی در محیطهای کاری استفاده می‌گردد. پژوهش‌ها نیز حاکی از آنند که افراد فعال از لحاظ فیزیکی در مهارتهای شغلی موفق‌تر بوده، با نشانه‌های تنش و افسردگی کمتر در شرایط مختلف احساس شادی و بهزیستی می‌کنند. سلامت جسمانی عامل موثر بر احساس شادی و بهزیستی اس. افراد شاد از عزت نفس و احترام به خود بالایی برخوردارند. رابطه معنی‌دار ورزش و عزت نفس و ابراز وجود نشان داده است که ورزش میزان ابراز وجود در افراد را افزایش می‌دهد، جلوگیری و درمان مصرف مواد مخدر و مراقبت در برابر تمایلات جنسی نیز نیاز به ابراز وجود و احترام به خود بالایی دارد قدرت نه گفتن را می‌طلبد. بنابراین می‌توان از فعالیت فیزیکی و تجارب گروهی در ورزش به منظور آموزش مهارتهای ارتباطی سالم و مهارت تصمیم‌گیری و افزایش احترام به خود در جوانان استفاده کرد مخصوصا در دختران که به گونه‌ای اجتماعی شده‌اند که کمتر ابراز وجود کنند لذا فواید شرکت در اجتماع به گونه‌ای سالم و مطابق هنجارهای اجتماعی اهمیت بیشتری برای آنان دارد. آمادگی ذهنی برای ارتباط موفق با دیگران یکی دیگر از پیامدهای روانشناختی ورزش در افرادی است که دچار نقایص جسمانی هستند مانند افراد مبتلا به چاقی – ناشنوایان- معلولان جسمی و ذهنی و … که خودپنداری و تصویر بدنی مثبت در ورزش می‌تواند به آنها در حضور به دلیل توانمندیها و نه کمبودهایشان در جامعه کمک کند، ورزش همگانی بدور از عوامل خطرزا ورزش رقابتی مانند یوگا که با آرام سازی همراه است بیشترین تاثیر را در این زمینه داشته‌اند.
در این پژوهش اهداف منشور بین المللی المپیک و ورزش یونسکو در سال ۱۹۷۸ مد نظر قرار گرفته است: ترویج ارزشهای اخلاقی به ویژه در مبارزه با انزوا و خشونت- ترویج ورزش همگانی به ویژه برای معلولان جسمی و ذهنی- رشد ارتباط مردم جامعه- کاستن فاصله فقیر و غنی که بر آینه این خواسته‌ها و اهداف نیکو مشمول اجتماعی است تا مردم به هم نزدیکتر شوند و بهتر زندگی کنند.

دراین فصل پیرامون روش پژوهش ، جامعه و نمونه آماری ، روش نمونه برداری متغیرهای پژوهش ، ابزاراندازه گیری ، روش جمع آوری اطلاعات و تجزیه و تحلیل آماری آنها پرداخته می شود .

روش پژوهش
تحقیق حاضر از نوع علی مقایسه ای پس از وقوع است و سعی برآن است تا حاصل آزمایش یا واقعه ای که به صورت طبیعی رخ داده و قابل دستکاری نیست ، با علل وابسته به آن ربط داده شود، در این پژوهش محقق بر آن است تا دو گروه از دانشجویان دختر ورزشکار و غیرورزشکار را در زمینه ی میزان مهارت ابراز وجود ( قاطعیت) با انجام یک پس آزمون مقایسه نماید .

جامعه و نمونه آماری و روش نمونه برداری
جامعه آماری در این پژوهش شامل ۱۰۲۳۸ دانشجوی دختر می باشد که در سال ۱۳۸۴ در رشته های مختلف دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد به تحصیل اشتغال داشتند . نمونه آماری پژوهش ۳۸۰ نفر است که با استفاده از جدول حجم نمونه آماری کرجسی و مورگان تعیین شده است . نمونه آماری دختران غیرورزشکار ۳۰۰ نفرند که بصورت تصادفی ساده از رشته های مختلف انتخاب شده اند و نمونه ورزشکاران شامل اعضای تیم های ورزشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد است که در سال تحصیلی ۸۴-۸۳ به مسابقات خارج از دانشگاه اعزام شده اند.
متغیرهای پژوهش

الف ) متغیرهای مستقل :
۱ـ دختران ورزشکار و غیر ورزشکار با دامنه سنی ۱۸ تا ۳۰ سال

ب ) مغیرهای وابسته :
۱ـ میزان ابراز وجود ( قاطعیت ) و زیر مجموعه های آن شامل : میزان امتناع از درخواست یا قدرت نه گفتن ، بیان و ابراز محدودیت های شخصی ، شروع برقراری ارتباط اجتماعی ، ابراز احساسات مثبت ، انتقاد کردن ، اختلاف عقیده داشتن با دیگران ، ابرازوجود در موقعیت خدماتی ، ۲- میزان ابرازوجود با توجه به وضعیت تاهل
۳- میزان ابرازوجود با توجه به ترتیب تولد در خانواده
ابزار اندازه گیری

الف ) پرسشنامه مشخصات فردی
از این پرسشنامه برای اندازه گیری متغیرهای مستقل که حاوی خصوصیات فردی آزمودنی ها شامل سن و سابقه ورزشی ، وضعیت تاهل ، ترتیب تولد ، میزان تحصیلات پدر و مادر و …..می باشد استفاده گردیده و همراه با پرسشنامه اصلی به آزمودنی ها تحویل داده شده است.( پیوست )

ب ) پرسشنامه ارزیابی میزان ابراز وجود ( قاطعیت ) گامبریل
این پرسشنامه توسط حمیدرضا رمضانی بروی دانشجویان با قاطعیت کم مورد استفاده قرار گرفته و
پایایی پرسشنامه در روش پس آزمون حدود ۸۱ % می باشد ، در این پژوهش روایی با انجام یک پیش آزمون بروی ۳۰ نفر از ورزشکاران و غیر ورزشکاران و آزمون آلفا کرونباخ بالای ۸۰ % بست آمده است .
این پرسشنامه شامل ۴۰ سؤال می باشد هر سؤال بیان یک موقعیت است که آزمودنی بایستی پاسخ ( ۵-۱ ) خود را در قبال هر سؤال مشخص سازد این پرسشنامه توسط فارنهام و هندرسون ۱۹۸۴ ، الکساندرار . ریچ و هارود . ای اسچرودر ، راکوس . ا . ریچارد ۱۹۹۱ جهت اندازه گیری متغییرهای مستقل تایید و مورد استفاده قرار گرفت .
قابل ذکر است که سؤالات پرسشنامه ۷ موقعیت شامل : امتناع از درخواست یا قدرت نه گفتن (در سوالات ۱ ، ۴ ، ۶ ، ۱۱ ، ۲۷ ، ۳۵ ) – بیان و ابراز محدودیت های شخصی (۵ ، ۷ ،۱۰ ،۱۹ ،۳۴ ، ۳۹ شروع برقراری ارتباط اجتماعی (۱۲، ۱۵، ۱۷، ۱۸، ۲۹ ) – ابراز احساسات مثبت (۲، ۱۶، ۲۲، ۲۸، ۳۰، ۳۷ ) – انتقاد کردن (۱۴، ۲۳، ۳۱، ۳۲، ۳۸ ) – اختلاف عقیده داشتن با دیگران (۸ ،۲۱، ۲۴، ۲۶، ۳۳ ،۴۰ ) – میزان ابراز وجود در موقعیت های خدماتی (۳، ۹، ۱۳، ۲۰، ۲۵، ۳۶ ) که به صورت
نا منظم قرار گرفته اند را مورد سنجش قرار می دهد .
روش جمع آوری داده ها
به منظور جمع آوری داده ها با مسئولان واحد فوق برنامه تربیت بدنی دانشگاه آزاد هماهنگی شد و اسامی اعضای تیم های ورزشی به همراه شماره های تماس آنها گرفته شد ، پس از هماهنگی با یکایک ورزشکاران پرسشنامه ها به آنها تحویل گردید و پس از تکمیل توسط پژوهشگر جمع آوری شد، در مورد نمونه ی غیر ورزشکاران ، با ارائه معرفی نامه به گروه دانشکده ها ، پرسشنامه ها به صورت گروهی یا انفرادی در رشته های مختلف دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد توزیع و توضیحات لازم در مورد نحوه تکمیل آن به دانشجویان داده شده است و پس از تکمیل توسط پژوهشگرجمع آوری گردید ، لازم به ذکر است ، موضوع اصلی پژوهش یعنی ابراز وجود محرمانه نزد پژوهشگر باقی مانده و پرسشنامه تحت عنوان ویژگی های شخصیتی به آزمودنی ها ارائه شد، در ضمن ساعت تکمیل پرسشنامه ها در روزهای مختلف توسط کلیه ی غیر ورزشکاران و اکثریت ورزشکاران در حدود ۵ بعد از ظهر بوده است .

روش تجزیه وتحلیل آماری
در این پژوهش به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSSدر دو سطح آمار توصیفی و استنباطی استفاده شده است .
در آمار توصیفی برای تعیین میانگین ، انحراف معیار ، جداول فراوانی استفاده شده است .
در آمار استنباطی به منظور آزمون فرضیه ها از آزمون آماری t استیودنت درگروه های مستقل و همچنین آزمون تحلیل واریانس یکطرفه استفاده شده است .

این فصل به طور عمده به پنج فصل تقسیم می گردد. در ابتدا خلاصه ای از پژوهش بیان می شود. سپس در بخش دوم یافته های مبتنی بر آزمون فرضیه ها که حاصل تجزیه و تحلیل آماری می باشند ذکر می گردند . در بخش سوم به نتایج مهم و قابل بحث بدست آمده در مقایسه با نتایج تحقیقات مشابه سایر محققین اشاره می شود . آن گاه پیشنهادات برخاسته از تحقیق و نهایتا پیشنهاداتی برای انجام پژوهش های بعدی در این موضوع بیان می شود .
خلاصه پژوهش
عنوان: مقایسه میزان ابراز وجود ( قاطعیت ) دانشجویان دختر ورزشکار و غیر ورزشکار دانشگاه آزاد اسلامی – واحد مشهد
هدف : هدف از پژوهش حاضر مقایسه موقعیت های مختلف ابراز وجود ( امتناع از درخواست بیان و ابراز محدودیت های شخصی ، شروع برقراری ارتباط اجتماعی ، ابراز احساسات مثبت انتقاد سازنده ، اختلاف عقیده داشتن و ابراز وجود در موقعیت های خدماتی ) بین دانشجویان دختر ورزشکار و غیرورزشکار دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد بوده است .
روش : پژوهش حاضر به صورت توصیفی از نوع علی – مقایسه ای بود . جامعه آماری شامل ۱۰۲۳۸ نفر دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی مشهد در سال ۱۳۸۴ می باشد که بر اساس جدول برآورد حجم نمونه مورگان در مطالعات توصیفی تعداد ۳۸۰ نفر (۸۰ نفر اعضای تیم های ورزشی و ۳۰۰ نفر غیرورزشکار ) به عنوان نمونه به روش تصادفی انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری پرسشنامه گامبریل با ۴۰ سؤال بود که هفت موقعیت ابراز وجود را مورد سنجش قرار می دهد . برای مقایسه آماری دو گروه نیز از روش آمار استنباطی تی استیودنت در سطح آلفای ۰۵/۰ استفاده شد.
نتایج : براساس نتایج پژوهش حاضر، بین میزان ابراز وجود دانشجویان دخترورزشکار
(۱۶/۱۱ – + ۰۲/۱۴۲ ) و دانشجویان دخترغیرورزشکار (۱۴/۱۹ – + ۰۳/۱۲۹ ) در سطح آلفای ۰۵/۰ تفاوت معنی داری مشاهده شد. همچنین بین دانشجویان دختر ورزشکار و غیر ورزشکار در موقعیت های مختلف ابراز وجود ( امتناع از درخواست -– بیان و ابراز محدودیت های شخصی شروع برقراری ارتباط اجتماعی ، ابراز احساسات مثبت ، انتقاد سازنده ،‌ اختلاف عقیده داشتن با دیگران و ابراز وجود در موقعیت های خدماتی ) تفاوت معنی داری مشاهده شد.
بحث و نتیجه گیری : پژوهش حاضر به نوبه خود اولین تحقیقی است که در این زمینه در داخل کشور انجام شده است و یافته های پژوهش حاضر با نتایج تحقیقات والاتیر (۲۰۰۲) ، نیوفلد و دیگران (۲۰۰۲)، یوشیمارا (۲۰۰۵)، آهارونی (۲۰۰۵) و نسپور(۲۰۰۵) همخوان است . ابراز وجود روش سالم احقاق حقوق در روابط بین فردی و اجتماعی است که فقدان آن منجربه انفعال ، پرخاشگری وپرخاشگری منفعل ، تمایلات ضد اجتماعی همچون خودکشی و… می گردد. لذا می توان از احترام به خود و رشد قدرت تصمیم گیری و قدرت نه گفتن که با ابراز وجود در ورزش حاصل می گردد در جلوگیری از تعارض و سر خوردگی و نابهنجاری ها به خصوص در قشر جوانان و دانشجویان که حساسیتشان به مسائل جامعه بالاتر است و پیشگیری از مصرف مواد مخدر ، مراقبت در برابر تمایلات جنسی و موفقیت در زمینه های شغلی آنها استفاده نمود و تغییر باورهای ذهنی غلط مردم بویژه برای دختران که به گونه ای اجتماعی شده اند که بیشتر همامنگ و فروتن باشند و کمتر ابرازوجود کنند .

کلید واژه ها :‌ ابراز وجود ، ورزش ، دانشجو .
یافته های پژوهش :
دراین بخش به نتایج حاصل از آزمون هر یک از فرضیه های پژوهش ، برای پاسخگویی به سئوالات این پژوهش اشاره می شود اشاره می شود . لازم به ذکر است که تمامی نتایج بدست آمده در حد معنی داری ۰۵ /۰ › P مورد آزمون قرار گرفتند .
یافته های پژوهش بدین شرح می باشند :
۱ ـ بین میزان ابرازوجود ( قاطعیت ) دانشجویان دختر ورزشکار و غیرورزشکار تفاوت معناداری وجود دارد .
۲ – بین امتناع از درخواست دانشجویان دختر ورزشکار و غیرورزشکار تفاوت معناداری وجود دارد
۳ – بین بیان و ابراز محدودیت های شخصی دانشجویان دختر ورزشکار و غیرورزشکار تفاوت معناداری وجود دارد .
۴ ـ بین شروع برقراری روابط اجتماعی دانشجویان دختر ورزشکار و غیرورزشکار تفاوت معناداری وجود دارد .
۵ ـ بین ابراز احساسات مثبت دانشجویان دختر ورزشکار و غیرورزشکار تفاوت معناداری وجود دارد
۶ـ بین انتقاد کردن دانشجویان دختر ورزشکار و غیرورزشکار تفاوت معناداری وجود دارد .
۷ – بین اختلاف عقیده داشتن با دیگران دانشجویان دختر ورزشکار و غیرورزشکار تفاوت معناداری وجود دارد .
۸ ـ بین ابراز وجود در موقعیت های خدماتی دانشجویان دختر ورزشکار و غیرورزشکار تفاوت معناداری وجود دارد .
و یافته های اضافی این پژوهش شامل :
۹- بین ابراز وجود ورزشکاران رشته های انفرادی و گروهی تفاوت معنی داری وجود ندارد.
۱۰ـ بین میزان ابراز وجود دانشجویان متاهل و مجرد تفاوت معنی داری وجود ندارد.
۱۱- بین میزان ابراز وجود دانشجویان دختر با ترتیب تولد آنها تفاوت معنی داری وجود ندارد
بحث و نتیجه گیری :
در این بخش هر کدام از فرضیه های پژوهش و نتایج حاصله از آن همراه با مقایسه آنها با پژوهش های پیشین به طور جداگانه و به صورت اجمالی مورد بحث و نتیجه گیری قرار می گیرند .

فرضیه شماره ۱ : بین میزان ابرازوجود ( قاطعیت ) دانشجویان دختر ورزشکار و غیرورزشکار تفاوت معناداری وجود دارد .
نتایج ای پژوهش حاکی از آن است که بین میزان ابرازوجود ( قاطعیت ) دانشجویان دختر ورزشکار و غیرورزشکار تفاوت معناداری وجود دارد ، بدین معنی که ورزشکاران از لحاظ میزان مهارت ابراز وجود در سطح بالاتری قرار دارند . بر همین اساس این نتیجه با نتایج بدست آمده توسط :
اداره کل زندان های استان خوزستان (۱۳۸۲) در داخل کشور و باری تایگای (۲۰۰۵) ، نسپر (۲۰۰۵) ، رئو و فرنز (۲۰۰۵) ، یوشی مورا (۲۰۰۵) ، دیوراستون و گرین (۲۰۰۴) ، دیوید و همکارانش (۲۰۰۴) ، سالگیوئرو و همکارانش (۲۰۰۴) ، مارتین و بت چاوا (۲۰۰۳) ، ریوا و همکارانش (۲۰۰۱) ، میلز (۱۹۹۶) ، ویسر ام و همکارانش (۱۹۹۵) ، آشفورد و همکارانش (۱۹۹۳) ، کامینگز (۱۹۹۲) ، فاریز (۱۹۸۵) هماهنگ است .
نتایج این پژوهش با نتایج پژوهش های رمضانی نژاد (۱۳۷۲) ، میر نصوری (۱۳۷۳) ، محامد (۱۳۷۷) و بوت و اسپرلینگ (۱۹۵۸) ، اسلاشر (۱۹۶۴) ، کرول (۱۹۶۷) که معتقدند بین ویژگی های شخصیتی ورزشکاران و غیر ورزشکارن تفاوتی وجود ندارد مغایرت دارد .
یکی از مهمترین انگیزه های شرکت در ورزش ، روابط موفق و موثر با دیگران است ، ورزشکاران از طریق روابط کلامی و غیر کلامی در محیط ورزشی می توانند با افزایش اعتماد به نفس، احترام به خود ، خود پنداری مثبت و احساس لذت و رضایت از خود و دیگران ، محیطی غنی برای تماس و تعامل مفید و مؤثر با هم نوعان را ایجاد نمایند.
ورزش با کمرنگ کردن فاصله طبقاتی و ایجاد فرصت و امکان بروز استعدادها و توانایی ها و ویژگی های مثبت افراد را طوری تربیت می کند که به جای تبعیت و پیروی از دیگران به نیازها و حالات خود توجه کنند و فضایی مناسب برای تمرین و تشخیص جسارت در گفتار است که می تواند زیر نظرمربیانی که این قدرت و اختیار را داشته باشند و در صورت پا از حد فراتر گذاشتن به فرد هشدار دهند صورت پذیرد .

فرضیه شماره ۲ : بین امتناع از درخواست (قدرت نه گفتن ) دانشجویان دختر ورزشکار و غیرورزشکار تفاوت معناداری وجود دارد .
نتایج ای پژوهش حاکی از آن است که بین قدرت نه گفتن دانشجویان دختر ورزشکار و غیرورزشکار تفاوت معناداری وجود دارد ، بدین معنی که ورزشکاران از لحاظ میزان قدرت نه گفتن در سطح بالاتری قرار دارند . بر همین اساس این نتیجه با نتایج بدست آمده توسط :
ویلسون و همکارانش (۲۰۰۵) ، نسپر (۲۰۰۵) ، کروگر و همکارانش (۲۰۰۲) ، نیوفلد و همکارانش (۲۰۰۲) ، انشل (۱۹۹۱) هماهنگ است .
قدرت نه گفتن نیاز به رشد قدرت تصمیم گیری و تکامل احترام به خود و ارائه دلیلی منطقی برای امتناع از در خواست دارد ، وقتی ورزشکار دانش و مهارت خود را تقویت کرد ، می تواند در برابر کسانی که بی کفایتی را به او القاء می کنند با قدرت کلام و رفتار مطمئن اجتماعی مقاومت کند. افرادی که احساس می کنند کنترلی بر وقایع زندگی خود ندارند ، از عهده رد تقاضاهای نا معقول دیگران برنمی آیند و از برخورد با مسائل مختلف زندگی اجتناب می نمایند ، از طرفی افراد با عزت نفس بالا احساس کنترل شخصی بیشتری را در خود احساس می کنند و با اندیشیدن به توانایی ها با استرس موقعیت های مختلف مقابله بیشتری می کنند .ورزش مخصوصا در بعد حرفه ایش برای ورزشکاران خود وجهه ی اجتماعی کسب می کند و منجرمی گردد ، با تصمیم گیری صحیح و منطقی در جنبه های مثبت ابراز وجود کنند ، بنابراین به آسانی در برابر امیالی که موقعیت آنها را به خطر می اندازد مقاومت می کنند ، وقتی ورزشکار درباره نتایج استفاده از مواد مخدر و شکستن قواعد تیمی و قوانین هشدار داده شد یک بهانه و دلیل توجیه پذیر برای امتناع از در خواست خواهند داشت .

فرضیه شماره ۳ : بین بیان و ابراز محدودیت های شخصی دانشجویان دختر ورزشکار و غیرورزشکار تفاوت معناداری وجود دارد .
نتایج ای پژوهش حاکی از آن است که بین میزان ابراز محدودیت های شخصی دانشجویان دختر ورزشکار و غیرورزشکار تفاوت معناداری وجود دارد ، بدین معنی که ورزشکاران از لحاظ میزان مهارت ابراز محدودیت های شخصی در سطح بالاتری قرار دارند . بر همین اساس این نتیجه با نتایج بدست آمده توسط : مارتین و بت چاوا (۲۰۰۳) ، انشل (۱۹۸۷) ، مکیک اف و کوذار (۱۹۸۳) هماهنگ است .
داشتن سیاست در باز نه تنها کمبودها را نمایان نمی سازد بلکه احترام و صمیمیت را چندین برابر می سازد چراکه زمینه ساز پیشرفت می گردد قبول محدودیت ها و ابراز آنها می تواند به ورزشکار در پیدا کردن راه حل های مفید و مؤثر کمک نماید وقتی کمبودها و نواقص تیمی در مقایسه با تیم حریف مطرح شد مطمئنا نتیجه آن کسب امتیاز بهتر در آینده خواهد بود.
فرضیه شماره ۴ : بین شروع برقراری روابط اجتماعی دانشجویان دختر ورزشکار و غیرورزشکار تفاوت معناداری وجود دارد .
نتایج ای پژوهش حاکی از آن است که بین میزان برقراری ارتباط اجتماعی دانشجویان دختر ورزشکار و غیرورزشکار تفاوت معناداری وجود دارد ، بدین معنی که ورزشکاران از لحاظ میزان مهارت برقراری ارتباط اجتماعی در سطح بالاتری قرار دارند . بر همین اساس این نتیجه با نتایج بدست آمده توسط : نسپر (۲۰۰۵) ، گرور (۲۰۰۵) ، دیوراستون و گرین کی (۲۰۰۴) ، دیوید و همکارانش (۲۰۰۴) ، مارتین و بت چاوا (۲۰۰۳) ، کروگر و کاپلان (۲۰۰۲) ، ویسر ام و همکارانش (۱۹۹۵) ،
دالاس و همکارانش (۱۹۹۳) ، آشفورد و همکارانش (۱۹۹۳) ، روزن فلد و ویلدر (۱۹۹۰) ، انشل (۱۹۸۷) ، فاریز و همکارانش (۱۹۸۵ ) ، کارون (۱۹۸۴) ، کوذار و مکیک اف (۱۹۸۳) ، ، ، فاوزی و همکارانش (۱۹۸۳) ، ریان (۱۹۸۰) هماهنگی دارد .
اما با نتایج پژوهش اینرسون و دای ویوز (۲۰۰۵) مغایرت دارد .
وقتی ورزشکار به طور واقع بینانه و منصفانه نقاط ضعف و قوت خود را شناسایی کرد و از شکست ها و ناکامی ها برای بازنگری اهداف و برنامه هایش استفاده نمود ، اهداف معقولی را برای یک زندگی پویا در نظر می گیرد در این صورت هرگونه تلاشی در جهت هدف منجربه کسب نتایج نسبتا خوب خواهد شد و اجتماع گریزی که آفات رشد شخصیت هستند را از خود دور می کند و با خود باوری به تدریج در گروه ها و عرصه های اجتماعی مشارکتی فعال پیدا می کند .

فرضیه شماره ۵ : بین ابراز احساسات مثبت دانشجویان دختر ورزشکار و غیرورزشکار تفاوت معناداری وجود دارد
نتایج ای پژوهش حاکی از آن است که بین میزان ابرازاحساست مثبت دانشجویان دختر ورزشکار و غیرورزشکار تفاوت معناداری وجود دارد ، بدین معنی که ورزشکاران از لحاظ میزان ابراز احساسات مثبت در سطح بالاتری قرار دارند . بر همین اساس این نتیجه با نتایج بدست آمده توسط :
سالگیوئرو (۲۰۰۴) ، ویدمگر و همکارانش (۱۹۸۵) ، انشل (۱۹۸۷) ، کارون (۱۹۸۴) ، مکیک اف و کوذار (۱۹۸۳) ، ویلیامز و هکر (۱۹۸۲) ، ماتینز (۱۹۸۱) ، برد و کتیپ (۱۹۸۰) ، گینوت (۱۹۶۵) هماهنگ است .
اندیشیدن در باره یک رویداد ناگوار شانس تکرار آن را برای ورزشکار افزایش می دهد در حالی که بروز احساسات مثبت نه تنها به تخلیه هیجانات و فشارهای روانی کمک می کند بلکه بیاد می آورد که در کجا مناسب عمل کرده است ، تایید مثبت به جای پیام منفی ، او را برای انتقادپذیری آماده می کند. در ورزش فرد با تشویق دیگران توانایی برزبان آوردن حالات مثبت را در خود ایجاد می کنند، تایید و تشویق فرد را به طرف بهره گیری از ویژگی های مثبت و مهارت های برتر خود سوق می دهد و تحصیل هر توفیق نسبی ، احتمال اخذ تقویت از محیط اجتماعی را افزایش می دهد.

فرضیه شماره ۶ : بین میزان انتقادکردن دانشجویان دختر ورزشکار و غیرورزشکار تفاوت معناداری وجود دارد .
نتایج ای پژوهش حاکی از آن است که بین میزان انتقاد کردن دانشجویان دختر ورزشکار و غیرورزشکار تفاوت معناداری وجود دارد ، بدین معنی که ورزشکاران از لحاظ میزان انتقاد سازنده در سطح بالاتری قرار دارند . بر همین اساس این نتیجه با نتایج بدست آمده توسط :
انشل (۱۹۸۷) ، مکیک اف و کوذار (۱۹۸۳) ، ویلیامز و هکر (۱۹۸۲) ، اسمیت (۱۹۷۷) هماهنگی دارد .
تلاش در راه های مختلف برای رسیدن به هدف به ورزشکار یاد می دهد که همیشه راه حل ها و روش های مؤثرتری هم وجود دارد که ممکن است وی از آنها بی اطلاع باشد لذا با قبول انتقادهای منطقی و سازنده دیگران به تفاوت دیدگاه ها احترام گذاشته و با قبول پیشنهادهای سازنده و درک ضرورت تغییر، شجاعت تغییر را در خود ایجاد می کند و به منظور رفع خطاها و ضعف ها از آن استفاده می نمایند ، اما ورزشکار زمانی از عقاید دیگران استفاده نموده و تدافعی عمل نمی کند که از اختلاف عقیده داشتن با دیگران هراسی نداشته باشد لازمه این امر نیز این است که فرد، خودش یک منتقد سازنده باشد و هدفش از انتقاد به دیگران خورد کردن شخصیت آنان نباشد.
فرضیه شماره ۷ : بین اختلاف عقیده داشتن با دیگران دانشجویان دختر ورزشکار و غیرورزشکار تفاوت معناداری وجود دارد .
نتایج ای پژوهش حاکی از آن است که بین اختلاف عقیده داشتن با دیگران دانشجویان دختر ورزشکار و غیرورزشکار تفاوت معناداری وجود دارد ، بدین معنی که ورزشکاران از لحاظ میزان احترام به تفاوت دید گاه ها و عقاید دیگران در سطح بالاتری قرار دارند . بر همین اساس این نتیجه با نتایج بدست آمده توسط :
ویلیامز و هکر (۱۹۸۲) ، انشل (۱۹۸۷) ، یوشی مورا (۲۰۰۵) هماهنگی دارد.
وقتی در محیط ورزشی تیم هایی با عقاید و ایدئولوژی های گوناگون رو در روی هم قرار می گیرند و در چارچوب قوانین و مقررات یک بازی بی طرفانه که هیچ گونه ارتباطی با این عقاید ندارند به بازی می پردازد ، ورزشکار عادت می کند افرادی را با عقاید دینی یا سیاسی متفاوت درکنار خویش بپذیرد و بداند که رقیب او قبل از هر چیز یک انسان است و فقط در ورزش رقیب اوست و نه بیشتر ، رقیب وی دشمن او نیست ، به فرض که با او هم عقیده نباشد. البته برای رسیدن به این مقصود بایستی فضاهای ورزشی لااقل در زمان دیدار ورزشی از هرگونه اختلاف عقیدتی ، نژادی بدور باشد .
فرضیه شماره ۸ : بین ابراز وجود در موقعیت های خدماتی دانشجویان دختر ورزشکار و غیرورزشکار تفاوت معناداری وجود دارد .
نتایج ای پژوهش حاکی از آن است که بین ابراز وجود در موقعیت های خدماتی دانشجویان دختر ورزشکار و غیرورزشکار تفاوت معناداری وجود دارد ، بدین معنی که ورزشکاران از لحاظ میزان ابراز وجود در موقعیت های خدماتی در سطح بالاتری قرار دارند . بر همین اساس این نتیجه با نتایج بدست آمده توسط :
مارتین و بت چاوا (۲۰۰۳) ، ویسرام و همکارانش (۱۹۹۸) ، انشل (۱۹۸۷) ، ویدمایر (۱۹۸۵) ، کارون (۱۹۸۴) ، برد و کتیپ (۱۹۸۰) ، بلانچارد و هرسی (۱۹۷۷) .

کمک گرفتن از تمامی اعضای تیم که در اهداف ورزشی یک ورزشکار مؤثرند بر انسجام تیمی می افزاید. چنانچه ورزشکاری به تنهایی و با اتکای به خود کار کند با این گمان که همه پاسخ ها را دارد خود را از تیم جدا کرده و از بقیه اعضاء حمایتی دریافت نمی کند و بقیه افراد دخیل در تیم خود را در موفقیت و شکست او پاسخگو نمی دانند چون دارای حس مشترک اندکی هستند.

پیشنهادهای برخاسته از نتایج پژوهش :
۱- پیشنهاد می شود پرسشنامه ابراز وجود در برنامه های قبل از استخدام به ویژه در مراکز تعلیم و تربیت به منظور استخدام افراد موفق و موثردر ارتباط های سالم که قدرت تصمیم گیری و مسئولیت پذیری بالایی داشته باشند ، مورد استفاده قرار گیرد.
۲- پیشنهاد می شود از افزایش میزان ابراز وجود در ورزش به منظور پیشگیری و درمان اعتیاد به مواد مخدر وحفظ جوانان در برابر تمایلات جنسی استفاده گردد.
۳- پیشنهاد می شود از ابراز وجود در ورزش به منظور موفقیت های شغلی جوانان به ویژه در قشر دانشجو که نیاز به روابط بیشتری در آینده دارند استفاده گردد.
۴- آموزش مهارت های روانی ابراز وجود توسط روانشناسان در کلاس های مربیگری ورزش انجام گیرد تا مربیانی آگاه ، در این نیاز روانی مهم را تحویل جامعه ورزشی دهد ، زیرا محیط ورزشی اگر چه مستعد بهبود ابراز وجود در افراد است ، اما زیر نظر مربیان ناآگاه و سرکوب کننده بدون نتیجه خواهد بود .
۵- به مربیان پیشنهاد می شود با بالابردن دانش خود در مورد مهارت های روانی در کنار مهارت های تکنیکی و تاکتیکی به بهبود روابط اعضای تیم در کنار عملکرد تیمی بپردازند.
۶- به روانشناسان پیشنهاد می شود با همکاری مربی ورزشی ، از ابراز وجود در ورزش برای درمان افراد مبتلا به پرخاشگری ، منفعل ، افسرده ، مضطرب و …..روانشناسان استفاده نمایند .

۷- نتایج این پژوهش به مربیان کمک می کند تا با آگاهی از وجود این مهارت روانی به دنبال افزایش اطلاعات خود در این زمینه پرداخته و روابط خود را با ورزشکارانشان بهبود بخشند .
پیشنهادهایی برای پژوهش های بعدی :
۱- پیشنهاد می شود میزان ابراز وجود در مشاغلی چون معلمی و پرستاری که نیاز به ابراز وجود بالایی را می طلبد مورد سنجش قرار گیرد و در صورت مشخص شدن کاستی و کمبود ، اطلاع رسانی به آنها در مورد اهمیت این نیاز روانی صورت پذیرد .
۲- پیشنهاد می شود میزان ابراز وجود معلمین از دیدگاه دانش آموزان آنها مورد سنجش قرار گیرد و از آن بصورت بازخورد سازنده استفاده گردد .
۳- پیشنهاد می شود مقایسه ای بین میزان ابراز وجود معلمین تربیت بدنی و سایر رشته ها انجام گیرد و نقش ورزش در بهبود روابط به این شکل مورد بررسی قرار گیرد .
۴- پیشنهاد می شود پژوهش های مشابهی در سطوح مختلف رقابتی و ورزش در سطح همگانی و مقایسه بین رشته هایی چون یوگا که با آرام سازی همراه می باشند و ورزش های دفاعی که دارای ادبیات پیشینه قوی می باشند ، انجام پذیرد .
۵- پیشنهاد می شود پژوهش هایی در زمینه بررسی تاثیر ابراز وجود در ورزش در پیشگیری و درمان اعتیاد انجام گیرد.
۶- پیشنهاد می شود میزان ابراز وجود افراد موفق و خشنود در زمینه شغلی مورد بررسی قرارگیرد و مشخص گردد که چه میزان از موفقیت شغلی آنها به ابراز وجود آنها مربوط بوده است .
۷- پیشنهاد می شود میزان فراهم آوردن امکانات ابراز وجود مانند ورزش در خانواده ها مورد بررسی قرارگیرد و رابطه آن با موفقیت های تحصیلی شغلی و یا انحرافات جنسی و اعتیاد در فرزندان مورد سنجش قرارگیرد.
فهرست منابع فارسی :

۱- آتش پور ، سید حمید . کاظمی ، احسان . ( ۱۳۷۹) بررسی کارایی روش های ابرازوجود در افزایش جرات ورزی دختران نابینای اصفهان . مجله دانش و پژوهش ، شماره ۵ صفحه ۱۲-۱
۲- آگ برن ،ف ونیم کوف، ف،م . (۱۳۵۶) . زمینه ی جامعه شناسی . ترجمه آریان پور ،ا،ح .تهران.انتشارات فرانکلین
۳- احمدی ، مهرناز. (۷۶- ۱۳۷۵) . اثر بازی درمانی بر پرخاشگری کودک . پایان نامه کارشناسی ارشد روانشناسی دانشگاه تربیت مدرس تهران .
۴- اداره کل زندانهای استان خوزستان . (۱۳۸۲). بررسی تاثیر ورزش در ابرازوجود ، پرخاشگری و عزت نفس نوجوانان بزهکارکانون اصلاح و تربیت . نشریه اصلاح و تربیت ، سال دوم، شماره۱۶ .
۵- اسمیت ،م . (۱۳۶۶) .روانشناسی اعتراض .ترجمه ی قراچه داغی ،م .تهران .انتشارات ویس
۶- اسپری ، لن .(۱۳۸۳). رواندرمانی اختلالات شخصیت رویکردهای شناختی – رفتاری . ترجمه دکترحسن توزنده جانی ،‌ دکترحمید نجات ، معصومه موسی آبادی . انتشارات نشر فیروزه .
۷- انشل ، مارک هاوارد (۱۳۸۰) . روانشناسی ورزش از تئوری تا عمل . ترجمه ی دکترمسدود ، سید علی اصغر. انتشارات اطلاعات ، تهران اطلاعات . چاپ اول .
۸- اهری هاشمی ، جلال.(۱۳۷۵). مقایسه ویژگیهای شخصیتی دانشجویان ورزشکارو غیرورزشکار مرکزتربیت معلم پسرانه شهید بهشتی مشهد . پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه تربیت معلم تهران دانشکده تربیت بدنی .
۹- بهرامی ، فاطمه . (۷۵- ۱۳۷۴) . مقایسه آموزش ابرازوجود به دانش آموزان کم جرات دختر دبیرستانی با شیوه های مشاوره گروهی و فردی شهر اصفهان . پایان نامه کارشناسی ارشد مشاوره و راهنمایی . دانشگاه علامه طباطبایی .
۱۰- پاول ،ج .(۱۳۶۵) . من کیستم ؟ . ترجمه ی نایبی ،ف . تهران . انتشارات فردا . چاپ اول
۱۱- ترسایی ، طیبه . (۱۳۸۴) . دست شستن از زندگی . روزنامه همشهری ، سال ۱۳ . شماره ۳۶۷۲٫
۱۲- توکلی ، محمدباقرو مظفری ، محمدرضا .(۱۳۷۹). بررسی تمایلات ضداجتماعی و دانش آموزان پیش دانشگاهی و ارتباط آن با ویژگیهای فردی و اجتماعی آنان در استان خوزستان .
پایان نامه کارشناسی ارشد روانشناسی . دانشگاه کردستان .
۱۳- جلالی ، محمدرضا (۱۳۷۶). بررسی اثرروشهای درمانی و آموزش سرمشق پذیری و تمرین سرمشق پذیری و آرمیدگی عضلانی در درمان رفتارهای غیرجرات ورز و آموزش رفتارهای جرات ورزانه . پایان نامه دکترای روانشناسی دانشگاه تربیت مدرس تهران .
۱۴- جلالی سردرودی ، جواد .(۱۳۷۶). بررسی تاثیر ورزش برمهارتهای روانی – حرکتی و سازش اجتماعی پسران ۹-۸ ساله شهرتهران . پایان نامه کارشناسی ارشد . دانشگاه تربیت مدرس تهران .
۱۵- جلالی ، م . (۱۳۴۸) . روانشناسی برای زیستن .تهران .انتشارات امیرکبیر.چاپ دوم
۱۶- حسین زاده دهنوی ، امیر(۱۳۷۱). بررسی مقایسه درون گرایی و برون گرایی بین دانش آموزان پسر ۲۰-۱۶ تیم های منتخب ورزشی استان خراسان در رشته های انفرادی و گروهی . پایان نامه کارشناسی ارشد . دانشگاه تهران . دانشکده تربیت بدنی .
۱۷- خلجی ، حسن .(۱۳۷۱). فعالیت های جسمانی و فواید روانشناختی آن . فصلنامه ورزشی . انتشارات سازمان تربیت بدنی . شماره ۱۹٫
۱۸- خدیوی زند ، م، م .(۱۳۶۷) . پژوهش پرخاشگری و ناکامی ، درآمدی برآسیب شناسی روانی .مشهد.دانشکده علوم تربیتی
۱۹- دانش ، محمد کاظم . (۱۳۷۸). کارکرد ورزش در زندگی اجتماعی جوانان . روزنامه سلام شماره ۲۳۱۸ ، سال نهم .
۲۰- رضویه ، اصغر(راهنما). ( ۱۳۷۸). بررسی رابطه پرخاشگری ارتباطی با سازگاری عاطفی – اجتماعی دانش آموزان مقطع ابتدایی شهر شیراز . پایان نامه کارشناسی ارشد روانشناسی تربیتی .
۲۱- رمضانی ، حمیدرضا . (۱۳۷۳) . کاربرد تکینک های آموزش ابرازوجود در درمان عدم قاطعیت دانشجویان . پایان نامه کارشناسی ارشد ، دانشگاه فردوسی ، دانشکده روانشناسی .
۲۲- رمضانی ، زهرا . (۱۳۸۳) . مقایسه کنترل (درونی – بیرونی ) در رشته های تیمی و انفرادی دختران ورزشکار شرکت کننده در شانزدهمین المپیاد دانش آموزان سراسر کشور ، همدان ۱۳۸۳ پایان نامه کارشناسی ارشد . دانشگاه آزاد اسلامی مشهد – دانشکده تربیت بدنی .
۲۳- رمضانی نژاد ، رحیم . (۱۳۷۲) مقایسه صفات شخصیتی دانشجویان ورزشکار و غیرورزشکار. پایان نامه کارشناسی ارشد ، دانشگاه تربیت مدرس .
۲۴- سروستانی ، صدیق . (۱۳۷۷) . ورزش و پیوستگی اجتماعی . نشریه المپیک – سال ششم – شماره ۲و ۱ .
۲۵- شهنی ییلاق ،م ونیسی ،ع (اساتید راهنما). (۱۳۸۰). تاثیر آموزش ابرازوجود در ابرازوجود ، عزت نفس اضطراب اجتماعی و بهداشت روانی دانش آموزان مضطرب اجتماعی دبیرستان های شهر شیراز . پایان نامه کارشناسی ارشد روانشناسی . دانشگاه دکترچمران اهواز . به راهنمایی دکترمنیژه شهنی ییلاق و دکتر عبدالکاظم نیسی .
۲۶- شوستروم .(۱۳۶۲) . روانشناسی انسان سلطه جو . ترجمه ی قاضی ،ق و سرمه ،غ . تهران . انتشارات سپهر
۲۷- فلک ، ف .(۱۳۶۱). افسردگی واکنش یا بیماری . ترجمه ی پورافکاری ،ن .تبریز . انتشارات ذوقی
۲۸- فقیرپور ، مقصود. (۱۳۷۷). ابرازوجود و کاربرد آن . مجله تربیت ، سال ۱۳، شماره ۸ .
۲۹- فرجاد ،م ،ح . (۱۳۶۳) . آسیب شناسی اجتماعی و جامعه شناسی انحرافات . تهران . انتشارات بدر
۳۰- فریر ، پ . (۱۳۷۵) . فرهنگ سکوت . ترجمه ی شریعتمداری ، ع . تهران . انتشارات چاپخش
۳۱- قاضی ، ق ، (۱۳۵۴) . روش ها و کلنیک های مشاوره و روان درمانی . تهران .دانشکده علوم تربیتی دانشگاه تهران
۳۲- کاپلان ، هی و سادوک ،ب . (۱۳۶۸). خلاصه روان پزشکی ، جلد اول . ترجمه ی پورافکاری . تبریز. انتشارات ذوقی
۳۳- گروه محققین .(۱۳۶۸). آموزش ابراز وجود بعنوان روشی جهت رفع مشکلات ارتباطی افراد . پایان نامه کارشناسی روانشناسی ، دانشگاه فردوسی مشهد ، دانشکده روانشناسی .
۳۴- گروه ورزشی .(۱۳۸۲) . اهمیت ورزش دراصلاح جوامع و رفع محرومیت های اجتماعی .روزنامه اعتماد . بیست و نهم مهر ماه
۳۵- محامد ، رحیم . (۱۳۷۷) . مقایسه دانش آموزان آزاررسان ، آزارپذیر و عادی از لحاظ میزان ابرازوجود – عملکرد تحصیلی و پرخاشگری پدران آنها در مدارس راهنمایی پسرانه شهرستان بهبهان . پایان نامه کارشناسی ارشد روانشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز .
۳۶- مالتز ، م .(۱۳۶۴) . روانشناسی تصویر ذهن – علم کنترل ذهن . ترجمه ی قراچه داغی ، م
۳۷- محمدی فر، محمد ، یزدانی ، اسماعیل . ( ۱۳۸۱) . مطالعه عوامل مؤثر براحساس شادی و بهزیستی در دانشجویان دانشگاه تهران . مجله روانشناسی و علوم تربیتی – سال ۳۲ – شماره ۱ .
۳۸- مقدم ، امیر. ( ۱۳۷۵) . مبانی روانی – اجتماعی . جزوه درسی . دانشگاه آزاد اسلامی مشهد دانشکده تربیت بدنی .
۳۹- میرنصوری ، رحیم . (۱۳۷۳) . بررسی و مقایسه صفات شخصیتی ورزشکاران مرد در رشته های انفرادی و گروهی . پایان نامه کارشناسی ارشد ، دانشگاه تربیت مدرس .
۴۰- نورالخولی ، امین . (۱۳۸۰) . ورزش و جامعه . ترجمه حمیدرضا شیحی .
بنیاد پژوهشهای آستان قدس رضوی ، چاپ اول بهار۱۳۸۱ و سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی .
۴۱- نیک نژاد ، مهناز. (۷۷ – ۱۳۷۶ ) . جایگاه ورزش در بین طبقات مختلف اجتماعی .
دانشگاه آزاد رشته مردم شناسی .
۴۲- هرمزی نژاد ، معصومه . (۱۳۷۹) . بررسی رابطه ساده و چندگانه متغیرهای عزت نفس اضطراب اجتماعی و کمال گرایی با ابرازوجود در دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز .
پایان نامه کارشناسی ارشد – دانشگاه شهید چمران اهواز ، دانشکده روانشناسی .
۴۳- هورنای ، ک . (۱۳۵۱) .تضادهای درونی ما . ترجمه ی مصفا ، م،ج .تهران . انتشارات ابن سینا .
فهرست منابع لاتین :

۴۴-Ashford B etal . 1993 . Participation in community sports centers : motives and predictors of enjoyment. J Sports Sci .1993 Jun ;11(3) : 249-56

۴۵- Barry Tigay ph .D . 1999-2005 . Planet Psych.com .

۲۲- ۴۶-Beecroft pc . 1993 . social skills training and cognitive yestructuring for adoleents on hemodialysis . Clin Nurs Res . 1993 May;2(2): 188-211.

۴۷-Blackburn GL, Greenberg I. 1978. Multidisciplinary approach to adult obesity therapy. Int J Obes. 1978;2(2):133-42.

۴۸-Boyle DJ, Vivian D. 1996 . Generalized v us spouse – specific anger / hostillity and men , s ers violence against intimates.
Violence Vict . 1996 winter; 11(4)293- 317.

۴۹-Cummings N. 1992. Self-defense training for college women.
J Am Coll Health .1992 Jan;40(4):183-8.

۵۰-Dallas E etal . 1993 . Cerebral – palsied childern , s interaction with sibling – I . Influence of severity of disability , age and birth order .
J child psychol psychiatry . 1993 Jul;34(5):621- 47.

۵۱-David WS etal . 2004 . Making a case for personal safety : perceptions of vulnerability and desire for self – defense training among female veterans . J Interpers violence . 2004 Sep; 19(9): 991-100.

۵۲-Endresen IM , Olweus D . Participation in power sports and antisocial involvement in preadoleseent and adolescent boys . J Child Psychol psychiatvy 2005 May;46(5):468-78.

۵۳-Farris RP etal . 1985. A nutrition curriculum for families with high blood pressure . J Sch Health .1958 Mar;55(3):110-2.

۵۴-Fawzy F etal . 1983 . A psychometry approach for obesity. Psychiatr Med 1983 sep;1(3):257-73 .

۵۵-Frtzak R . 1975 . Personality and biographical traits of superior and average college basketball officials the research quarterly. Vol . 246 . No . 4 . P. 484-488

۵۶-Grover SM . 2005 . Shaping effective communication skills and therapeutic relation ship at work : the foundation of collaboration.
AAOHNJ . 2005 Apr;53(4):177-82 , quiz .186-7.

۵۷-Hinde RA etal .1982 . Temperamental characteristics of 3-4 years-old and mother-child interaction. Ciba Found Symp . 1982 : 89: 66-86.

۵۸-Hines S, Groves DL. 1989. Sports competition and its influence on self-esteem development. Adolescence. 1989 Winter;24(96):861-9.

۵۹-Kersten L. 1990. Changes in self-concept during pulmonary rehabilitation, part 1.Heart Lung. 1990 Sep;19(5 pt 1):456-62.

۶۰-Krueger RB , Kaplan MS . 2002. Behavioral and psychopharmacological treatment of the paraphilic and hypersexual . J Psychiatr Pract 2002 Jan;8(1):21-32 .

۶۱-Kuczmierczyk AR . 1989 . Multi – component behavioral treatment of premenstrual syndrome : a case report . J Behav ther psychiatry 1989 sep ;20 .

۶۲-Lawton S , Stewart F . 2005. Assertiveness : making yourself heard in district nursing . Br J Community Nurs ‘ ۲۰۰۵ Jun;10(6):281-3 .

۶۳-Martin D ‘ Bat – Chava Y . 2003 . Negotiating deaf – hearing friend ship : coping stratagies of deaf boys and grils in main stream schools . Child Care Heath Dev 2003 Nov;29 (6):511- 21.

۶۴-Murawski MM etal . 1995 . Brith order and communication skills of pharmacy student . Percept Mot skills 1995 Jun;80(3pt1): 891-5.

۶۵-Mills BD . 1996 . Effects of music on assertive behavioy during exercise by middle – school – age students. Percept Mot skills . 1996 oct;83(2):423-6.

۶۶-Nespor K . 2005 . Physical exercise and yoga in prevention and treatment of addictive diseases. Cas lek cesk .2005;144(1):53- 5.

۶۷-Neufeld JA etal .2002.Adolescent sexuality and disability. Phys Med Rehabil Clin N Am.2002 Nov;13(4):857-73.

۶۸-Pitsavos C etal . 2005. Epidemiology of leisure-time physicl activity in socio-demographic life style and psychological characteristics of men and women in Greece : the ATTICA study.BMC Public Health 2005 Apr: 18,5 (1): 37.

۶۹-Rew M , Ferns T. 2005 . A balanced approach to dealing with violence and aggresstion at work . Brj Nurs .2005 Feb 24 -Mar 9;14(14):227-32.
۷۰-Riva G etal .2001. Virtual reality-based multidimensional therapy for the treatment of body image disturbances in obesity : a controlled study. Cyberpsychol Behav .2001 Aug;4(4): 511-26.

۷۱-Salguero A etal . 2004 . relation ship between perceived physical ability and sport partipation motives in young competitive swimmers . Sports Med phys fitness 2004 sep : 44 .

۷۲-Segal DL . 2005 . Relation ships of assertiveness , depression, and social support among older nursing home residents. Behav Modif 2005 Jul ;29(4):689- 95 .

۷۳-Thurston M , Green K . 2004 . Adherence to exercise in later life : how can exercise on prescription programmes . Health promot int . 2004 sep; 19(3):379- 87.

۷۴-Timmins F , MC Caba C . 2005 . Nurses ’ and midwives assertive be haviour in the work place . J Adv Nurs .2005 Jul;51(1):38-45.

۷۵-Twenge JM . 2001 . Change in women , s assertiveness in yesponse to status and yoles a croos – temporal meta-analysis 1931-1993 . Jpers soc psychol 2001 Jul;81(1):133-45.

۷۶-Valaitis R. 2002. They don’t trust us; We’re just kids:’’ views about community from predominantly female inner city youth. Health Care Women Int. 2002 Apr-May;23(3):248-66.

۷۷-Valliant PM , Asu ME. 1985. Exercise and its effects on cognition and physiology in older adults. Percept Mot Skills. 1985 Des;61(3 pt 2):1031-8.

۷۸-Weiser M etal . 1995 .psychotherapetic aspects of the martial art shdvata . Am Jpsychother .1995 winter; 49(1):118.

۷۹-Wilson KL etal . 2005 . Are view of 21 curricula for abstinence – only until – marriage programs . J sch Heath 2005 Mar; 75(3):90-8.

۸۰-Yoshimura H. 2005. Relationship between members’ egoistic self-assertion and captains’ leadership in athletic clubs. Shinrigaku Kenkyu. 2005 Feb;75(6):536-41.

مقاله روانشناسی ورزش

نظر خود را بگذارید .

تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به کانون مهندسین نور میباشد .

نقشه سایت
قالب وردپرس