امروز: پنج شنبه ۳۰-شهریور-۱۳۹۶ / الخميس 01-محرم-1439 / Thursday 2017-September-21

مناسبت روز
پیام سایت :

مقاله درباره کودک

مقاله درباره کودک

 

حقوق کودک در اسلام قبل از ظهور اسلام ، کودکان در وضعیت بسیار بدی به سر می بردند ، از حقوق عادی محروم و دستخوش اراده پدرانشان بودند. اگر پدران می خواستند آنها را نگه می داشتند و اگرنه ، برای رهایی از نفقه و هزینه زندگی آنها را می فروختند و یا می کشتند. با آمدن اسلام ، این عادت ناپسند شدیدا مورد مقابله قرار گرفت و اسلام عالیترین توجه را به کودک نمود ، آیاتی که نسبت به حقوق کودک در اسلام وجود دارد و روایات موجود همه حکایات بر اهمیت اسلام به کودکان و حقوق ایشان دارد . اسلام ، پدران را از کشتن فرزندان به خاطر ترس از کمبود هزینه منع کرد . چنانکه خداوند در قرآن کریم می فرماید: ” فرزندان خود را از ترس کمی روزی نکشید ، ما به شما و آنها روزی می دهیم زیرا قتل آنها اشتباه و گناه بزرگی است. “[۱] رسول گرامی اسلام (ص) می فرماید: ” به کودکان خود محبت کنید و نسبت به آنها ترحم نمایید. وقتی به آنها وعده دادید، وفا کنید زیرا آنها جز اینکه شما را روزی دهنده خود می بینند تصور دیگری ندارند. “[۲] امام سجاد (ع) می فرماید: ” و اما حق فرزند تو این است که بدانی او از تو و پیوسته به تو در خیر و شر امر دنیاست و تو مسئول او از لحاظ نیک ادب کردن و راهنمایی به پروردگارش و کمک به طاعت او هستی. پس عمل تو درباره او ، عمل کسی باشد که می داند در احسان به او پاداش ، و در مسامحه و بدی نسبت به او کیفر می بیند.

“[۳] اسلام حتی به والدین اجازه کتک زدن کودکان را نداده است . امام علی (ع) می فرماید: ” حتی برای ادب کردن فرزندت نیز او را نزن بلکه با او قهر کن و مراقب باش که زمان قهر طول نکشد. “[۴] نیازهای کودک رسول اکرم (ص) به همه انسانها اعلام می کند ، همانطور که پدران و مادران ، حقوقی بر فرزندان خود دارند و فرزندان در صورت ترک آن حقوق عاق می شوند ، فرزندان نیز حقوقی بر پدر و مادر دارند که ” پدران و مادران در صورت رعایت نکردن آن عاق فرزندان می گردند. “[۵] والدین مسئول تأمین تمام نیازهای کودک اعم از مادی و معنوی می باشند . ۱- نیازمندیهای جسمانی کودک: نمو جسمانی کودک با فراهم ساختن وسایل مادی امکان پذیر است تا از این طریق نیازهای بدنی او اشباع شود. این رشد و نمو با تغذیه ، بهداشت کافی ، آب و هوا ، مسکن ، خواب ، بازی و امثال آن ، به دست می آید. ۲- تعلیم ورزش به کودک: حرکت و جنبش ، اساس هر عمل غریزی و پایه وظایف حیاتی است که زندگی شاداب و سلامت در گرو آن است . امام صادق (ع) می فرماید : ” باید – خصوصا – هفت سال اول زندگی کودک آزادانه به بازی و جنبشهای بدنی صرف شود. “[۶] حضرت رسول اکرم (ص) می فرماید: ” اگر کسی دارای طفل خردسالی بود باید با او در جنبشهای کودکانه و حالت بچه گانه همکاری و هماهنگی نماید. “[۷] آموختن و پرداختن به ورزشهای شنا، تیراندازی و سوارکاری نیز از ورزشهای مهمی است که در احادیث بر آنها تأکید شده است . نیازمندیهای روحی ۱- انتخاب نام زیبا : نخستین احسان و نیکی پدر به کودک انتخاب نام زیبا و خوشایند برای اوست و این از حقوق لازم کودکان می باشد. ۲- احترام : پیامبر گرامی اسلام (ص) می فرماید: ” به شخصیت فرزندان خود ارج نهید و آداب و آیینهای رفتار خویش را نیکو و درست گردانید تا مشمول آمرزش خدا شوید. ” پیامبر به والدین امر کرده اند که به کودکان احترام بگذارند ، چراکه بی توجهی و بی احترامی به آنان باعث بروز مشکلات عاطفی زیادی در کودکان می گردد همچنین در روایتی از رسول اکرم چنین آمده است : ” فرزندان خود را زیاد ببوسید ، زیرا با هر بوسه ، برای شما مقام و مرتبتی در بهشت فراهم می شود که فاصله میان هر مقامی ، پانصد سال است . “[۸] با توجه به مطالب گفته شده اسلام – دین انسان سازی – به اساس تربیتی انسانها از سنین کودکی ارزشی خاص می گذارد و به والدین توصیه می نماید که به تمامی ابعاد وجودی کودک عنایت داشته باشند و انسانی وارسته و شایسته را تحویل جامعه بشری بدهند. [۱] – نحل / آیه های ۶۰-۶۱ [۲] – تفصیل وسایل الشیعه؛ ج ۳، ص۱۳۵ [۳] – همان. [۴] – بحار الانوار، ج۲۳؛ ص۱۱۴ [۵] – محجه البیضاء ، ج۲، ص۱۱۴ [۶] – محجه البیضاء ، ج۲، ص۶۵ [۷] – تفصیل وسایل الشیعه ، ج۳، ص ۳۱۵ [۸] – محجه البیضاء ، ج ۲ ،ص ۶۴٫

کودکی پایه های بزرگسالی است ، انسانی در ابعاد کوچک ولی با همان روح، حساسیت ، شعور و آگاهی . دیدگان بسیاری از ما کمی است! قضاوتهایمان نیز چنین است. اندازه و مقدار بر رفتار، عکس العمل و قضاوت ما تاثیر بسیار دارد. بسیاری ، کودکان را دست کم می گیرند. چرا که آنان به لحاظ ظاهری کوچک و ناتوانند ولی روح فشرده ای در درون دارند که با بزرگ شدن جسم در درون آنان منبسط گشته، در سایه تربیت و پرورش صحیح به باروری می رسد. اسلام( بر خلاف دید رایج مردم زمان خویش ۱۴۲۴ پیش در یک جامعه بدوی و بسیار بعدتر از آن در عصر کنونی) از آنجا که بر کرامت انسان پا می فشرد و او را به جایگاه خلیفه الهی بر می کشد، کودک را هم ( که انسانی بالقوه است ) پاس می دارد و ارج می نهد، دل بر کودکان می سوزاند و عزیز می شمارد، با چشمانی نگران به پرورش آنان می نگرد تا کرامت انسانی در نطفه خفه نشده ، به حقارت نیالاید. برای آنکه ببینیم اسلام به کودک چگونه می نگرد، و در تربیت او به چه مسائلی اهمیت می دهد به جاست که برتصویر انسان در آینه اسلام نظری بیفکنیم. انسان در این نظام دارای دو ویژگی عمده است: خلاقیت و تفکر، در کنار آزادی و خودمختاری .” کوشش اسلام این است که نسل آزاد تربیت کند ، آزاد از همه حیث، آزاد از بند هوا و هوس ، آزاد از تسلط خشم ، آزاد از گرایش جاه طلبی و قدرت و ثروت، آزاد از تسلط دیگران، آزاد آزاده تا راه خویشتن را همواره آزادانه انتخاب کند”. (۱) اسلام با کلمه طیبه “لا اله الا الله ” انسان را از یوغ اسارت تمام اصنام و خدایان باطل می رهاند و به کنف حمایت و بندگی پروردگاری یگانه در می آورد که این پرستش نه چون آن دیگران، ضامن اعتلاء ، کرامت و انسانیت اوست. اسلام در قرآن به تشریح انسان نمونه پرداخته است، نمونه های عملی آن( رسول اکرم، فاطمه الزهرا و امامان معصوم ) را در برابر دیدگان مشتاق وارواح جستجوگر قرار داده و به وسیله همین الگوهای عملی نحوه تربیت و پرورش کودک تا رسیدن به آن انسان ایده آل را تبیین نموده است. آنچه انسان را از دیگر جانوران ممتاز می کند چنانکه پیشتر گفته شد آزادی ، تعقل و خلاقیت است . طبق نظر بزرگان اسلام اگر آزادی از کودک گرفته شود بزرگترین ستم به او روا شده است چرا که با این روش انسانیت او در معرض خطر قرار گرفته است، “آزادی در کودکی متضمن حقیقت جویی در بزرگسالی است”(۲) ” به بچه فرصت اظهار نظر بدهید! بگذارید یک حرف پرت بزند؛ بگذارید یک استدلال غلط بکند، یک نتیجه غلط هم بگیرد، و حتی تا آنجا که خسارت شکننده ندارد دنبال این نتیجه غلط برود و خودش یک تجربه بدست بیاورد.(۳) این رفتار پاس داشتن فطرت انسانی است چرا که ” خداوند از قدرت و مشیت آزاد خود بهره مخصوصی به انسان عطا کرده است. (۴) مطمئناً آزادی مهار گسسته، بی لگام و بی برنامه ، مد نظر نظام تربیتی کودک در اسلام نیست. با تاکید فراوان اسلام به تعقل و تفکر می توان به آزادی کودک سمت و سوی مطلوب بخشید و آنرا بستری برای برکات فراوان قرار داد. برهمگان آشکار است که تا چه پایه بر تعقل و تفکر در کلام خداوند و در سخنان اهل بیت تاکید رفته است. آیه های فراوانی از قرآن کریم هستند که با “افلا تعقلون” و “افلا تدبرون” خاتمه می یابند، امام موسی بن جعفر” عقل را حجت پنهان خداوند برانسان(۵) می نامند. و ائمه اطهار در سایه تعالیم اسلامی و قرآن پرورش عقلی و فکری کودکان را از راه تشویق آنان به علم آموزی توصیه نموده اند.” حضرت مجتبی روزی فرزندان خود و فرزندان برادر خود را دعوت کرد و به آنان فرمود: همه شما کودکان اجتماع امروز هستید وامید می رود که بزرگان اجتماع فردا باشید، دانش بیاموزید و در کسب علم کوشش کنید.” اسلام با تاکید بر آزادی، تعقل و تفکر که پرورش عقلی و شخصیتی کودک را تامین می کند ، از پرورش روحی کودک نه تنها غافل نمانده، بلکه بر آن تاکید فراوان نموده است . استفاده از محبت از موثرترین و کارآمدترین شیوه های تربیتی است… حضرت علی می فرمایند: هر که فرزند خود را ببوسد برای او پاداش و حسنه خواهد بود و هر که فرزند خود را شاد کند، خداوند در روز قیامت او را شاد خواهد کرد.” پیامبر اکرم فرموده اند: به کودکان و نوباوگان محبت نمایید و رحمت خود را شامل حال آنها گردانید. ” این تاکید ائمه بزرگوار اسلام از آن روست که “احساسات کودک قبل از عقل او ظهور می کند و بهره برداری از سرمایه های عاطفی طفل زودتر از دفاتر ذخایر عقلی او شروع می شود … بچه در موقعی که هنوز مسائل علمی واستدلالی را درک نمی کند مطالب عاطفی را می فهمد، خشونت و تندی، ملایمت و نرمی، نوازش و مهربانی ، احترام یا بی اعتنایی و … همه در کودک موثر است. ” ” اهمیت کودک در آیین مبین اسلام، و به دنبال آن در کلام معصومین علیهم السلام، آنچنان گسترده و جامع الاطراف است که در مقال کوتاه و حوصله خواننده نمی گنجد. به زعم نگارنده آزادی، تعقل ، تفکر و محبت از اهم پایه های شخصیت کودک است که اسلام به حق بر آنان صحه نهاده و در ۱۴۰۰ سال پیش، که عصر جهالت و تاریکی در میان جامعه بدوی عرب صحراگرد بود از حقوق کودک، احترام به شخصیت و همت گماردن برتربیتش سخن گفته است. چنانکه رسول مکرم اسلام سلام الله علیه می فرمایند: اکرموا اولادکم و احسنوا آدابهم. فرزندان خود را گرامی شمارید و نیکو تربیتشان کنید. به جاست والدین عزیز این سخن مولا امیرالمومنین را همواره مد نظر داشته باشند. امام علی (ع) می فرمایند: من از خداوند طلب فرزندان زیبا چهره و نیکو قامت ننموده ام، بلکه از پروردگار خواسته ام تا فرزندانم مطیع او باشند و از او بترسند تا اینکه وقتی با این صفات به آنها نظر افکنم، مایه چشم روشنی من باشند. (۸) تقدیم به پیشگاه بوستان دل انگیزی که آفتابش علی، زمینش فاطمه و غنچه های شکفته اش، حسن و حسین و زینب و ام کلثوم اند. پی نوشتها: ۱- آیت الله شهید دکتر سید محمد بهشتی نقش آزادی در تربیت کودکان انتشارات تبعه ۱۳۸۰ ، ص ۲۰ ۲- همان ، ص ۲۱٫ ۳- همان ، ص ۲۳٫ ۴- گفتار فلسفی، کودک از نظر وراثت و تربیت ج۱، ص ۲۰۸٫ ۵- کافی ، ج ۱، ص ۱۶٫ ۶- سید حسین اسحاقی ، سلوک علوی( راهبردهای امام علی در تربیت فرزندان) انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی ۱۳۸۱- ص ۷۶ . ۷- گفتار فلسفی، کودک از نظر وراثت و تربیت ، ج۱، ص ۲۲۶ و ۷٫ ۸- بحار الانوار، ج ۱۰۴، ص ۹۸٫
” چگونه فرزندم را وادار به گوش دادن کنم ؟ ” این سئوالی است که اغلب والدین آنرا مطرح می نمایند . بچه ها به طور کلی مخالف گوش دادن نیستند ؛ نوزاد صداهایی با زیر و بم خاص را ترجیح می دهد و نسبت به آنها عکس العمل نشان می دهد . اگر پدر با لحن آرام مردانه با او صحبت کند ممکن است توجه کند ؛ اما مسلما به سمت صدای مادرش برمی گردد . این موضوع شاید به این دلیل باشد که او ، در رحم ، نسبت به صدای مادرش شرطی شده است. این صدای زیر مادرانه ، همان صدایی است که همه ما موقع صحبت با نوزادان و بچه های کوچک به کار می بریم . آنچه این ” صدای خاص ” به یک بچه می گوید ، این است : ” حالا ، من فقط با تو صحبت می کنم . ” با این کار ما احتمال گوش دادن را افزایش می دهیم . توجه کردن کودک حالتی آهنگین دارد . یعنی بین زمانهایی که او در خودش فرو می رود ” نت پایین ” و مواقعی که حواسش با دقت کافی متوجه ماست ” نت بالا ” ، هماهنگی وجود دارد . محققین با استفاده از نوار مغزی ” g.e.e ” نشان داده اند که مغز کودکان در تمام طول روز یک چرخه را – بالا و سپس پایین برای بازسازی – طی می کند و یکی از دلایل بی توجهی پی در پی آنها به توصیه های والدین همین است. پس اگر می خواهید کودک شما به آنچه می گویید ، توجه کند این نکته را به خاطر بسپارید : یک دستور وقتی با سکوت محاصره شده باشد ، بسیار قدرتمند است . به عبارت دیگر به کودک گیر ندهید. کودک از شکست ناشی از اشتباه کردن و امتحان راه حل های مختلف ، بسیار بیشتر از زمانیکه تحت نظارت یا راه گشایی مستقیم بزرگسال قرار داد یاد می گیرد . وقتیکه او تلاش می کند و با آزمون و خطا به سمت هدفش می رود ، موفقیت نهایی نیز به خود او تعلق دارد ” من انجامش دادم ! خودم انجامش دادم. ” دوره هایی در تکامل کودک وجود دارد که او نمی تواند به حرف پدر یا مادرش گوش کند و آن زمانی است که انگیزه سبقت جویانه در کودک قوی تر از انگیزه های پدر یا مادری است. برای کودکان یک ساله ای که در حال یادگیری ، ایستادن ، راه رفتن و جرات کشف کردن هستند ، گوش سپردن به اخطارهای شما غیر ممکن است . ” مواظب باش نزدیک پله ها نرو ! ” تنها دروازه ای در دو انتهای پله ها است که می تواند مانعی بر سر راه میل قوی او برای فتح دنیایش باشد . در دو سالگی غوغای درونی بر سر انجام دادن یا ندادن کارها – ” این کار را بکنم یا نه ؟ ” ، بد خلقی را به تنها راه حل عملی تبدیل می کند. وقتی کودک چهار یا پنج ساله است ، شکایت معمول مادرها این است : ” گوشش بدهکار حرف های من نیست انگار اصلا آنجا نیستم ، اما وقتی پدرش می آید ، طوری رفتار می کند که انگار یک پادشاه حرف می زند ! ” فروید این مسئله را ” کشمکش ادیپ ” می نامد. کودک آنچه را که می تواند محبت او را جلب کند ، می آموزد ؛ او به سمت مادرش برمی گردد و سعی می کند تا همه چیز را از او بیاموزد. قبل از ده سالگی ، کشمکش های درونی دیگری با مهارت های شنیداری کودک ۹ یا ده سال همراه می شود . سردرد ، دل درد و ترس از رفتن به مدرسه ، اغلب نشانه های ظاهری همین تعارض است. در این دوران بهترین و سخت ترین کاری که می توانید انجام دهید ، این است که گوش دهید. در نوجوانان پس از پایان هر جدال لفظی ، گوش دادن جای زیادی ندارد. تلاش یک نوجوان برای استقلال ، آن چنان قدرتمند است که مانع او برای شنیدن می شود . به جای نشان دادن هر گونه عکس العملی ، با او با صدای آرام صحبت کنید. ” عزیزم ، متاسفانه توی خانه ما وضع اینجوریه ، شاید دوستانت نیمه شب به رختخواب بروند اما اینجا ساعت یازده وقت خاموشیه . اگر نمی تونی خودت رو باهاش هماهنگ کنی ، شاید بتوانیم معامله ای بکنیم امتیازاتی را که ما در اوقات دیگه به تو می دهیم ، نخواهی داشت. ” احتمال این که صدای آرام شما راه حل مثبتی باشد بی اندازه زیاد است ، در این صورت اعتماد به نفس شما نیز در برابر او از دست نمی رود . یک صدای آرام همیشه قدرتمندتر از یک صدای بلند است. روش دیگری را نیز می توان در مورد نوجوانان اتخاذ کرد و آن این است که به جای یک پیام انتقادی ، با یک پیام تعارف آمیز آغاز کنید. هر زمان که می خواهید فرزندتان به حرف شما گوش بدهد ، سعی کنید با یک رویکرد مثبت مراحل کارتان را پیش ببرید . این کار آسانی نیست اما برای هر دوی شما دستاورد خوبی به همراه خواهد داشت .

________________________________________
محاسن تشویق :
– تشویق بر خلاف تنبیه که از عوامل بازدارنده است ، عاملی ترغیب کننده می باشد که به انسان نیرو می دهد . شخصی که تشویق می شود از کار و زحمت خود احساس رضایت می کند و همین رضایت خاطر است که جلو خستگی و بی میلی او را می گیرد .
– تحسین کودک موجب می شود که اعتماد به نفس در وجودش پدید آید ، استعدادهای نهفته اش شکوفا شوند و قوای درونی اش به فعلیت برسند.
– تشویق ، شخصیت فرد را احیاء می کند ، او را از یأس و بدبینی نجات می دهد و به زندگی دلگرم می کند و گاهی یک تحسین ساده ، مسیر زندگی فرد را دگرگون می سازد .
– وقتی کودک تحسین شود ، احساس ارزشمندی می کند .
– تشویق پاسخی است به نیاز طبیعی و روانی کودک .
– وقتی کودک را مورد تشویق قرار دهیم فرصتی فراهم می شود تا کودک به توانایی ، ظرفیت و ارزشمندی های خود پی ببرد و در نتیجه تصویر مثبت و ارزنده ای از خود در ذهنش ایجاد شود که بعدها شکل دهنده حرمت نفس او خواهد بود .
– جبران کمبودها و حقارت های عاطفی و اجتماعی .
– تصحیح و تکمیل رفتارهای آموزشی و اخلاقی .
– تغییر دهنده و جهت دهنده رفتار و سیر زندگی کودک .
– دریافت بازخورد مناسب در برابر رفتار پسندیده .
متأسفانه بعضی از والدین و مربیان برای دستیابی به اهداف خود و تقویت هر چه سریعتر رفتارهای مورد نظر خود ، سعی می کنند به هر طریق ممکن ، رفتار کودک را مطابق خواسته ها و دستورات و مقررات خود در آورند ، بدون اینکه متوجه اثر تخریبی این روش های شتاب زده و صوری در ساختار شخصیتی کودک باشند. این روش های سطحی ، ظاهر پسند ، دیگر انگیخته و تصنعی می تواند سبب آسیب های جبران ناپذیری در روند تعادل جویی طبیعی کودکان شود.
معایب تشویق بیجا و بیش از حد :
– وابستگی کودک به عوامل کنترل بیرون از خود .
– کند شدن محرک های درونی (‌از بین رفتن رغبت های خود به خودی و جایگزینی رغبت های تصنعی) .
– تشویق بدون دقت ممکن است به صورت رشوه در آید و اعمال کودک به پاداش وابسته شود و پرتوقع و طلبکار پرورش یابد و در همه جا انتظار پاداش عملی یا معنوی داشته باشد، از همه کس طلبکار شود ولی خودش احساس مسئولیت نکند . گاهی حتی در برابر انجام وظایف قانونی یا اجتماعی یا شرعی خود نیز توقع پاداش خواهد داشت .
– تشویق و تحسین بیش از حد ، کودک را به غرور و خودبینی مبتلا می سازد. امیرالمؤمنین (ع) می فرماید : ” چه بسا افرادی که به سبب تعریف و تمجید مغرور می شوند ” و ” در مدح کسی زیاده روی و مبالغه مکن “.
نتایج تحقیقات اخیر نشان داده است که اگر رفتار کودک و رشد او را از طریق عوامل تشویق بیرونی مانند جایزه ، پول ، کارت صدآفرین ، ‌تحسین های لفظی مکرر و سایر عوامل بیرونی شرطی کنیم ، آزادی و رشد طبیعی را از او سلب و رفتار او را با ضوابط و معیارهای از پیش تعیین شده قالب سازی کرده ایم .
– تشویق بیش از حد در دراز مدت مانع پیشرفت خود به خودی کودک می شود .
– تکیه بر تشویق بیرونی بدون همسویی با تقویت های درونی کودک ، مانع تحول طبیعی او می شود.
نکاتی که در تشویق باید رعایت گردد :
– علت تشویق بایستی مشخص باشد تا کودک بفهمد که به چه سببی مورد تشویق قرار گرفته است.
– نفس عملکرد کودک باید مورد تشویق قرار گیرد ( مستقیماً به رفتار کودک مربوط باشد ) نه شخصیت او.
– تشویق باید با تقویت درونی کودک همسو باشد ( اول تقویت درونی و بعد تشویق ) .
– تشویق باید گاه به گاه و در برابر کارهای ممتاز باشد ، نه به صورت دایم و برای هر کار ؛ زیرا اگر چنین شد ارزش و تأثیر تربیتی خود را از دست خواهد داد .
– وقتی کودک را تشویق و تحسین می کنیم نباید او را با بچه ی دیگری مقایسه کنیم . مثلاً صحیح نیست که پدری به فرزندش بگوید آفرین بر تو که خوب درس می خوانی و مانند حسن تنبل نیستی ، زیرا در این صورت ، کودک دیگر ، تحقیر و مذمت می شود. از سوی دیگر این عمل مضر است و بدآموزی دارد .
– تشویق در بین همسالان و دوستان مؤثرتر از تشویق به تنهایی است .
– تشویق باید با سن کودک ، نیازهای او و شرایط و موقعیت مکانی ، شخصیتی ، روانی و … تناسب داشته باشد .
– تشویق های ملموس در مقاطع سنی پایین مؤثرتر است .
– تشویق باید با کار کودک متناسب باشد . صلاح نیست که در برابر یک کار کوچک و کم اهمیت تشویق های بزرگی انجام بگیرد . پاداش های بزرگ را باید برای کارهای بزرگتر قرار داد ، بهتر است پاداش همگام با موفقیت های تدریجی کودک بزرگ شود .
– باید پاداش ها و تشویق ها ، در برابر فعالیت ها و جدیت های کودک انجام بگیرد . نه در برابر موهبت های ذاتی او . یک کودک کم هوش که در اثر جدیت و تلاش ، رفته رفته به موفقیت هایی نایل می گردد و نمره پنج او به هشت ترقی می کند نیز قابل ستایش و تشویق است .
– تشویق باید طبیعی ، واقعی و به دور از فریب و ریا باشد .
– تشویق باید بلافاصله اعمال گردد ( به خصوص برا ی سنین پایین )‌.
– اگر تشویق بیش از حد انتظار طبیعی کودک و یا کمتر از حد انتظار او باشد اثر نامطلوبی دارد
۱- فرزندان را در حد معقول و منطقی محدود کنید.
گاهی با مخالفت و تحمیل نظرات منفی ، مانع پیشرفت فرزندان می شویم . ارتباط مثبت با آنان داشته باشید، حتی آهنگ صدایتان دوستانه باشد. هرگز با نظرات غیر منطقی آنان را محدود نکنید.
۲- موانع را بردارید، به فرزندان انگیزه دهید و از آنان حمایت کنید.
بکوشیم با برداشتن موانعی که سر راه فرزندان وجود دارد، راهشان را هموار کنیم. وظیفه ما آن است که به فرزندان انگیزه دهیم و از آنان حمایت کنیم.
۳- شنونده خوبی باشید و به آنها احترام بگذارید. بسیاری از نوجوانان و جوانان فکر می کنند والدین شان آنان را درک نمی کنند. یکی از مهم ترین دلایل آن است که والدین به صحبت های دختران و پسران خود گوش نمی کنند، مسلماً دنیای امروز آنان با دنیای نوجوانی و جوانی دیروز شما تفاوت دارد.
به روش معقول و مناسبی که برای رویارویی با مشکلات به کار می برند احترام بگذارید و شرایطی ایجاد کنید که شما را محرم اسرار خود بدانند و درد دلشان را بگویند.
۴- از فرزندان انتظار نداشته باشید آرزوهای برآورده نشده شما را تحقق بخشند. شما می خواستید دکتر شوید . شاید فرزندتان علاقه کاملاً متفاوتی داشته باشد و نتواند آرزوی شما را برآورده سازد.
فرزندان باید آرزوها و علایق خود را داشته باشند و آن را دنبال کنند.
۵- در حد معقول آنان را آزاد بگذارید. زمانی می رسد که باید فرزندان را در حد معقول آزاد بگذاریم و اجازه دهیم پرواز کنند. ولی نباید آنان را رها کنیم. آنان را آزاد بگذارید تا تلاش و تجربه اندوزی را بیاموزند.
۶- دورادور مراقب فرزندان باشیم. در هنگام پرواز فرزندان، آنان را فراموش نکنید و از دور مراقبشان باشید. محبت تان نسبت به آنان کم نشود. به آنان فرصت دهید حتی در برخی موارد شکست بخورند و در زمانی که به ما احتیاج داشتند در کنارشان باشیم و از آنان حمایت کنیم ولی طوری رفتار نکنیم که تصور کنند در زندگی شان دخالت می کنیم.
۷- محبت غیرشرطی را نثار فرزندان کنید. خانواده بهترین مکان محبت و پذیرش جوان است. گاهی پذیرش برخی رفتارهای فرزندان بسیار مشکل است . موارد منفی را دوستانه به آنان تذکر دهید. هرگز اجازه ندهید این امر باعث شود محبت تان را از فرزندانتان دریغ کنید. محبت واقعی والدین شرطی نیست.
۸- رفتارهای مثبت آنان را تایید کنید. با تایید رفتارهای مثبت فرزندان، اعتماد به نفس آنان را افزایش می دهید و راه سفر به بزرگسالی را برایشان هموار می کنید.
۹- مشوق فرزندان باشید.
اگر به فرزندان محبت کنید، آنان را بپذیرید و تایید کنید، آنان تشویق می شوند.
۱۰- از راهنمایی مربیان و دبیران آنان استفاده کنید.
گاهی اگر والدین بهترین نصایح را بگویند، فرزندان نمی پذیرند. این امر طبیعی است. جوانان باورها و ارزش های خود را دارا هستند. در این صورت نصایح مربیان و دبیران بر آنان تاثیر می گذارد.
¬اهانت و تحقیر کودک، سرزنش های مداوم و انتقادهای بیجا و به کارگیری تعبیرات غیرمحترمانه از مهمترین عواملی هستند که بذر کینه و نفرت را در دل کودک می پاشند.
¬ نوزاد پس از تولد به ارتباط جسمی با مادر نیاز فراوان دارد؛ از این رو نباید ساعات طولانی از مادر جدا بماند. تحقیقات نشان داده است که از شش ماهگی تا سه سالگی، حضور مادر نه تنها در رشد عاطفی کودک ، بلکه در رشد بدنی و عقلی او نیز تأثیر بسزایی دارد.
¬ در مقایسه بین فرزندان، کودکی که امتیاز نمی آورد دچار احساس خود کم بینی می شود و اعتمادش را نسبت به پدر و مادر از دست می دهد.
¬ اگر بیش از حد ، سرعت فراگیری را در فرزندانمان تقویت کنیم، امکان باروری و تحکیم مفاهیم را در مراحل بعدی کاهش خواهد داد. سرعت اولیه و تشدید آهنگ رشد ، منجر به تأخیر قابل ملاحظه ای در مراحل بعدی می شود.
¬ هرگز عیب فرزندتان را در رفتارها ، بزرگتر از آنچه هست جلوه ندهید و هرگز عیب هایش را نزد دیگران بازگو نکنید.
¬ همبازی شدن با کودک علاوه بر این که او را غرق لذت و شادی می کند و صمیمیت را افزایش می دهد، اعتماد به نفس و احساس ارزشمندی را در کودک تقویت می کند.
¬ تحقیقات نشان می دهد که کودکان پرورش یافته در منزل نسبت به کودکان مهد کودک ، ماهانه از رشد قدی بیشتری برخوردارند.
¬ تربیتی که آزادی را به کلی در کودک نادیده بگیرد و انتخاب و میل قلبی را از وی سلب کند و تنها مبتنی بر ترس و آداب خشک و بی روح ظاهری باشد، نه تنها دوام نمی یابد بلکه در نهایت به رکود وعصیان کودک می انجامد.
یک کارشناس مسائل روانی کودکان در اتریش می گوید: چنانچه در روابط نوزاد با پدر ممنوعیتی ایجاد شود، نوزاد در حس وفاداری و دوستی دچار نقیصه می شود و در سال های آینده توانایی ارتباط سالم را نخواهد داشت.
¬ کودکان باید با رنج ها و مشکلات طبیعی زندگی آشنا شوند تا افرادی شکننده، رفاه زده و پر توقع بار نیایند.
¬ اگرچه جنبه های تخیلی داستان برای کودک لذت بخش و مفید است لکن نباید در آن افراط کرد؛ داستان نباید ترس آور باشد؛ داستان باید الگوی صحیح و متناسب با سن کودک را ارائه کند، بیان زیبایی ها و نیکی ها، با روح لطیف کودک سازگاراست.
نبینی باغبان چون گل بکارد چه مایه غم خورد تا گل برآرد
گهی خارش به دست اندر خلیده گهی از بهر او خوابش رمیده
تربیت از جهات مختلف به کار کشاورزی شباهت دارد، با این تمایز که کشاورز دانه و درخت می پرورد و مربی انسان. مربی حداقل کاری که باید در تربیت ” آدم” انجام دهد، همان است که یک کشاورز در پرورش یک گیاه انجام می دهد. مباد که یک مربی در تربیت فرزند، از حکمتی که یک کشاورز در عمل پرورش گیاه از آن برخوردار است بی بهره باشد! برای آن که به محصول تربیت خویش ، یعنی کودکان و نوجوانان آسیب نزنیم لازم است دست کم حکمت های زیر را از کار کشاورز بیاموزیم و به کار گیریم: ۱- هر کشاورز در کار خویش این نکته را به خوبی می داند که او فراهم آورنده زمین و زمینه مناسب برای پرورش گیاه است، نه رشد دهنده آن. یعنی کشاورز تلاش می کند با انتخاب زمین مناسب، آب کافی و آبیاری به موقع و کود مناسب و به اندازه، زمینه ای فراهم کند تا دانه یا نهال او در آن زمینه بتواند رشد کند. او به خوبی می داند که وظیفه اش فراهم کردن این زمینه است و گیاه در چنین زمینه ای استعدادهای بالقوه خویش را به تدریج به منصه ی (مرحله ) ظهور رسانده، به رشد لایق خویش می رسد. کشاورز می داند که اگر نتواند دانه مستعدی را به محصولی پر ثمر تبدیل کند، او مقصر است، نه دانه و نهال. کشاورز دانا، هرگز سستی و کاستی خویش را به گردن گیاه نمی اندازد، زیرا می داند که اگر او زمینه مناسب را فراهم آورد، گیاه خود به خود و به قاعده رشد درونی، از درون شروع به شکفتگی و شکوفایی می کند. این اولین حکمتی است که در کار تربیت باید از کشاورز آموخت. مربیان کودک و نوجوان پیش از هر چیز باید خود را مسئول فراهم آوردن زمینه مناسب تربیتی بدانند و اگر در این زمینه سستی کردند، نباید کینه بی کفایتی خویش را با سرزنش و تنبیه نابجای متربی بر سر او خالی کنند و سوء عمل تربیتی خویش را تکرار کنند. پدر و مادری که محیط زندگی را برای امیال و هواهای خویش ترتیب می دهند و از رفت و آمدها، نشست و برخاست ها، دیدن و شنیدن ها و خوردن و آشامیدن ها در جهت تلذذ خویش به هر شکل ممکن بهره می گیرند، اگر فرزندی بی کفایت و ضد تربیت و اخلاق پرورش داده اند، بدانند که محیط را برای تربیت فرزند خویش آماده نکرده بودند و نباید انتظاری مثبت از کار خویش داشته باشند. ۲- هر کشاورز نگاهی حکیمانه به ” زمان” دارد. او می داند که کارش در طی زمان معنی می یابد. هر عملی زمان مناسب خویش را می طلبد. بهار و تابستان و پاییر و زمستان، هر یک برای انجام کار خاصی مناسب است. کار تابستان را در بهار نمی توان انجام داد و کار زمستان را در پاییز. برای کشاورزان علاوه بر فصول، روزها و ایام نیز معنایی خاص دارد. علاوه بر توجه به زمان های مناسب، توجه به عمر یک گیاه نیز از امور اجتناب ناپذیر کشت و زرع است. هر دانه ای که کاشته می شود، هر نهالی که غرس می گردد، زمانی باید بر آن بگذرد تا به محصول بنشیند. کشاورز در محصول گرفتن از گیاهان عجله نمی کند. هیچ کشاورزی را نمی توان یافت بخواهد که نهالی را با “کشیدن” سریع تر به رشد برساند. اگر کشاورزان کسی را ببینند که مشغول کشیدن نهالی است، این کار او را سوء نیت می دانند. یعنی نمی گویند چنین فردی می خواهد این نهال را بیشتر و بهتر پرورش دهد، بلکه می گویند او می خواهد این گیاه را ریشه کن و نابود کند. توجه به زمان ، از همین دو جهت، در کار تربیت نیز حائز اهمیت است. هر مربی باید توجه به زمان مناسب داشته باشد. نه از یک سو زمان را از دست بدهد و نه از سویی دیگر در تربیت ، عجله بیهوده به خرج دهد. توجه به مراحل تربیت گواه همین ویژگی است. آنچه در دوره پیش از دبستان باید انجام داد، با آنچه در دبستان، راهنمایی و دبیرستان باید انجام شود، متفاوت است. این مطلب تنها در انجام تکالیف درسی خلاصه نمی شود، بلکه هر زمان ، رفتارهای مناسب خود را می طلبد. زمان های حساس نباید از دست بروند. آن گاه که می توان به کودک زبان آموخت، زمان خاصی است، اگر آن زمان از دست برود، جبران آن به سادگی ممکن نخواهد بود. همچنین در مورد تربیت بدنی، اجتماعی، عقلانی، دینی و … این زمان های حساس وجود دارند که باید هر یک از آنها غنیمت شمرده شوند. عجله نکردن در تربیت نیز وجه دیگر توجه به زمان است. همان گونه که کشاورز، هرچند که عجول باشد، گیاه خود را مجبور به ثمر دادن نمی کند، مربی نیز نباید کودک و نوجوان را به چنین عملی مجبور کند. کسانی که از کودکی پنج ساله انتظار رفتار کودکی ده ساله را دارند، کسانی که از یک نوجوان انتظار رفتار یک بزرگسال را دارند، چنین عجله ای را به کار گرفته اند. کسانی که اصرار بر جهش فرزند خویش دارند، به اندازه یک کشاورز درکار تربیت حکمت نمی ورزند. ۳- هر کشاورزی وقتی بخواهد محصولی بهتر به دست آورد، علاوه بر وظیفه ای که خود در زمینه سازی برای پرورش گیاه دارد، به دانه و نهالی که برای کشت انتخاب کرده نیز به خوبی توجه دارد و در حد توان خود بهترین را برمی گزیند. او هر بذر و نهالی را قابل کشت نمی داند. او بذر و نهال خویش را از هر کوی و بر زنی جمع نمی کند، او به سراغ کسانی می رود که بذرهای مناسب پرورش داده اند. چنین کاری در تربیت فرزندان، در هنگام انتخاب همسر انجام می شود. همسر انسان، چه زن و چه مرد، حامل بذر مناسب تربیت است. این بذر در یکایک سلول های بدن زن و مرد از یک سو و در ذهن و روان او از سوی دیگر به ودیعت گذاشته شده است. وراثت های پاک و سالم ، تأمین کننده ویژگی جسمانی انسان هاست و تربیت ها و فرهنگ های مناسب، تأمین کننده ویژگی های روانی و ذهنی آنان است. انسان در انتخاب همسر باید به این دو ویژگی به خوبی نظر کند. کسانی که می خواهند حداقلی از تربیت صحیح را برای نسل آتی خود تامین کنند، باید در انتخاب همسر خویش به حکم عاقلان و خیرخواهان دوراندیش توجه کنند. کسانی که همسران خویش را از کوچه و خیابان و از لا به لای رفتارهای شهوانی و حیوانی بر می گزینند، به اندازه یک کشاورز بی سواد نیز حکمت ندارند، هر چند که به ظاهر ، خود را آگاه و باسواد و به روز معرفی می کنند. چنین نسلی ممکن است علم داشته باشد، ولی عقل ندارد. ۴- هر کشاورز به خوبی می داند که چه چیزی را باید پرورش دهد و چه چیزی را پرورش ندهد. کدام گیاهی را نگه دارد و کدام گیاه را ریشه کن کند. او در کنار گیاه مطلوب خویش، علف های هرز و گیاهان طفیلی را نیز می شناسد و اجازه رشد به آنها نمی دهد. او با بصیرت و هشیاری ، و به موقع علف های زاید و هرز را از ریشه بیرون می آورد و اجازه رشد به آنها نمی دهد. باغبانی که مدتی از وجین زمین خود غفلت کند، علف های هرز چنان زمین او را اشغال می کنند که پاک سازی آن را به جد دچار مشکل می سازد. کشاورز نه تنها مراقب علف های زاید است، که مراقب رشد شاخه های زاید و نابجا در گیاهان مطلوب خود نیز هست. اگر شاخه ای از درختی در جهتی نامطلوب رشد پیدا کند، با اره باغبان مواجه خواهد شد. اگر بوته هایی چنان در هم فرو رفته باشند که امکان رشد را از یکدیگر سلب نمایند، کشاورز با بیرون آوردن تعدادی از آنها، زمین را برای رشد دیگر بوته ها مناسب می سازد. این اعمال ، همه در تربیت معنای خاص خود را می یابد. وجین در تربیت، پاک کردن محیط از عوامل مزاحم، به خصوص انسان های مضراست. مربی باید مراقب انسان هایی باشد که در اطراف متربی او قرار گرفته اند. رشد دوستان نامناسب در اطراف متربی، حکم علف های هرزی را دارد که اگر به موقع از گیاه مطلوب ما دور نشوند می توانند به او لطمه بزنند. بریدن شاخه های اضافی نیز جلوگیری از رشد صفات و عادات نامطلوب در متربی است. باید با بصیرتِ تربیتی ، از رشد صفات و رفتارهای نامطلوب در متربی جلوگیری کرد. در ضمن باید توجه داشت در زمینی که در اختیار داریم، امکان پرورش چند فرزند را داریم. وقتی امکانات محدودی در اختیار داریم، از کثرت فرزندان و شاگردان اجتناب کنیم. امکانات محدود لطمه به همه افراد می زند. انسان ها را نمی توان پس از به وجود آمدن ریشه کن کرد ولی می توان قبل از به وجود آمدن آنها اقدام نمود. مربیان باید به ظرفیت خویش برای پرورش متربی به خوبی واقف باشند و در همان حد ، متربی بپذیرند. پدران و مادران از طریق کنترل و برنامه ریزی برای فرزندآوری ، و مسئولان مدارس نیز از راه محدود ساختن شمار دانش آموزانی که می توانند پرورش دهند، دراین زمینه می توانند اقدام کنند. در مجموع باید بدانیم که بصیرت و حکمت یک کشاورز در پرورش گیاهان، حداقل بصیرت و حکمتی است که می تواند در تربیت صحیح فرزندان به کار آید.
منبع : ماهنامه پیوند لینک های مرتبط – نکته ها و توصیه های تربیتی کودکان( قسمت اول ) ، ( قسمت دوم ) ، ( قسمت سوم ) ، ( قسمت چهارم ) ، (قسمت پنجم) – از دخالت ناشیانه در تربیت بازایستیم – آیا می دانید محبت کردن بهترین راه تربیت است؟ – ۱۱ روش ساده و مؤثر برای تربیت و پرورش کودکی شاد – تربیت و آموزش دینی کودکان ( قسمت اول ) ، ( قسمت دوم) ، ( قسمت سوم ) ، ( قسمت چهارم ) ، ( قسمت پنجم) ، (قسمت ششم) – تربیت و جرئت اخلاقی ( قسمت اول ) ، ( قسمت دوم ) ، ( قسمت سوم ) ، ( قسمت چهارم ) – لحظه های موفق در تربیت فرزند – تشویق و تنبیه ، اصلی مهم در تربیت اسلامی

________________________________________

شاد بودن یکی از بزرگترین هدایا است که کودک می تواند از والدین خود بگیرد. مطلب زیر به شما می گوید چطور به کودکانتان عزت نفس و رضایتمندی پایدار بدهید. یکی از بزرگترین هدایایی که والدین می توانند به کودکان خود بدهند توانایی و استعداد شاد شدن است. البته بین خوشحالی و شادی لحظه ای- مثلاً دادن یک اسباب بازی جدید یا یک سبد پراز تنقلات به کودک- و خوشحالی و رضایتمندی پایدار، تفاوت عمده ای وجود دارد. مطمئناً کودکان دوست دارند تفریح کنند و مانند بزرگترها نیازمندند تا عمیقاً احساس خوشبختی کنند. اما شادی واقعی مطلب قابل تعمق تری است و آن روح فرزند شما را تحت تاثیر قرار میدهد و در او این حس را بوجود می آورد که همه چیز دنیا خوب است. متخصصان معتقدند، کودکان شاد ویژگیهای مشخصی دارند، از جمله: عزت نفس، خوش بینی و خویشتن داری. چنانکه خواهید دید، ایجاد و پرورش این ویژگیها بسیار ساده تر از آنست که تصور کنید، در اینجا ۱۱ روش ذکر شده تا به فرزندتان کمک کنید دید مثبتی به زندگی داشته باشد.
۱- از سرگرمیهای سازمان نایافته و قدیمی استفاده کنید کودکان موفق معمولاً کودکان شادی هستند، اما تلاش شما به منظور آماده سازی فرزندتان در رویارویی با مسائل زندگی، باعث می شود که تمام وقت او را با حجم زیادی از برنامه های مختلف پر کنید. تمامی بچه ها به زمانی برای کاهش فشار نیاز دارند. وقفه ای در زمان بازی و یا درس به آنها بدهید و بگذارید در این زمان تخیلاتشان آنها را هدایت کند و آزادانه بازی کنند. مثلاً سر فرصت حشره شکار کنند، آدم برفی بسازند و یا به عنکبوتی که تار می تند نگاه کنند. اینها موجب می شود حس تخیل در کودک افزایش یابد و به کودک اجازه می دهد دنیا را با گامهای خودش کشف کند. بهتر است شما هم برنامه پر مشغله و آشفته خود را کم کنید و کودکانتان را در هنگام تفریح همراهی کنید.
۲- کمک کردن به دیگران را به کودکانتان بیاموزید. برای آنکه بتواند شاد باشد احساس کند که عضو با ارزشی از یک اجتماع بزرگ است و می تواند به زندگی افراد دیگر معنی ببخشد. با بوجود آوردن موقعیتهای مناسب، این احساس را در او ایجاد کنید. اسباب بازیهای قدیمی او را که دیگر نیازی به آنها ندارد، جمع کنید و از او بخواهید آنها را به خانواده های نیازمند بدهد، یا در فروشگاه از او بخواهید که مقداری مواد غذایی برای اهداء به مستمندان خریداری کند. کودکان می توانند لذت کمک کردن به دیگران را در سنین پایین یاد بگیرند. مثلاً چنانچه شما از تکه های اضافی پارچه عروسک درست می کنید، کودک دو ساله شما می تواند کمک کند و بگوید چشم و دهان عروسک را در کجا قرار دهید.
۳- همراه با کودک خود، فعالیتهای فیزیکی داشته باشید. همراه با کودک خود گردش بروید ، با او بازی کنید و یا با همدیگر دوچرخه سواری کنید. با این کار نه تنها نیرو و بنیه کودک خود را تقویت می کنید بلکه باعث شادی و خنده اش می شوید. فعال نگهداشتن کودکان، استرس را در آنان کاهش می دهد و موجب می شود آنان انرژیشان را به طریق سالم تخلیه کنند. کودکان سالم از قدرت بدنی بیشتری نیز برخوردارند. کودکان بیشتر از آنکه نگران ظاهرشان باشند، به کارهایی که انجامی می دهند، افتخار می کنند. چنانچه کودکتان را در انجام کاری که علاقه دارد، تشویق کنید، برای ایجاد شادی در او روشی جدید به کار گرفته اید.
۴- با کودکانتان بخندید برای بچه ها لطیفه تعریف کنید، شعرهای خنده دار بخوانید، خودتان را دست بیاندازید. خندیدن برای کودکتان و نیز برای خود شما مفید است. یک دلیل کاملاً فیزیکی این است که هنگامی که می خندید، تنش (نگرانی) و اضطراب آزاد می شود و اکسیژن بیشتری دریافت می کنید و سبکبال می شوید.
۵- در تحسین کودکان خلاق باشید. هنگامی که فرزند شما در هدفی که دنبال می کند به موفقیتی می رسد یا مهارتی کسب می کند، تنها به گفتن جمله «کارت خوب است» اکتفا نکنید. به جزئیاتی که آنها را موثر یافته اید، اشاره کنید. مثلاً بگویید: «روشی که تو برای توصیف قهرمان در خلاصه کتابت انتخاب کردی، به قدری عالی است که من احساس می کنم او زنده است». یا بگویید: «روشی را که برای کشیدن آن درختها به کار برده ای، بسیار می پسندم.» این طرز برخورد بسیار پر معنادارتر از آنست که به شکل خیلی رسمی به پشتش بزنید و آفرین بگویید. به طور کلی در تشویق افراط نکنید. یکی از معلمین کلاس چهارم می گوید: «من سابقاً هر پنج شنبه جوایزی به بچه ها می دادم اما متوجه شدم انگیزه و تلاش آنها بیشتر برای گرفتن جایزه است نه برای انجام صحیح تکالیف.» سعی کنید فرزندتان این مسئله را درک کند که رضایت و خشنودی واقعی، در انجام و اتمام یک کار است.
۶- از خوب غذا خوردن کودکتان اطمینان داشته باشید. چنانچه فرزندتان بد اخلاق یا بهانه گیر است، اگر بیمار نباشد، احتمالاً گرسنه است. اگر زمان غذا خوردن نیست از میان وعده ها استفاده کنید، ولی به خاطر داشته باشید که این میان وعده ها باید حاوی مواد مغذی (دارای ارزش غذایی) باشد و صرفاً شکم پرکن نباشد. خوب خوردن از تغییرات رفتاری ناگهانی (مانند بهانه گیری) می کاهد و در بوجود آوردن احساس سلامتی و تندرستی موثر است. میان وعده های مفید عبارتند از: ماست کم چربی، میوه تازه یا خشک، یا کره و مربا با نان کامل گندم.
۷- لبخند بزن برای یک کودک هیچ چیز به اندازه یک خنده شیرین اطمینان بخش نیست. این خنده روشی مختصر و مفید برای گفتن «دوستت دارم» می باشد. در حالی که می خندید، سنگین و رسمی او را در آغوش بگیرید. به خاطر داشته باشید تمامی این لبخندها و در آغوش گرفتن ها، به همان اندازه که برای کودکتان خوب است، برای شما نیز مفید است.
۸- با دقت به حرفهای کودکتان گوش دهید برای کودک هیچ چیز به این اندازه مهم نیست که همه توجه تان به او باشد. در این هنگام او آنچه را که در ذهنش است به شما می گوید. آیا می خواهید شنونده بهتری باشید؟ تمام حواستان را به کودک بدهید . اگر زمانی که شما مشغول پرداخت یا بررسی صورتحساب ها یا انجام کارهای روزمره هستید، فرزندتان با شما صحبت کرد، همه کارهایتان را کنار بگذارید و تمام توجه تان را معطوف او کنید. هیچگاه صحبت او را قطع نکنید و میان افکارش ندوید، حتی اگر تمام آنها را قبلاً شنیده باشید. فرصتهای طلایی برای گوش سپردن به سخنان کودک با توجه کامل (و بدون این که کلامش را قطع کنید) یکی هنگام رانندگی است در حالیکه کودکتان همراهتان است و زمان مناسب دیگر، شب در رختخوابش می باشد.
۹- ایده آل گرایی محض را کنار بگذارید همه ما می خواهیم فرزندانمان هر کاری را به بهترین نحو انجام دهند. اما هنگامی که ما اقدام به تکمیل یا مرتب کردن کارهای آنها می کنیم ، ناخواسته اعتماد به نفس آنان را تضعیف می کنیم. «کارین ایرلند» نویسنده کتاب «عزت نفس را در کودکان بالا ببرید» و هم در مقام یک مادر می گوید: «چنانچه ما محلهایی را که او فراموش کرده تمیز کند، دوباره تمیز کنیم یا پیشخوان آشپزخانه را دوباره دستمال بکشیم، در واقع به کودکمان گفته ایم که او به اندازه کافی آن کار را درست و خوب انجام نداده است. متاسفانه کودکان به راحتی باور می کنند به اندازه کافی شایستگی ندارند. بار دیگر که می خواهید کار کودکتان را اصلاح کنید، از خود بپرسید: ۱- آیا این موضوع حیاتی است یا به سلامتی مربوط است؟ ۲- آیا این موضوع تا ۱۰ سال دیگر به همین نحو باقی خواهد ماند؟ چنانچه جوابهای شما منفی است- یعنی چنانچه آن کار ، مسئله مهمی نیست- بگذارید کارها را به همان نحو انجام دهد. مطمئناً کمک به کودک برای کسب مهارتهای زندگی، قسمت بزرگی از وظیفه والدین است . اما تنها یک قسمت از وظیفه آنان را تشکیل می دهد . ارتباط عاطفی بین شما و کودکتان بسیار مهمتر از این موضوع است که مثلاً وقتی او میز را می چیند، چنگال را در جای درست خود قرار داده است یا نه؟
۱۰- به کودکتان یاد بدهید مشکلاتش را حل کند از بستن بند کفش گرفته تا عبور ایمن از خیابان، هر مهارتی که کودک شما بدست می آورد، قدمی به سمت استقلال (اتکاء به نفس) وی می باشد. در واقع حتی دانستن این مطلب که او می تواند با این مسائل روبرو شود و آنها را حل کند، کمک می کند که کودک شما احساس خوبی نسبت به خود داشته باشد. هنگامی که او با مشکلی مواجه می شود؛ اعم از اینکه آن مشکل اذیت شدن توسط همبازیش باشد یا شکست در چیدن تکه های پازل در کنار هم، شما می توانید بدین ترتیب به او کمک کنید: ۱- مشکل او را بشناسید ۲- راه حلی را که او به نظرش می رسد، بپرسید. ۳- مشخص کنید چه کارهایی به حل آن مسئله یا مشکل می انجامد ۴- در مورد این که او خودش به تنهایی می تواند پیش برود یا به کمک شما نیاز دارد، تصمیم گیری کنید. ۵- چنانچه به کمک شما نیاز داشت، وی را مطمئن کنید که به او کمک خواهید کرد.
۱۱- به فرزندتان فرصتهایی دهید تا خود را نشان دهد. هر کودکی استعداد یا مهارت ویژه دارد. چرا به او اجازه نمی دهید که کمی از آن را نشان دهد. آیا او کتاب خواندن را دوست دارد؟ از او بخواهید هنگامی که آشپزی می کنید، برایتان کتاب بخواند. آیا او حسابش خوب است؟ هنگامی که به خرید می روید بگذارید او انتخاب کند کدام کالا بیشتر می ارزد. «کارین ایرلند» می گوید: «هنگامی که شما در کارهای مورد علاقه کودکتان شریک می شوید و نشان می دهید که تحت تاثیر انجام آن کارها قرار گرفته اید، مرحله دیگری از عزت نفس را در او به ظهور رسانده اید.»

مقاله درباره کودک

نظر خود را بگذارید .

تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به کانون مهندسین نور میباشد .

نقشه سایت
قالب وردپرس