امروز: پنج شنبه ۳۰-شهریور-۱۳۹۶ / الخميس 01-محرم-1439 / Thursday 2017-September-21

مناسبت روز
پیام سایت :

مقاله تمایلات و گرایشات در انسان واهداف

مقاله تمایلات و گرایشات در انسان واهداف
اینکه در انسان تمایلات و گرایشاتى وجوددارد که او را متوجه به اهدافى مىسازد و مىخواهد به دست یابى با آن اهداف خود را تسکین و اطمینان ببخشد نشانه آن است که باید چنین ملجائى وجود داشته باشد. چون اقتضاى حکمت بالغه الهى این است که هیچ نیازى را بدون پاسخ نگذارد.
آرى اگر انسان احساس عطش و گرسنگى مىکند باید آب و طعامى باشد تا رفع تشنگى و گرسنگى نماید. حال باید دید که چه عواملى اضطراب او را رفع مىکنند و چه دارویى براى او شفا بخش است و کدام طبیب به درد او عالم مىباشد؟
تردیدى نیست که روح و حقیقت تعالیم دین به نیازهاى روحى و گرایشات غریزى و فطرى او برگشت مىکند و با جزم و یقین مىتوان گفت که هیچ یک از دستورات دین بىارتباط با تکامل انسانى او نیست. «جان و جوهر پاسخ اسلامى به دنیاى متجدد در جهات دینى و معنوى و فکرى


ــــــــــــــــــــــــــــ
۱ ـ دکتر حسین نصر جوان مسلمان و دنیاى متجدد، ص۳۴۲٫
زندگى بشر نهفته است. همین جهات است که کردار بشر و نحوه تلقى او را از جهان پیرامون رقم مىزند. مهمترین پاسخ یک جوان مسلمان و مهمترین گامى که باید او پیش از هر چیز بردارد این است که قوت ایمان خود را حفظ کند و اعتمادش را به صدق و اعتبار وحى اسلامى از دست ندهد. دنیاى متجدد به تدریج تباه شده است و در صدد است همه آنچه را که مقدس و طبعاً دینى است از بین ببرد و بخصوص با اسلام به عنوان دینى که از نگرش قدسى نسبت به زندگى و قانون الهى در برگیرنده همه افعال و اعمال بشر عدول نکرده است مخالفت دارد. اکثر مشترقان غربى حدود دو قرن به اسلام مىتاختهاند و سعى داشتهاند به مسلمین یاد دهند که دین خود را چگونه بفهمند»(۱). همه این تلاشها بدان جهت صورت مىگیرد که اسلام چون مسیحیت و یهودیت تحریف نشده و متون واقعى آن در دست است و پاسخ همه معضلات را مىتوان در او جست.
در متن و منبع همین دین (قرآن) به مسلمانان تعلیم داده مىشود که قرآن شفاى همه امراض قلبى انسانهاست قد جاءتکم موعظهٌ من ربکم وشفاءٌ لما فى الصدور. «اندرزى از سوى پروردگارتان براى شما آمد و درمان آنچه که در سینههاست»(۲).
و خداوند، عالِم به سرّ و علن همه موجودات بوده پس تنها طبیب حاذق اوست و قرآن تنها نسخه کاملى است که با عمل بدان مىتوانسلامت کامل را بدست آورد چنانچه على(علیه السلام) فرمودهاند: «از قرآن براى بیمارىهاى خود شفا طلب کنید و براى حل مشکلات خویش به آن استعانت بجوئید چه اینکه در قرآن شفاى بزرگترین دردهاست که آن درد کفر و نفاق و گمراهى است»(۱).
و نیز در همین دین تأکید بسیار رفته است به اینکه اطمینان قلبى شما انسانها در گرو یاد الهى است. الا بذکر الله تطمئنّ القلوب «آگاه باشید که با ذکر و یاد خدا دلها آرامش مىیابد»(۲).
پس تنها ملجأ و پناهگاه واقعى، اتصال قلوب به عالم لاهوت و سپردن دل به دست صاحبدل و توجه کامل به خالق قادر است تا اینکه خود را بدان وابسته ببند و از غیر او دل برکند و پاسخ اصلى و برآوردن همه نیاز و فقر خود را در بىنیازى و غناى او یابد و هدایت خویش را در عمل به دستورات و تعالیم او بداند و تعدیل شخصیت و تکمیل انسانیت خود را در انس و آشنایى با تعالیم قرآن و دستورات اسلام جستجو نماید.
چنانچه گفته شد نماز انسان را از اعمال زشت باز مىدارد و در قرآن و سنّت عامل دورى انسان از فحشا و منکرات شمرده شده است. با این توصیف که نماز، تنها ذکر الهى باشد که این همه اثر داشته باشد جاى این سئوال است که: پس چرا بسیارى از افراد خصوصاً جوانان با اینکه اهل نمازند چنین آثارى در زندگىشان مشهود نیست؟ اگر قرآن مىفرماید: اِنّ الصلاهَ تنهى عنِ الفحشاء والمنکر «همانا نماز از فحشا و زشتى دور مىکند»(۱).
پس چرا بسیارى از افراد نماز مىخوانند ولى دامان آنان به گناهان و زشتىها آلوده است؟
اگر آثار نماز، نورانیت قلب و طهارت باطن باشد چگونه قلب پاک و طاهر، آلودگى و پلیدى را پذیراست؟
در پاسخگویى به این سئوال عالمان دینى و مفسران، اقوال متعددى را بیان داشتهاند که به صورت فشرده بیان مىشود.
۱ ـ برخى از ایشان در مقام جواب به این اشکال، در مفهوم و معناى نماز، دقیق شدهاند و گفتهاند که منظور از نماز در این آیه که مىفرماید: «نماز بخوان همانا نماز تو را از فحشاء و منکرات دور مىسازد» به معناى دعاست و مراد دعوت کردن و تشویق نمودن مردم است به امر الهى و معنى آیه این است که: قیام کن به دعوت کردن مردم به سوى
ــــــــــــــــــــــــــــ
۱ ـ سوره مبارکه عنکبوت، آیه ۴۵٫
دستورات الهى که این دستور الهى مردم را از فحشاء و منکرات دور مىسازد. این قول صحیح نیست چون با ظاهر آیه سازگار نیست.
۲ ـ بعضى دیگر قولشان این است که: قسمى از نمازها داراى چنین آثارى مىباشند امّا همه نمازها چنین انعکاس و بازتابى ندارند.
۳ ـ عدهاى از مفسرین جواب دادهاند به اینکه: نمازگزار مادام که مشغول نماز است اثر دورى از گناه در او ایجاد شده و بعد از اقامه نماز این اثر و فایده مترتب نیست. یعنى اثر نماز که دورى از منکرات و زشتىها باشد مقطعى و زود گذر است.
۴ ـ جواب دیگرى که داده شد این است که: نماز مثل یک انسان به نماز گزار گوید از فحشاء و زشتى دورى و اجتناب کن و لیکن لازمه نهى از گناه و زشتى این نیست که مخاطب در مقام عمل مجبور به ترک یا دورى باشد. نهى نماز از نهى خداوند متعال که بزرگتر نیست. نهى خداوند موجب ترک از زشتى نمىگردد تا چه رسد به نهى نماز.
۵ ـ برخى دیگر از مفسرین در دفع اشکال مزبور گفتهاند: نماز را براى این مىخوانند که به یاد خدا بیفتند چنانچه خداوند فرمود: اَقِمِ الصلاه لذکرى «نماز را براى یاد و ذکر من بپا دار». و کسى که به یاد خدا باشد قطعاً کارها و اعمالى که مورد رضاى خدا نباشد انجام نمىدهد. و اگر کسى را مىبینیم که نماز مىخواند باز دست به گناه مىزند او اگر نماز نخواند یقیناً گناه و معصیت بیشترى خواهد کرد. و نماز همین مقدار
در او تأثیر گذاشته که گناه و معصیت او را کمتر نماید(۱).
۶ ـ قول آخر سخن علامه طباطبائى(رحمه الله) است که به نظر مىرسد مستدلترین پاسخ به این اشکال باشد. ایشان ضمن ردّ و کافى نبودن اقوال و پاسخهاى مزبور چنین مىفرمایند: «آنچه از ظاهر آیات نماز بر مىآید این است که اگر دستور دادهاند به اینکه مردم نماز بخوانند براى این بوده که نماز آنان را از فسق و فجور باز مىدارد. و این تعلیل مىفهماند که نماز عملى است عبادى که انجام آن صفتى در روح پدید مىآورد که آن صفت به اصطلاح، پلیسى است غیبى و صاحبش را از فحشاء و زشتى دور مىسازد و قلب و دلش از معاصى و منکرات پاک مىگردد. پس اثر طبیعى نماز اجتناب از معاصى است به نحو اقتضاء نه علت تامه دورى باشد. یعنى این اثر در همه نماز گزاران وجوددارد امّا به نحو اقتضاء نه به نحو علیت. پس اینکه گفته شد در بعضى افراد و مصادیق نماز این اثر مطرح است نه در همه نمازها صحیح نیست. و یا اینکه گفته شود اثرش فقط در حال نماز است نیز قول درسى نیست بلکه اثرش دائمى و همیشگى است و همینطور اقوال دیگر با این استدلال طرح مىگردند و رد مىشوند پس نماز این اثر بازدارندگى را در زندگى نمازگزار بصورت مطلق ایجاد مىکند یعنى هم این اثر کلّى است و هم دائمى. امّا در حدّ اقتضاء نه در حد علّت تامه. وقتى
ــــــــــــــــــــــــــــ
۱ ـ تفسیر المیزان، ج۱۶ ص۱۳۸٫
اقتضائى شد موانع باید برطرف گردند تا اثر ظاهر گردد»(۱).
پس تخلف آثار دورى و پاکى از رذایل اخلاقى در نماز، زمانى است که موانعى بر سر راه آن بوده باشد. که آن موانع جلوى تأثیرش را سد کرده است.
بنابر این هر گاه بر درخت نماز، بار و ثمرى ننشست که نمازگزار از آن بهرهگیرد بدون تردید موانعى در آن دخیلاند که نخست باید آن موانع را شناخت سپس در رفع آن باید کوشا بود.
در واقع پاسخ صحیح از میان پاسخهاى ششگانه همین قول آخر است و مطالعه در زندگى قائمین و تارکین به نماز مؤید همین قول است. چون آنانکه به نماز اهمیت مىدهند نسبت به حلال و حرام الهى مقیدند و کسانى که نسبت به نماز اهمیت کمترى قائلند به همان اندازه در مقابل گناهان، حساسیت کمترى از خود نشان مىدهند.
راستى چرا در میان نوجوانان و جوانان برخى آنچنان که باید، به نماز اهمیت نمىدهند و یا اینکه چرا بعضى از آنان ارتباط چندانى با نماز ندارند و یا عدهاى از نوجوانان و جوانان در حالیکه از خانواده مذهبى و مسلمان هستند نماز نمىخوانند؟
این سئوالى است که ما بدنبال علل و عوامل و پاسخ صحیح آن بوده نخست سعى داریم که عوامل آن را شناسایى نموده سپس راه حلها را ارائه دهیم.
موضوع مزبور بعنوان یک سئوال و موضوع تحقیق در میان عده کثیرى از دانش آموزان دبیرستانى، دانش پژوهان مراکز پیش دانشگاهى و دانشجویان مطرح گردید تا بدون هیچ حدس و گمانى از طرف نگارنده علل را از بیان خودشان جویا شویم که در این صورت قضیه از ظن و گمان
خارج و به واقعیت عینى نزدیکتر گردد.
آنان در این نظر سنجى علل و عواملى را برشمردهاند که بسیار جالب توجه است.
لازم به ذکر است که برخى از این علل از درصد بالایى برخوردار بوده که اکثریت آن را بیان داشتهاند و بعضى دیگر در حدّ متوسط و ضعیف مطرح شدهاند. ما به ترتیب اهمیت، آن عوامل و علل را بر مىشماریم سپس نحوه از بین بردن آنها و یا راه حلها را با استمداد از آیات و روایات با بضاعت اندک علمى ارائه خواهیم داد.
بىتوجه بودن یا کم توجهى پدر و مادر یا مربى خانواده نسبت به فرزندان در محیط خانه و سطحى نگرى آنان در ابتداى نوجوانى فرزندان و یا احیاناً بىمبالاتى اعضاى خانواده نسبت به مسائل دینى خصوصاً فریضه نماز تأثیر بسزائى در تربیت فرزندان بجاى مىگذارد. بعنوان مثال فرزند اگر در خانهاى رشد نماید که در آن خانه کسى به نماز اهمیت ندهد و یا در قبال مسائل دینى خود را مسئول ندانند و یا خود اهل نماز باشند ولى فرزند خانواده را تحریض و تشویق به نماز ننمایند قطعاً فرزند آن خانواده اهل نماز و عبادت نخواهد شد البته شاید در آینده بر اثر عوامل دیگر به نماز روى آورد که این احتمال ضعیفى است.
نوجوانى نوشته بود که چگونه از من انتظار نماز خواندن برود در
حالیکه در خانه ما هیچ یک اهل نماز نیستند و دیگرى بیان کرد که توقع نماز خواندن از کسى که هیچ یک از اعضاى خانوادهاش اهل نماز نباشند. توقع بىجایى است.
اینگونه از خانوادهها که فرزندانشان تمایل و گرایش چندانى به مسائل عبادى از خود نشان نمىدهند بر دو قسمند: یک گروه خانوادههایى هستند که والدین و مربیان آنان به نماز اهمیت نمىدهند و طبعاً فرزندانشان از آنان تقلید مىکنند. این دسته از خانوادهها اگر چه محدودند ولى وجودشان قابل انکار نیست. فردى نقل مىکرد ما چند نفر براى مهمانى به منزل کسى رفتیم بیشتر یا همه دوستان وضو ساختیم که نماز بخوانیم سراغ مهر نماز از صاحب خانه گرفتیم در جواب به ما گفت یک مُهر در خانه داریم که گاهى من با آن نماز مىخوانم و گاهى خانمم.
دسته دیگر خانوادههایى مىباشند که خود دیندار و اهل عبادتند و لیکن نسبت به فرزندان خود در این امر هیچ وقعى نمىنهند. نماز خود را مىخوانند و روزهشان را مىگیرند امّا از اینکه فرزندان به مسائل دینى پاى بند باشند یا نه براى آنها یکسان است. هرگز از فرزندان بعنوان پدر و مادر نمىخواهند که نمازش را بخواند و یا روزهاش را بگیرد. هیچ مسئولیتى را در قبال آنان احساس نمىکنند. گویا او همه چیز را مىفهمد و باید با همان فهم خود عمل کند و یا همه اعمال او را حتى بعد از سن تکلیف با بچه بودن توجیه مىکنند.
بسیار روشن و مسلّم است که چنین فرزندى بزودى به عبادت تن در
نخواهد داد. کانون خانواده مهمترین عامل دراین زمینه محسوب مىشود چون کانونى که جوان در آن رشد یافته کانون بىتفاوتى بوده است و هرگز کسى از طریق محبت و تشویق و یا از راه قهر و تهدید او را به امور عبادى و ادار نکرده و یا از او نخواسته است. چه بسا این جوان نسبت به سایر امور زندگى فردى سر به زیر و تسلیم پذیر و با شخصیتى از دیدگاه خانواده باشد و لیکن اهل نماز و دیانت نیست. این بدان جهت است که والدین در آن امور تأکید داشته امّا در امور دینى اصرارى به خرج ندادهاند. و اگر در بُعد دینى توجه داشتند قطعاً خللى در او مشاهده نمىکردند.
کانون خانواده اولین و بهترین مدرسهاى است که نسلهاى جوامع بشرى از آنجا رشد مىیابند بنابر این اگر والدین یا مربیان خانواده افراد مدیر و با مسئولیتى باشند قطعاً کانون خانواده محیط سالمى براى تعالى و رشد افراد آن خانواده خواهد بود و بالعکس اگر مربى خانواده انسان غیر مسئول و بىقید و شرطى باشد قطعاً افرادى که از آن خانه وارد اجتماع مىشوند انسانهاى مفیدى براى اجتماع نخواهند بود و به همین خاطر دین مسئولیت سنگین و خطیرى را برعهده خانواده گذاشته و ادب و تربیت فرزند را بعنوان بهترین عمل صالح وارثى ماندگار یاد کرده است. در نصوص وروایات که از ائمّه معصومین(علیهم السلام) و رسول گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله وسلم)به ما رسیده بخش عمدهاى از آن را احادیث اخلاقى و تربیتى تشکیل مىدهد که در اینجا به مناسبت موضوع به چند حدیث اشاره مىشود.
على(علیه السلام) در نامهاى خطاب به فرزند بزرگوارش امام حسن مجتبى(علیه السلام)مىفرمایند:
فَبادَرْتُکَ بالادبِ قَبْلَ اَنْ یَقْسُوَ قَلْبُکَ وَیَشْتَغِلَ لبُّکَ.
«فرزند عزیز در راه ادب آموزى تو از فرصت استفاده کردم و قبل از آنکه دل کودکانهات سخت شود و عقلت به اندیشههاى دیگرى مشغول گردد به تربیت تو مبادرت نمودم و وظیفه پدرى خود را انجام دادم»(۱).
ــــــــــــــــــــــــــــ
۱ ـ بحار الانوار، ج۱ ص۲۲۳ روایت ۱۲٫
و نیز از امام صادق(علیه السلام) در روایتى چنین آمده است که فرمودند: انَّ خیرَ ما ورّث الآباءُ لابنائهم الأدبُ لا المال.
«بهترین ارثى که پدران براى فرزندان خود باقى مىگذارند ادب و تربیت صحیح است نه ثروت و مال»(۱).
همه اهتمام امامان معصوم(علیهم السلام) بر این امر مبتنى است که پدر و مادر را در خانواده افراد با مسئولیت بار آورند تا حدى که بىمبالاتى و کم توجهى والدین را نسبت به امور فرزندان و اعضاى خانواده از گناهان و معاصى کبیره بشمار آوردهاند.
امام سجاد(علیه السلام) مىفرمایند: «وامّا حقّ ولدک فان تعلم انّه منک ومضاف إلیک فى عاجل الدّنیا بخیره وتسرّه وانّک مسئولٌ عمّا ولّیته به من حسن الأدب والدلاله على ربّه عزّ وجلّ والمعونه له على طاعته فاعمل فى امره عمل من یعلم انّه مثابٌ على الاحسان إلیه معاقبٌ على الاسائه إلیه».
«وامّا حقّ فرزندت به تو این است که بدانى او از تو بوجود آمده و در نیک و بد زندگى وابسته به تو است و همانا تو در سرپرستى وى، مسئول ادب و تربیت صحیح او هستى و تو مسئولى که او را به سوى خداوند بزرگ راهنمایى نمایى و در اطاعت از پروردگارش یاریش نمایى باید رفتار تو در تربیت فرزندت توأم با احساس مسئولیت باشد، رفتار کسى که بداند در حُسن تربیت فرزنددارى اجر و ثواب و در سوء رفتارش مستحق کیفر و عقاب است»(۲).
ــــــــــــــــــــــــــــ
۱ ـ الروضه من الکافى، ج۸ ص۱۵۰ روایت ۱۳۲٫
۲ ـ بحار الانوار، ج۷۱ ص۶ روایت ۱٫
این مسأله تا آنجا نزد ائمّه(علیهم السلام) اهمیت پیدا مىکند که در حالات عرفانى ادعیه از خداوند استمداد و یارى مىخواستند چنانچه امام سجاد(علیه السلام) در مقابل پروردگارش این چنین دعا مىکنند که:
واعنّى على تربیتهم وتادیبهم وبرّهم. «بارخدایا مرا در تربیت و ادب و نیکوکارى فرزندانم یارى و مدد فرما»(۱).
در ادبیات فارسى که سرشار از فرهنگ غنى دینى است و شاید بتوان گفت که غناى ادب فارسى و نفوذ کلام ادیبان ما از مایه و مواد روائى است نثر و نظمهاى فراوانى در این باره وارد شده است. اُدباى مسلمان که توجه خاص و ویژهاى در مسائل فرهنگى داشته و براى ارتقاء فرهنگى جامعه از هیچ کوششى دریغ نداشتند این نکته را همیشه متذکر مىشدند. سعدى که حکایات او در بوستان جهات تربیتى خوبى را دربردارد در این باب چنین سروده است:
چو خواهى که نامت بماند بجاى***پسر را خردمندى آموز و راى
که گر عقل و طبعش نباشد بسى***بمیرى و از تو نماند کسى
بسا روزگار را که سختى برد***پسر چون پدر نازکش پرورد
خردمند و پرهیزگارش برآر***گرش دوست دارى بنازش مدار
شبیه همین شعر سعدى را شعراى عرب در ادبیات خود دارند. احمد شوقى از شاعران معروف و مشهور مصرى است او مىگوید: «یتیم کسى نیست که والدینش او را از غم زندگى رها کرده و او را ذلیل و خوار گذاشته
ــــــــــــــــــــــــــــ
۱ ـ صحیفه سجادیه، دعاى ۶۴٫
باشند بلکه یتیم کسى است که براى او مادرى باشد که بىقید و بند باشد و یا پدرى که مشغول مسائل دنیایى»(۱).
این است نقش تربیتى خانواده که تأثیر ویژهاى دارد و لیکن از این نکته نباید غافل بود که برخى از جوانان با تحصیل علم به حدّى از تأمل و دور اندیشى مىرسند که به واسطه مشورت با مشاوران و مربیان متدّین و دلسوز و یا دوستان آگاه و متعهد، رفتار و آداب خانوادگى خویش را اصلاح نموده و به سمت کمال و سعادت انسانى خویش گامهاى بلندى را برمىدارند و در حقیقت خود را از یتیمى به بلوغ مىرسانند و این گروه از جوانان جزء کسانى هستند که پدر و مادر مورد عاق آنان واقع مىشوند.

مقاله تمایلات و گرایشات در انسان واهداف

نظر خود را بگذارید .

تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به کانون مهندسین نور میباشد .

نقشه سایت
قالب وردپرس