امروز: دوشنبه ۳۰-مرداد-۱۳۹۶ / الإثنين 29-ذو القعدة-1438 / Monday 2017-August-21

مناسبت روز
پیام سایت :

مقاله تفخر

مقاله تفخر
با اعتراف به این حقیقت که انسان نمی‌تواند و نیاید بر آنچه که از خود اراده و اختیاری در آن نداشته،‌امتیازی برای خود نسبت به دیگران قائل باشد و اگر تحت شرایطی نسبت به دیگری تفاخر و احساس برتری نماید این حالت را می‌توان بیانگر جهالت و از خود بیگانگی فرد دانست باید دانست که زشتی و زیبایی، عقب ماندگی و تیز هوشی، نابینایی و بینائی، ناشنوایی و شنوایی، روستایی و شهری، سیاهی و سفیدی نیاید سایر برتری بر دیگری می‌باشد چه بسا برتری انسان بر انسان فقط از لحاظ تقوا و تفرب به خداست.مراحل رشد همه افراد یکسال است تا زمانی که از یک مرحله عبور نکند و به مرحله بعدی نرسد. تمام افراد با احتمال از این مراحل عبور، عمومیت دارد امّا طرز رشد از کودکی با کودک دیگر با توجه به ویژگی‌های فردی او تفاوت می‌کند. و هر کودک به شیوه و سرعتی که خاص خود اوست این مراحل را پشت سر می‌گذارد تمام کودکان در یک سن مشابه لزوماً به نقطه معینی از رشد نمی‌رسند. برخی از کودکان به شیوه‌ی گام به گام و تدریجی و یا یکنواخت رشد می‌کنند در حالیکه بعضی دیگر رشد ناگهانی و جهشی دارند. بنابراین درست تر آن است که به جای مقایسه کودکان با هم با سنجش و کشف ویژگی‌های فردی هر کودک در نقطه شروع اورا با خودش مقایسه کنیم. جریان یادگیری با تولد آغاز می‌شود و در تمام طول زندگی به صورت‌های مختلف ادامه می‌یابد

 

در ابتدا یادگیری بصورت تصادفی و گاهی غیر مستقیم صورت می‌پذیرد ولی در دبستان با برنامه ریز ی نظم پیدا می‌کند بعضی از کودکان با توجه به عوامل محیطی، جسمانی و عاطفی مراحل رشد را به خوبی طی نمی‌کنند و آمادگی ورود به دبستان و یا همراهی با سایر کودکان دیگر ندارند. شناسایی توانمندیهای کودک و توجه به آن یکی از دشوارترین و درعین حال یکی از مفیدترین و ظایف اولیاء و معلمان است. با شناخت کودکان استثنائی که آنها هم آفریدگار خداوند هستند و نسبت به همسن‌های خود دارای محدویت می‌باشند ولی آنها هم نیاز مند به زندگی، عشق و محبت و کار وازدواج دارند. باید تلاش نمود تا آنان هم به مانند سایر افراد جامعه به زندگی خود ادامه دهند. تعریف کودک استثنائی اگر بخواهیم افراد جامعه را در منحنی نرمال قراردهیم. مردم در سه جهت قرار می‌گیرند بعضی در سمت چپ یا منفی بعضی‌ها در سمت راست یا مثبت و اکثریت در وسط یا میانی قرار می‌گیرند. بطور آماری کسانی که در دو جهت منحنی نرمال قرار می‌گیرند به آنان استثنائی می‌گویند. جهت مثبت افراد با هوش و تیز هوش قرار دارند افراد جهت منحنی کسانی هستند که دارای محدویت که با سایر افراد جامعه متفاوتند مد نظر ما در این مقاله بیشتر و تاکید بر افرادی است که در جهت منحنی قرار دارند و سعی در شناخت این گونه افراد داریم. کودک استثنایی قبل از اینکه استثنایی باشد یک کودک (انسان) با تمام خصوصیات و صفاتی هستند ولی با ویژگی خاص خود. کودک استثنایی عبارتند از کودکانی که از لحاظ جسمانی – روانی – ذهنی نسبت به همسالان خود عقب تر باشد و نیاز به کلاس و آموزش خاص دارند را کودک استسنائی دانست با توجه این تعریف ارائه شده دانش‌آموزانی که در گروه استثنایی قرار می‌گیرند به شرح زیر می‌باشد. – دانش‌آموزان ناشنواء- نیمه شنواء – دانش‌آموزان نابینا- نیمه نابینا – دانش‌آموزان دارای اختلال یادگیری – دانش‌آموزان کودک ناسازگار (مشکل رفتاری) – دانش‌آموزان جسمی‌ –حرکتی – دانش‌آموزان با نا توانی تکلمی‌ – دانش‌آموزان عقب مانده ذهنی – دانش‌آموزان چند معلولیتی – کودکان ناسازگار کودکان به هنجار کودکانی هستند که قادرند از نعمت‌های زندگی بطور صحیحی بهره گرفته و از زندگی خود لذت ببرند و آن گاه توانایی‌های خود را در راه سازندگی جامعه به کار ‌گیرند. و در مکان‌های مختلف رفتار معقولی و قابل قبولی از خود بروز می‌دهند. به طوری که هنگام شادی دیگران در شعف آنها شرکت نمایند و درغم دیگران به حد نسب اندوه نشان دهند. و متناسب با سن و جنس خود رفتار نمایند به حقوق دیگران احترام بگذارند و از خود بیش از حد توانایی یا کمتر از حد انتظار نداشته باشد. به این صورت است که شخص در مدرسه یا خانواده مورد قبول قرار می‌گیرد و حداقل در گیری اجتماعی و گروهی را برای خود و اطرافیان ایجاد می‌کند و متناسب با استعداد خود در درونش هم پیشرفت می‌کند. اما در تعریف کودکان ناسازگار با رفتار ناسازگار عبارت از هر فعالیتی که از لحاظ مهارت فرد برای دست و پنجه نرم کردن موثر با مشکلات، استرس‌های زندگی که جنبه غیر عملی و ضد سازندگی داشته باشد. اما شکل رفتاری را به رفتارفردی اطلاق می‌شود. که بدون پایین بودن بهره هوشی، تعادل روانی و رفتاری او از اندازه عمومی‌اجتماع خود به دور بوده و دارای شدت تکرار و مداومت در زمان‌ها و مکان‌های متعدد می‌باشد بطوری که در عملکرد‌های رفتاری، تحصیلی، دچار درماندگی و یا کاهش میزان کارآیی فرد گردد، در کودکان ناسازگار می‌توان انواعی از رفتارها و انحرافات را اشاره نمود الف) اختلال ناسازگاری رفتار ناسازگارانه ج) انحراف رفتار د) نابهنجاری‌ها د) غیر عادی ح) اختلال روانی. – علل رفتارهای ناسازگاری ۱- نظریه زیستی (بدنی) این گروه معتفدند که عامل زیستی حتی قبل از تولد اثرات خود را بر روان فرد باقی می‌گذارد و یا هنگام تولد و یا دوران طفولیت بر روی کودک اثر داشته است. ریملید معتقد است که وضع شیمیایی بدن و رفتار نامناسب را علت و معلول می‌نامند. امّا بطور کلی نظر یه پردازن بیولوژ یک به سه عامل اصلی اعتقاد دارند الف)‌نامنظمی‌نمود داخلی که گاهی در دوران حاملگی بر اثر فشارهای وارد شده بر جنین اثراتی در دوران بعدی سازندگی کودک دارد. ب) فقدان بهداشت کافی در دوران قبل و بعد از تولد ج) عدم تغذیه کافی قبل و بعد از تولد ۲- نظربه روان کاوی این گروه علت رفتار نامناسب را درونی می‌داند که بنیانگذار این نظریه فروید است او سه عامل نهاد (اید) خود (ایکو) خود برتر (سوپرایکو) را عامل رفتار ناسازگارانه می‌داند. – نهاد(اید): عاملی است که همراه انسان متولد می‌شود و به دنبال لذت بردن است و در تلاش رفع غرایز خود می‌باشد. و فرد قادر به کنترل آن نیست زیرا زندگی کودک و بقاء او به این سیستم بستگی دارد. – خود (ایکو)‌نقش این عامل در مقابل نهاد است به این معنی که تعادل بین عوامل درونی و بیرونی را ایجاد می‌نماید بنابراین خود از اصل واقعیت پیروی می‌کند و در حقیقت خود قاضی واقع بینی است که بین تمایلات نهاد و امکانات بر آوردن آن از طرف محیط قضاوت می‌کند. – خود برتر (سو پرایکو) این قسمت از نتیجه یادگیری‌های اجتماعی حاصل می‌شود. که والدین و ارزش‌های اجتماعی در تثبیت آن نقش مهمی‌ایفاء می‌کند. در خود برتر یک نوع منع و کنترل و تنبیه در مقابل خواسته‌هایی نهاد است و سعی در مخالفت با آن را دارد وبیشتر به بخش وجدان و اخلاق می‌پردازد. و شخصیت فرد را به تکامل می‌رساند این گروه معتقدند، اگر کودک نتواند مراحل فوق را به درستی طی نماید دچار مشکل رفتاری و روانی می‌گردد. ۳- نظریه رفتاری یا یا دگیری این گروه معتقدندکه رفتار نامناسب به علت آموزش ویاد گیری از محیط به تدریج به صورت تقریباً ثابت در رفتار فرد تجلی می‌گردد. و هر رفتار نامناسب مانند رفتار مناسب از طریق تقویت کننده‌ها مثبت و منفی و یا تنبیه از محیط کسب می‌شود. آن موارد زیر را عامل رفتارناسازگار می‌دانند. الف) بیشتر رفتار نامناسب به مانند رفتار مناسب از محیط کسب می‌گردد. ب) با استفا ده از روش‌های تقویت کننده می‌توان تغییر در رفتار ایجاد نمود. ه) علتی که باعث ادامه یک رفتار نامناسب می‌شود گاهی درست عکس علت ایجاد کننده است. د) رفتار می‌توان شبیه یک جعبه سیاه دانست که محرک از خارج و محیط وارد آن می‌شود. و فرد هم به منزله یک جعبه آن‌ها را در درون خود با توجه به تجربیات تجزیه و تحلیل می‌نماید و سپس پاسخ از فرد خارج می‌شود. ۴- نظریه جامعه شناسی این گروه شرایط محیط طبیعی و اثرات جامعه را بر رفتار فرد مورد بر رسی قرار می‌دهند این گروه مخالف طبقه بندی نمودن کودک به عنوان مشکل داراست چون معتقدند که عوامل و فشارهای اجتماعی بر شخصیت فرد اثر می‌گذارد دورکیم نظریه پرداز این گروه معتقد است که فشارهای اجتماعی نقش اساسی در مشکلات رفتاری کودک دارند و تغیرات سریع اجتماعی نظیر تغیرات صنعتی و سرعت تغیرات اجتماعی ناشی از صنایع و گستردگی و قطع ارتباطات عاطفی و انسانی در جامعه امروز باعث گسیختگی فرد و عدم شناخت افراداز یکدیگر می‌گردد. و باعث به خطر افتادن سلامت روانی افرادمی‌گردد. ۵- نظریه متقابل این گروه معتقد است که کودک را باید آزاد او گذاشت تا عقاید و نظریات خود را بیان نماید و با واقعیت‌های زندگی بصورت مستقیم روبر گردد و با زندگی حقیقی دست و پنچه نرم نماید با توجه به اینکه برنامه توسط افراد بزرگسال تهیه می‌گرددو نسبت به شرایط سنی کودک هم خوانی ندارد مشکل رفتاری در کودک ایجاد می‌گردد. مانند برنامه آموزشی مدارس که با نیازهایی اجتماعی کودکان هم خوانی ندارد. و تنها با برچسب زدن و غربال کردن دانش‌آموزان به عادی و غیرعادی می‌پردازد. ویلیام کلاسر متعقد است که ایجاد عشق و محبت در کودک و توجه کردن به او به عنوان فرد مسئول در مقابل جامعه و جستجو کردن واقعیت از طرف کودک لازم است. امّا جامعه امروزی بدون توجه به نیازها و خواسته‌های واقعی کودک برنامه ریزی می‌نماید. توجه نکردن به نیازهای کودک او را غیر مسئول و وابسته به بار می‌آورد که نتیجه آن مشکل رفتاری در کودکان است. اختلاف یادگیری در کودکان کودکی که در یکی از زمینه‌های درسی از نظر میزان پیشرفت و یادگیری بطور فاحشی با دیگر دروس دچار عقب ماندگی می‌باشد. بدون اینکه از نظر ذهنی دچار عقب ماندگی باشد. در تعریفی که در سال ۱۹۶۷ در کمیته مشورت ملی در مورد کودکان ناتوان یادگیری ارائه گردید عبارت از کودکان ناتوان در یادگیری در یک یا چند فرا گرد اساسی و روانی در ارتباط با فهمیدن یا کار برد زبان شفاهی یا کتبی ناتوانی نشان می‌دهند. این ناتوانی ممکن است به صورت اختلال در گوش دادن، فکر کردن، سخن گفتن، خواندن و نوشتن و هیجی کردن یا حساب باشد ۱) ناتوانی یادگیری – تالیف اکبر فریار – فریدون درخشان – صفحه۲۶) جهت شناسایی کودکان اختلال یادگیری می‌توان دو نوع ملاک را ارائه نمود. ۱- ملاک‌های رفتاری الف) اختلال ادراکی: در این نوع اختلال اگر از کودک بخواهیم به یک تصویر نگاه کند او به جای کل نگری به اجزاء آن توجه می‌نماید یا برعکس. ب) اختلال مفهومی‌: در این نوع اختلال اگر از دانش آموز خواسته شود متنی رابخواند قادر به درک مطلب یا خلاصه کردن آن نیست. ج) اختلال رفتاری: کودکی که بیش فعال، تحریک پذیر و مشکلات هیجانی را از خود نشان می‌دهد، رکز در یادگیری ندارد. ۲- ملاک زیستی الف) علائم خفیف عصبی نظیر ناشی گری درراه رفتن، عدم قدرت کافی در انجام مهارت. ب) نوار مغزی ضایعات عصبی بدون اینکه کودک دچار عقب ماندگی ذهنی باشد. کودکانی که در گروه اختلالات یادگیری قرار می‌گیرند جهت شناسایی آنان به چند بخش اساسی باید توجه نمود که عبارتند از: ۱- اختلال در خواندن ۲- اختلال در املاء ۳- اختلال مربوط به رشد در حساب (ریاضیات) ۴- اختلال آمیخته ناتوانی‌های یادگیری ۱- اختلال در خواندن کودکی که درقدرت درک مطلب خواندن و بازشناسی کلمه خوانده شد ومهارت بلند خوانی و انجام تکالیفی که بر خواندن مبتنی باشد ضعف نشان می‌دهند البته در این اختلال علت ضعف بینائی یاسن عقلی یا نامناسب بودن محیط آموزشی نیست. ملاک‌های تشخیص ۱- عیب بینائی و شنوایی و اختلال عصبی وجود ندارد. ۲- عملکرد صحیح خواندن نسبت به سن بهره هوشی و کلاس پایین تر است. ۳- در هنگام خواندن بطور مکرر کلمات و حروف را حذف یا جانشین یکدیگر می‌کند. ۴- به کلمات حروفی را اضافه کرده یا تحریف می‌کند یا کلمات را واژگون می‌خواند. ۵- خیلی کندتر از حد معمول متن را می‌خواند ۶- در هنگام جمله سازی قادر به ساخت یک جمله کامل از نظر دستور زبان نیست. ۷- در هنگام بیان خلاصه درس یا سوالات توانایی درک مطلب خوانده شده را ندارد. ۸- هنگام نوشتن مشق یا کپی از متنی آن را با غلط‌های تکرار نظیر خواندن انجام می‌دهد. ۹- در هیجی کردن کلمات دچار مشکل است و صدای حروف را فراموش می‌کند. ۱۰- ازخواندن درس لذت نبرده و اجتباب می‌کند. ۱۱- گاه رفتار‌های گوشه گیری و یا افسردگی از خود نشان می‌دهند. البته داشتن حداقل ۶ مورد از موارد ذکر شده در کودک باید باشد تا دانش آموز در گروه اختلال یادگیری درخواندن قرار گیرد. ۲- اختلال در املاء دانش آموز که قادر به تبدیل افکار و کلمات به جملات به هنگام نوشتن نمی‌باشد.این دانش‌آموزان در اوایل مدرسه به صورت اشکال عمده در عملکرد املاء از خود نشان می‌دهند وگاه تاخیرخود را تا سال‌های بعدی تحصیلی نشان می‌دهد. و دارای مشکل است خط و نوشتن نیز هستند امّا از لحاظ هوشی وبینایی وشنوایی مشکلی ندارند. ملاک‌های تشخیص ۱- دانش‌آموزان در بینایی و شنوایی نقص ندارند. ۲- دارای عقب ماندگی ذهنی نمی‌باشند. ۳- عملکرد املایی کودک با توجه به سن، هوش عمومی‌و کلاس در حد قابل ملاحظه ای از سطح مورد انتظار پایین‌تر است. ۴- در نوشتن انشاء (هجی کردن کلمات وبیان افکار) دارای عملکرد ضعیفی هستند. ۵- جملات شفاهی یاکتبی آنها دارای اشتباهات دستوری می‌باشند. ۶- از نوشتن دیکته و انجام تکالیف کتبی امتناع می‌ورزد. ۷- گاه دچار مشکل فرار از مدرسه و اختلال‌های رفتاری دیگر نظیر افسردگی، احساس عدم اعتماد به نفس انزواطلبی و یا خشم‌های ناگهانی می‌گردد. ۳- اختلال یادگیری در ریاضیات (حساب) دانش‌آموزانی که در عملکرد حساب با توجه به سن، هوش عمومی‌و کلامی‌ که در آن قرار دارند درحد قابل توجهی پایین تر از سطح مورد انتظار اند. آنها در مهارت‌های انتزاعی مانند جبر – مثلثات هندسه از مهارت کمتر ی برخوردار می‌باشند. ملاک‌های تشخیص ۱- عملکرد ضعیف در چهار عمل اصلی ۲- مهارت‌های فضایی – دیداری و ادراکی او تقریباً مختل می‌باشد. ۳- علائم ریاضی و مفاهیم اساسی عملیات حسابی را نمی‌تواند درک کند. ۴- اعداد را با شکل‌هایی که نشان دهنده تعداد آن است نمی‌تواند هماهنگ کند. ۵- در حد مسائل ریاضی در کاربرد اعداد مناسب و راه حل مناسب دچار مشکل است. ۶- اعداد اعشاری یا نمادها را نمی‌تواند بنویسد. ۷- در یادگیری جدول ضرب به طور روان ضعف دارد. ۸- در گروه بندی اشیاء به خاطر سپردن ترتیب اعداد دچار مشکل یادگیری است. ۴- اختلال آمیخته ناتوانی‌های یادگیری این گروه از دانش‌آموزان دارای دو یا چند نوع اختلال قبلی ذکر شده را در خود دارند این امر باعث می‌گردد که تشخیص بین دانش‌آموزان ناتوانی یادگیری و بادانش‌آموزان عقب مانده مشکل شود. و برای بهتر شناسائی کودک ناتوان یادگیری باید از راه سنجش و تست هوش صورت پذیرد و این کودکان را با کودک عقب مانده ذهنی جدا نمود. ملاک‌های تشخیص ۱- ضعف شدید در یکی از درس‌های املاء یا قرائت و یاریاضی ۲- در زمینه‌های رشد حرکتی در تاریخچه زندگی او تاخیری شدید دیده می‌شود. ۳- بهره هوشی عادی دارد. ۴- با روش‌های آموزش ویژه، معمولاً تاسنین بالاتر تا حدودی رفع می‌گردد. ۵- میزان هماهنگی با محیط معمولاً دچار اختلال فاحش نمی‌شود. کودکان عقب مانده ذهنی در گذشته تصور نادرستی از افراد عقب مانده بوده بعضی‌ها آنان را جن زده یا شیطان زده می‌نامیدند و یا بعضی‌ها آنان را بیمار روانی می‌دانستند و معتقدبودن که آنان دیوانه‌اند حال آنکه عقب مانده یک وضعیت و حالت خاص ذهنی است که در اثر شرایط مختلف مانند قبل از تولد و یا هنگام تولد و یا پس از تولد پدید می‌آید. تقسیم بندی کودکان عقب مانده ذهنی در بیشتر کتابها کودکان عقب مانده را به گروه‌های مختلف تقسیم نموده اند که در کل همه آنان یک مفهوم و معنی را می‌رساند بعضی‌ها تقسیم بندی رابصورت خاص و بعضی‌ها بطور کل نمودند. ۱- گروه کودکان دیر آموز: کودکان دیر آموز نسبت به افراد عادی مقدار کمی‌ از لحاظ رشد ذهنی پایین است این گروه نسبت به گروه‌های عقب مانده ذهنی ازنظر ذهنی بالاتر می‌باشد و بیشترین افراد گروه عقب مانده را در بر می‌گیرند. آنان از لحاظ جسمی‌– حرکتی عاطفی و اجتماعی شکل خاصی ندارند ولی از نظر درسی ضعیف می‌باشند. با توجه به اینکه کودکان دیر آموز از لحاظ ذهنی رشد کمتری نسبت به افرادی دی دارند آنان می‌توانند با حمایت و راهنمایی و مشاوره خدمات مناسب در مدرسه عادی مشغول تحصیل شوند یکی از ویژگی مهم آنان زود فراموش کرد است که با تمرین و تکرار زیاد می‌تواند آنها را آموزش داد. ۲- کودکان آموزش پذیر دومین گروه افراد عقب مانده ذهنی گروه آموزش پذیر است تشخیص این گروه بیشتر در پایه اول ابتدایی می‌باشد این افراد در حین تحصیل با توجه به محتواء دروس دچار مشکل می‌شوند و بهره لازم و کافی رااز کلاس درس در مدارس عادی نمی‌برند آنها می‌توانند از حداقل مطالب درسی مانند خواندن،‌نوشتن،‌حساب کردن و مهارت ‌های شغلی متناسب با وضعیت جسمی‌آنان بهره ببرند و آموزشی بییند دربرنامه آموزشی افراد آموزش پذیر چند نکته را باید در نظر قرار داد. الف) سازگاری شخصی یا عاطفی ب) سازگا ری اجتماعی ج) سازگاری وکفایت اقتصادی سازگاری شخصی یا عاطفی یکی از لازمترین برنامه آموزشی است که می‌بایست برای کودکان عقب مانده ذهنی رعایت نمود برای آموزش سازگاری اجتماعی واقتصادی لازمه آن آموزش سازگاری عاطفی است زیرا کودکی که ازسلامت عاطفی برخوردار نباشد نمی‌تواند با افراد دیگر روابط خوب و موثری برقرار نماید کودکان عقب مانده ذهنی با رفتارهای نامطلوب به دنیا نمی‌آیند بلکه رفتارهای نامناسب والدین را بطورمستقیم و غیرمستقیم ناشی از شرایط اجتماعی و انتظارات و توقعات نامناسب اطرافیان، رفتارهای نامطلوب از کودک سر می‌زند لذا باید در برنامه‌های آموزشی براساس توانمندی آنان و به دور از توقعات دیگران برنامه ریزی نمود. ۳- کودکان تربیت پذیر کودکان تربیت پذیر کودکانی هستند که نیازمند شدید به حمایت جامعه و خانواده دارند.تشخیص و شناسایی این گروه آسان تر از سایر گروه است آنان از همان ابتدا نوزادی و طفوطیت قابل شناسایی هستند کودکان تربیت پذیر در راه رفتن، حرف زدن و مهارت‌های کلامی‌دچار ضعف قابل توجهی می‌باشند از این کودک در امر آموزش انتظار چندانی نمیرود وآنان قادربه اداره زندگی بطور مستقل و دارای خودکفایی اجتماعی و اقتصادی لازم نمی‌باشند ومداوم نیاز به حمایت وسرپرستی دارند این افراد بیشتر در بهزیستی و یا در کنار خانواده نگهداری می‌شوند وکمتر به امر آموزش درسی می‌پردازند در برنامه‌های آموزشی کودکان تربیت پذیر باید نکاتی مد نظر داشت. الف) فرا گرفتن امور شخصی مانند لباس پوشیدن، مسواک زدن، غذا خوردن و نظافت شخصی و غیره … ب) فراگرفتن رفتار مطلوب در خانه و چگونگی برقراری ارتباط با دیگران و خانواده ج) استفاده از نیرو بدنی وجسمی‌بعضی از آنان در کارگاه‌های حمایت شده جهت کسب در آمد. ۴- کودکان حمایت پذیر کودکان حمایت پذیر مانند نوزادان نیازمند حمایت شدید می‌باشند آنان بدون حمایت دیگران قادر به انجام کارهای خودنیستند. و قادر به ادامه زندگی و بقاء نمی‌باشند. اکثریت این کودکان قادر به آموختن و صحبت کردن و انجام کارهای ساده شخصی مانند غذا خوردن و لباس پوشیدن نیستند. آنان همیشه تحت حمایت خانواده یا مؤسسات (بهزیستی) می‌باشند و به لحاظ اخلاقی و ارزش‌های انسانی واگذاری آنان به حال خود نگاهی است نابخشودنی نزد خداوند متعال، لذا لازم است جامعه و خانواده امکانات آنان را تدارک ببندبید. با توجه به توضیحات ارائه شده در خصوص کودکان عقب مانده به صورت کلی ویژگیهای آنان را مطرح نمود. ویژگی کودکان عقب مانده – در کلیه دروس بطور یکسان ضعف شدید دارند. – در کلیه زمینه‌های رشدی و حرکتی مانند نشستن، خزیدن و راه رفتن تأخیر محسوس دارند. – درتست‌های هوشی عقب ماندگی نشان می‌دهند. – در طول زندگی تفاوت یادگیری با دیگر هم سن‌های خود نشان می‌دهند. – در ارتباط‌های اجتماعی و هماهنگی با محیط دچار اختلال هستند. کودکان ناشنوایان کودکان ناشنوا؛ به دلیل ضعف شنوایی دامنه لغات ضعیفی دارند آنان عموماً از لحاظ هوشی نسبت به دانش‌آموزان نابینا ضعیف تر و از کودکان عقب مانده بالاتر هستند. آنان با توجه به وضعیت بدنی سالم بدون سنجش شنوایی قابل شناسایی نمی‌باشند و اکثریت خانواده‌ها بعد از چند سال متوجه مشکل شنوایی فرزندشان می‌شوند. آنان در گفتار دچار مشکل هستند و نیازمند به آموزش‌های خاص خود می‌باشند. البته در برنامه ریزی آموزشی افراد ناشنوال باید براساس میزان و زمان وقوع نقص شنوایی برنامه ریزی نمود؛ مثلاً کودکی که از بدو تولد دچار شنوایی است با کودکی که نیمه شنوا است یا افرادی که در حین تحصیل و زندگی دچار شکل شنوایی می‌شوند در برنامه ریزی آموزشی آنان دقت نمود. کودکی که از بدو تولد مشکل نقص شنوایی دارد در تکلم و صحبت کردن مشکل دارند بطور کلی کودکان ناشنوا رامی‌توان به دوگروه عمده تقسیم نمود. کودکان ناشنوای مطلق (با مشکلات سیستم عصبی گوش) کودکان نیمه شنوا (با مشکلات سیستم انتقالی گوش) کودکان ناشنوای مطلق کودکان ناشنوای مطلق مشکل در قسمت سیستم عصبی یعنی گوش داخلی و سلولهای شنوایی دارند به صورتی که سلول‌های حسی از ادراک و احساس صدا عاجزاند این گونه افراد که هیچ گونه صدای را احساس نمی‌کند و نمی‌شنوند ناشنوای مطلق می‌گویند. در امر آموزش آنان بیشتر از روش‌های مختلط یعنی لب خوانی و اشاره بهره گرفته می‌شود. آنان با توجه به عدم شنوایی از دامنه لغات کمتری برخوردارند که در آموزش آنان تأکید بر لب خوانی مطالعه کتاب و خلاصه نویسی کتاب‌های ساده مؤثر واقع خواهد شد. کودکان نیمه شنوا کودکان نیمه شنوا مشکل در قسمت میانی گوش که مسئولیت انتقال صدا را دارند می‌باشد نقص در قسمت میانی گوش باعث می‌گردد که صدا خوب به قسمت عصبی گوش نرسد در نتیجه کودک خوب نمی‌شنود البته این گونه دانش‌آموزان ناشنوای مطلق نیستند و فقط شخص قسمتی از شنوایی خود را از دست می‌دهد. کودکان نیمه شنوا با استفاده از وسایل کمکی مانند سمعک مقداری از شنوایی خود را حل نمایند. در برنامه آموزشی چنین افراد با دانش‌آموزان ناشنواء مطلق کمی‌تفاوت دارد این افراد می‌توانند با استفاده از معلم راهنما در مدارس عادی مشغول تحصیل شوند تکلم آنان و دامنه لغات آنان نسبت که دانش‌آموزان ناشنوای مطلق بهتر است و کمی‌راحت تر می‌توانند با سایر افراد جامعه ارتباط برقرار نمایند. کودکان نابینا در خصوص کودکان نابینا جهت تقسیم بندی آنان به گروه‌های مختلف اصطلاحاتی را مد نظر قرار ‌دهیم که این اصطلاحات برای جدا سازی کودکان نابینا بکارگرفته می‌شود. الف) حد بینائی: اصطلاحی که براساس آن معمولاً نقص بینائبی طبقه بندی می‌گردد. ب) میدان بینائی: عبارت از دامنه ای از محیط که فرد بدون حرکت سر یا چشمانش، قادر به دیدن آن است. ج) دوربینی دور بینی هنگامی‌اتفاق می‌افتد که کره چشم آن چنان کوچکتراز حد طبیعی باشد که افزایش سطح قرنیه یا عدسی قادر به جبران آن نباشد. افرادی که دوربین هستند اشیاء را در فاصله دور واضح تر از فاصله نزدیک می‌بینند (این مورد در بزرگسالان شایع‌تر است) در کودکان دوربین، دیدن اشیاء نزدیک مشکل چندانی ندارد. چون عدسی چشم هنوز خاصیت ارتجاعی دارد و می‌تواند موجب افزایش قدرت انکساری چشم شود. و عیب انکساری دوربینی را جبران کند. اما با افزایش سن قدرت تطابق کاهش می‌یابد که در این زمان فرد می‌بایست از عینک با شیشه محدب استفاده نماید چنانچه این بیماری زود قابل تشخیص یا با عدم مراجعه کودک به مراکز تخصصی چشم مواجه گردد کودک در هنگام خواندن دچار مشکل خواهد شد. هـ – نزدیک بینی نزدیک بینی اختلالی است که چشم نمی‌تواند بر روی اجسام دور متمرکز شود در این حالت چشم از حد طبیعی بزرگتر است. و این بزرگی بیش از حد متوسط کم کردن افزایش قرینه یا عدسی جبران نشده باشد در نتیجه زمانی که تطابق بطور کامل در حال استراحت باشد پرتوهای موازی نور به جای آنکه بر روی سطح شبکیه چشم متمرکز شود در جلوی فووا در مرکز کولا کانون می‌گردد در این حالت فرد از عینک با شیشه مقعر یا عدسی‌های تماسی مقعر جهت اصطلاح دید خود استفاده نماید این بیماری در کودکان حالت پیش رونده بیشتری دارد که در صورت بروز چنین بیماری در کودک، می‌بایست هر شش ماه کمتر یا بیشتر جهت تغییر عدسی به متخصص مراجعه نماید. از جمله بیماری نزدیک بینی تحلیل رونده است که با طویل شدن کره چشم و تحلیل در شبکیه همراه است این بیماری منجر به نزدیک بینی شدید می‌شود. چنانچه این بیماری پیشرفت نماید میزان دید کاهش می‌یابد که همیشه قابل اصلاح نیست در بعضی موارد افراد از دیدن چیزهای نورانی شکایت می‌کند که این امر می‌تواند به دلیل جدا شدگی شبکیه چشم باشد. د- آسیگماتیسم این بیماری بعلت نامنظم بودن سطح قرنیه می‌باشد و چشم از تمرکز تصویر واضحی بر روی شبکیه باز می‌ماند در نتیجه به تاری دید و اختلال در بینایی ایجاد می‌گردد. بیماری آسیگماتیسم همراه بیماری نزدیک بینی ودور بینی میباشد و معمولاً با عدسی‌های استوانه‌ای اصلاح می‌گردد این افراد برای دیدن اشیاء پلک‌های خود را جمع می‌کند تا سعی کند تصویر را واضح ببیند آنها اختلالاتی را در انجام تکالیف درسی که احتیاج به متمایز کردن دارند مانند حروف ب، پ، ر، و یا اعداد ۲، ۳، نقشه یا اشکال دچار مشکل می‌باشند. کودکان نابینای مطلق در اصطلاح آموزشی هنگامی‌که فرد از لحاظ آموزشی قادر به استفاده از برنامه‌های آموزشی ازنظر دید نمی‌باشند و باید از وسایلی مانند لوحه و قلم بدون دخالت چشم از آن استفاده نماید به این کودکان از نظر آموزشی نابینای مطلق می‌گویند. آنان برای یادگیری از حس‌های شنوایی ولامسه خود کمک می‌گیرند و بطور بالقوه مستعد استفاده از خط بریل می‌باشند و با توجه به این که اغلب در گروه نابینایان محسوب می‌شوند امکان دارد که از باقی مانده مختصری برخوردار باشد بطوری که قادر به درک نور هستند که این امر باعث می‌گردد به تنهایی و به کمک عصای سفید جهت‌های مختلف را تشخیص دهند و از برخورد با موانع پرهیز نماید و محیط اطرافش را مورد بررسی قرار دهند. کودکان نیمه بینا کودکان نیمه بینا، کودکانی هستند که از باقی مانده بینایی خود در امر برنامه آموزشی و یادگیری مطالب درسی با استفاده از وسایل کمکی مانند عینک به تحصیل بپردازند آنان جهت آموزش از کتابهای خط درشت با توجه به میزان دید استفاده می‌نماید این گروه به مانند سایر دانش‌آموزان عادی در مدارس عادی مشغول تحصیل می‌باشند. آنان برخلاف گروه‌های دیگر با توجه به تلکم راحت تر می‌توانند در ادامه تحصیل موفقیت خوبی کسب نمایند . البته این شرایطی برای کودکان نابینا هم با استفاده از خط بریل مُیسر خواهد بود. همچنین بودن معلمین متخصص و مشاوران کار آزموده در تحصیل آن سرعت بیشتری خواهد داد. کودکان با اختلالاف تکلمی‌(گویایی) انسان برای ارتباط و هم صحبتی و هم اندیشی با دیگران نیاز به زبان دارد زبان اساسی ترین وسایل ارتباطی موجود زنده است. زبان وسیله ای بیان عقاید و نظرات انسان می‌باشد. انسان با کمک قواعد دستوری و علم معانی می‌تواند تفکرات موجود در ذهن را در سخنرانی‌ها و کنفرانس ابراز نماید زمانی که زبان دچار نقص و نارسایی گردد و صحبت کردن برخلاف قواعد دستوری موجود در ذهن را در سخنرانی و کنفرانس ابزار نماید زمانی که زبان دچار نقص و نارسایی گردد صحبت کردن برخلاف قواعد دستوری غیر مفهوم می‌شود. شنونده احساس لذت نمی‌کند. گریه در هنگام تولد تنها صدای است که از کودک شنیده می‌شود و به تدریج با شکل گیری دستگاه صوتی و تارهای صوتی براساس قواعد دستوری و فرهنگ آن جامعه به سخن گفتن عادت می‌نماید. در اختلات گویای عواملی چون: ۱- عقب ماندگی ذهنی تأخیر در تکلم ۲- اختلالات عاطفی در تکلم ۳- اختلالات تکلمی‌و ضایعات مغزی ۴- اختلالات دستگاه صوتی در تکلم ۵- اختلالات شنوایی در تکلم نقش اساسی دارند. عقب مانده ذهنی در تکلم کودکی که قادر به تلکم و ساختن جملات می‌باشند دارای بهره هوشی مناسبی هستند.کودکان عقب مانده ذهنی به لحاظ اینکه از نظر ذهنی دچار مشکل هستند در تکلم و دچار نارسایی می‌باشند این گروه از افراد خواسته‌های خود را از راه فریاد زدن و گریه کردن ابراز می‌دارند. اختلالات عاطفی در تلکم گاهی مواقع نارسایی تکلمی‌مربوط به هیجانات شدید عاطفی است و کودکان بر اثر ضربات عاطفی (مرگ والدین و نزدیکان) شوک شدیدی به آنان وارد می‌شود این امر باعث سکوت یا لالی عاطفی در فرد می‌گردد وقوع این مشکل بیشتر در محیط‌های برتشنج و یا مناطق جنگی شایع‌تر است. ضایعات مغزی و عصبی در تکلم گاهی اوقات ضایعات مغزی بر سلسله اعصاب تاثیر منفی می‌گذارد و کودک را در هنگام سخن گفتن دچار نارسایی می‌نماید. این کودکان همواره در زمینه‌های خواندن، نوشتن، هیجی کردن، حساب کردن و صحبت کردن دچار مشکل اساسی هستند. آنـان حالت دمدمی‌و لحـظه به لحـظه یا روز به روز در حال تغییر هستند مانند بیماری آفاز یا که در کودکی قابل تشخیص است. اختلالات دستگاه صوتی در تلکم کودکی که در هنگام تولد از قسمت‌های سقف دهان دارای شکاف و یا لب بالایی و شکاف و بریدگی هستند در تلفظ کامل کلمات نارسایی دارند آنان حروف را به جای یکدیگر بکار می‌برند و در هنگام صحبت کردن تو دماغی یا خرخر حرف می‌زنند. این بیماری در حال حاضر با عمل جراحی قابل درمان است وکودک با گفتار درمانی می‌تواند مشکلش را بر طرف نماید. اختلالات شنوایی در تکلم یکی دیگر از عامل نارسایی تکلمی‌اختلال در قسمت شنوایی است که بستگی به سه عامل سن وقوع شنوایی، میزان و نوع اختلال دارد. به این معنی که اگر اختلال شنوایی از بدو تولد باشد با تاخیر در تکلم همراست و یا اختلال بعد از کامل شدن سخن در کودک به وجود آید لکنت در کودک کمتر است. که با گفتار درمانی تا حدودی مشکل حل خواهد شد. کودکان با معلولیت جسمی‌– حرکتی کودکانی که دارای معلولیت جسمی‌، حرکتی هستند آنان از نظر هوشی همانند افراد عادی می‌باشند و می‌توانند براساس برنامه‌های آموزشی مدارس عادی به تحصیل ادامه دهند البته محدودیت در انجام کارهای حرکتی آنان بدلیل نقص در عضو قادر نیستند فعالیت‌های عادی زندگی را به نحو مطلوب انجام دهند نوع معلولیت‌های آنها می‌تواند به دلیل ضایعات مغزی، آسیب دیدگی نخاع، ضایعات در استخوان و غیره دانست در ایجاد برنامه‌ی آموزشی و پرورشی چنین دانش‌آموزانی باید به چند عامل دقت نمود. ۱- نوع و چگونگی معلولیت توجه به اینکه کدام قسمت از اعضای حرکتی کودک و چگونه دچار نقص حرکتی شده است مانند معلولیت، فلج حرکتی است یا قطع عضو. ۲- میزان و شدت معلولیت ارزیابی و تشخیص در میزان و شدت معلولیت یکی از مهمترین مسئله نخستین برنامه آموزشی و توانبخشی خواهد بود ۳- زمان وقوع معلولیت سوال این است که آیا معلولیت مادرزادی یا ارثی است یا بعد ازتولد در مراحل زندگی رخ داده است یا علت براثر تصادف یا ضایعات می‌باشد. ۴- شرایط ذهنی کودک داشتن هوش مناسب کودک در انجام امور آموزشی وتوانبخشی باعث پیشرفت خواهد بود. ۵- شرایط خانوادگی کودک خانواده ای که از لحاظ روانی،اقتصادی و اجتماعی وپذیرش از سوی والدین همراه باشد در شرایط آموزشی موثر خواهد بود. تنظیم برنامه‌های آموزشی و توانبخشی برای کودکان معلول جسمی‌حرکتی زمانی مناسب خواهد بود که یک ارزیابی دقیق از وضعیت کودک صورت پذیرد. با یک ارزیابی جامع که مرکب از پزشک. روان شناس، مشاور،مددکار اجتماعی، فیزیوتراپیست و غیره می‌تواند در جمع آوری نظرات آنان و جایگزینی مناسب برای فرد معلول موثر خواهد شد. منابع ۱- مقدمه ای برروان شناسی و آموزش و پرورش کودکان استثنائی – افروز – غلامعلی – موسسه انتشارات و دانشگاه تهران – ۱۳۶۹ ۲- کودکان دارای آسیب‌های بینائی (تعامل اجتماعی زبان ویادگیری – الک و بستر وجوآرو – ترجمه سهیلا خداوردیان – محبوبه فرهادی و همکاران ۳- شناخت مشکلات رفتاری در کودکان و نوجوانان – فرقانی شهلا – ناشر معاونت پرورشی و آموزش چاپ اول ۴- اختلالات رفتاری کودکان – ریتادیکس و همکاران – ترجمه طوسی محمد تقی ناشر آستان قدس رضوی سال ۱۳۶۷ ۵- راهنمای آموزش گام به گام نوزادان و کودکان عقب مانده نویسنده: جانسن، ویگی- ترجمه: گوهری، حسام- انتشارات دیبا

مقاله تفخر

نظر خود را بگذارید .

تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به کانون مهندسین نور میباشد .

نقشه سایت
قالب وردپرس