امروز: پنج شنبه ۳۰-شهریور-۱۳۹۶ / الخميس 01-محرم-1439 / Thursday 2017-September-21

مناسبت روز
پیام سایت :

مقاله انسان

مقاله انسان

 “به نام یگانه آفریننده هستی ”

تحقیقی که پیش رو دارید ما حصل مطالبی است که اینجانب از نوشته ها ومنابع مختلفی جمع آوری کرده ام .

نظر به اینکه محیط زیست ما دارای چرخه فیزیولوژی است وهر یک ازموجودات در جایگاه خاصی در آن قرار دارند. انسان نیز یک جزء ازاین محیط است. آدمی در آئینه آخرین پژوهشها وتحقیقات علمی جهان ما “موجود ناشناخته “لقب گرفته است. البته این لقب به خاطر وجود رازو رمزی است که درابعاد مختلف “فیزیولوژیک”وجود انسان مورد توجه گرفته است .زمینی که ما در ان زندگی می کنیم پس از گذشت چندین قرن از عمر ان هنوز هم خود را با تمام وجود در

اختیار انسان قرار داده است .

ولی هر چیز همانطور که نقطه شروع دارد بالاخره یک روز تمام میشود بنابراین لازم است که توجه ضروری ومبرم به این مساله یعنی “محیط زیست ” شود همانگونه که تمام کشورهای جهان به این موضوع معترفند که این منابع روزی به اتمام می رسد وعلاوه بر ان آلودگیهای روز افزونی است که بشر هر روزه شاهد ان است که اگر بخواهد همین طور پیش رود معلوم نیست چه آینده نا معلومی در انتظار نسلهای بعدی خواهد بود .
رشد بی رویه جمعیت وبه تبع ان دخا لتهای نا بجای انسان درطبیعت – نظام طبیعی محیط را دگرگون کرده وقابلیت مسکونی بودن کره زمین را مورد تهدید قرار داده است .
محیط شناسان دو عامل عمده را مسبب اصلی دگرگونی محیط زیست وبر هم خوردن تعادل در نظام اکوسیستمها می دانند که یکی از عوامل تهی شدن منابع طبیعی توسط انسان از قبیل انرژی-ذخایر زیر زمینی و… که بطور کلی منابع تجدید ناپذیر است.
عامل مهم دیگر ایجاد انواع آلودگیها از قبیل :هوا- آب – خاک وتجمع مواد زائدوآلوده کننده هادر محیط می باشد .
مساله آلودگی هوا که اگریکی ازحادترین مسائل ناشی از تمدن ماشینی نباشد بدون شک یکی از بغرنج ترین آنهاست چرا که هوا در همه جا گسترده است .در اعماق چند هزار متری زمین ودر معادن ودر داخل هواپیمائی که در ارتفاعات چند کیلومتری زمین در پرواز است هوا وجود دارد- مثلا مولکول گازی که امروزاز کارخانه یا منابع آلوده کننده دیگری مثلادر اروپاوارد هوا می گردداگر تجزیه نشود یا تغییر شکل ندهد احتمالا بعد از چندی می تواند در شش انسانهائی که در قلب جنگهای آفریقا یا در دشتهای وسیع آسیا زندگی می کنند وارد شود پس هوا که برای زندگی بشر چنین لازم وضروری است متاسفانه در نتیجه فعالیتهای انسانی آلوده شده وبشر فراموش کرده است که او در مقام جزئی از طبیعت حیاتش با هر اختلالی که در طبیعت روی دهد متاثر می شود با وجود این بشر در خراب کردن و ضایع نمودن نظامی که در طبیعت وجود دارد کوشا است ودر انهدام نسلهای خویش سعی وافری دارد در بعضی کشورها ایستگاه مخصوص استنشاق هوای پاکیزه وتمییز نصب شده که نشانه بارزی از آلودگی هوا ورشد فزاینده جمعیت است.
پس باید به گفته شاعر که فرموده است : “دیگران کاشتند وما خوردیم ما بکاریم دیگران بخورند”توجه کنیم .همانطور که دیگران هر چه از گذشتگان دریافتند به دیگران وهم چنین نسلهای بعد وبالاخره به ما منتقل کردند این زمان نیز وظیفه ماست که دانسته ها وتجارب خود را به آیندگان منتقل کنیم تا بدین گونه نسلهای پس از ما بتوانند از آن استفاده نمایند.
این روزها به وفور این مطلب را از رسانه ها می بینیم ومی شنویم که آلودگی هوا در کلان شهرها به درجه هشدار رسیده ومیزان منو اکسید کربن ودی اکسی کربن وذرات معلق در هوا زیاد شده که گاهی اوقات به حدی می رسد که آسمان از پس آن قابل رویت نیست وحتی زمانی پیش می آید ک بعد از بارش باران وبرف که آسمانی صاف وآرام داریم گازهای معلق خطرناکی در هوا موجود است که باعث بسیاری بیماریهای قلبی وتنفسی میگردد وافسردگی وانواع واقسام بیماریها که ناشی از دود ماشینها وکارخانجات و… است به سراغ انسانها می آید وهمچنین تردد خود رو های فرسوده که هم سوخت بیشتری مصرف می کنند وهم دودزا هستندوبا توجه به افزایش جمعیت که نقش مهمی در این راستا دارد مخصوصا در کلان شهرهاکه جا به جائی افراد در سطح شهر مشکلات عدیده ای را در پی دارد .

حال این یک طرف قضیه است بخش دیگر محیط زیست ما خاک است .آدمی در عصر حاضر به ااقتضای نیاز خود به منظور استفاده روز افزون از منابع طبیعی جهان را از این منابع تهی ساخته وجنگلها را به زمینهای زراعتی وبایر تبدیل کرده وکوهها را با خاک یکسان کرده وبرای ایجاد ساختمانها ومحلهای مسکونی از انها استفاده کرده است .مسیر رودخانه را تغییر داده وبا قطع درختان جنگلی ومراتع وعلفزارها جهت چرای دامها وروشهای نادرست بهره بر داری از زمین موجبات فرسایش شدید خاک را فراهم آورده و نیزبرای حفظ حیات خود نسل بسیاری از حیوانات رامنقرض ویا در معرض انقراض قرار داده وخلاصه با دخالتهای خود درطبیعت محیط را بطور جدی در معرض نابودی قرار داده است.
حال می خواهیم به مساله آلودگی آبها بپردازیم که هر زمان سخن از آب آلوده به میان می آید به دنبال آن کلمه بیماری به ذهن متبادر می شود . آلودگی آب چه به صورت آلودگی زیستی چه به صورت شیمیائی سبب ایجاد بیماریهاواختلالات متعددی در انسان می گردد . همچنین آلودگی آب رودخانه ها ودریا و اقیانوسها که حیات موجودات دریائی را نیز مورد تهدید قرار داده وسرازیر کردن آلودگی شهرها به درون آبها که بعضی از مواد به کار برده شده (مانند :د د ت) سالها اثر آن از بین نمی رود.
نمونه بارز آن مرگ ومیر تعداد زیادی از ماهیان ونهنگها و خود کشی دسته جمعی دلفینها وخیلی چیزهای دیگر که هنوز کشف نشده است.
از پیامدهای قابل توجه ناشی از بحرانهای زیست محیطی وجود میلیونها تن زباله تولیدی است .انفجار جمعیت و افزایش مصرف باعث ازدیاد روز افزون زباله شده گسترش صنایع وبسط شهر نشینی موضوع جمع آوری – دفع ویا استفاده از زباله های شهری را به صورت موضوع پیچیده ای درآورده است. که در بسیاری موارد بدلیل عدم تجهیزات کافی در دفع بهداشتی آنها نه فقط باعث بیماری وتعفن وزشتی مناظر می گردد بلکه می تواند به وسیله آلوده کردن خاک وآب وهوا خسارات فراوانی را به بار آورد. مثلا برای اینکه خاک بوجود آید چندین سال باید طول بکشد وعوامل متعددی دست به دست هم دهد تا خاک حاصل شود .

پس در اینجا این نکته را یادآور می شویم که :
“به عمل کار برآید به سخندانی نیست”

دو‌‌هزار و ۶۵۳ گونه گیاهی و جانوری ایران در معرض انقراض
۶۵۴ر۲ گونه ‌گیاهی و جانوری کشور در معرض تهدید جدی و انقراض است. این را دلاور نجفی، معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط‌زیست می‌گوید و می‌افزاید: «این تعداد شامل ۳۲ گونه پستاندار، ۱۹ گونه پرنده، ۹ گونه خزنده، چهار گونه ‌جهنده، ۱۴ گونه ماهی و دو هزار و ۴۴۸ گونه گیاه است.»

به گفتهء او مهم‌ترین عواملی که باعث تهدید این گونه‌ها شده است عوامل انسانی از قبیل توسعهء‌بی‌رویه شکار حیوانات، قطع درختان، چرای بیش از حد توان زیستگاه‌ها توسط دام‌ها، عدم نگرش زیست‌محیطی مسوولان، عدم تخصیص منابع مالی و عوامل طبیعی مانند خشکسالی، توفان و سیل است.

نجفی با اشاره به این که فقط ۳۳/۷ درصد از مساحت کشور تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط‌زیست است، اضافه می‌کند: «ولی تمام گونه‌های در معرض انقراض به این مساحت ۳۳/۷ درصدی محدود نمی‌شوند و در بقیهء نقاط کشور پراکنده هستند.»

معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط‌زیست با بیان این که سازمان حفاظت محیط‌زیست نقش نظارتی دارد ادامه می‌دهد: «بنابراین تنها کاری که مسوولان این سازمان می‌توانند انجام دهند هشدار دادن است در واقع خلا\های قانونی دست این سازمان را در اقدامات اجرایی می‌بندد.»

وی دربارهء اقدامات سازمان محیط‌زیست برای کاهش این تهدیدات می‌گوید: «گونه‌های در معرض تهدید و انقراض مانند یوزپلنگ و درنای سیبری را تحت پوشش ویژه قرار داده، تنوع زیستی حوزهء زاگرس به صورت موضعی حفاظت و حمایت شده و طرح حفاظت از تنوع زیستی در کل کشور تهیه شده است.»

نجفی با اشاره به این که در حال حاضر طرح‌های توسعه‌ای حتی به مناطق تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط‌زیست سرایت کرده است، اضافه می‌کند: «در واقع طرح‌های توسعه‌ای محیط‌زیست را زیر چرخ‌های خود له کرده است و بیش‌ترین تعرض به مناطق تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط‌زیست از سوی دستگاه‌های دولتی و طرح‌های توسعه‌ای ناپایدارشان صورت می‌گیرد.»

ایران دارای ۱۰ هزار و ۳۶۳ گونهء گیاهی و جانوری است.

روزنامه حکومتی سرمایه
Link پیوند نظرات شما [۰]
SATURDAY, SEPTEMBER 23, 2006
تخریب سطح جنگل‌ها و مراتع کشور
هر پنج سال، یک میلیون هکتار از سطح جنگل‌ها و مراتع کشور تخریب می‌شود.آیا وقت آن نرسیده که ویرانه‌شدن محیط زیست کشورمان را باور کنیم و در پی یافتن راهکاری برای نجات آن باشیم؟!

مردم شمال و دیگر خطه‌های سرزمین‌مان بارها و بارها این سوال را از خود و مسوولان پرسیده‌اند، اما این سوال نیز مانند بسیاری پرسش‌های دیگر، همچنان بی‌پاسخ مانده است.

در بحث‌های مربوط به محیط زیست، صاحبنظران اغلب سه تهدید عمده را برمی‌شمرند که مهمترین آن دخالت بشر است.

این عامل که در پیدایش چالش‌های اساسی در ساختار محیط زیست کشور بسیار موثر بوده است، کارشناسان مسائل زیست محیطی را به این جمعبندی رسانده که با توجه به تهدیدها، چالش‌ها و شاخص‌ها، محیط زیست ایران در شرایطی بسیار نابسامان و نگران‌کننده به‌سر می‌برد.

براساس آمارها، یک دهم فرسایش خاک‌های جهان مربوط به ایران است و اگر روند تخریب خاک در کشور به همین شکل ادامه یابد، تا ۳۰ سال آینده، تمام زمین‌های حاصلخیز نابود خواهد شد. سالانه یک و نیم میلیون هکتار از خاک‌های مرغوب ایران به بیابان تبدیل می‌شود و یک سانتی‌متر از قشر خاک کشاورزی که برای ایجاد آن ۷۰۰ سال زمان لازم است، در اثر فقدان پوشش گیاهی از بین می‌رود؛ فرسایش خاک از ۱۰ تن در هکتار در دهه ۷۰ به ۲۰ تن در هکتار در سال‌های اخیر افزایش یافته است. وضعیت تالاب‌ها نیز بهتر از این نیست و به دلیل سیاست‌های غلط آبرسانی، آلودگی‌های متعدد و هدایت فاضلاب‌ها و پسماندهای صنعتی، در حال نابودی هستند، به همین شکل است. وضعیت جنگل‌‌های کشور، طبق آمارهای رسمی در هر ثانیه ۳۶۰ متر مربع و در هر پنج سال، یک میلیون هکتار از سطح جنگل‌ها و مراتع کشور تخریب می‌شود و وسعت هشت میلیون هکتاری آن، به ۴۴۱۲ میلیون هکتار کاهش یافته است.

براساس معیارهای جهانی، چنانچه سطح جنگل‌های یک کشور کمتر از ۲۵ درصد خاک آن باشد، وضعیت محیط زیست در آن کشور بحرانی است؛ در حالی که سطح پوشش جنگل و مرتع در ایران ۷۷۵ درصد از مساحت کل کشور است. وضعیت رودخانه‌ها و آب‌های کشور نیز مطلوب نیست تا آنجا که سفیدرود (ولگای ایران)، آلوده‌ترین رودخانه کشور از نظر و جود سموم کشاورزی است و رودخانه‌های شمالی کشور در وضعیت بحرانی قرار دارند که نشان از آلودگی شدید با ارزش‌ترین اکوسیستم آبی ایران یعنی حوزه دریای خزر است، علاوه بر آن شکار بی‌رویه حیوانات باعث شده جمعیت ۲۵ درصد از گونه‌های پستانداران و ۱۱ درصد از گونه‌های پرندگان ایران رو به انقراض رود.

بر این اساس، چالش‌هایی که محیط زیست ایران با آن درگیر است، بسیار جدی است، اما با کمال تاسف و غالبا آگاهانه، مهمترین آفت و علت تخریب وسیع محیط زیست و بهره‌برداری‌های بی‌حساب و کتاب از منابع طبیعی که پس از نزدیک به سه دهه، محیط زیست ایران را به ورطه هولناک نابودی کشانده و کار را به جایی رسانیده که حتی مسوولان رسمی و دولتی محیط زیست را نیز به فریاد آورده است، از قلم می‌افتد؛ <دخالت بشر و اثر مخرب وی بر محیط زیست.

در بحث محیط زیست، دخالت بشر یکی از عوامل عمده تخریب محسوب می‌شود، اما معمولا در این‌باره که دخالت کدام بشر و با کدام توان و اهرم؟! هیچ توضیحی داده نمی‌شود. راستی، چه کسی یا کسانی قادرند نظام زیست‌محیطی کشور را مختل کرده و در مقابل همه، حتی قانون و مجریان رسمی آن بایستند و از منابع طبیعی و ملی، انواع سوءاستفاده‌ها و بهره‌برداری‌های غیرقانونی را انجام دهند. آیا یک شهروند بی‌پشتوانه که از هیچ رانتی برخوردار نیست، این توان را دارد؟!

درست یک ماه پس از واقعه سیل مردادماه ۱۳۸۰ استان گلستان که صدها تن از هموطنانمان را به کام مرگ کشید و میلیاردها تومان خسارت به بخش کشاورزی وارد کرد، مدیر کل وقت محیط زیست استان در گفت‌وگو با یکی از نشریات استانی در تایید <نقش نفوذ سیاسی افراد محلی در تخریب محیط زیست منطقه> و قدرت شگرف آقازاده‌ها و نیروهای بانفوذ در فرآیند این تخریب هولناک و همچنین تایید نظر مهندس نصرتی در ارتباط با نقش چهره‌های پشت پرده> و پرنفوذ در ممانعت از اجرای صحیح طرح‌های حفاظت از منابع طبیعی، گفت: <اگر این نفوذ را کتمان کنیم، دروغ گفته‌ایم؛ دروغ دروغ گفته‌ایم.> و در پاسخ به این سوال هفته‌نامه مزبور که <لطفا شفاف صحبت کنید، چرا با وجود آزادشدن واردات چوب، بهره برداری از جنگل‌ها به شدت ادامه داد؛ این وسط گیر کار کجاست؟> گفت: <گیر کار، سازمان جنگل‌هاست. امروز اگر بهره برداری در ایران خیلی راحت صورت می‌گیرد، برای این است که در این کار، فرار از قانون و تقلب و عدم نظارت وجود دارد، مخصوصا جاهایی که بحث مادیات و پول مطرح است.>
باید اذعان داشت همه می‌دانند که این فرار از قانون و بهره‌برداری، توسط چه کسانی صورت می‌گیرد، آیا شهروندان عادی و بی‌نفوذ – اعم از شهری یا روستایی – قدرت چنین فرار و سوءاستفاده‌هایی از این دست را دارند؟!

درست یک سال بعد، یعنی در شهریور ۱۳۸۱ – باز هم پس از وقوع سیل مردادماه که دیگر تبدیل به واقعه‌ای سالانه در استان شده – همان نشریه استانی در مقاله‌ای از یک کارشناس برجسته ایرانی در خارج از کشور که برای سفری تحقیقاتی به استان گلستان آمده و سری هم به پارک ملی گلستان زده بود، نوشت: <آنچه اندوه مرا از دیدن آثار سیل در جنگل گلستان صدچندان کرد، این بود که به مدت هفت ماه پس از سیل، هر آنچه از جنگل باقی مانده بود، پاک‌تراشی شد؛ حتی در شب عید، تیم‌های جنگل‌تراش، با وسایل مکانیزه و اره موتوری، مشغول نابودی جنگل بودند.> آیا افراد معمولی و مردم عادی توانایی تشکیل تیم جهت تراشیدن درختان به جامانده از سیل را دارند؟

این را می‌توان از روستاییان محروم و فقیر منطقه پرسید که آیا تاکنون توانسته‌اند آشکارا تکه‌ای – تاکید می‌کنم تنها تکه‌ای – بیشتر از حد مجاز که عموما نیز از سطح نیازهای ابتدایی آنان پایین‌تر است، چوب جمع‌‌آوری کنند و جریمه‌های سنگین به سازمان‌های مسوول نپردازند؟

موضوع، صحه‌گذاشتن بر کار متخلفان نیست، بلکه بحث این است که چرا همه در مقابل قانون برابر به حساب نمی‌آیند؟!

پس از واقعه سیل مرداد ۸۱ – استان گلستان که در سال‌های بعد یعنی ۸۲، ۸۳، ۸۴ و ۸۵ – نیز تکرار شد و علت آن از سوی تمام کارشناسان و حتی مسوولان محیط زیست <کاهش سطح جنگل‌‌ها و مراتع و تخریب و فرسایش خاک> عنوان شد، یک روزنامه‌نگار در نشریه‌ای محلی نوشت: <اگر سیل، برای فقیر بیچاره‌ها جز مرگ، نانی به همراه نیاورد، برای عده‌ای آب شد؛ چوب‌های سیل آورده، به همان شرکت‌هایی داده شد که جنگل‌ها را تراشیده بودند و سپس بعد از سیل در کمک به سیلزدگان برای رضای خدا، شرکت کرده بودند> و همان زمان مدیر کل وقت محیط زیست استان گلستان، با عصبانیت خطاب به مسوولان جنگل‌ها در همان نشریه محلی عنوان کرد: <چه دلیلی دارد که برای استفاده و سود من کارخانه‌دار، مردم ضرر بدهند؟ اما هیچ کس این را نپرسید که <مگر این شرکت‌ها متعلق به چه کسانی هستند که می‌توانند مجوز دریافت کنند و بعد در روند بهره‌برداری، دائما قوانین را زیر پا بگذارند و در ادامه هم با افتخار، در کار خیر <یاری به سیلزدگان> شرکت کنند؟> به‌راستی آیا شهروندان عادی و بی‌پشتوانه این قدرت و توان را دارند؟!

چند سال پیش در سفر به یکی از مناطق ییلاقی استان گلستان در ارتفاعات البرز شمالی که اتفاقا جزو مناطق تحت حفاظت محیط زیست نیز هست، سری به چادر محیط‌بانان زدم. هنگامی که لوازم و ابزارهای بسیار ابتدایی و زندگی سخت و ناامن آنان را در دل کوه مشاهده و سوال کردم که <چگونه با این وضعیت و لوازم ابتدایی و ناقص، از محیط زیست و منابع طبیعی این منطقه با این همه وسعت و تخلف حفاظت می‌کنید؟> با پاسخ‌هایی مواجه شدم که ناتوانی و قربانی‌شدن این محیط‌بانان مظلوم را برایم ثابت کرد. آنان از <افراد و گروه‌های بسیار بانفوذی> یاد می‌کردند که با هیچ یک از تجهیزات مدرن دنیا هم نمی‌توان جلویشان ایستاد؛ وگرنه این قدرت و شخصیت را دارند که زندگی خود و خانواده‌ات را بر باد دهند. (شمار محیط‌بانان و قربانیان محیط زیست و بررسی چگونگی به شهادت رسیدن آنان گواهی بر این مدعاست.)

به نظر می‌رسد اعمال قدرت و نفوذ همین <افراد> و <گروه‌های بانفوذ> در دو، سه دهه اخیر، بزرگترین چالش محیط زیست کشور بوده است که متاسفانه همه از کنار آن با سکوت و احتیاط عبور کرده‌اند؛ بنابراین قبل از هر اقدامی، کوتاه‌کردن دست این افراد، ضامن نجات محیط زیست کشور است.

بر این مبنا، اگر قرار است کاری جدی، به دور از جنجال‌های سیاسی و تبلیغات صرف و تنها به منظور نجات حقیقی محیط زیست در کشور صورت بگیرد، نخستین قدم و صدالبته مهمترین آن، پیش از پرداختن به راهکارهایی همچون ارتقای سطح آگاهی‌های عمومی زیست‌محیطی، عزم ملی، حفاظت مطلوب، داشتن قوانین و مجریان کارآمد و بهره‌برداری خردمندانه که معمولا از سوی مسوولان و دلسوزان محیط زیست ارائه می‌شود و البته بسیار نیز حیاتی به نظر می‌رسد، پایان دادن به نفوذ این افراد است؛ اگر تمام این قدم‌ها به طور کامل هم برداشته شوند و در لابه‌لای سیاست‌های رسمی و غیررسمی نیز جای بگیرند، اما به این مهم توجه نشود، در واقع هیچ کاری انجام نشده است، برخی افراد در بهره‌برداری بی‌رویه و غیراصولی از محیط زیست و منابع طبیعی کشور، آنقدر تجربه‌های شیرین کسب کرده‌اند که به این سادگی نمی‌توان با نادیده‌گرفتن آنها و برگزیدن راهکارهای دیگر، محیط زیست کشور را از ورطه هولناکی که در آن گرفتار شده، نجات داد.

در پایان، ما نیز آرزومندیم براساس اصل پنجاهم قانون اساسی، <حفاظت از محیط زیست، وظیفه‌ای همگانی شده و تهدیدها به فرصتی ملی تبدیل شود>؛ اما تحقق این آرزوی بزرگ و شیرین، نیازمند بستری است که در آن تمام افراد و اشخاص حقیقی و حقوقی در برابر قانون یکسان باشند؛ این، مهمترین و مبنایی‌ترین اقدام نظام و مسوولان زیست محیطی کشور است که فقط با <کوتاه‌کردن دست مافیای جنگل‌ها و محیط‌زیست کشور میسر می‌شود.

به‌راستی قرار است تا چه زمان همچنان چشمانمان را بر روی واقعیات ببندیم و با ارائه و اجرای طرح‌های غیرعلمی و غیرعملی، شاهد نابودی بیشتر محیط زیست باشیم؟! آیا وقت آن نرسیده که نابودشدن محیط زیست کشورمان را باور کنیم؟!

از سایت روزنا
Link پیوند نظرات شما [۰]
SUNDAY, SEPTEMBER 10, 2006
آلودگی محیط زیست
دید کلی

آلودگی محیط زیست از منابع گوناگون صورت می‌گیرد. با پیشرفت تمدن بشری و توسعه فن‌آوری و ازدیاد روز افزون جمعیت ، در حال حاضر دنیا با مشکلی به نام آلودگی در هوا و زمین روبرو شده است که زندگی ساکنان کره زمین را تهدید می‌کند. بطوری که در هر کشور حفاظت محیط زیست مورد توجه جدی دولتمردان است. امروزه وضعیت زیست محیطی به گونه‌ای شده است که مردم یک شهر یا حتی یک کشور از آثار آلودگی در شهر یا کشور دیگر در امان نیستند.

برفی که در نروژ می‌بارد مواد آلاینده‌ای به همراه دارد که منشا آن از انگلستان و آلمان است. یا باران اسیدی در کانادا نتیجه مواد آلاینده‌ای است که منشا آنها از ایالات متحده است. در آتن گاهی مجبور می‌شوند به علت آلودگی شدید هوا کارخانجات را تعطیل و رفت و آمد اتومبیلها را محدود کنند. شهرهای دیگر دنیا مانند مکزیکوسیتی ، رم و تهران نیز با مشکل آلودگی هوا دست به گریبانند. آلودگی دریاها ، رودخانه‌ها ، دریاچه‌ها و اقیانوسها و جنگلهای نیز نیز موضوع بحث جدی می‌باشند.

آلودگی محیط زیست و لایه ازن

یکی از مسائلی که در سالهای اخیر باعث نگرانی دانشمندان شده ، مسئله تهی شدن لایه ازن و ایجاد حفره در این لایه در قطب جنوب است. لایه اوزون در فاصله ۱۶ تا ۴۸ کیلومتری از سطح زمین قرار گرفته و کره زمین را در برابر تابش فرابنفش نور خورشید محافظت می‌کند. هر گاه از مقدار لایه ازن ، ۱۰ درصد کم شود، مقدار تابشی که به سطح زمین می‌رسد تا ۲۰ درصد افزایش می‌یابد. تابش فرابنفش موجب بروز سرطان پوست در انسان می‌شود و به گیاهان صدمه می‌زند. مولکولهای کلروفلوئورکربنها (CFCها) در از بین بردن لایه ازن موثرند. از این ترکیبات بطور گسترده در دستگاههای سرد کننده و در افشانه‌ها (اسپری‌ها) استفاده می‌شود.

این مولکولها به علت پایداری آنها به استراتوسفر راه می‌یابند و در آنجا بر اثر تابش خورشید پیوند C-Cl شکسته می‌شود. اتم کلر حاصل به مولکول ازن حمله می‌کند و مولکول CLO را می‌دهد. این مولکول بنوبه خود با اکسیژن ترکیب شده ، مولکول O2 و اتم Cl آزاد می‌شود که مجددا در چرخه تخریب اوزون شرکت می‌کند. از این روست، در عهدنامه سال ۱۹۷۸ مونترال قرار این شده که از مصرف کلروفلوئوروکربنها به تدریج کاسته شود و مواد دیگری به عنوان جانشین برای آنها یافت شود و یافتن چنین ترکیباتی بطور مسلم کار شیمیدانان است.

آلودگی هوا و مه دود فتوشیمیایی

بسیاری از مناطق شهری با پدیده آلودگی هوا روبه‌رو هستند که در جریان آن ، سطوح نسبتا بالایی از ازن در سطح زمین که جزء نامطلوبی از هوا در ارتفاعات کم است، در نتجه واکنش نور القایی آلاینده‌ها تولید می‌شود. این پدیده را مه دود نور شیمیایی می‌نامند و گاهی از آن به عنوان “لایه ازن در مکانی نادرست” از نظر تشابه آن با مسئله تهی شدن ازن استراسفر یاد می‌کنند. فرآیند تشکیل مه دود در واقع شامل صدها واکنش مختلف است که دهها ماده شیمیایی را دربرمی‌گیرد و بطور همزمان رخ می‌دهند. در واقع ، هوای شهرها را به “واکنشگاههای شیمیایی عظیم” تشبیه کرده‌اند.

پدیده مه دود شیمیایی ، نخستین بار در دهه ۱۹۴۰ در لوس آنجلس مشاهده شد و از آن زمان ، عموما به این شهر بستگی داده شده است. اما در دهه‌های اخیر با کنترل آلودگی هوا مسئله مه دود در شهر لوس آنجلس بطور نسبی تخفیف پیدا کرده است. از نظر کمی ، اکثر کشورها و همچنین سازمان جهانی بهداشت (WHO) ، حدی را برای حداکثر غلظت مجاز اوزون در هوا در نظر گرفته‌اند که در حدود ۱۰۰ppb (میانگین غلظتها در طول زمان یک ساعت) است. اوزون در هوای پاکیزه تنها به چند در صد این مقدار می‌رسد. واکنش دهنده‌های اصلی اولیه در یک پدیده مه دود نور شیمیایی ، اسید نیتریک ، NO و هیدروکربنهای سوخته نشده هستند که از موتورهای احتراقی درون سوز به عنوان آلاینده در هوا منتشر می‌شوند. جزء مهم دیگر در تشکیل مه دود ، نور خورشید است.

باران اسیدی

یکی از جدی‌ترین مشکلات زیست محیطی که امروزه بسیاری از مناطق دنیا با آن روبه‌رو هستند، باران اسیدی است. این واژه انواع پدیده‌ها ، از جمله مه اسیدی و برف اسیدی که تمام آنها با نزول مقدار قابل ملاحظه اسید از آسمان مطابقت دارد را می‌پوشاند. باران اسیدی دارای انواع نتایج زیان‌بار بوم شناختی است وجود اسید در هوا نیز احتمالا بر روی سلامتی انسان اثر دارد. پدیده باران اسیدی در سالهای آخر دهه ۱۸۰۰ در بریتانیا کشف شد، اما پس از آن تا دهه ۱۹۶۰ به دست فراموشی سپرده شد. باران اسیدی به نزولات جوی که قدرت اسیدی آن بطور قابل توجهی بیش از باران طبیعی (یعنی آلوده نشده)، که خود به علت حل شدن دی‌اکسید کربن هوا در آن و تشکیل اسید کربونیک بطور ملایم اسیدی است، باشد، اطلاق می‌شود.

(CO2 (g) + H2O (aq) ↔ H2CO3(aq

از تفکیک جزئی H2CO3 پروتون آزاد می‌شود و PH سیستم را کم می‌کند.از اینرو PH باران طبیعی که آلوده نشده، از این منبع بخصوص حدود ۵٫۶ است. تنها بارانی که قدرت اسیدی آن به مقدار قابل ملاحظه‌ای بیشتر از این باشد، یعنی PH آن کمتر از ۵ باشد، باران اسیدی تلقی می‌شود. دو اسید عمده در باران اسیدی ، HNO3 و H2SO4 است. بطور کلی ، محل نزول باران اسیدی در مسیر باد دورتر از منبع آلاینده‌های نوع اول ، یعنی SO2 و نیتروژن اکسیدها است. باران اسیدی به هنگام حمل توده هوایی که آلاینده‌های نوع اول را دربردارند، بوجود می‌آیند. از اینرو باران اسیدی یک مشکل آلودگی است که به علت حمل دور برد آلاینده‌های هوا ، حدود و مرز جغرافیایی نمی‌شناسد.

مواد شیمیایی آلی سمی

واژه مواد شیمیایی سنتزی از طرف رسانه‌های گروهی برای توصیف اجسامی بکار می‌رود که عموما در طبیعت یافت نمی‌شوند. ولی توسط شیمیدانان از اجسام ساده‌تر سنتز شده‌اند. اکثریت مواد شیمیایی سنتزی که مصرف تجارتی دارند، ترکیبات آلی هستند و برای بیشتر آنها از نفت به عنوان منبع اولیه کربن در این ترکیبها استفاده شده است. کربن با کلر ترکیبهای زیادی را تشکیل می‌دهد که به علت سمی بودن آنها برای بعضی گیاهان و حشرات ، بسیاری از این قبیل ترکیبها کاربرد گسترده‌ای به عنوان آفت کش یافته‌اند. ترکیبات آلی کلردار دیگر بطور گسترده‌ای در صنایع پلاستیک و الکترونیک بکار برده شده‌اند.

شکستن پیوند کربن به کلر بطور مشخص دشوار است و حضور کلر همچنین واکنش پذیری سایر پیوندها را در مولکولهای آلی کم می‌کند. همین خاصیت به این معنی است که با وارد شدن ترکیبهای آلی کلردار به محیط زیست ، تخریب آنها به کندی صورت می‌گیرد و بیشتر تمایل به جمع شدن دارند و به این علت به معضل بزرگ محیط زیست محیطی تبدیل شده‌اند. اجسام آلی سمی که بطور عمده مورد استفاده قرار می‌گیرند عبارتند از: انواع آفت کشها ، حشره کشهای سنتی ، حشره کشهای آلی کلردار ، ددت ، توکسافنها ، کاربامات ، حشره کشهای آلی فسفات‌دار ، علف کشها و…

آلودگی آبها

آب ، تصفیه آن و جلوگیری از آلودگی و به هدر رفتن آن از مسائل بسیار مهم زمان ما به حساب می‌آید. آلودگی آبها ، معضل بزرگ زیست محیطی محسوب می‌شود که به علت پیشرفت صنایع و تکنولوژی ، هر روزه با پیشرفت روز افزون آن مواجهیم.

فلزهای سنگین و شیمی خاک

بسیاری از فلزهای سنگین برای انسان سمی هستند و چهار فلز جیوه (Hg) ، سرب (pb) ، کادمیم (Cd) و آرسنیک (As) فلزهایی هستند که بعلت کاربرد گسترده ، سمیت و توزیع وسیع آنها بیشترین خطر را از نظر زیست محیطی دارند. البته هیچ یک از این عنصرها هنوز به آن اندازه در محیط زیست پخش نشده که یک خطر گسترده بشمار آید. به هر حال ، هر یک از آنها در بعضی از محلات در سالهای اخیر در سطوحی سمی یافت می‌شود. این فلزها بطور عمده از مکانی به مکان دیگر از طریق هوا منتقل می‌شوند و این انتقال معمولا به صورت گونه‌هایی که روی ماده ذره ‌مانند معلق ، جذب سطحی شده یا در آن جذب شده است، صورت می‌گیرد.

تولید انرژی و آثار محیطی آن

بسیاری از مسائل زیست محیطی ، نتیجه غیر مستقیم تولید و مصرف انرژی ، بویژه زغال سنگ و بنزین است. ذخایر زغال سنگ در دنیا از مجموع نفت ، گاز طبیعی و اورانیوم خیلی بیشتر است. از اینرو مصرف زغال سنگ برای تولید انرژی صنعتی نه تنها ادامه خواهد یافت، بلکه احتمالا به مقدار زیادی بویژه در کشورهای در حال توسعه مانند چین و هندوستان که ذخایر زیادی از این ماده دارند، افزایش می‌یابد. از سوزاندن زغال سنگ مقدار زیادی SO2 و CO2 که آلاینده هستند تولید می‌شود. بحث انرژی هسته‌ای و سایر منابع انرژی نیز جای خود دارد.

از سایت دانشنامه
Link پیوند نظرات شما [۰]
تشدید بحران اکولوژیک در ایران
بنابر تجربیات دانش هسته ای و اکولوژیکی، مواد اتمی و رادیوآکتیو بدلایل خصوصیات ویژه شکاف پذیری پی در پی و تکثیر اشعه های ساطع شده (آلفا، بتا و گاما) ناشی از اورانیوم و همچنین بلحاظ درجه عظیم سمیت، تحرک و پایداری ضایعات آنها در محیط زیست و بر روی انسان در مقایسه با سایر مواد زائد و آلایندهای زیست محیطی چون زباله ها و غیره بی نهایت غیرقابل کنترل و خطرناکترند. برای اینکه بتوان مخاطرات عظیم چرخه رادیوآکتیو طبیعی اورانیوم و مواد سوختی هسته ای را حدودی تجسم کرد، امروزه تحقیقات فیزیک اتمی در کشورهای پیشرفته غربی و همچنین تجربیات بدست آمده از وقایع بمباران اتمی هیروشیما و انفجار نیروگاه اتمی برق چرنوبیل نشان می دهند، که اگر مقدار – حتی ناچیز- یک گرم اورانیوم غنی شده به طبیعت و محیط زیست زندگی انسان سرایت و وارد گردد، بطور یقین چهار میلیون سال طول خواهد کشید، که وزن یک گرم اورانیوم و تشعشعات و آلودگیهای همه جانبه و سرطانزای ناشی از آن بالاخره به حد نصف و یا به حد صفر برسد. بنا بر آن باید حجم هزاران و میلیونی مواد و زباله های هسته ای را در نظر بگیریم که چه زمانی به طول خواهد انجامید تا اینکه وزنشان، آلودگیها و خطرات زنجیره ای آنها به درجه نصف برسند. البته درباره راههای بالقوه امکان انتشار مواد اتمی بدلایل خطای بشری و عدم رعایت کامل و مطمئن قوانین هسته ای در مدیریت و کنترل مواد اتمی، و یا تخریب تاسیسات نیروگاههای اتمی بر اثر بروز بلایای طبیعی چون زلزله و یا بر اثر راههای فیزیکی و شیمیایی و دیگر مثل خطر حمله های هوایی به رآکتورها در جنگ و انتقال مواد اورانیوم و گرد و غبارهای اتمی به محیط زیست و انسانها، اساسا جای هیچ شک و شبه ای وجود ندارد. و در واقع این همان خطر بزرگی است که مسائل محیط زیست و اتمی به موضوع حاد جهانی تبدیل شده است. و درست بهمین دلایل فوق نیز در یک ایران هسته ای تحت حاکمیت رژیم عقب افتاده و جنگ طلب آخوندی که نیروگاههای انرژی اتمی و یا سلاحهای کشتار جمعی و ویرانگر بمب هسته ای آن در اختیارات کامل ملایان بنیادگرای تهران باشد، پیوسته سلامت جان و مال مردم و منابع محیط زیست ایران و همچنین صلح و امنیت در منطقه و جهانیان را تهدید می کند.

امروزه به اثبات رسیده است که رژیم جمهوری اسلامی در طول دو دهه گذشته بدور از چشم مردم و با بی توجهی کامل نسبت به خطر انتشار آلودگی و نشت مواد سمی اتمی به محیط زیست، به فعالیتهای سری و گوناگون غنی سازی اورانیوم در ایران پرداخته و ادامه می دهد. مضاف بر آن روند کنونی اوضاع فرسایش و انهدام منابع اکولوژیک و تاراج ذخایر نفت و گاز در حاکمیت ملایان به گونه ای است که پیامدهای زیانبار آن، خواه ناخواه راه توسعه پایدار و سازندگی مدرن مورد نیاز جامعه ایران، برای نسلهای آینده را نیز شدیدا محدود و مختل می کند.

بر اساس تجزیه و تحلیل شواهد و گزارشات مندرج از درون روزنامه های داخل و خارج کشور، در شرایط کنونی بیلان مشکلات زنجیره ای موجود در زمینه های محیط زیست در جمهوری اسلامی در ایران عبارتند از:

الف- ضایعات محیط زیست شهری و انسانی

– آلودگی هوا ناشی از وسائل نقلیه، صنایع و کارگاههای کوچک و سنتی و همچنین فعالیتها و زندگی انسانی (بنابر گزارشات دولتی،بر اساس انباشت و غلظت آلاینده های هوا و گازهای گلخانه ای در اتمسفر هوای تهران و شهرهای بزرگ، متوسط دمای آب و هوا و زمین بطور مثال در شهر تهران ۵/۱ درجه سانتیگراد در دو دهه اخیر افزایش پیدا کرده و فصول تابستان کوتاه تر و گرمتر شده است)
– آلودگی و قحطی آب، قطع و یا جیره بندی مستمر آب آشامیدنی در شهرها
– آلودگی ناهنجار سر و صدا ( صوتی)
– کمبود شرایط و امکانات لازم خدمات شهری همسو و همگام با افزایش سرسام آور جمعیت و حجم بسیار فشرده و متراکم زندگی در شهرها
– گسترش بی رویه شهرها و ساخت و سازهای غیر مهندسی، بدون در نظر گرفتن استانداردهای مقاومت در برابر زلزله با علم به اینکه ۲۴ شهر بزرگ ایران و بخصوص شهر ۱۵ میلیونی تهران بر روی نقشه مناطق زلزله خیز با خطر دائمی زیاد قرار دارد
– کمبود و گرانی مسکن، ایجاد روزافزون مناطق حاشیه نشینی در شهرهای بزرگ بطور نمونه تهران
– نبود امکانات مناسب کانالیزاسیون برای جمع آوری، ‌تصفیه و دفع اصولی فاضلاب و به هدر رفتن ریزش باران و آبهای جاری سطحی
– نبود شرایط سیستم جمع آوری و تجزیه و تفکیک اصولی و دفع مهندسی مواد زائد جامد شهری ( خانگی، خدماتی، ساختمانی، و بیمارستانها)
– کمبود شرایط و امکانات ترمیم و سالم سازی شبکه های قدیمی و فرسوده توزیع و تصفیه آب، و نیز کانالها و فاضلابهای جاری در شهرها
– کمبود شدید سرانه فضای سبز ( پایین تر از ۵/۱ متر مربع برای هر نفر در تهران) وعدم وجود تفریحات روحی و ورزشی سالم و کافی در شهرها بخصوص برای زنان و جوانان
– شرایط محیط زیستی بی ثبات از نظر اجتماعی اقتصادی و سیاسی به لحاظ رشد بیکاریهای آشکار و فرصتهای شغلی کاذب، فقر عمومی و اقتصادی گسترده (در شرایط کنونی بنا بر آمارهای خود رژیم بیش از ۸۰ درصد از مردم در زیر خط فقر اقتصادی زندگی می کنند)، ازدیاد و گسترش جرم و جنایت، بزه کاری، رشوه خواری، استعمال مواد مخدر، ایدز و انواع بیماریهای روحی و جسمی و مسری زیست محیطی وبا و غیره در شرایط ناهنجار کمبود و گرانی شدید امکانات درمانی و بهداشتی،‌ تداوم تنزل ارزشها و شخصیتهای انسانی، از هم گسستگی بیشتر بنیانهای خانواده، فرار کودکان و دختران، ازدیاد کودکان خیابانی، فحشا و دیگر مشکلات با تبعات اجتماعی- فرهنگی در جامعه شهری ایران.

ب- ضایعات محیط زیست صنعتی

– آلودگیهای شدید هوا ناشی از دود و غبارهای مضر و سمی مصارف سوخت زیاد صنایع در محل و مناطق پیرامون موسسه های تولیدی
– آلودگیهای آب و کمبود آب و برق رسانی مورد احتیاج فعالیتهای صنعتی
– آلودگیهای خاک و زمین بطرق غیر بهداشتی، بصورت دفع و پراکنده کردن زباله ها و پسابها
– آلودگیهای گوناگون ناشی از عدم ارزیابی مهندسی برای استقرار جایگاه صحیح مراکز تولیدی و صنعتی
– شرایط غیر استاندارد ماشین آلات تولیدی قدیمی و مستهلک در بخشهای مختلف صنایع دولتی، نیمه خصوصی و خصوصی
– نبود امکانات ضروری دفع علمی مواد زائد و پسابها بویژه از نوع خطرناک و سمی تولیدی، صنعتی و فعالیتهای بیمارستانی
– استخراج و استفاده غیر موثر منابع طبیعی معدنی و انرژی برای انواع تولیدات فرآورده های صنعتی
– کمبود حمل و نقل عمومی، راه و ترابری و ترافیک نامناسب
– مدیریت غیر زیست محیطی و سازمان و برنامه های کار سنتی و ناکارآمد
– کمبود کارگران و پرسنل آموزش دیده ( تکنیسین و متخصص )، بخصوص اهل فن در جوانب جلوگیری از آلودگی محیط زیست و مسایل مربوط به ایمنی محل کار و کارخانه
– اثرات و ضایعات مختلف و بهم پیوسته انسانی، اجتماعی و اقتصادی آلودگیهای دراز مدت محیط زیست صنعتی.

ج- ضایعات محیط زیست طبیعی و مناطق روستایی

– ازدیاد جمعیت روستایی: امروزه حدود بیش از ۴۰ درصد مردم ایران در روستاها بسر می برند که احتمالا در آینده بطور روز افزون به شهرها مهاجرت خواهند نمود
– نبود شرایط و امکانات لازم برای فعالیت و اشتغال در زمینه های کشاورزی، دامپروری و جنگل داری
– مهاجرت از روستاها بدلایل اقتصادی و اجتماعی،‌ بخصوص کوچ اهالی روستاها در حاشیه مناطق کویری- بر اثر گسترش بیابان زایی- و نیز بر اثر قطع و بریدن درختان جنگلها
– تخریب جنگلها، بر اثر آتش سوزیهای عمومی و مانورهای پی در پی نظامی در حاشیه و مناطق جنگلها و پارکهای ملی
– حجم زیاد و سرازیر شده پی در پی و بدون کنترل سیلابها بویژه بدلایل پاک تراشی جنگلها و تخریب مناطق سبز
– نابودی مراتع و مزارع کشاورزی بدلایل کمبود امکانات مناسب دامپروری و چراگاهها
– فرسایش خاک- بر اثر فرآیندهای شوری و قلیایی شدن- و رانش زمین
– استفاده بی رویه و بدون کنترل سموم ضد آفات و کودهای شیمیایی و حیوانی برای زمینهای کشاورزی و مراتع
– کمبود آب و امکانات آب و برق و آبیاری لازم کشاورزی
– بهداشت ناکافی و نارسایی های کمبود دارو،‌ درمان و تغذیه
– وضعیت گسترده و ناهنجار بیسوادی، شرایط نامناسب کمبود معلم و مدرسه برای سواد آموزی و آموزش در زمینه های امور دامپروری، کشاورزی و حفاظت از جنگلها و غیره
– نابودی تالابها، تغییر مسیر آبراه و رودخانه ها و دگرگونی شرایط بیوتوپها بدلایل ساخت و ساز و جاده کشیهای سود جویانه توسط شرکتها و افراد دولتی و نهادهای وابسته رژیم
– مراقبت ناصحیح از شکارگاهها، منابع و آثار طبیعی حفاظت شده پارکهای ملی و جنگلی و انقراض شدید حیات وحش و منابع مورد نگهداری گیاه و بوته های استثنایی و غیره

د- ضایعات ویژه محیط زیست شهری صنعتی و طبیعی

– آلودگیهای مزمن زباله های پنهان و اماکن دفع قدیمی و متروکه در شهرها همانند محل دفن قدیمی و رها گذاشته شده آبعلی در منطقه جنوب شرقی تهران
– اماکن متروکه و تعطیل شده واحدهای صنعتی و بخش خصوصی و غیره بدون پاکسازی بعدی، بویژه مراکز تولیدات شیمیایی، آزمایشگاههای میکربی و …
– انبارهای تسلیحاتی و ایستگاههای متروکه نظامی و پادگانهای تخلیه شده
– مراکز و محلهای جنگ و تراکم وسایل اسقاط، میلیونها مین و مهمات عمل نکرده جنگ در اراضی ایران
– نبود شرایط و امکانات و الزامات معتبر تکنیکی، ایمنی، حقوقی، قانونی، علمی و عملی پرسنل آموزش دیده و با تجربه کافی در زمینه مدیریت صحیح تاسیسات انرژی و دفع مواد اتمی
– زبا له های گوناگون و خطرناک فعالیتهای تولیدی و نگهداری سلاحهای نظامی، شیمیایی و بیولوژیکی و از جمله ساخت و سازهای نیروگاههای اتمی مانند بوشهر، اصفهان، نطنز و اراک و غیره
– آلودگی شیمیایی و افزایش سطح آب دریای خزر
– آلودگی خلیج فارس بوسیله پسابهای صنعتی، ریزش و شستشوی نفت کشتها و پیامدهای جنگها در گذشته
– رسوب گذاری سنگین و نیز خشک شدن تدریجی رودخانه ها
– نابودی تالابهای بین المللی و مرگ و میر ماهیها و منابع غذایی و پروتیینی آبزیان
– آلودگی مصالح آسبست دار ساختمانی و بکارگیری گسترده لوله های سرطانزای آزبستی در شبکه های توزیع آب آشامیدنی در شهرها
– آلودگی مواد رآدیواکتیو مناطق دارای ذخایر اورانیوم کوه سبلان بدلایل عملیات حفاریهای گسترده استخراج اورانیوم توسط سازمان انرژی اتمی و شرکتهای تاسیسات انرژی خارجی و شیوع و ازدیاد بیماریهای سرطان گوارش و سرطان خون در مناطق زندگی آبریزهای آلوده به رادیواکتیو کوه سبلان (شهرها و روستاهای اردبیل، سراب و مشکین شهر)
– آلودگی رادیواکتیویته رودخانه مرزی ارس و آبریزهای مهم دریای مازندران و مناطق زندگی در استانهای شمالی سواحل خزر
– شیوع بیماریهای آنفلونزای مرغی در تهران و مناطق استان شمال و آذربایجان
– و دهها موارد نگران کننده دیگر که مهار، ایمن سازی و ترمیم ضایعات همه جانبه و خطرناک ناشی از آنان سالیان دراز به طول خواهد انجامید و میلیاردها دلار خرج بهمراه خواهند داشت.

بنابر مسائل و معضلات ذکر شده در بالا، باید نتیجه گرفت که شرایط کنونی روند افزایش روزافزون آلودگیهای زیستمحیطی و اکولوژیکی در ایران در جمهوری اسلامی به میزانی بحرانی و نگران کننده است که دیگر گنجایش ریسکهای اتمی وخطر نشت و انتشار مواد رادیو اکتیو و غیره را اساسا ندارد. و اجبارا می بایستی در جهت استفاده از پتانسیلها و منابع گوناگون وعظیم موجود انرژیهای پایدار در ایران اقدام کنیم.

افراد و جریاناتی که تاکنون فاجعه ملی اکولوژیک در ایران در جمهوری اسلامی را جدی تلقی نکرده و یا ناآگاهانه و یا بطورعمدی، غنی سازی اورانیوم و فنآوری هسته ای توسط رژیم آخوندی را خواست و حق مردم ایران جلوه می دهند (یعنی خودشان را با رژیم در یکجا قرار می دهند) باید بدانند، که سرزمین ایران در قرن معاصر در سیر تغییر و تحولات کنونی جهانی شدن اقتصاد سرمایه داری بواقع بعنوان یک کشوری با توان و قدرت عظیم منابع اکولوژیکی و منابع سوخت زیرزمینی در سطح ممالک جهان محسوب می گردد. ایران دارای بزرگترین ذخایر سرشار هیدروکربنی است و دومین منابع عظیم گاز طبیعی در کره خاکی در کشور ایران می باشد. گاز بعنوان منبع سوخت تکنولوژی برتر محیط زیستی است که در قرن جاری کشورها ی جهان برای روند پیشرفت و توسعه پایدار و محیط زیست شدیدا به آن نیاز دارند. علاوه بر آن با توجه به مساحت گسترده ایران، تنوع طبیعی و اقلیمی گوناگونی که در سطح وسیع مناطق کشور وجود دارند و موقعیت جغرافیایی سیاسی بسیار حساس و مهمی که کشور ایران قرار دارد، جملگی این امکانات و شرایط واقعا بزرگترین شانس ایرانیان برای ساختن ایرانی آزاد مدرن و اکولوژیک است. بطور یقین اگر یک نظام دموکراتیک و حاکمیت مردمی در ایران برقرار باشد، بطور یقین می توانیم در کنار استفاده موثر از منابع سوخت تجدیدناپذیر، همچنین با بوجودآوردن فرصتهای شغلی جدید و مداوم بخصوص برای زنان و جوانان کشور و به همت و یاری ایرانیان با فرهنگ دیرینه علاقمند به مظاهر طبیعت و محیط زیست و نظرات و همکاریهای سازنده اساتید علمی و کارشناسان دلسوز و همبستگی و تعاون شمار بسیار زیادی از فعالان سیاسی و نیروهای آزادیخواه که در ایران وجود دارند، از امکانات منابع انرژیهای تجدیدشونده، بطور مثال از استفاده انرژی باد، اشعه های خورشیدی، گرمای زیرزمینی و تکنیکهای مرتبط فوزیون هیدروژنی و دیگر در سراسر مناطق کشور ماکزیمم بهره برداری را برای توسعه پایدار و محیط زیست ایران بنماییم. این انرژی سالم منبع بومی دارد و همچنین میتوان بدلایل وفور آن به کشورهای دیگر در جهان نیز صادر نمود. پس بنابراین ادعاهای رژیم جمهوری اسلامی مبنی بر لزوم بسوی انرژی اتمی رفتن، بهانه ای بیش برای دستیابی ملایان تهران به سلاحهای اتمی نیست. بخصوص که طرح و برنامه های انرژی اتمی بدلایل خطرات و پیآمدهای عظیم انسانی و زیست محیطی مواد هسته ای و سرمایه گذاری کلان ملی با ثمربخشی محدود و کوتاه مدت آن، امروزه در جهان موضوعی بسیار کهنه و غیر مترقی شده است و در ایران نیز برنامه ای آینده نگر و صحیح نمی باشد. هم اکنون حتی کشورهای غربی همچون کانادا و آلمان و دیگر قانونا تصمیم گرفته اند که تا سالهای ۲۰۲۰ میلادی از استفاده رآکتورهای اتمی برق برای تامین انرژی کلا صرفنظر کنند.

مقاله انسان

نظر خود را بگذارید .

تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به کانون مهندسین نور میباشد .

نقشه سایت
قالب وردپرس